کتابی درباره آداب تعلیم و تربیت اسلامی، رسم علم آموختن و دانستنی های طالب علم و مراتب اخلاقی آنان به زبان عربی. این اثر، نقطه تحول در تاریخ تربیت اسلامی شرق تا اوایل قرن 12 هجری. نویسنده آن "برهان الدین زرنوجی" فقیه و عالم بزرگ قرن پنجم و ششم هجری قمری. در این کتاب به اقوال و آراء دانشمندان و شاعران استناد و از شعرا و اثر دانشمندان اهل تسنن بسیار یاد شده و اشعار و نکته هایی از آنها به مناسبت آمده، گرچه بعضی از نویسندگان، نام و سخنان آنها را یا حذف کرده و یا تغییر داده اند و بعضی تالیف آن را به خواجه نصیرالدین طوسی، نسبت داده اند. این اثر، چند بار تحریر و تلخیص شده که یکی از این تحریرها در حاشیه کتاب «الهدایة فی النحو» در کتاب جامع المقدمات است. معرفی اجمالی نویسنده:برهان الدین زرنوجی، از شهر «زرنوج» در نزدیکی شهر بخارا بود و به همین دلیل به «زرنوجی» معروف شد. او شاگرد فقیه حنفی "برهان الدین مرغنیانی" نویسنده «الهدایه» بود. اگر چه وی به عنوان یک فقیه برجسته، مشهور شد ولی معلم بزرگی بود که عمیقا به فرآیند تعلیم و تربیت رسمی علاقه مند بود. او سال 1203 میلادی، رساله « تعلیم المتعلم» (آموزش فراگیر و روش یادگیری) را نوشت. زروجی سال 519 هـ ق برابر 1125 میلادی در گذشت.انگیزه نویسنده از تالیف کتاب:از نظر نویسنده، علی رغم تلاش زیادی که بسیاری از دانش جویان در راه کسب علم دارند ولی قادر به تحصیل آن و بهره مند از ثمرات آن نیستند به دلیل اینست که راه و روش تحصیل علم را نمی دانند و قدم در راه صحیح نگذاشته، لذا به مقصود نمی رسند. از این جهت، مولف سعی کرده تا راه کسب دانش علم را بنابر آنچه که در کتابها خوانده یا از بزرگان و اساتید شنیده، نشان داده و بطور ایجاز بیان کند.ساختار کتاب آداب المتعلمیناین تحریر که در حاشیه کتاب الهدایه، در کتاب جامع المقدمات است، شامل 12 فصل و فاقد 2 فصل از متن اصلی کتاب و اشعار کتاب است.فصل اول: در حقیقت و ماهیت علم، تعریف و فضیلت علم، وجه امتیاز انسان از حیوان، حرمت و وجوب بعضی از علوم، حرمت علم نجوم و ضرر آن. از همین موضوع، معلوم می شود که انتساب آداب المتعلمین به خواجه نصیرطوسی که خود منجم و ریاضی دان بود، کاملا بی اساس است.فصل دوم: هدف مطالعه علم آموزی برای بقا و احیای دین، بی توجهی به امور دنیوی.فصل سوم: موضوعاتی چون، انتخاب رشته خاص با دلیل و ره صحیح، انتخاب استاد، انتخاب رفیق و دوست همدرس، ثبات در یادگیری، درک محضر استاد دانشمند، سفر برای پیدا کردن بهترین استاد، شرایط تحصیل، احترام به علم و کتاب، احترام به استاد.فصل چهارم: شامل مباحثی چون: اوقات درس در شبانه روز، تکرار درس، همت و استقامت در آموختن.فصل پنجم: اختصاص روزهایی در هفته برای تکرار، بازخوانی دروس گذشته، طی مراحل درسی به ساده دروس مشکل، حسن مباحثه برای دانش جویان.فصل ششم تا نهم: مربوط به سن تحصیل، بی توجهی به امور دنیوی در تحصیل علم، پاکدامنی دانشجو، همه جا باید علم آموخت و آن را ضبط کرد.فصل دهم: دانشجو باید از هم نشینی با پرگویان و سخن چینان، اشرار و ظالمین دوری کند. دانشجو باید به آداب نیکو و سنت های خوب، تمسک پیدا کند.فصل یازدهم: علل حفظ و تقویت حافظه و علل فراموشی (کم خوری، مباحثی چون نماز شب، قرآن خواندن، خوردن عسل و کندر. علل فراموشی چون: گناه، اندوه برای مسائل دنیا، خواندن سنگ مقابر، خوردن بعضی از خوراکیها).فصل دوازدهم: علل کمی عمر و زیادی عمر، چون: خواب زیاد، اهمال در نماز، ترک دعا، جلوتر از استاد راه رفتن، بخل و اسراف، ترک مغفرت برای پدر و مادر و استاد، صله رحم، احترام به اساتید و بزرگان، رعایت بهداشت.
نام (درخواست شده)
ایمیل (درخواست شده, ولی نمایش داده نشده)
وب سایت
برای دنبال کردن نظرات به من اطلاع دهید
تازه کردن
عنوان درس: سه بعدى بودن انسانموضوع درس: شماره درس: 60تاريخ درس: ۱۳۷۶/۸/۲۱متن درس:اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم. بسم اللّه الرحمن الرحيم. رب اشرح لى صدرى و يسر لى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.ماه رجب، ماه شعبان، ماه رمضان اين سه ماه از نعمتهاى بزرگ خداى تعالى است و همه بايد به اين سه ماه اهميت فوق العاده بدهيم، بدهند چيزى كه بايد همه مان توجه داشته با شيم ايناست كه ما سه بعدى هستيم واين بعدها همه همه بايد تغذيه بشود بايد ارضاء بشود و اگر ارضا نشود معلوم است كه اين انسان يك آدم تلخى يك آدم بىمزهاى از كار در مىآيد.يكى آن بعد جسمانى، اين بعد جسمانى غرائزش بايد ارضا بشود غريزه خوردن، آشاميدن غريزه جنسى حتى غريزه عزتطلبى غريزه مربوط به دنياو مال دنيا اينها بايد در چهار چوب شرع در چار چوب عقل ارضاء بشود ولى مىدانيد كه در روايات مامزمت زياد شده است از آن كسانيكه اعتنا به غرائز جنسى نداشته باشد وحتى اين ليس منّادر روايات فراوانى آمده است ليس منّا اينكه ئنيايش را فداى آخرتش بكند ليس منّا اينكه كسى غريزه جنسىاش را ارضاء نكند ليس منّا اينكه كسى توى اجتماع نباشد رهبانيت راانتخاب بكندو اثال اينها و راجع به اين ارضاى غريزه جنسى هم چون كه طبع مردم است كه از اين نظر افراط گر هستند ادامه مطلب...
عنوان درس: صفات رذيلهموضوع درس: شماره درس: 68تاريخ درس: ۱۳۷۶/۱۲/۱۳متن درس:اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم. بسم اللّه الرحمن الرحيم. رب اشرح لى صدرى و يسرلى امرى واحلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى درباره اخلاق يعنى صفات رذيله و صفات حسنه از مهمترين مسائل در اسلام است پيش عقل است و در اين باره يك مقدارى در جلسات قبل صحبت كردم چيزى كه بايد توجه به آن داشته باشيم اين است كه اتفاقا هر چه عقل ما مىگويد واجبتر هر چه قرآن و روايات مىگويد واجب مؤكد معمولاً مردم به آن اهميت نمىدهند و شايد يك در هزار باشد شايد كمتر اينكه در صدد باشد مهذب بشود. راستى اقلاً بيست و چهار ساعت يك ساعت هم درس اخلاق بخوانند مطالعه اخلاقى بكند در صدد باشد رذالت را از فضيلت بشناساند و آنجا كه رذالت است در صدد رفع آن باشد كجا پيدا مىشود الان شما نخبهها آيا در بيست و چهار ساعت وقت حسابى براى اين گذاشتيد عموم مردم چنين هستند اين يك مصيبت است يعنى از يك طرف قرآن 11 تا قسم بخورد بعد از 11 تا قسم بفرمايد «قد افلح من زكيها و قد خاب من دسيها» پس از 11 تا قسم با دو سه تا تأكيد رستگارى فقط و فقط مال كسى است كه مهذب باشد بى بهره است شقى است جهنمى است آن كسى كه صفت رذيلهاى بر دل او حكمفرما باشد اين از يك طرف امّا از طرف ديگر اهميت مسلمانها به اين مسئله اهميت روحانيت به اين مسئله بسيار كم است و حالا چه بايد كرد چه بايد گفت و اين جلسات قبل ما هم به خوبى به ما مىفهماند ادامه مطلب...
عنوان درس: دستورالعملى كه در سوره مزمّل بر پيامبر(ص) نازل شد.موضوع درس: شماره درس: 45تاريخ درس: ۱۳۷۶/۳/۷متن درس:اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرحلى صدرى و يسرلى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.بحث روزهاى چهارشنبه ما درباره اين دستورالعملى بود كه در سوره مزمّل براى پيغمبر اكرم(ص) آورده شده بود و انصافا اين دستورالعمل براى شخصيت پيدا كردن در اجتماعمان براى آخرتمان خيلى مفيد است. اين دستورالعمل جمله اولش اهميت به نماز، نماز واجبى، نماز مستحبى، مخصوصا نماز شب است. و اين جمله اوّل بود كه معلوم است و مىدانيد كه افضل همه عبادات براى توفيق پيدا كردن براى سير و سلوك براى اينكه انسان به جايى برسد محبوبيت اجتماعى پيدا كند، براى آخرت اهميت دادن به نماز است كه بهامام صادق كه از ايشان سؤال كردند افضل اعمال چيست؟ فرمود بعد از معرفت چيزى سراغ ندارم از نماز بهتر باشد. و يك جملهاى هم نسبت مىدهند به مرحوم آشيخ حسنعلى نجفآبادى، آن مرحوم نخودكى، آنكه انصافا چيز داشته است انصافا به مقام بالايى رسيده بوده است. كه مرحوم آقاى محسنى رضواناللّهتعالىعليه از شاگردهاى ايشان بود به من مىفرمود ايشان طى اللسان داشت. علاوه بر طى الارض طى اللسان داشت. خيلى چيزها از ايشان نقل مىكنند. ادامه مطلب...
جلسه هفتاد و هفتم: زهد و تقویدرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: زهد و تقوی جلسه: هفتاد و هفتم تاریخ: 14/ 5/ 1377 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی این انقطاع عن الناس و یا انقطاع عن غیر اللَّه انصافاً چیز خوبی است یک نعمتی است که به دنیا و آنچه در دنیاست ارزش دارد بلکه اگر بتواند آن مراتب بالایش را بدست بیاورد از بهشت و آنچه در آن است ارزشش بیشتر است و این همان زهدی است که در علم اخلاق آمده همان زهدی که همه همه آن را خوب میدانند همان قناعت و ساده زیستی است که در اخلاق آمده است که آن را هم فطرت انسان حتی تجمل گراها خوب میدانند آنکه علمای علم اخلاق راجع به زهد گفتند همین انقطاع عن غیراللَّه است معنای زاهد یعنی آن کسیکه دلبستگی به هیچ چیز نداشته باشد به قول حافظ شیرازی میگوید که غلام همت آنم که زیر چرخ کبودزهر چه رنگ تعلق پذیرد آزادم هر چه بخواهد دلش را ببرد از همان آزادم که قرآن شریف میفرماید «ویضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم»[1] اصلاً اسلام آمده برای همین اسلام آمده این غلها را بردارد بتها را بشکند این دلبستگیها را این زنجیرها را بعضی اوقات زنجیر هفتاد ذرعی میشود در جهنم این زنجیرها را پاره کند عرفای اسلامی به آن میگویند انقطاع عن غیر اللَّه یا انقطاع عن الناس علمای علم اخلاق میفرمایند اسمش را میگذارند زهد و اسمش را در قرآن نیامده الا اینکه گاهی تعریف میکند که امیرالمومنینعلیهالسلام تفسیر میکند زهد همین است که «لکیلا تأسوا علی مافاتکم و لا تفرحوا بماء اتاکم»[2] اگر دنیا را از آن بگیرند هیچیاش نمیشود اگر دینا را به او بدهند هیچیاش نمیشود اگر فرح دارد غم و غصه دارد جای دیگر است برای کس دیگر است ادامه مطلب...
عنوان درس: دور نمودن صفات رذيلهموضوع درس: شماره درس: 63تاريخ درس: ۱۳۷۶/۹/۲۰متن درس:اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرح لى صدرى و يسر لى امرى واحلل عقدة من لسانى يفقهوا قولىبحث اين بود كه در حاليكه مردم ميدانستند پيامبران الهى بر حق هستند براى سعادت دنيا و آخرت مردم آمدند اما با همه پيامبرها با فرضى كه بينه و برهان داشتند اما لجاجت كردند زير بار نرفتند «وما ارسلنا فى قرية من نذير الا قال مترفوها انا بما ارسلتم به كافرون»[1] كه قرآن روى همين هم پا فشارى دارد اين كله گندهها كله پر بادها، اين عزيز بى جهتها حالا يا از نظر علمى غرور دارد يا از نظر رياست غرور دارد يا از نظر پول اينها كه قرآن اسمش را مىگذارد مترف در مقابل مستضعفين چرا چنين است كه در دو جلسه قبل مىگفتم راستى چه جور مىشود يك افرادى مولود كعبه را كه خودشان ديدند سر دست پيغمبر اكرم «من كنت مولاه فهذا على مولاه» روايت ثقلين را خودشان شنيدند اما باهمه اين فرضها اميرالمومنين را عقب بزنند و خودشان بيايند جلو چه جور مىشود يك جهت را اشارهاى كردم و گفتم كه صفت رذيله اگر صفت رذيلهاى بر كسى حكم فرما باشد اين صفت رذيله كور مىكند كر مىكند نفهم مىكند ديگر معمولاً آدم كور، كر، نفهم، آدم ديوانه در چاه مىافتد ادامه مطلب...
جلسه نود و سوم: اهمیت به نظام جمهوری اسلامیدرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: اهمیت به نظام جمهوری اسلامی جلسه: نود و سوم تاریخ: 21/ 11/ 1377 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی. قبل از آنکه وارد بحث بشویم یک نکتهای عرض بکنم و تقاضا دارم به این نکته اهمیت بدهید و نکته این است که ما راجع به این نظام نباید بی تفاوت باشیم به اندازه فراخور حالمان هر کسی به اندازه فراخور حالش باید با تفاوت باشد برای دنیا باشد همین را اقتضا میکند برای اجتماعمان باشد همین را اقتضا میکند برای آخرت هم باشد همین را اقتضا میکند مثل فردا را باید خیلی اهمیت بدهیم و معمولاً حوزه اصفهان راجع به این امور بی تفاوت یا اینکه کم رنگ است در تفاوت و همه باید روی این بی تفاوتی کم تفاوتی یک فکری بکنیم مسلم فردا سر و صدای است راجع به بیست و دوم بهمن در همه جای ایران جمعیت راهپیمایی بیشتر از سال گذشته است مردم با شعورند مردم فهمیدهاند البته مردم در صحنه نظام و اینها اگر یک وضع استثنای ولو کمرنگ بیاید جلو اینها جواب دشمن را میدهند و این کار بی ادبی که امریکا کرد این موشک که اشتباه عمدی پشت آبادان این را مردم فردا جواب خواهند داد و بهترین جواب را خواهند داد و خیال نکنید این مرگ بر امریکا در خیابانهای اصفهان مرگ بر امریکا نمیشود نه این خاک سیاه میریزد بر سرش لذا فردا جواب موشکش را مردم میدهند حالا شما فردا عصری تصدیق میکنید حرف من را اقلاً دو برابر سال گذشته جمعیت در حالی که بیست و دوم خیلی عالی بوده اگر موضوع استثنای جلو نمیآمد خیلی عالی بود دیگر حالا این موضوع استثنایی هم هست حالا مردم اینها پر شور در صحنه امّا در اصفهان حوزه روحانیت که باید اقلاً سه چهار هزار نفر یک دفعه در صحنه خیابان آنها هم بپیوندند به مردم گاهی در میان مردم یک اهل علم پیدا بشود خیلی بد است حالا ما انقلاب را هم قبول نداشته باشیم این بد است حالا مردم ما را دوست دارند این را چیزی نمیگیرند به رخمان نمیکشند ادامه مطلب...
جلسه هشتادم: زهد اسلامیدرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: زهد اسلامی جلسه: هشتادم تاریخ: 11/ 6/ 1377 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی بحث ما در باره زهد اسلامی بود تبتل در قرآن یعنی کسی بتواند اسیر چیزی اسیر کسی نباشد جز اسیر خدا چقدر با مزه است گفتنش بامزه است تصورش لذت بخش است که یک کسی این اسارتها را که ما داریم نداشته باشد نه اسیر پول باشد، نه اسیر جاه، نه اسیر زن باشد، نه اسیر بچه، اسیر این دنیای به معنای عام نباشد اسارت نداشته باشد به قول قرآن شریف «ویضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم»[1] اسلام برای همین آمده این غلها را بردارید و آنچه وابسته باشیم اسیر صد در صد باشیم اسیر خدا، بنده خدا دل مال خدا تصورش خیلی لذت بخش است گفتنش خیلی لذت بخش است معلوم است آنها که این حالت را دارند چقدر عالی لذت میبرند همین دنیا بهشتشان است آن هم بهشت عندالهی درباره فوائدش صحبت میکردم از جمله فایدههایش که فایده مهمی هم هست اینکه راستی اگر کسی اسیر چیزی اسیر کسی نباشد جز خدا دلی پیدا میکند مطمئن منهای غم و غصه، منهای دلهره، منهای اضطراب خاطر، منهای نگرانی دیگر دل میشود مطمئن صد در صد دیگر در این دل غصه نیست غم نیست دیگر در این دل نگرانی از آینده اضطراب خاطر از آینده دیگر ترس از کسی از چیزی نیست «الا ان اولیاء اللَّه لا خوف علیهم و لا هم یحزنون»[2] دیدم هم مصادیق این آیه را زیاد دیدیم راستی اینجور است که مخصوصاً این تأکیدها هم دارد «الا ان اولیاء اللَّه» هم کلمه الا هم کلمه ان هم جمله اسمیه اینکه از گذشته غمی ندارد از آیند ترسی ندارد «لاخوف علیهم و لا هم یحزنون» که به آن میگویند نفس مطمئنه ارجعی که این ظاهراً دم مرگ هم که به میگویند «ارجعی الی ربک» بیا پیش خدا این مصداق است در همین دنیا به او میگویند ارجعی راستی هم در همین دنیا مقام ارجاع را پیدا کرده دیگر در همین دنیا نفس مطمئنه یعنی آن نفسی که حکومت خدا بر دل وقتی حکومت خدا بر دل شد و این هم یابیده است حکومت خدا را بر دل دیگر غم از چی غصه از چی ترس از کی ترس از چی و این خیلی نعمت بزرگی است امنیت یک امنیت ظاهر است خوب این امنیت ظاهری خیلی نعمت بزرگ است که انسان از نظر ظاهر امنیت داشته باشد همان «نعمتان مجهولتان الصحة و الامان» مثلاً الان در زمان جنگ اصفهان بمب باران میشد یک نا امنی عجیبی در اصفهان حکمفرما بود و آن نا امنی را انسان تصور بکند با حالا که چه نعمت بزرگی است نعمت خیلی بزرگ است نعمت امنیت، امنیت ظاهری اما مهم تراز این امنیت دل انسان از نظر دل امنیت داشته باشد امنیت دل چیست غم و غصه نداشته باشد دلهره نداشته باشد اضطراب خاطر نداشته باشد نگرانی نداشته باشد همین که امیرالمومنینعلیهالسلام آیه را معنا میکند که سؤال شد که زهد چیست فرمودند که الزهد بین الکلمتین «لکیلا تأسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما اتاکم»[3] این زهد است زهد اسلامی یعنی غم و غصه نداردیعنی تأسف از گذشته نیست نگرانی از آینده هم نیست «لکیلا تأسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما اتاکم» حالا از آن طرف هم یک اسارت برایش پیدا شود برای اینکه خلافت به او دادند آن هم نیست یک اسارت برایش پیدا شود برای اینکه امروز مثلاً یک شهرتی پیدا شد یک پولی پیدا شد نه دل اسیر چیزی کسی نیست تا اینکه غم و غصه پیدا کند یا خشنودی مربوط به دنیا نه این نه آن این خیلی مقام است خیلی مقام است یعنی مقام است حالا هیچ خیلی نعمت است که انسان امنیت دل داشتته باشد غم و غصه نباشد ادامه مطلب...
جلسه هشتاد و سوم: تقوی اسلامیدرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: تقوی اسلامی جلسه: هشتاد و سوم تاریخ: 22/ 7/ 1377 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی هفته گذشته عرض کردم که انسان سیری دارد از نظر قرآن به نام سیر به سوی اللَّه حرکت به سوی خدا و برای همین هم آمده است برای همین آوردندش «یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحاً فملاقیه»[1] تو در حرکت هستی حرکت پر رنج حرکت پر مشقت اما اگر بمانی در راه منتها سیر خدا است «ان الی ربک الرجعی»[2] «ان الی ربک المنتهی»[3] «انا للَّه و انا الیه راجعون»[4] و هفته گذشته هم گفتم خیلی هم احتیاج نیست به اینکه ما معنا بکنیم «انا للَّه و انا الیهای الی قربة الی رحمة الی جنته راجعون» این مجازات هم لازم نیست برای اینکه انسان در همین دنیا میتواند برسد به یک جا که دیگر هیچ چیز در جهان نبیند جز خدا و هیچ چیزی در دلش نباشد جز خدا و استقلالی برای هیچ چیزی قائل نباشد جز خدا و شاید در مجلس ما هم این جور افراد باشند زیاد هستند خوب این سیر همه برای همین سیر آمدهاند حالا بعضی متوقف میشوند بعضی راه را گم میکنند بعضی سقوط پیدا میکنند و آنها چیزهای دیگر است اگر تو راه باشد و برود جلو منتهی سیر خداست در همین دنیا به مطلوبش به مقصودش به گم شدهاش میرسد و دیگر معلوم است چون روز قیامت روز تجلی است روز قیامت روز حقایق است دیگر همه ظواهر تمام میشود دیگر آنجا این گم شده بهتر پیدا میشود دیگر آنجا راستی با خدا حرف میزند خدا با او حرف میزند دیگر راستی با آن چشم بصیرتی که خدا میبیند نشاط پیدا میکند «وجوه یومئذ ناضره الی ربها ناظره» و بهترین لذاتش هم همین است این بهشت برای عموم مردم است و اما بهشت برای افرادی که به مقام لقاء رسیدند دیگر معلوم است که خیلی اهمیت ندارد یا برای بعضی از آنها اصلاً اهمیت ندارد حالا علی کل حال این انسان آمده برای اینکه به خدا برسد که بالاترین لذات است لذتی که به انسانیت میخورد به آدمیت میخورد و الا اگر آمده باشد برای اینکه غرائز خودش را ارضا بکند چه اینجا چه در بهشت این انسانیت نیست این باز هم حیوانیت است خوب حالا حورالعین چه اینجا چه در بهشت بالاخره مربوط به جسم است خوردن چه اینجا چه در بهشت مربوط به جسم است و همچنین ما بقی نعمتهایی که در قرآن آمده اما آنکه مربوط به روح است به آدمیت است ادامه مطلب...
عنوان درس: دستور العمل سوره مزمل، تهذيبموضوع درس: شماره درس: 51تاريخ درس: ۱۳۷۶/۵/۲۲متن درس:اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرح لى صدرى و يسرلى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.بحث ما راجع به اين دستورالملى بود كه پروردگار عالم به پيغمبر اكرم داده بود براى اينكه بتواند بار سنگين نبوت را به منزل برساند و يكى از آن دستورالعملها تبتل بود (و اذكر اسم ربك و تبتل اليه تبتيلاً) ياد خدا باش از نظر علم ياد خدا باش در عمل و خود را از نظر خدا بياب و منقطع باش از همه متصل باش به خدا «انقطاع عن غير اللّه و انقطاع الى اللّه» به اين مىگوييم تبتل و مىفرمايند اين بار سنگين را بار نبوت را به منزل برسان به واسطه اين حالت «انقطاع عن غير اللّه و انقطاع الى اللّه» اميد به احدى نداشته باش جز خدا در كارها مؤثر از احدى نبين كه اين حال تبتل واقعيت «لااله الا اللّه» است «لا مؤثر فى الوجود الا اللّه» راجع به انقطاع الناس هفته گذشته صحبت شد و راستى اگر كسى اين حالت را پيدا كند خيلى چيزها پيدا كرده است راحت هم مىشود تمام اين گرفتارىهاى ما در اين دنيا در آخرت هم همين است كه دل ما بسته به اين دنياى به معناى عام است و اگر انسان بتواند دلكندگى پيدا بكند از از اين دنيا به معناى عام معلوم است كه راحت مىشود ادامه مطلب...
جلسه هفتاد و چهارم: انقطاع عن الناسدرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: انقطاع عن الناس جلسه: هفتاد و چهارم تاریخ: 17/ 4/ 1377 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی. یکی از مسائلی که علمای علم اخلاق روی آن خیلی پافشاری دارند و تأکید بسیاری هم توصیه بسیاری هم از قرآن از روایات اهل بیتعلیهمالسلام دیده میشود حال تبتل برای انسان است «فاذکراسم ربک و تبتّل علیه تبتیلا» این حال تبتل که دو معنای مطابقی دارد یک معنای التزامی در اخلاق به آن میگویند انقطاع عن الناس وانقطاع الی اللَّه از همه چیز بریدن به خدا وصل شدن انسان برسد به آنجا که هیچ چیزی نتوانسته باشد دل او را ببرد. دلبستگی به چیزی که اگر دلبستگی به چیزی به چیزهایی به اشخاصی پیداشد به این میگویند که انقطاع عن الناس ندارد و اگر توانسته باشد بتواند که کار بسیار مشکلی هم هست دل، وابسته به چیزی به کسی نباشد جز به خدا دلش وابسته است فقط به خدا این دو تا حالت میگویند پیدا شده یکی انقطاع عنالناس و یکی انقطاع الی اللَّه این انقطاع اگر با آن حرف عن متعدی بشود به معنای بریدن اگر با الی متعدی بشود به معنای بستن است که از اضداد است تا ببنیم حرف جرّ آن چیست لذا انقطاع عن الناس یعنی بریدن از همه چیز این دل، بسته به کسی بسته به چیزی نیست میگویند حالت انقطاع عن الناس پیدا کرده و گاهی هم وقتی که بریده میشود از همه چیز وابسته میشود به کسی، کس حقیقی یعنی خدا، میشود انقطاع الی اللَّه پیدا شده و از نظر عرفان انقطاع عن الناس را همان زهدی است که در روایات آمده معنای زهد این نیست که فقیر باشد بی چیز باشد. معنای زهد از نظر علمای علم اخلاق این که است بسته به مال دنیا بسته به امکانات دلش وابسته به ریاست واینها نباشد به این میگویند زهد که ممکن است ریاست داشته باشد دنیا را داشته باشد کوشا در دنیا باشد اما دلش وابسته به این مال و منال و خانه و ریاست واینها اصلاً نباشد نتواند غیر از خدا دلش راببرد. خوب این را میگویند انقطاع عن الناس آن وقت اگر بتواند برسد به یک جا که راستی صددرصد دلش بشود مال خدا در عرفان به آن میگویند لقاء همان که 21مرتبه در قرآن آمده «فمن کان یرحو لقاء ربه فلیعمل عملاً صالحا ولایشرک بعبادة ربه احداً» این مقام لقاء21 مرتبه در قرآن آمده که مفسرین هم 21 بار مجاز قائل شدهاند گفتند یعنی لقاء رحمته وآن وقت اینها میگویند اگر راستی وابسته شود دلش به خدا میشود مقام فناء میشود مقام لقاء آنها میگویند فناء لقاء قرآن در همین آیه که خواندم هر دو را یک جا میفرماید تبتل «فاذکر اسم ربک و تبتل الیه تبتیلاً» یکی دستور میدهد به تبتل که یک معنای عامی دارد تبتل یعنی دل را مال خدا کردن اغیار راهمه را از دل بیرون کردن صاحبخانه را در دل آوردن خوب مشکل است اما نه برای ما طلبهها ما که خیلی بالاتر از اینها برای عموم مردم از اوجب واجبات است. حال آن انقطاع الی اللَّه که بگوییم برای خواص است. برای خواص نیست اما این انقطاع عن الناس این از اوجب واجبات است همان حب دنیاست که در روایات آمده رأس کل خطیئه اگر دل انسان وابسته به چیزی باشد غیر خدا میشود حب دنیا رأس کل خطیئه همه معاصی از همین حب دنیا سر چشمه میگیرد همه معاصی اگر غیبت است تهمت است شایعه آدم کشی و مال مردم خوردن آبروی مردم را بردن تصاحب مال مردم خانه مردم ملک مردم در شهوت جنسیاش نگاههای آلوده بالاتر تجاوز به ناموس مردم تمام این گناهان رأس کل خطیئه چیست؟ حب دنیا یعنی این حالت انقطاع را نداشتن فرق هم نمیکند حالا گاهی دل انسان وابسته به همه چیز است یک باغ وحش است هم وابسته به شهوت هم وابسته به ریاست هم وابسته به مال هم وابسته به شکم برای یک غذا دین میدهد برای یک زن دین میدهد «قبلتهم نساؤهم یرکعون للرغیف و یسجدون للَّه رهم حیاری سکاری لا مسلمین و لا نصاری» یک دفعه دل وابسته به یک چیز است اما یک وقت دل وابسته به همه چیز است یعنی برای خاطر یک شکم دین میدهد برای رسیدن به یک ریاست دین میدهد برای خاطر رسیدن به یک زن یک ساعت با زن حاضر است خدا بدهد دین بدهد خوب این میشود انقطاع عن الناس انقطاع الی الغرائض انقطاع الی هوی و هوس انقطاع الی الشیطان انقطاع الی زن انقطاع الی المال انقطاع الی ریاست دیگر رشتهای بر گردنم انداخته دوست رشتهها بر گردنش است فقط عبد شهوت نیست عبد ریاست هم هست فقط عبد ریاست هم نیست عبد مال هم هست که کم کم این آدمهای اینجوری به اندازهای پست میشوند که چه بسیار دیده شده برای خاطر یک ساعت شهوت حاضر است آدم بکشد نه آدم بکشد حاضر است راستی دین بدهد دیده شده فراوان برای خاطر ریاست یک ساله دو ساله حاضر است دین دهد حاضر است همه را فدا بکند دیگر بعضی اوقات برای خاطر یک پیاز آدم میکشد دیگر وقتی که انسان هوی و هوس بردش شیطان درون بردش دیگر تابع او میشود وقتی تابع او شد دیگر میرود به هر کجا امر بکند امرش پذیرفته میشود ادامه مطلب...
عنوان درس: شرح صدرموضوع درس: شماره درس: 56تاريخ درس: ۱۳۷۶/۷/۲۳متن درس:اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم. بسم اللّه الرحمن الرحيم. رب اشرح لى صدرى و يسر لى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.بحث درباره دستور العملى بود كه خداوند متعال به پيغمبر اكرم داده بود براى ينكه بار سنگسن نبوت را به منزل برساند و بحث در اين جمله آخر اين دستور العمل بود كه مىفرمايد «واصبر على ما يقولون واهجرهم هجرا جميلا»[1] راجع به جمله و اصبر على ما يقولون يك مقدارى صحبت كردم و بالاخره نتيجه گرفتم اى ام الفضائل يعنى صبر را همه بايد داشته باشند و هر فضيلتى مرهون اين صبر است اگر كسى بخواهد متقى بشود مسلم است صبر در معصيت مىخواهد صبر در اطاع مىخواهد تا كمكم براى او ملكه صبر پيدا بشود اگر هم مىخواهد استكمل سير و سلوك پيدا بكند معلوم است در مشكلات بايد صبر داشته باشد بتواند از كنار مشكلها بگذرددر جذر و مدها متوقف نشود تا اين راه خار دار را بتوتند حل بكند اين راهى كه بقول بزرگان با دست چاه كندن،نه با مژه چاه كندن تا انسان بتواند از منزلى به نزلى تا بالاخره برسد به منزل لقاو با دست چاه كندن ميدانيد مشكل است با مژه چاه كندن ميدانيد تا سر حد محال است وآدم شدن راستى مشكل است اما مكن واين توقف بر صبر است و معمولا ما طلبهها اين صفت صبر را بايد كمرنگ پر رگداشته باشيم تااولاً ملكه تقوا براى ما پيدا بشود و بعد عم در رسيدن سير و سلوكمان در تحمل اين بار بزرگمان به منزل ان شاء اللّه برسيم. ادامه مطلب...
جلسه هفتاد و سوم: عوامل سازنده در درس خواندندرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: عوامل سازنده در درس خواندن جلسه: هفتاد و سوم تاریخ: 20/ 3/ 1377 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی. یک نکته را که امروز با هم درد دل بکنیم به جای علم اخلاق و خود او هم اخلاق است از برای همه شما آنها که رفتند این نکته را بعضی در قم تذکر دادند آن هم به جا بوده است و آن نکته این است که الان وضع درس خواندن طلبهها این مطلوب نیست مطلوب امام زمان نیست مطلوب مراجع نیست که سهم امام میدهند میگیرند و بالاخره مطلوب آن کسانیکه درد دارند راجع به حوزهها نیست و این جور درس خواندن قطعاً نمیتواند مجتهد جامع الشرایط تحویل دهد چه رسد بخواهد شهید ثانی و و اول بخواهد صاحب جواهر و امثال اینها تحویل دهد این نظیر همین دانشگاهها است که بیست سال است هنوز فرهنگ، فرهنگ استثماری است دنبال این است یک مدرکی بگیرد یک نان و آبی پیدا بکند برود دنبال کارش این دانشگاه نیست این محل نان آوردن امثال اینها است و اما از دانشگاه یک متخصص فیزیک که راستی علم فیزیک را کمال بدهد یک متخصص در طب که به علم طب یک کمالی بدهد خوب نیست دیگر کاری به آنها نداریم آنکه کار داریم راجع به خودمان است آن طلبهای که یک روز بیاید یک روز نیاید دو روز بیاید دو روز نیایید خوب معلم است این طلبه نیست معلوم است این یک اشتغالی است برای خودش و این اشتغال هم بالاخره تا آخر کار همین است یک اشتغال این همان است که یک پیر مرد به یک آقایی گفت که آقا الحمدللَّه رب العالمین من مدتی درس جد شما بودم چه خوب بود یک مدتی هم درس پدر شما بودم چه خوب بود یک مدتی هم الان درس شما هستنم تا ببینم چه میشود خوب معلوم است دیگر این به جایی نمیرسد و این را اگر برایش خون گریه کنیم جا دارد بچه بازی که نیست که فقه منقطع شود یعنی اگر بتوانیم جواهر فهم باشیم همیشه از جواهر استفاده کنیم اگر به یک جایی برسیم و مکاسب فهم باشیم فرائد فهم باشیم که آن هم کار مشکلی است همیشه فرائد گویا فرائد خوان باشیم این کمال نیست در جا زدن بلکه عقب گرد است در قم البته آنها مثل اینجا نیست مرتب و منظم هم هست اما آنکه من همیشه مینالیدم تازه هم الان مینالم جزوه را پا درس مینویسد یعنی آقا میگوید این میرود تو مغزش از تو مغزش میرود در نوشته این نوشته هم میرود بایگانی میشود خوب این معلوم است ادامه مطلب...
جلسه هفتاد و پنجم: انقطاع الی اللَّهدرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: انقطاع الی اللَّه جلسه: هفتاد و پنجم تاریخ: 25/ 4/ 1377 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی. بحث هفته گذشته در مورد انقطاع الی الناس و انقطاع الی اللَّه بود که قرآن به او میگوید تبتل و خیلی جاها هم که میگوید لقاء که معمولاً علمای علم اخلاق لقاء را گرفتند و از مراتب سیر و سلوک قرار دادهاند و هفته گذشته میگفتم که مخصوصاً ما طلبهها برسیم به یک جایی که دل بستگی به غیر خدا نباشد همه مفاسد از همین جا پیدا میشود حب الدنیا رأس کل خطیئه یعنی همین انسان اگر دل بست به چیزی از این دنیا که مشغولش کرد دیگر آن چیز کم باشد یا زیاد با ارزش باشد یا بی ارزش دیگر او را میبرد «الهکم التکاثرحتی زرتم المقابر» دیگر تا بمیرد مشغول است و هرچه که از عمرش بگذرد این درخت ریشه دارتر میشود و میرسد به آنجا که دیگر ریشهها را کندن کاری است بسیار مشکل در سر حد محال و به قول قرآن شریف انسان همان وقت که بدنیا بیاید این اشتغال هست این دلبستگیها هست «انما الدنیا لعب و لهو وزینة و تفاخر و تکاثر فی الاموال و الاولاد» مرحوم شیخ بهایی (رضوان اللَّه تعالی علیه) درباره این آیه میفرماید قرآن شریف عمر انسان را تقسیم کرده به پنج قسمت آن وقتی که بچه است در کارهایش بازیچه است دیگر خانه میسازد وقتی که میخواهد برود آن خانه را خرابش میکند یک کارهای غیر مفید لعب خب بچگی به قول شیخ بهایی این است یک مدتی عمر انسان به بازی میگذرد یک مدتی لهو یعنی فائده دارد اما آدم را از فائده بالا باز میدارد نوجوان دلش میخواهد بازی کند درس نخواند یک ساعت دو ساعت بازی میکند ناگهان میبیند درسش از بین رفت این بچه هایی که درس نمیخوانند حال درس خواندن ندارند معمولاً اینجوری هستند که عمرش صرف میشود در یک اموراتی که مفید است برای بچگی مفید برای مثلاً من جمله تفریح مفید است اما آدم را باز میدارد از کارهای مهم معنای لهو را همینجورها هم لغت معنا کرده مفردات راغب، خب این یک مدت عمرش یک مقدارش لعب یک مقدارش لهو آن وقت میرسد به زینت یعنی به لباسش وَر میرود به خودش ور میرود بالاخره عمرش را صرف زینتها میکند اگر بیفتند در این وادی مثلاً زن ده دست بیست دست لباس دارد اما باز هم دنبال بیست و یکمین اش است دیگر دلش میخواهد امروز این فرش باشد فردا آن فرش باشد جوان دلش میخواهد امروز این عینک باشد فردا آن عینک باشد یک مدت هم جوانی که بهترین عمر است بهترین اوقات است صرف این میشود که این تمام میشود مسن میشود سی ساله، چل ساله تفاخرش شروع میشود به خودش مینازد به زنش مینازد زن به شوهرش مینازد به بچه هایش مینازد به سرمایه و مالش مینازد به علمش مینازد به جمالش مینازد همینجور در هر مجلسی بنشیند تفاخرش میرسد به آنجا که تخیل در خواب هم تفاخر قبل خواب هم تفاخر و هر وقتی که بیکار بشود تفاخرش شروع میشود ولو پیش خودش گاهی انسان به خودش هم مینازد چه رسد به خانمش گاهی به خودش هم مینازد چه رسد به رفیقش به مردم دیگر یک مدتی هم این است دیگر «یشب ابن آدم و یشب فیه الخصلتان الحرص و طول الامل» دیگر وقتی که رسید به شصت که دیگر همه این چیزها برایش عادی شده تازه اول بدبخت او است حرص تمام دنیا را هم به او بدهند باز دنبال این است که جای دیگر پیدا کند ادامه مطلب...
جلسه شصت و هفتم: فضائل ولایتدرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: فضائل ولایت جلسه: شصت و هفتم تاریخ: 26/ 1/ 1377 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی. عید مبارک غدیرکه بهترین اعیاد است در اسلام، به همه شما تبریک میگوییم و این عید بزرگ را که عید مهمتر از این عید نداریم به صاحت مقدس ولی عصر و مقام معظم رهبری تبریک میگویم و از طرف شما عزیزان از ساحت مقدس حضرت ولی عصر میخواهم نظرلطفی به جلسه عنایت کنند و انشاء اللَّه با لطف امام زمان با عیدی گرفتن از امام زمان از جلسه بیرون برویم (بحث روز چهار شنبه ما باشد انشاءاللَّه برای هفته آینده) و امروز یک ذرهای از دریای فضیلت ولایت با شما صحبت کنم قبل از آن که وارد صحبت بشوم همه شما میدانید اما باید متذکر شوید و باید تذکر بدهید که این عید غدیر یعنی این طور که قرآن میفرماید اتمام اسلام. یعنی اتمام نعمت، یعنی اسلامی که مرضی خدا نبود و به واسطه این ولایت مرضی شد. لذا همین طور که در روایات هم آمده است عید غدیر از همه اعیاد مهمتر است چه اعیاد اسلامی که دو تا عید بیشتر نداریم یکی عید غدیر و دیگری عید قربان و چه اعیاد مذهبی نظیر تولد پیغمبر اکرم بعثت پیغمبر اکرم و موالید ائمه طاهرین و من جمله حضرت ولی عصر و این عید غدیر از همه آنها مهمتر است و در روایات هم دارد از همه مهمتر عید غدیر است و ما این عید را باید به آن خیلی اهمیت بدهیم متأسفانه نمیدهیم در بلاد عربی که اصلاً نیست یعنی مثلاً فردا در حجاز اصلاً عیدی به نام عید غدیر نیست در باقی ممالک هم همین جور است و حالا در ایران که الحمدللَّه بله هست اما خیلی کمرنگ است و این پر رنگ کردن آن راما طلبهها باید پر رنگ بکنیم کوتاهی کردیم. من از همه شما تقاضا دارم که این عید را پر رنگش بکنید انصافاً ننگ است برای ایرانی برای ما که پوست و گوشت و استخوانمان از محبت امیرالمومنین روئیده شده است ادامه مطلب...
جلسه شصت و هشتم: تبلیغدرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: تبلیغ جلسه: شصت و هشتم تاریخ: 2/ 2/ 1377 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی. از نظر قرآن تبلیغ کار انبیاء است یعنی معظمتر مکرمتر از هر کاری درباه انبیاء قرآن میفرماید «الذین یبلغون رسالات اللَّه و لا یخشون الا اللَّه» لذا تبلیغ دین یعنی کار پیامبر گرامی کار همه انبیاء که تکرار هم شده است در قرآن راجع به پیغمبر اکرم که یک معلم آموزشی و یک معلم پرورشی است «هو الذی بعث فی الامیین رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاة و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة» این هم عبارت اخرای «والذین یبلغون رسالات اللَّه» لذا تبلیغ یعنی کار انبیاء از نظر ثواب هم خیلی ثواب بار بر او است و در این دهه محرم اگر شما بتوانید یک بد حجاب را با حجابش کنید یک بی نماز را با نمازش کنید یک کسی که بد بین به روحانیت است خوش بین به روحانیتش کنید مثل این است که عالمی را زنده کرده باشید اگر یک نفری در شرف مرگ باشد تصادف کرده باشد در شرف مرگ است و شما این را رسانیدش به بیمارستان و از مرگ نجاتش دادید یک خاطره شیرینی میشود در زندگی شما تا وقتی هم پیر شدید از شما بپرسند یک خاطره شیرینی برای ما بگو آن وجدان شما عاطف شما همین خاطره را برای شما جلو میآورد یکنفر در شرف مرگ نجاتش بدهید اما قرآن شریف بنا بر تفسیر امام صادقعلیهالسلام میفرماید «من احیاها فکانما احیا الناس جمیعا» اگر کسی بتواند یک نفر را بسازد این یک آمدم زنده نکرده است یک قوم را زنده کرده است مثل این است که تمام جهان را زنده کرده باشد خیلی ثواب است از نظر نتیجه کار هم بالاخره تشیع تا اینجا آمده است مرهون روحانیت است و آمارگیری شده است گفتهاند حتی عراق در حالیکه حوزه درمتن آنجاست اما چون که حوزه جدای از مردم بود لذا تبلیغ در میان آنها نبود مردمش خیلی عامی از تشیع چیزی نداشتند چیزی ندارند جز همان تقلیدی که از آبا و اجدادشان به آنها رسیده است و ایران اینجور نیست ادامه مطلب...
جلسه هفتاد و نهم: زهد و تقویدرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: زهد و تقوی جلسه: هفتاد و نهم تاریخ: 4/ 6/ 1377 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی بحث ما در قانون تبتل بود یعنی زهد اسلامی که معنا کردیم یعنی دلبستگی به کسی نباشد. دلبستگی او فقط به خدا یا به چیزی که فقط از خداست مثل دلبستگی به نماز اول وقت دلبستگی به نماز شب رسیدن به خلق خدا که با واسطه میشود دلبستگی به خدا پیدا شدنش خیلی مشکل است و این از همان فضائلی است که نظیر تخلیه است و راستی اگر بگوییم که ریشه کن کردن رذائل در سر حد محال است این هم چنین است راستی انسان بتواند برسد به یک مقامی که دنیا در مقابل آخرت برایش پوچ باشد به اندازهای که نظیر جیفهای که برای او پوچ است الدنیا جیفه و طالبها کلاب دینایی که بخواهد آخرت را از بین ببرد جیفه است و طالبش هم سگها هستند خوب راستی جیفه پیش ما چقدر ارزش دراد کلب پیش ما چیست طالب جیفه خور پیش ما چقدر ارزش دارد. انسان برسد به یک مقامی که بخواهد آخرتش را از بین ببرد دنیای به معنای عام حال پول است ریاست است جاه است مقام است شهرتش آبرو و امثال اینها یک روایتی از امام حسینعلیهالسلام است که این روایت را از امام صادقعلیهالسلام نیز نقل کردهاند که بندگان خدا وضعشان این است که دینا را خورد هر که میخواهد بخورد یا آن روایتی که از امام حسینعلیهالسلام نقل کردم برایتان که «الدنیاو ما فیها عند احد من اولیاء اللَّه لیس الا کفی الضل» مثل برگشت سایه به سایه مثل سایه سایه خوب بیدار شدن این حالت خیلی مشکل است که انسان دلبستگی به ریاست اصلاً نداشته باشد هیچ. وقتی هم که خلیفه نبود میرفت چاه میکند حالا هم که خلیفه است الان کار ندارد باز بیل و کلنگ بر میدارد برود چاه بکند خوب این سر حد عصمت میخواهد انسان به این جا برسد ولی در میان ما طلبهها زیاد دیده شده که راستی رسیدن به این مقام که دنیای حرام دنیای شبهه ناک پیششان راستی مثل جیفه است از آن میترسند چه ترسیدن مرحوم آقا سید محمد فشارکی را بنا شد مرجعش کنند همه جمع شده بودند برای مرجعیت ایشان و راستی هم بالا بوده ولی همین آقا سید محمد فشارکی اول تو جلسه فقها تو جلسه بزرگان نشست گفت پدرجان مرجعیت که به علم نیست که من را اعلم میدانید مرجعیت عقل میخواهد سیاست میخواهد اداره میخواهد و من این کاره نیستم حالا ولو اعلم باشد اما اداره کردن مرجعیت اداره کردن عالم تشیع این شرط است دیدند دست بر نمیدارد ادامه مطلب...
عنوان درس: روز عرفه و عيد قربان از نظر قرآن و رواياتموضوع درس: شماره درس: 41تاريخ درس: ۱۳۷۶/۱/۲۷متن درس:اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرحلى صدرى و يسرلى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.بحث روز چهارشنبه ما گرچه راجع به آن دستورالعملى بود كه اوّل سوره مزّمّل آمده و دستورالعمل خوبى است. امّا امروز ديگر ماه ذىالحجة و فردا هم روز عرفه و پس فردا هم روز عيد اسلامى، بد نيست يك مقدارى درباره اين روزها صحبت بشود. خود قرآن شريف اين روزها را ايام معلومات دانسته است لذا مىفرمايد: «ليشهدوا منافعَ لهم و ليذكُر اسمَ اللّه فى ايامٍ معلومات» حج علاوه بر اينكه يك مسئله عبادى است، يك مسئله سياسى است و اينكه مسلمانها در آنجا ليشهدوا منافعَ لهم تبادل افكار بكنند، بنشينند،توطئههاى دشمن را دفع بكنند، اتّحاد و برادرى، قانون مواسات خود را و بالاخره آن چند روزه كنگرهها داشته باشند و خصوصا در منى و مصائب اسلام را و منافع اسلام را، و مصائبى كه براى اسلام به سرشان آمده مىآيد تبادل افكار كنند، و آنجا ياد خدا هم باشند، فى ايام معلومات يعنى در عرفه، در مشعر، در مِنى، رمى جمرات، ذبحشان، برگشت آنها و اعمال صبح ايشان، لذا قرآن شريف، به اين چند روزه فوقالعاده اهميت داده است. ايام معلومات، لذا معلوم مىشود از اين آيه، آن آيه (فَذكرهم به ايام اللّه) يك مصداق كاملش، اگر مصداق متعيّن آن نباشد، همين است. ادامه مطلب...
درس اخلاق آیت الله مظاهری
قالَ رَبِّ اشْرَحْ لي صَدْري وَ يَسِّرْ لي أَمْري وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني يَفْقَهُوا قَوْلي
یکی از چیزهایی که باید در زندگی همه مخصوصاً ما طلبهها باشد، رابطه عاطفی با خداوند متعال است. همه بايد با خداي خود درد و دل داشته باشند، با خدا تضرع و زاری داشته باشند، با خدا اظهار قصور و تقصیر داشته باشند و بالاخره نظیر عبد در مقابل مولا، همیشه یک ذلّتی در مقابل خدا داشته باشند. این رابطه عاطفی معلوم است خیلی ثواب دارد. به قول قرآن کريم مقام محمود، مرهون همین رابطه عاطفی با خداست.
جلسه نود و ششم: امتحان الهیدرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: امتحان الهی جلسه: نود و ششم تاریخ: 19/ 12/ 1377 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی. در قرآن کریم راجع به این امتحان انسان، امتحان همه و همه یک چیزهای دیده میشود که انصافاً کمرشکن است انسان واهمه میگیرد چه بکند چه میشود و نادر هم نیست در قرآن شریف راجع به امتحانها زیاد آیه دارد. صبح در مسجد امیرالمؤمنین به تفسیر این ایات حضرت داود رسیدیم در سوره ص و انصافاً تصورش آدم را ناراحت میکند چه بخواهد بهش فکر کند یا بهش عمل کند یا بشنود حضرت داود را یک امتحان کردند از امتحان نتوانست بیرون بیاید بعد توبه کرد توبه او آمرزیده شد امّا بعدش یک عتاب خیلی بالا به حضرت داود شد که این آیات سوره ص علاوه بر اینکه بحث ما راجع به امتحان میگوید یک تنبه میدهد برای خصوص خواص مخصوصاً ما طبلهها یک نکته فوق العاده اخلاقی هم دارد حضرت داود بنا شد یک امتحان از او بشود لذا دو ملک به صورت انسان آمدند سر نمازش، نمازش تمام شده بود در محرابش به قول قرآن شریف از بیراهه از آن بالا از دیوار دو انسان پیدا شد آمدند نشستند سر محراب، حضرت داود ترسیدند که چی؟ بهش گفتند که نترس ما دو تا با هم نزاع داریم آمدیم پیش تو نزاع ما را حل کنید، قاضی بود و دیگر بعد قبلش هم قرآن میفرماید «و اتیناه الحکمه و فصل الخطاب» قاضی بود یکی از آنها این جور گفت «ان هذا اخی له تسع و تسعون نعجه ولی نعجه واحدة فقال اکفلنیها و عزنی فی الخطاب»[1] این دعوی، گفت این برادر من است 99 میش دارد من یک میش دارم میگوید یک میش را بده به من از من بشود صد تا تو هیچی من را مجاب میکند پشت سر انداز هم هست و خوب بلد است حرف بزند و عزنی فی الخطاب میگوید تو هیچی من صد تا البته الان حکم نبود گفت و شنود بود به قول امروزیها یک بازپرسی بود تا بعد حکم بکند حضرت داود عواطفش تحریک شد یعنی انسانیت تحریک شد گفت که «قال لقد ظلمک بسؤال نعجتک الی نعاجه» گفت این ظلم به تو میکند یک گوسفند را بده به من از من بشود صد تا تو هیچ این ظلم است «لقد ظلم بسؤال نعجتک الی نعاجه» بعد هم حضرت داود یک قاعده کلی هم فرمود «و ان کثیراً من الخطاء لیبغی بعضهم علی بعض» بسیاری از مردم هم همین هستند که میخواهند خودشان همه چیز دیگران هیچ چیز خود خورند خود خواهند «الا الذین امنوا و عملوا الصالحات و قلیل ماهم» مگر اینکه ایمان رسوخی باشد ادامه مطلب...
عنوان درس: بحث ـ دستورالعمل سوره مزمل ـ تهذيبموضوع درس: شماره درس: 50تاريخ درس: ۱۳۷۶/۵/۱۵متن درس:اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرحلى صدرى و يسرلى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.بحث گذشته ما در مورد دستورالعملى بود كه معلم حقيقى به معلم بشر داده بود به منجى عالم بشريت و مىگفتم اگر دستورالعملى بهتر از اين بود قطعا پروردگار عالم گفته بود معلوم مىشود بهترين دستورالعملها براى پيدا كردن توفيق براى تقويت اراده بقول قرآن براى امكان رسيدن به هدف براى اينكه بار بر ما سنگينى نكند و بتوانيم بار را به منزل برسانيم انصافا دستورالعلمل خوبى است يك مقدارى از جملاتش را عرض كردم و بحث رسيد به اينجا «وذكر اسم ربك و تبتل اليه تبتيلاً» راجع به واذكر اسم ربك دو جلسه صحبت كرديم وبحث الان راجع به تبتل است كه مهمتر از همه يعنى مشكلتر از همه اين اجزاء يازده گانه اين است كه انسان بتواند تبحل و تبتل پيدا بكند معنى تبتل اين است يعنى انقطاع كه دو قسم است يكى انقطاع از غير خدا يكى انقطاع از خدا نظير تخليه و تحليه. تخليه يعنى درخت رذالت را از دل كندن، انسان حسود نباشد بخيل، مغرور، منيت، نفسيت نداشته باشد الى آخر، مشكل است و امّا تخليه انسان محلّى بشود به فضائل، درخت فضائل را در دل غرس كند و از ميوه آن استفاده بكند اين مشكل است امّا بعد از تخليه زياد مشكل نيست يعنى اگر انسان بتواند ريشه تكبر را از دل بسوزاند درخت تواضع را در دل غرس كند و از ميوه آن استفاده كند ديگر خيلى مشكل نيست و زود هم مىشود. ادامه مطلب...
عنوان درس: بحث دستور العمل سوره مزمل: تهذيب و توحيد افعالىموضوع درس: شماره درس: 53تاريخ درس: ۱۳۷۶/۶/۱۹متن درس:اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرح لى صدرى و يسرلى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.بحث روز چهارشنبه در مورد دستورالعملى بود كه خداوند متعال به پيغمبر اكرم داده شده بود كه اين دستورالعمل براى همه مخصوصا براى ما طلبهها براى اينكه بار سنگين بر دوش همه است مخصوصا براى ما طلبهها براى اينكه بار سنگين تبليغ دين نگاه دارى دين در ميان مردم بر همه ما واجب و لازم است و اين بار سنگين را به منزل ساندن كارى است بسيار مشكل اين دستورالعمل يازده جزء داشت و جزئى كه هفته گذشته راجع به آن صحبت كرديم «رب المشرق و المغرب لا اله الا هو فأتخذه وكيلاً» خدا پروردگار اين جهان است مؤثرى هم نيست جزا و پس بنابراين وكيل تو باشد تو بايد او را وكيل خود قرار بدهى كه اين جمله هفته گذشته مىگفتم در باب توكل داشته باشد خيلى كارها آسان مىشود خيلى گرهها خود به خود باز مىشود من حيث لايحتسب باز مىشود پيشرفت مىكند در كارش امّا پيدا شدن توكل مهلوم است كار مشكل لذا اين جملات هيچ كدام استدلال در او نبود امّا اينجا استدلال است معلوم مىشود كه اين امر توكل يك امر مهمتر از همه اجزاء با استدلال آيه شريفه جلو آمده مثلاً «يا ايها المزمل قم الليل الا قليلاً» يا رسول اللّه شب بيدارى نماز شب «فى و رتل القرآن ترتيلاً» خواندن قرآن و امثال اينها امّا اينجا كه مىرسد مىفرمايد «رب المشرق و المغرب لا اله الا هو فأتخذه وكيلاً» يعنى حال توكل كى پيدا مىشود ادامه مطلب...
جلسه نود و چهارم: امتحان الهیدرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: امتحان الهی جلسه: نود و چهارم تاریخ: 28/ 11/ 1377 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی. به تناسبی بحث امروز جلو آمد و چون این بحث از مهمترین بحثها است از نظر اخلاق گفتم بد نیست که یک مدتی درباره این بحث امتحانات صحبت بکنم و عرض کردم امتحانهایی که از ما هست و حتماً هم هست و قرآن شریف هم خیلی روی آن پافشاری دارد دو قسمت است یک قسمت امتحانهایی که برای کمال برای رسیدن به انسانیت ما و اصلاً هدف از خلقت و هدف از آمدن ما به این دنیا همینها بوده این امتحانها بوده تا به هدف برسیم که اسمش را گذاشتم امتحان مهندس از سنگ معدنی ما را زیر فشارها حالا یا فشارهای قهری یا فشارهای ریاضتی اختیاری آن فشارها ما را آب دیده بکند کدورت رفته بکند تا به واسطه رفع کدورات یا به واسطه رفع حجابها برسیم به آنجا که بتوانیم خدا را ببینیم با چشم دل با چشم فطرت بتوانیم کلام خدا را بشنویم با گوش فطرت با گوش دل بالاخره بیابیم خدا را همان طور که در بن بستها مییابند خدا را ما دائم التوجه بشویم هدف از خلقت همین است که به آن میگویند مقام لقاء «فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملاً صالحاً و لا یشرک بعبادة ربه احدا» البته این ریاضتها است یعنی دیدن رنجها با ریاضتهای دینی «فمن کان یرجوا لقاء ربه» این ریاضتها یعنی این امتحان بنام فشار بنام دیدن رنج و به واسطه این رنجها به قول قرآن کریم به واسطه آن راه پر رنج «یا ایها الانسان انک حادحٌ الی ربک کدحاً فملاقیه» بنابراین آمدهایم برای همین، حالا یا قهری یا اختیاری مرحوم شهید دوم در یک کتاب به نام مسکن الفؤاد کتاب خوبی است که این را نوشتهاند برای افرادی که مصیبت بزرگ میبینند کسانی که مصیبت بزرگ دیدند این کتاب را مطالعه بکنند دلشان یک مقدار تسکین پیدا بکند اسمش را هم گذاشتهاند مسکن الفؤاد و آنجا خیلی چیز نقل میکنند و یک قصهای نقل میکنند که یک خانمی بود خانم مقدسی بود و این خانم بچه نداشت امّا سالی دو الی سه تا بچه میزائید یعنی بچه سقط میکرد و این خیلی سختش شده بود و یک شبی با خدا درد دل کرد راز و نیاز کرد خدایا ما سالی دو سه مرتبه میزائیم امّا ما الان هم بچه نداریم دیگه حالا چه درد دلهایی با خدا کرد نمیدانم مرحوم شهید میفرمایند خواب دید که بهشت است و خیلی مقام بالا است بعد به او گفتند این بهشت مال تو بوده تقدیر الهی یا هر چه این بهشت مال تو بوده امّا بهشت که بدون ریاضت که نمیشود ادامه مطلب...
عنوان درس: كنترل صفات رذيلهموضوع درس: شماره درس: 70تاريخ درس: ۱۳۷۶/۱۲/۲۷متن درس:اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم. بسم اللّه الرحمن الرحيم. رب اشرح لى صدرى و يسر لى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.امروز به تناسب رفت و آمد هايى كه در عيد هست يك تذكرى به شما بدهم و اين تذكر خيلى واجب است خيلى لازم است كه ما مراعات بكنيم ما از قرآن از رويات اهل بيت به خوبى استفاده مىكنيم كه حساب خواص غير از حساب عوام است و آن سختگيرىها كه به خواص مردم است آن سختگيرىها براى عوام مردم نيست كه در روايات مىخوانيم در روز قيامت 70 گناه از جاهل آمرزيده مىشود قبل از آنكه يك گناه از عالم آمرزيده بشودو اين يك معناى عوامانه هم هست يك معناى عرفى هم هست و عرف هم چنين است آن حسابى كه روى ما باز مىكنند غير حسابى است كه روى عموم مردم باز مىكنند و قرآن روى اين حرف خيلى پافشارى دارد خيلى كه همه ما بايد از قرآن يك سرمشق بگيريم در اين است كه حساب ما غير از حساب عموم مردم است مردم ممكن است خيلى كارها بكنند كه ما اصلاً و ابدا اين كارها را نمىتوانيم بكنيم يا العياذ باللّه اگر براى آنها گناه باشد از براى ما گناهش خيلى بزرگ است قرآن شريف راجع به حضرت يوسف يك جملهاى دارد و انصافا براى ما تكان دهنده است كمرشكن است شما مىدانيد كه حضرت يوسف در اين قضايا كه برايش جلو آمده در اين امتحانها كه برايش جلو آمد همه را نمره 20 آورد خيلى بالا بود و قرآن مىفرمايد خيلى بالا بود «و لقد همت به و همّ بها لو لا ان رأى برهان ربه» «رب السججن احبّ الى مما يدعوتنى اليه و الا تصرف عنّى كيدهن اصب اليهن و اكن من الجاهلين» اينها همه نمره 20 براى حضرت يوسف بوده است آن مجلس كذايى مجلس تنها به قول علامه طباطبايى اين مرد بزرگ مىفرمايد بيست و چهار زمينه پيدا شد براى اينكه حضرت يوسف گناه بكند ادامه مطلب...
عنوان درس: چه شد مردم مخالفت با پيامبران كردند؟موضوع درس: شماره درس: 67تاريخ درس: ۱۳۷۶/۱۲/۶متن درس:اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم. بسم اللّه الرحمن الرحيم. رب اشرح لى صدرى و يسر لى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.بحث ما درباره اين بود كه همه انبياء معجزه داشتند معجزهاى كه حجت بر ديگران تمام مىشد به قول قرآن بينات معجزهاى كه قابل شبهه، قابل خدشه قابل شك نبود امّا همه انبياء هم موفق نبودند سر آن طور كه مىخواستند و اگر موفق بودند الان پرچم اسلام روى كره زمين بر افراشته مىشد افراشته بود موفق نبودند نشد نمىگذاشتند «و ما ارسلنا فى قرية من نذير الا قال مترفوها انا بما ارسلتم به كافرون» هر پيامبرى فرستاديم مترفين در مقابلش گفتند ما تو را قبول نداريم كار شكنى كردند سنگ اندازى كردند در حالى كه معجزه تمام بود حضرت موسى مىفرمود «لم توذوننى و قد تعلمون انى رسول اللّه» مىدانيد من رسول اللّه هستم چرا اذيت مىكنيد «لم توذوننى و قد تعلمون انى رسول اللّه» و آن طورى كه مىخواستند نشد نه نشد كار شكنىها به اندازهاى بود كه 13 سال پيغمبر اكرم اصلاً نشد. اگر زمينه درست نشده بود براى مدينه، مكه اصلاً نشد 13 سال مصيبتهاى كمر شكن مكه تحمل شد بيش از چهل نفر مريد پيدا نشد حضرت نوح «لبث فى قومه الف سنه الا خمسين عاما» هزار سال كه در روايات مىخوانيم 1400 سال عمر داشتند هزار سال «لبث فى قومه الف سنه الا خمسين عاما» و هزار و چهارصد سال عمرش بوده است نمىدانم 1200 سال تبليغش بوده است ادامه مطلب...
جلسه هشتاد و هشتم: شرح حال شهید مدرسدرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: شرح حال شهید مدرس جلسه: هشتاد و هشتم تاریخ: 11/ 9/ 1377 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی. با اجازه شما راجع به بحث مان صحبت نکنم راجع به مرحوم آیت اللَّه شهید مدرس یک مقداری صحبت بکنم و امیدورام که رنگ اخلاقی داشته باشد و روح با عظمت مدرس به ما یک نکتهای را یک سرمشقی را عنایت کند و اینها به ما خیلی حق دارند. مرحوم آقا باقر بهبهانی «رضوان اللَّه تعالی علیه» در فوائد حائریه میفرماید که توسل ما باید به علما باشد تا به واسطه آن توسل علما خدمت پیغمبر اکرم ائمه طاهرین شفیع شوند برای قبول طاعات ما برای قبول دعوات ما و مرحوم آقا باقر بهبهانی اصرار میکردند در فوائد حائریه این که به علماء چه زنده چه مرده خیلی احترام بگذارید سفارش میکنند به طلبهها اگر میخواهید عمرتان پر برکت باشد اگر میخواهید عمرتان مفید برای اجتماع باشد، به فقها چه زنده، چه مرده احترام خیلی بگذارید بعد میفرمایند به تجربه اثبات شده است آن کسانی که در مقابل فقها علماء تواضع دارند اینها عمر پر برکتی داشتند دارند عمر مفیدی دارند عمر با نشاطی دارند لذا میفرماید «علیک ثم علیک، ثم علیک، تعظیم فقها، تعظیم علماء» بعد میفرمایند به تجربه برای ما اثبات شده است آن کسانی که اهانت به فقها میکنند احترام علماء را نگاه نمیدارند اینها عاقبت به خیر نمیشوند میفرماید اینها در یک وادی حیره و سرگردانی در وادی حسرت سرگردانند تا بمیرند «فی واد حسرة و الندامة فی واد تیه» سر گردانی یعنی یک عمر است آشفته هستید یک عمر است چه کنم چه کنم هستی و یک عمر با حسرت ندامتی این جوری زندگی میکند میفرمایند که به تجربه اثبات شده است میفرماید« ایاک ثم ایاک ثم ایاک» به توهینللعماء للفقهاء برای ما هم این تجربه هست این افرادی که در مقابل بزرگان دین در مقابل دین در مقابل آن زحمت کشان دینی تواضع دارند اینها یک عمر پر برکتی دارند یک عمر پر نوری دارند عمر اینها پر نور است عمر اینها پر برکت است و برای ما به تجربه اثبات شده است اینها که جسور در مقابل اساتید در مقابل فقها در مقابل بزرگان دین اینها یک آشفتگی در عمرشان یک گرهها بعضی اوقات یک آبروریزیها و بالاخره عاقبت اینها به خیر نمیشود بزرگانی هم نظیر حضرت امام «رضوان اللَّه تعالی علیه» این تجربه را داشتند لذا مثلاً خود حضرت امام را ببینید که در مقابل فقها چه قدر تواضع دارد در مقابل همین مدرس ببینید حضرت امام در صحبتهایشان چه تواضعها دارد لذا ما باید مثل مرحوم شیخ طوسیها شیخ انصاریها صاحب جواهرها علمای بزرگ زنده مرده در مقابل اینها تواضع داشته باشیم به تجربه اثبات شده است این شاگردهایی که در مقابل استادشان هستند اینها عاقبت به خیر نمیشوند اینها عمرشان نه تنها پر برکت نیست اصلاً جوری میشود که دست از تحصیل میکشند ادامه مطلب...
عنوان درس: بحث ـ كار و فعاليتموضوع درس: شماره درس: 46تاريخ درس: ۱۳۷۶/۳/۲۱متن درس:اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرحلى صدرى و يسرلى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.بحث روز چهارشنبه ما در مورد كار و فعاليت بود به تناسب اينكه در آن دستورالعمل كه به پيغمبر اكرم داده شده بود يكى از آن دستورالعملها اين بود كه پروانهوار بايد در روز فعال باشيد كه آيه شريفه مىفرمايد كره باش، ستاره باش، همينطور كه ستارهها اينها شناور در فضا هستند و آن حركتهاى منظم سرسامآور را دارند انسان هم بايد در چهار چوب كارش اين طور فعال باشد. به واسطه اين تناسب دو سه جلسه راجع به كار و فعاليت صحبت كردم و بنا شد كه اين هفته راجع به اقسام كار صحبت بكنيم كه بحث ارزندهاى هم هست واميدوارم كه براى ما بحث خيلى مفيد باشد ـ گفته شده بود كه تقريبا 500 آيه به بالا در قرآن شريف امر به كار شده است. البته امر به كار شايسته، عمل صالح كه در آيهاى هم سعادت دنيا، سعادت آخرت را مرهون همين دانسته است «مَنْ عمل صالحا من ذكرٍ او انثى و هو مؤمن فلنحينهُ حياة طيبةً و لنجزينهم اجرهم باحسن ما كانوا يعلمون»[1] كسى كه عمل شايسته بجا بياورد زن باشد يا مرد باشد اين در دنيا حياة طيب دارد در آخرت حياة طيبتر و گفتم در سوره والعصر آن هم همين مفهوم اين آيه را با يك طمطراق «والعصران الانسان لفى خسر الاَّ الذين آمنوا و عملوا الصالحات» لذا اين عمل صالح را معمولاً مشهور در ميان مفسرين ما اين است ادامه مطلب...
جلسه نود و هشتم: اهمیت عید سعید غدیردرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: اهمیت عید سعید غدیر جلسه: نود و هشتم تاریخ: 18/ 1/ 1378 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی. با اجازه شما به تناسب روز غدیر این عید اکبر یک مقداری درباره ولایت با شما صحبت بکنم و امیدوارم رنگ اخلاقی هم داشته باشد و با روز چهارشنبه هم تناسب پیدا بکند قبل از آنکه راجع به عید غدیر صحبت بکند که میترسم یادم برود که تذکرش را بدهم این عید غدیر را ما باید به آن خیلی اهمیت بدهیم و متأسفانه اهمیت داده نشده و نمیشود و همین جور که سنیها حقی از امیر المؤمنین علیهالسلام را زیر پا گذاشتند ما هم یعنی شیعه این عید غدیر را آنطور که باید به آن اهمیت نمیدهیم معمولاً ما باید به جای عید نوروز عید غدیر را خیلی به آن اهمیت بدهیم تعطیلی چند روی مال عید غدیر باشد دید و بازدیدها مال عید غدیر باشد و عیدی دادنها مال عید غدیر باشد وبالاخره ما عید نوروز و عید غدیر را باید جایش را عوض بکنیم یعنی همین جور که عید یک روز تعطیلی داریم و یک روز یک مقداری اهمیت میدهیم این عید نوروز را این کارش بکنیم و عید غدیر و آن دید و بازدیدها آن تعطیلیها آن عیدی دادنها این کار واجب است این کار لازم است و متأسفانه این کار نشده ما خیال کردیم در جمهوری اسلامی میشود امّا نشده الان هم روز به روز کم رنگ است من شب عید غدیر از مسجد آمدم تا خانه یک جا ندیدم چراغانی باشد شب خوابم نبرد که شیعه به کجا رسیده این خیابانهای که من آمدم معمولاً خیابان ولایتیها متقید به ولایت سر و کار با مسجد دیگر اون خیابانهای کذای معلوم است آنجا هیچ خبری نبود و این معصیت است که شب عید غدیر چراغانی در اصفهان نبوده یا خیلی کم بوده است و تقصیر ما طلبهها است ما باید زندهاش بکنیم ما باید راستی قبلاً و در ایام سال بگوئیم و بالاخره این عید غدیر را ما باید زنده بکنیم ادامه مطلب...
عنوان درس: صبر و شرح صدرموضوع درس: شماره درس: 57تاريخ درس: ۱۳۷۶/۷/۳۰متن درس:اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم. بسم اللّه الرحمن الرحيم. رب اشرح لى صدرى و يسر لى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.بحث هفته گذشته درباره سعه صدر و شرح صدر بود كه قرآن مىفرمايد راجع به دستور العملى «واصبر على ما يقولون واحجرهم حجراجميلا»اين سعه صدر را همين طور كه هفته گذشته گفتم بايد همه مخصوصاما طلبهها اهميت به او بدهيم براى اينكه بدونه سعه صدر بدونه شرح صدر انسان نمىتواند به هدف برسد كا مشكل مىشود معمولاً اگر كسى سعه صدر نداشته باشد شرح صدر نباشد در كارها گره مىافتد و ميخواهد خوب كند هرچه جلوتر مىرود مشكلتر مىشود بدتر مىشود انسان بايد در گفتارش در كردارش تسلط بر اعصاب داشته باشد با حوصله مومو جلو رفتن گرههاى كورى را باز كردن اگر قادر نيست گره كورى را باز كردن مشكلى را حل كردن مشكل را تحمل كردن اگر بشود از كنار مشكل گذشتن تا انسام كم كم به مطلوب برسد اگر تسلط بر اعصاب نباشد نظير اينكه يك كلافى را بدهند به شما اين كلاف سر به گم باشد معلوم است يك مقدار كه به او ور رفتيد يا كنار مىگذاريد كلاف را يا عصبانى مىشويد پاره پاره مىكنيد و مىريزيد دور اما اگر حوصله داشته باشيد ادامه مطلب...
عنوان درس: دستورالعمل سوره مزمل توجّه و تذكرموضوع درس: شماره درس: 49تاريخ درس: ۱۳۷۶/۵/۸متن درس:اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرحلى صدرى و يسرلى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.بحث گذشته ما درباره دستورالعملى بود كه به پيغمبر اكرم داده شده بود براى اينكه بار سنگين نبوت را بتواند به منزل برساند و چرا در اولى اين دستورالعمل دستور داده شده است «انا سنلقى عليك قولاً ثقيلاً» بار سنگينى به دوش تو است و براى اينكه اين بار سنگين را به منزل برسانى به اين دستورالعمل عمل كن لذا به درد ما طلبهها خيلى مىخورد چون كار ما ادامه رسالت است و همان سنگينى بار رسالت به دوش ما است و معلوم است به خودى خود نمىتوانيم اين بار سنگين را به منزل برسانيم از اين جهت عملكردن به اين دستورالعمل لازم و واجب است اين دستورالعمل اجزاء يازدهگانه داشت و يكى از اجزاء كه در هفته گذشته در مورد آن صحبت كرديم اين بود كه واذكر اسم ربك درباره ذكر گفته شد كه مراتب دارد. ادامه مطلب...
جلسه نود و هفتم: ایام ذی الحجه و نوروزدرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: ایام ذی الحجه و نوروز جلسه: نود و هفتم تاریخ: 26/ 12/ 1377 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی. در این جلسه راجع به دو امرمهم با شما صحبت میکنم یک راجع به ایام ماه ذی الحجه یک مطلب هم راجع به عید نوروز است که یک مطلب جلو داریم راجع به ماه ذی الحجه این ماه از جهتی از همه ماهها جلوتر است یک مطلب هم راجع به عید نوروز است که جلو داریم راجع به ماه ذی الحجه این ماه از جهتی از همه ماهها جلوتر است و شاید این قسمی که خدا در سوره فجر خورده است مراد همین دهه اول باشد «والفجر و لیال عشر» و این دهه اول که حج در این روزها واقع شده است بهترین عبادات از نظر خودسازی، از نظر آدم شدن دهه اول این محل عبادت بزرگ، دهه دومش از دهه اول مهمتر اکمال دین و دهه سومش باز مربوط به شیعه و قضیه مباهله، قضیه آیه ولایت سوره هل اتی یعنی سوره بیست و پنجم صبحش آیه تطهیر لازم شد بعدش قضیه مباهله وارد شد عصرش هم آیه ولایت و نداریم ظاهراً چنین روزی در اسلام در این ایام سال و فرداش هم سوره هل اتی و هر کدام از اینها برای شیعه یک افتخار است افتخاری هم هست که قابل خدشه هم نیست لذا این ماه ذی الحجه ماه مهمی است لذا ما طلبهها باید این ایام اللَّه را بهش اهمیت بدهیم و این سال را میتوان راه صد ساله را بپیماید یعنی بعضی اوقات یک جرقه غوغا میکند و من از شما تقاضا دارم به این ماه اهمیت بدهید شما میدانید که اگر انسان آدم نباشد از نظر باطن یک حیوان درندهای پستتر از هر میکروبی و بالاخره پستتر از هر جنبندهای «ان شر الدّواب عند اللَّه الصّم و البکم الذین لا یعقلون» آدمی که نتواند فکر کند که صفت رذیلهای بر او حکمفرما باشد این میکروب از سرطان هم بدتر است از سگ درنده، از پلنگ در بیابان لذا همه مخصوصاً اهل علم باید از نظر باطن آدم باشند و این هدف انبیاء که آدم شدن انسانها است این باید برای ما طلبهها درست بشود اگر العیاذ باللَّه صفت رذیلهای برایمان حکمفرما باشد خیلی بدبختیم دیگر نه دنیا است نه آخرت بعضی اوقات هم با یک جملاتی هم خودمان منحرفیم و هم دیگران را منحرف میکنیم و این ماه ذی الحجه برای خودسازی خیلی مهم است ماه، ماه دعا است، ماه راز و نیاز با خدا است و یک قدری بیشتر نه فقط روز عرفه، نه فقط دهه اول اصلاً این ماه، ماه دعا، ماه رابطه، ماه خودسازی و اهمیت بدهید خیلی به این ماه در مساجدتان در منبرتان برای دیگران بگوئید و این ماه را زنده نگاه دارید فقط برای حاجیها نباشد و آن حج آنجا، همه خودسازی کنند این ماه زنده نگاه بدارند این ماه زنده باشد برای همه و معلوم هم هست ما اگر بخواهیم دنیا داشته باشیم، بخواهیم آخرت داشته باشیم چارهای نیست جز رابطه با خدا ادامه مطلب...
جلسه شصت و نهم: تبلیغدرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: تبلیغ جلسه: شصت و نهم تاریخ: 23/ 2/ 1377 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی. در بحث قبل از محرم راجع به تبلیغ یک مقداری صحبت کردم و این صحبت برای همه ما خیلی واجب است لازم است عمل کردن آن لازمتر است اهمیت دادن به آن لازم است وبالاخره آن که مسلم است این تبلیغ ما کار پیامبرها، ائمه طاهرینعلیهمالسلام است و ثواب هم خیلی دارد ما بتوانیم در این دو ماه یک نفر را از بیراهگی به راه بیاوریم یک نماز خوان درست بکنیم یک کسی که بی اعتنا به دین است با اعتنا به دین بکنیم مسجدی اش بکنیم. ثوابش این نیست که یک هزار نفر، یک میلیون نفر زنده کرده باشیم ثوابش این است مثل این است که جهان را زنده کرده باشیم. این آیه شریفه را میدانید که مرحوم کلینی در کافی از امام صادقعلیهالسلام نقل میکند که امام صادق یک تفسیر بطنی برایش درست کردهاند «من قتل نفساً بغیر نفسا فکانما قتل الناس جمیعاً و من احیاها فکانما احیا الناس جمیعاً» امام صادقعلیهالسلام آوردند آن را روی کار ما طلبهها نه روی کار پدرو مادرها افرادی که مربی هستند فرمودند معنایش این است اگر کسی بتواند یک کسی را بسازد مسلمان کند فاسق را متقی کند منحرف را در راه بیاورد مثل این است که جهان را زنده کرده باشد خیلی ثواب است. لذا کار ما این که خیلی ثواب است معلوم است اشکالی نیست در اینکه تشییع هم مرهون ما هست مرهون کار ما است ادامه مطلب...
عنوان درس: اولين دستورالعمل خداوند به پيامبر اسلام(ص)موضوع درس: شماره درس: 42تاريخ درس: ۱۳۷۶/۲/۳متن درس:اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرحلى صدرى و يسرلى امرى و احْلُل عُقدةً من لسانى يفقهُوا قولى.بحث روز چهارشنبه ما در يك مطلب دقيق، لطيف قرآنى بود. يك دستورالعمل از طرف پروردگار عالم، به پيغبمر اكرم اوّل بعثت. كه از اين فهميده مىشود كه اگر دستورالعملى بهتر از اين بود بايد خدا به پيغمبرش گفته باشد. براى اينكه اوّل بعثت، براى كاربرد رسالت، و اين دستورالعمل، از طرف خدا، به كسيكه پذيرش كل، پذيرش لامتناهى دارد، يعنى پيغمبر اكرم، لذا دستورالعمل، دستورالعمل مهمى است، و انصافا هم آن كسانى كه به اين دستورالعمل عمل كردهاند به خيلى جاها رسيدهاند، براى سير و سلوك؛ براىعلمشان، براى بركت عمرشان، و انصافا دستورالعمل خوبى است، اين دستورالعمل همين طور كه پيداست و گفته شد، پيغمبر اكرم در كوه حراء مبعوث شدند، به رسالت با آن آيات اوّل سوره علق، و معلوم است واهمه عجيبى داشتند، در حالى كه قبلاً پيغمبر بودند، قبلاً همه چيز داشتند، قبلاً با جبريل در كوه حراء سر و كار داشتند. ولى على كل حالٍ به قول قرآن بار سنگين است. ادامه مطلب...
جلسه هفتاد وششم: از بین بردن دلبستگیهادرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: از بین بردن دلبستگیها جلسه: هفتاد و ششم تاریخ: 7/ 5/ 1377 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی انسان مخصوصاً ما طلبهها اگر بخواهیم راحت باشیم یک زندگی منهای غم و غصه یک زندگی منهای گناه یک زندگی منهای دلهره، اضطراب خاطر یک زندگی منهای نگرانی از آینده اگر بخواهیم داشته باشیم باید دلبستگیها را از بین برد اگر این دلبستگیها از بین برود زندگی خیلی سالم میشود دیگر زندگی است که غم و غصه در آن نیست دلهره، اضطراب خاطر در آن نیست دیگر حتی گناه هم در آن نیست «حب الدنیا را رأس کل خطیئه» و وقتی همه گناهان را ریشه یابی کنیم میبینیم که زیر همین دلبستگیهاست است دلبستگیها که گناه میآورد دلبستگیها رذالت میآورد دلبستگیها غم و غصه میآورد اضطراب خاطر میآورد نگرانی میآورد و همه - مخصوصاً ما طلبهها - باید این دلبستگیها را تا آن اندازه که میشود ریشه کن کنیم مشکل هم هست هر کدامش به قول حضرت امام «رضوان اللَّه تعالی علیه» چهل سال خون جگر میخواهد انسان بتواند دلبستگی به ریاست را به پول را به این زرق و برق دنیا را ریشه کن بکند دیگر نباشد، مشکل است اما اگر دنیا بخواهیم همین است اگر آخرت بخواهیم همین است این دل مال خدا است لذا دلبستگی باید فقط و فقط مال خدا باشد و الا اگر صاحب خانه نباشد اگر دلبستگی به خدا نباشد دیگر خواه ناخواه بت است دیگر خواه ناخواه ذلت است عبودیت است عبودیت غیر خدا بعضی اوقات انسان یک روایتی از ائمهعلیهمالسلام میخوانیم درک میکند که چی میگوید اما عمل کردنش اجرا شدنش میبینیم خیلی مشکل است یک روایتی از امام صادقعلیهالسلام است میفرمایند که اولیای خدا وضعشان این است دنیا را کی میخورد هر که میخواهد بخورد اصلاً به فکرش نمیآید اصلاً نظیرش این است که یک مقدار خاک ریخته باشد حالا ما دلبستگی به این خاک پیدا بکنیم دنیا و آنچه هست پیش اولیای خدا اینجوری است یک طلبهای در زمان شیخ انصاری گفته بود - که خود من زیاد از این افراد دیدم - که از ایران یک گونی لیره آوردند - آن وقتها دیگر طلا و نقره بود درهم و دینار بود - و اینها را ریختند یک گوشهای، دل مرا این پولها برود یک تپه پول یک گونی پول، شیخ انصاری خوب حساب او را کردند و او رفت سر مطالعه شان یک دفعه شیخ متوجه شدند که او دارد مطالعه میکند دلش را مطالعه برده آنهم دلش را پولها برده لذا بدون اینکه بگویند چرا به او گفتند که میدانی دلبستگی من به این پولها چقدر است به همان اندازهای که به مدفوعات در دستشویی است به همان اندازه، دلبستگی تو به مدفوعات چقدر است هیچی بلکه زجر هم هست تنفر هم هست دلبستگی به اینها این است حالا خوب این همان است دیگر که اگر دنیای حرام شد دیناکم شد، حرام هم نه دنیایی که انسان را بخواهد ببرد دنیایی که انسان را بخواهد دلش را ببرد ولو حلال هم باشد این همان است که امیرالمومنین میگوید که دنیاکم پستتر از یک استخوان خوک دست یک آدم خورهای پستتر از علف دهان یک ملخ پستتر از یک بادی که از دماغ یک بز بیرون بیاید پست تر از این کفشی که اصلاً قیمت ندارد اینها مربوط به امیرالمومنین نسیت که بخواهیم بگوییم امیرالمومنین علیعلیهالسلام یا ائمه طاهرین چنین بودند ادامه مطلب...
عنوان درس: صبر در كارهاموضوع درس: شماره درس: 54تاريخ درس: ۱۳۷۶/۷/۲متن درس:اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرح لى صدرى و يسرلى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.بحث ما درباره دستورالعملى بود كه به پيغمبر داده شده بود تا بار سنگين نبوت را به منزل برسانده و اين دستور العمل براى همه مخصوصا براى ما طلبهها مفيد است بار سنگين روحانيت و طلبگى را بتوانيم به منزل برسانيم يكى از دستورات اين دستورالعمل اين است كه «و اصبر على ما يقولون و ا هجرهم هجرا جميلاً» بايد صبر كرد بر گفته دشمن و انسان را از جا تكان ندهد مواظب باشيد به واسطه جزع و فزع از هدف باز نشود اين معلوم است يكى از چيزهاى مهم براى رسيدن به هدف است و معمولاً انسان به قول قرآن شريف اين صبر و استقامت را ندارد «ان الانسان خلق هلوعا اذا مسه الشر الخير منوعا» اين انسان نحو خلقش اين است كه سبك سر است و به واسطه صبر و استقامت خود را پايبند نكرده است هلوع است سبك سر است و اگر شرى به او برسد او ناشكرى و دادش بلند است هر كسى بيايد پيش او از دست دشمن داد مىزند از دست مصائب داد مىزند ادامه مطلب...
جلسه هشتاد و نهم: امر به معروف و نهی از منکردرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: امر به معروف و نهی از منکر جلسه: هشتاد و نهم تاریخ: 18/ 9/ 1377 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی. چون که این هفته و هفته آینده دیگر مربوط است به ماه مبارک رمضان و مربوط به تبلیغ ما است با اجازه شما یک مقداری درباره تبلیغ مان با هم صحبت کنیم و اگر خدا عمر بدهد توفیق بدهد این بحث ناقصمان را انشاءاللَّه بعد از ماه مبارک رمضان تمام میکنیم بحث تبلیغ اولاً باید توجه داشته باشیم که از جهاتی مخصوصاً در زمان فعلی واجب است از یک جهت امر به معروف و نهی از منکر است و امر به معروف و نهی از منکر ولو این که در فروع دین ما در مرتبه هفتم و هشتم گذاشته شده است اما از قرآن و روایات به خوبی استفاده میکنیم که مهمتر از همه اجزاء فروع دین است. و معلوم هم است چون که نماز، روزه، خمس، زکات، جهاد،تولی و تبری، وابسته به امر به معروف ونهی از منکر است اگر امر به معروف در ملتی نباشد همه ارزشهای آن ملت نابود میشود از بین میرود و دلیلش هم همین است که آقایان مبلغ متفرق در بلاد میشود در هر دهی در هر شهری تبلیغ بیشتر و امر به معروف و نهر از منکر بییشتر آنجا از نظر دینی آبادتر است حضرت امام «رضوان اللَّه تعالی علیه» یک جمله شیرینی داشتهاند که میفرمودند به تجربه برای من اثبات شده است. و من وقتی که ایشان این جمله را گفتند بعداً تکرار میکردم بعضی اوقات خودمن هم یک بررسی در این مدت کردم به تجربه برای من اثبات شده است ایشان میفرمودند به تجربه برای من اثبات شده است هر دهی هر شهری هر استانی اگر ذاتاً مردمان نجیبی متقید به ظواهر شرع داشته باشد وقتی ریشه یابی بکنیم میبینیم در آن ده یک عالمی بوده است یا یک عالمی هست به عکس آن هم میفرمودند هر دهی هر شهری که اگر ذاتاً مردمان نااهلی نانجیبی داشته باشند مردمان لاابالی باشند وقتی ریشه یابی کنیم میبینیم که در آنجا عالم نبوده است در آنجا مبلغ نبوده است یا اگر بوده است عالم نفوذ نداشته است عالم بد بوده است مردم را فرار داده است از روحانیت یا چنین عالمی قبلاً بوده است یا در زمان فعلی بوده است و راستی این فرمایش حضرت امام خیلی خیلی فرمایش متینی است به تجربه اثبات شده است چنین است به تجربه خود من میتوانم مثلاً در همین ایران بیش از صد مورد برای شما بگویم که هر دهی امر به معروف و نهی از منکر کرده است آنها نجیبند آنها متقید به ظواهر شرع هستند دارالمومنین است و هر کجا این امر به معروف و نهی از منکر نبوده است یا بد بوده است اینها ذاتاً تقید به ظواهر ندارند لا ابالی هستند ادامه مطلب...
جلسه هفتاد و دوم: شناخت شخصیت حضرت امامدرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: شناخت شخصیت حضرت امام جلسه: هفتاد و دوم تاریخ: 13/ 3/ 1377 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی. به تناسب فردا که سالگرد رحلت بنیان گذار جمهوری اسلامی است یک مقداری اگر درباره حضرت امام صحبت بشود امروز جا دارد بلکه واجب است و امیدوارم که رنگ اخلاقی هم داشته باشد و برای ما سازندگی هم داشته باشد حضرت امام از نظر علمی انصافاً تا آنجا که ما سراغ داریم کم نظیراست. فقیهی نظیر مرحوم شیخ طوسی نظیر محقق نظیر علامه داریم نظیر صاحب جواهر، شیخ انصاری فیلسوفی نظیر شیخ الرئیس نظیر صدرالمتألهین عارفی نظیر صدر المتألهین، در سنیها نظیر ابن عربی داریم. تخصص در معارف اسلامی، وارد روایات اهل بیت نکات روایات اسرار شیعه نظیر بداء رجعت جبر تفویض قضا قدر اینها را هم نظیر خواجه نصیر طوسی نظیر مرحوم فیض وامثال اینها داریم و شیعه خیلی دارد ادامه مطلب...
جلسه هفتاد و یکم: چگونه خدا را ملاقات کنیمدرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: چگونه خدا را ملاقات کنیم جلسه: هفتاد و یکم تاریخ: 6/ 3/ 1377 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی. هفته گذشته عرض کردیم ما از قرآن استفاده میکنیم که این انسان یک حرکتی دارد بنام حرکت به سوی اللَّه «یاایها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه» «الا الی اللَّه تصیر الامور» «انا للَّه و انا الیه راجعون» همین طور که این آیهای که خواندم دلالت دارد منتهای سیر خدا است در آیات دیگر هم میفرماید منتها سیر خدا است میفرماید که «وان الی ربک منتهی» یا آیهای دیگر میفرماید «و ان الی ربک الرجعی» یا همین آیه ارتجاع «انا للَّه و انا الیه راجعون» یا بهتر از همه این آیات «یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحاً فملقیه» و ملاقات خدا یعنی چه؟ معمولاً مفسرین گفتهاند یعنی ملاقات رحمن خدا یا اینکه مراد یعنی روز قیامت و روز قیامت چون مظهر قهر خدا است مظهر رحمت خدا است به این گفتهاند ملاقات که هم کافر را بگیرد هم مومن را هم فاسق را بگیرد و هم متقی را مرحوم آقای ملکی دارلمراقبات میفرماید که 21 مورد درقرآن این لفظ ملاقات آمده است و ما بخواهیم حملش بکنیم همه را بر مجاز کار مشکلی است انصافاً وداعی نیست که بگوییم که ملاقات رحمت، ملاقات غضب، یعنی روز قیامت به قول ایشان این آیه «فمن کان یرجوا لقاء ربه» این معنا ندارد بگوییم روز قیامت «فلیعمل عملاً صالحاً ولا یشرک بعبادة ربه احدا» میفرمایند پس بنابراین ملاقات باید یک معنای دیگری پیدا کند و معنای دیگر این است که انسان از نظر فطرت خدا یاب است خدا جو است از همین جهت در بن بستها خدا را میبیند خدا را مییابد «فاذا رکبوا الفلک دعوا اللَّه مخلصین له الدین فاذا نجهم الی البر اذاکم یشرکرون» راستی همان وقت در بن بست میبیند خدا را اما نه فقط میبیند خدا را یک خدایی که مییابد این خدا قدرت دارد لذا میخواهد از خدا نجاتش را مییابد این خدا عالم به حالش است لذا خدا خدا میکند همان وقت هم حتی کافر به قول قرآن شریف آن وقتی که در بن بست واقع شد دستش از همه جا کوتاه شد خدا خدا شروع میشود این خدا را سمیع میداند لذا خدا خدا میکند خدا را رحیم میداند لذا خدا خدا میکند قادر میداند و بالاخره مییابد نظیر آدم تشنه که مییابد تشنگی را مییابد یک ذات مستجمع جمیع صفات کمالات لذا این که میگویند توحید فطری است نباید بگوییم توحید فطری است ادامه مطلب...
عنوان درس: اخلاقموضوع درس: شماره درس: 66تاريخ درس: ۱۳۷۶/۱۱/۲۹متن درس:اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم. بسم اللّه الرحمن الرحيم. رب اشرح لى صدرى و يسر لى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.بحث اخلاقى ما درباره اين است كه چه شد مردم مخالفت با پيامبرها كردند در حالى كه همه پيامبرها معجزه باهر داشتند «و لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب الميزان» يك پيامبر نيامد كه معجزه غير باهر داشته باشد همه آنها با بينات آمدند امّا آن طورى كه دلشان مىخواست موفق نشدند حتى پيامبر گرامى 13 سال در مكه خوب نتوانستند كار بكند با آن همه صبر، با آن همه مشقت، آن همه صبر و مشقتى كه در سوره الم نشرح منت بر سر پيغمبر مىگذارد مىفرمايد «و وضعنا عنك وزرك الذى انقض ظهرك» مصيبتهاى كمرشكنى را از كمر تو برداشتيم از گرده تو برداشتيم در حالى كه اين قرآن در مكه معجزه باهر بود و تحدى هم مىكرد. قرآن شريف در همين مكه مىگفت كه عربهاى فصيح بليغ يك سوره مثل اين قرآن بياوريد من دست از داعيهام بر مىدارم. بعد هم مىفرمود نمىتوانيد «قل لئن اجتمعت الانس و الجن على ان يأتوا بمثل هذا القرآن لا يأتون بمثله و لو كان بعضهم لبعض ظهيرا» اين تشجيع است يعنى پيغمبر اكرم دشمنان را تشجيع مىكردند ادامه مطلب...
جلسه نود و دوم: آزمایش الهیدرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: آزمایش الهی جلسه: نود و دوم تاریخ: 14/ 11/ 1377 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی. بحث هفته گذشته که به تناسب هم جلو آمد بحث خوبی است مخصوصاً برای ما طلبهها و باید بگوییم که از بحثهای ارزنده اخلاقی است برای همه مخصوصاً برای اهل علم و آن بحث، بحث امتحانها بود آن امتحانی که برای همه است «احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا امنّا و هم لا یفتنون و لقد فتنا» لذا امتحان را به هر معنایی که که بکنیم از نظر قرآن در آیات فراوانی لابد منه است برای همه و همه امتحان را هفته گذشته منقسم کردم به دو قسم یک قسم امتحان مهندس از سنگ معدنی یک قسم امتحان معلم از شاگرد و امتحانهای الهی نظیر امتحان معلم از شاگرد است برای اینکه به قول قرآن به شاگرد بفهماند چه کارهای اتمام حجت بشود برای شاگرد امّا در اینکه این امتحان هست در زندگی ما فراوان هم هست در زندگی ما هر که به اندازه وسعش این امتحان را دارد مسئله بلا اشکال است قسم اول یعنی امتحانی که موجب کمال بشود موجب رفع آلودگی بشود و بالاخره موجب بشود انسان مقصودش را مطلوبش را پیدا بکند که اسمش را گذاشتیم امتحان یک مهندس از یک سنگ معدن این همان است که قرآن میفرماید «یا ایها الانسان انک کادحٌ الی ربک کدحاً فملاقیه» ای انسان حرکت پررنجی در جلو هست بله اگر از امتحان بیرون بیای دیگر معلوم است پاداش خود خدا است پاداش خیلی بالا است «فملاقیه» امّا اینکه انسان بیاید و در این دنیا و این حرکت استکمالی برایش نباشد مگر اینکه خودش درجا بزند خودش سقوط بکند این حرکت هست اصلاً آمده است در این دنیا برای همین حرکت «یا ایها الانسان انک کادحٌ الی ربک کدحاً فملاقیه» و آیات فراوانی به ما میگوید این امتحان است که اسمش را میگذاریم امتحان کمالیه و قرآن شریف راجع به این امتحان در آیاتی اول از کمال مادی شروع میکند یعنی اگر از ما بپرسند که یک دانه گندم میتواند یک انسان کامل بشود یا نه قرآن میگوید آری میفرماید «فانما خلقنکم من تراب ثم من نطفه» یعنی آن دانه گندم بیفتد در خاک و با صبر و استقامتش بیاید بالا و ریشه برود پایین و سبزه بیاید بالا و با صبر و استقامت تکوینی زیر برفها زیر بارانها، گل و لایها بالاخره خوشه کند و آن خوشه با یک صبر و استقامتی زیر آن آسیاب و کم کم آتش و زیر دندانهای یک انسان و رفتن در معده و بالاخره گرفتن جوهر و وارد شدن در خون و مبدل شدن به یک نطفه میشود «فانما خلقنکم من تراب ثم من نطفه» که زیاد در قرآن آمده از جمله در اول سوره مؤمنون همین است ادامه مطلب...
جلسه هفتاد و هشتم: زهد و تقویدرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: زهد و تقوی جلسه: هفتاد و هشتم تاریخ: 28/ 5/ 1377 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی این بحث ما اگر جا بیفتد و انسان بتواند زهد اسلامی را پیدا کند و این دلبستگیها همه همه از بین برود این بندها همه همه پاره بشود به قول قرآن شریف به قول عرفان اسلامی تبتل برای او پیدا بشود انقطاع عن الناس انقطاع الی اللَّه نتیجه خیلی دارد و نتایجش به اندازهای بالا است که میتوانیم بگوییم که به مطلوب رسیده است به مقصود رسیده است اول نتیجهاش الهاماتی است که برای او پیدا میشود «جرت ینابیع الحکمه من قلبه الی لسانه» همان تقوا که میفرماید «ان تتقوا اللَّه یجعل لکم فرقانا» امیرالمومنین در نهجالبلاغه میفرمایند «کلا من زهد الهمه اللَّه» و این روایتی که همه ما شنیدیم در روایت خوبی هم هست میفرماید که «من اخلص للَّه اربعین یوما جرت ینابیع الحکمه من قلبه الی لسانه» اگر چهل روز کسی خودش برای خدا باشد یعنی علاوه بر اینکه عمل برای خداست علاوه بر اینکه دل برای خدا است خودش هم برای خدا است یعنی انقطاع الی اللَّه یعنی انقطاع عن الناس انقطاع عن الغیر چهل روز بتواند بندها را پاره کند دیگر در دنیا نباشد در حالیکه وجودش در این دنیا است اما خود در این دنیاپرواز به عالم غیب. اگر راستی بشود چهل شبانه روز زهد اسلامی تبتل قرآنی حالا علاوه بر اینکه به تجربه اثبات شده الهامات پیدا میکند این روایت هم میفرماید الهام پیدا میکند «جرت ینابیع الحکمه من قلبه الی لسانه» یکی از بزرگان به من میگفت شبهاتی در اعتقادات داشتم و ریاضت چهل روزه ریاضت دینی شروع کردم بعد از چهل شبانه روز در دو سه روز نه تنها شبهات خود به خود رفع شد دو سه روز یک دوره اصول دین نوشتم که بعد مطالعه میکردم خود استفاده میکردم و اصول دینی نوشتم که هیچ جا ندیده بودم و من در میان این آزادهها دیدم بعضی از آنها پیش من آمدند که این شکنجههای آنجا ریاضتهای آنجا توجههایی که برای بعضی از آنها آنجا بوده یک الهامات عجیبی پیدا کرده بودند حتی یک تسلط هایی که اسمش را میگذاریم غیب، غیب گویی نه یک تسلط هایی که میتوانست آینده رابگوید میتوانست گذشته را بگوید و بالاخره اگر راستی آن زهد اسلامی پیدا شود بندها پاره شود دلبستگی به این دنیای نباشد خب در حالیکه در این دنیا است تمایلات را باید ارضا کند ارضا میکند در این دنیا است و پول دارد امکانات دارد اما دلبستگی نیست دلبستگی اش فقط به خدا است هیچ چیزی هیچ کسی در دل نیست جز خدا نتیجه اولش الهام است این الهامی که میگوییم معمولاً بزرگان این الهام را راجع به معرفت اللَّه راجع به اصول دین گفتهاند که همان که میگویند راجع به اصول دین یکی علم است یکی ایمان علم یعنی انسان بتواند معرفت اللَّه را با دلیل با برهان، اثبات مبدأ بکند اثبات معاد بکند اثبات صفات کند ادامه مطلب...
عنوان درس: شب زنده دارىموضوع درس: شماره درس: 59تاريخ درس: ۱۳۷۶/۸/۱۴متن درس:اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم. بسم اللّه الرحمن الرحيم. رب اشرح لى صدرى و يسر لى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.اين دستور العمل كه اول سوره مزمل بود تمام شد و انصافااين دستور العمل خيلى بالا است و ما از ثرآن از روايات از كلمات بزرگان در تك تك اين دستور العمل مىبينم كه به آن خيلى اهميت داده شده است و معلوم است اگر كسى بتواند به همه اين دستور العمل عمل بكند كه مىتوانيم از نظر شير و سلوك اخلاقمان انصافا خيلى كار كرديم و خيلى راه را مىتوانيم طى بكنيم من تصميم داشتم امروز يك بحث ديگر اخلاقى را شروع بكنم اما با اجازه شما اگر اين دستور العمل يك مرورى بر او بشود شايد خوب باشد اول اين دستور العمل شب بيدارى بود «يا ايها المزمل قم اليل الا قليلا نصفه او نقص منه قليلا اوزد عليه» يعنى به اندازه ممكن حالا براى ما طلبهها يك ساعت قبل از اذان صبح خيلى در زندگى تاثير دارد براى اينكه توفيق پيدا بكنيم براى كا رهايمان خضلانى در روز برايمان پيدا نشود گرهاى پيدا نشود و مهمتر اين مشكل روحى خلجانى پيدا نشود خيلى موثر است براى اينكه بعضى اوقات يك جرقه انسان را بيچاره مىكند و چه بسيار مهم ديديم حالا اين جرقه گاهى جرقه شيطانى است و شييطان وسوسه مىكند ادامه مطلب...
عنوان درس: بحث ـ توجّه و تذكرموضوع درس: شماره درس: 48تاريخ درس: ۱۳۷۶/۴/۲۵متن درس:اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرحلى صدرى و يسرلى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.بحث چهارشنبه ما درباره دستورالعملى بود كه خداى متعال به رسول گراميش داده بود همان اوّل كار كه به قول قرآن بار سنگينى بدوش پيغمبر اكرم آمده بود رواى نبوت بار رسالت و قرآن هم مىفرمايد «انا سنلقى عليك قولاً ثقيلاً» بار سنگينى بدوش تو آمده به اين دستورالعمل عمل كن و انصافا دستورالعمل خوبى است خوب به اين معنا كه ما مىفهميم خوب است و معلوم است خوب است چون خداوند به پيغمبرش داده است امّا ما هم مىفهميم كه خوب است امّا اولش شب بيدارى نماز شب اهميت به نماز اوّل وقت كه به قولبزرگان هيچ چيزى براى كمك كردن به انسان بهتر از نماز مخصوصا نماز اوّل وقت نيست اين سه چيز شب بيدارى به اندازهاى كه قدرت دارد نماز شب كه چه مقدار شيرين و خوب است و اهميت دادن به نماز واجب اوّل وقت تمسك به قرآن چه خواندن قرآن، عملكردن، تدبر كردن و يا سروكار داشتن با قرآن يكى هم اجتناب از گناه پاگذاشتن روى نفس اماره روى هوى و هوس روى صفات رذيله كه اراده را قوى مىكند چه قوىكردنى بهترين چيزها براى تقويت اراده اجتناب از گناه است يكى هم كار و فعاليت به اندازه وسعش كار كند فعال باشد براى دنيا براى آخرت در مورد اين شش چيز مختصرا توضيح دادم و از همه تقاضا دارم به اين شش چيز خيلى اهميت بدهيد شب بيدار باشيد ادامه مطلب...
جلسه نود و پنجم: امتحان الهیدرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: امتحان الهی جلسه: نود و پنجم تاریخ: 12/ 12/ 1377 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی. این بحث که چهارشنبه جلو آمد من خیال میکنم بحث ارزندهای است و یک مقدار هم باید بیشتر درباره آن کار بکنیم کار عملی کار اعتقادی و کار اخلاقی و این بحث امتحانها ابتلاءها بحث فوق العاده مهمی است از نظر اخلاق در آن دو سه جلسه عرض کردم که ما از نظر تجربه و تاریخ از نظر روایات اهل بیت علیهمالسلام دو امتحان داریم سنت خدا هم هست «فلن تجد لسنت اللَّه تبدیلاً و لن تجد لسنت اللَّه تحویلاً» قابل چون و چرا هم نیست قابل چانه زدن هم نیست خدایا من را امتحان نکن نه قابل چانه زدن است نه قابل چون و چرا و حتماً این دو تا امتحان هست بله اگر کسی بتواند نمره بیاورد بالاترین چیزهایی که موجب کمال است این دو تا امتحان است از نظر کمال هم خیلی مفید است و این دو تا امتحان برای پیامبرها هم هست بلکه از بحثهای سابق فهمیدیم که هر کسی فراخور حالش این دو تا امتحان را دارد و هر که در این بزم مقربتر است امتحانش مشکلتر است این شعر خوب است ادامه مطلب...
جلسه نودم: توجه به خدادرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: توجه به خدا جلسه: نودم تاریخ: 25/ 9/ 1377 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی. ماه مبارک رمضان ماه خوبی است و برای خودسازی انسان میتواند که این یک ماه راه صد ساله را برود و شاید هم این که روز عید فطر را اول شوال را عید قرار دادند برای همین است که این یک ماه خودسازی به انسان کمال داده است و این عید کمال باشد شاید قربان هم همین معنایش است که هنوز حج تمام نشده عید باید گرفت عید کمال یعنی انسان رسیده به مقام آدمیت به مطلوب به مقصود به مطلوب همه انبیاء به مقصود خود خدا برای این که خلقت از این انسان هدف از خلقت مقام عبودیت است انسان به مقام عبودیت برسد «و ما خلقت الانس و الجن الا لیعبدون» و همان مکه همان چند روز به مقام عبودیت میرسد هنوز تمام نشده است میگوید عید بگیر ماه مبارک رمضان هم همین است به واسطه ماه مبارک رمضان انسان به مقام عبودیت میرسد میگویند عید بگیر این عید شرافت برای پیغمبر اکرم برای اینکه انسان رسیده به مقام کمال به آدمیت شرافت برای خودش بالاترین شرافتها است معلوم است معنای ضیافت هم همین است ما مهمان خدا هستیم یعنی ما در ماه مبارک رمضان بواسطه رابطه با خدا میتوانیم به مقامهای برسیم و راستی اگر توجه باشد انسان میرسد به تجربه اثبات شده است میرسد از نظر روایات اثبات شده است میرسد اگر نه آن روزه اخص الخواص همین روزه خواص باشد. یعنی روزهای که اجتناب از گناه در آن باشد قطعاً بعد از یک ماه انسان را به مقامهای بالایی میرساند مقام فرقان به انسان میدهد مقام الهام یا وحی به انسان میدهد و بالاخره آن مقامی که ولو مرتبه ضعیف مقام آدمیت حالا اگر به مقام لقاء نتواند برسد که من خیال میکنم میشود اما به مقام این که بفهمد صفات رذیله بالاترین غل است بفهمد این که رابطه با خدا خیلی برای انسان مطلوب است فهم این طور چیزها الهام این طور چیزها خیلی به انسان کمک میکند و ما طلبهها قبل از آن که برای دیگران بگوییم باید برای خود بگوییم یک کاری بکنیم این ماه مبارک رمضان هم برای خود بگوییم هم برای دیگران هر دو و اگر راستی این جور باشد یک ماهه هم برای خود بگوییم هم برای دیگران قطعاً انسان عیدی میتواند از خدا بگیرد هم دنیا هم آخرت هم وجاهت دنیا هم وجاهت آخرت بالاخره اگر نرسد به آنجا که «الصوم لی و انا اجزی به» الصوم لی و انا اجزی به دیگر این حتمی است ادامه مطلب...
جلسه نود و یکم: امتحان الهیدرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: امتحان الهی جلسه: نود و یکم تاریخ: 7/ 11/ 1377 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی. دیروز در فقه راجع به علی ابن ابی حمزه بطائنی صحبتی پیش آمد و در ضمن صحبت امتحانهای پروردگا رعالم جلو آمد و به نظرم رسید که بحث روز چهارشنبه یک مقداری راجع به این امتحانها که خداوند دارد راجع به بندههایش یک مقداری صحبت بکنم و این یک بحث ارزندهای است انصافاً بحثی است اخلاقی، ارزنده و بحثی است که همه ما باید توجه به این بحث داشته باشیم ما از قرآن شریف استفاده میکنیم امتحان ما یک امر مسلمی است پروردگار عالم بندههایش را امتحان میکند. امتحان به دو معنی یک امتحان مهندس از سنگ معدنی اصلاً ما آمدیم در این دنیا برای همین «یا ایّها الانسان انّک کادحٌ الی ربک کدحاً فملاقیه» آمدیم اینجا برای رسیدن به مقصود برای رسیدن به کمال آنهم کمال مطلق واین احتیاج دارد به اینکه زحمتها خون جگرها و مشقتها به قول قرآن شریف راه پر رنج راه پر مشقت را بپیماییم علاوه بر اینکه خود دنیا هم چنین است خود دنیا یعنی مشکل دنیا یعنی پررنج، پر مصیبت ومثل دریا همین طور که دریا موج دارد موج کوچک وبزرگ دارد جذر و مد دارد دنیا بحر اٌ عمیق و نمیشود در این دنیا کسی رنج نداشته باشد مشقت نداشته باشد دنیا منهای اَلَم، دنیا نیست این آخرت است و از همان وقتی که بدنیا میآید در رنج است تا وقتی بمیرد هر که باشد. آنکه در رفاه است جوری در رنج است آن هم که در فقر است جوری در رنج است آنکه بحسب ظاهر صحت دارد سلامتی دارد خوشی دارد و امنیت دارد جوری در رنج است آن هم که امنیت ندارد سلامتی ندارد غنا ندارد جوری دیگر در رنج است «و لنبلونّکم بشیء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الثمرات و بشر الصابرین»[1] این هست برای همه بالاخره گاهی برای گرفتن گاهی برای رنجها گاهی برای فقرها و چه کسی در رفاه است «و بشر الصابرین» و چه کسی باخت نکرده که هم چوب را خورده باشد هم پیاز را «و بشر الصابرین» اگر این صبر و استقامت و سعه صدر باشد دیگر خواه نا خواه از آن بلاها استفاده میکند همان بلا برایش میشود از الطاف خفیه خدا این یک امتحان است که باید بعد یک مقدار بیشتر در این مورد صحبت بکنیم. ادامه مطلب...
عنوان درس: توحيد افعالىموضوع درس: شماره درس: 52تاريخ درس: ۱۳۷۶/۶/۱۲متن درس:اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرح لى صدرى و يسرلى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.بحث گذشته ما درباره دستورالعملى بود كه پروردگار عالم به پيغمبر اكرم داده بود و فرموده بود كه بار سنگينى به دوش شما آمده است و اگر بخواهى اين بار سنگين را به منزل برسانى به اين دستورالعمل بايد عمل كنيد و اين دستورالعمل بلافاصله همان وقتى كه رسول اكرم مبعوث به رسالت شد و تشريف آوردند خانه و دراز كشيده بودند باز جبرئيل آمد و اين آيات اوّل سوره مزمل را آورد «يا ايها المزمل قم الليل الا قليلاً انا سنقلى عليك قولاً ثقيلاً» اى كسيكه عباى نبوت به دوش تو بار سنگينى به دوش تو آمده است كه اين دستورالعمل براى همه خوب است براى اينكه انسان توفيق پيدا كند در كارهايش، براى اينكه بتواند دينش را ببرد، براى حفظ دين، براى حفظ آبرو اين دستورالعمل به تجربه اثبات شده است امّا معلوم است براى ما طلبهها خوبتر است براى اينكه بار سنگين روحانيت را بخواهيم به منزل برسانيم به اين دستورالعمل بايد عمل كنيم ادامه مطلب...
عنوان درس: صبر و استقامت در زندگىموضوع درس: شماره درس: 55تاريخ درس: ۱۳۷۶/۷/۹متن درس:اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرح لى صدرى و يسرلى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.بحث هفته گذشته درباره جمله «و اصبر على ما يقولون و اهجرهم هجرا جميلاً» عرض كردم اين كلمه صبر كه امر شده به پيغمبر اكرم كه بايد داشته باشد مخصوصا در مقابل گفته ديگران اين ام الفضائل است و هر كسى هر فضيلتى بخواهد به دست بياورد احتياج به صبر دارد بقول حضرت امام رضوان اللّه تعالى عليه چهل سال صبر پيدا شدن يك فضيلت الهى چهل سال فعاليت و استقامت پيدا شدن آدميت و بدون صبر هيچ فضيلتى را نمىتوانيم به دست بياوريم هفته گذشته مىگفتم حتى خلوص كه خود از مهمات فضائل آن هم احتياج به صبر دارد به قول بحرالعلوم رضوان اللّه تعالى عليه اين مرد علم و عمل در پيرى مىفرمودند الحمدللّه ريشه ريا را كندهام درخت خلوص را بارور كردهام امّا بعد از يك عمر علم و عمل و طبيعت ما به ما مىگويد بدون صبر نمىشود چيزى انجام داد كارى انجام داد گويا سنت پروردگار عالم است به اينكه هر فضيلتى را هر نعمتى را به واسطه صبر فعاليت استقامت ما به دست بياوريم اگر از شما بپرسند كه آيا يك دانه گندم مىتواند يك انسان كامل بشود مىگوييم آرى امّا كى اين دانه گندم برود زير گل و لاى اين شكفته بشود ادامه مطلب...
عنوان درس: ولايت و دشمنى با آنموضوع درس: شماره درس: 62تاريخ درس: ۱۳۷۶/۹/۱۲متن درس:اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرح لى صدرى و يسر لى امرى واحلل عقدة من لسانى يفقهوا قولىبحث جلسه قبل يك سؤال و جواب اخلاقى بود و آن سؤال اين بود كه مسلم در زمان هر پيامبرى مردم مىدانستند كه اين پيامبر خدا است براى اينكه «ولقد ارسلنا رسلنا بالبينات»[1] هر رسولى مىآمد بينه داشت و مىنماياند كه من پيغمبر هستم «ليهلك من هلك عن بينه و يحيى من حى عن بينه»[2] اگر قبول مىكرد با ضرورت و وضوح قبول مىكرد اگر هم رد ميكرد با وضوح پا روى حق مىگذاشت «ولقد ارسلنا رسلنا بالبينات هو الذى بعث فى الامين رسولاً منهم يتلوا عليهم آيات»[3] و مخصوصا خواص فهميدهها آنهايى كه عقل داشتند شعور داشتند حالا ممكن است بعضى از عوام دنبال خواص بروند حالا يا دنبال حق يا دنبال باطل اما معمولاً خواص فهميده انكار رسالت مىكردند و در زمان رسولاللّه مخصوصا آن سيزده سال در مكه چه كسى نمىدانست كه پيغمبر اكرم پيغمبر است اين از طرف خدا است قرآنش يك معجزه است سبعه معلقه را همه شما گفتهايد همه شما مىدانيد سالها مسابقه شعرى كه اينها در فصاحت وبلاغت بالا بودند امتياز حجاز به فصاحت و بلاغتش بود سر تا سرى عرب مسابقه شعرى در مكه، يك طائفه مىبرد در مسابقه شهرى در مسابقه مىبردند ادامه مطلب...
عنوان درس: شرح صدرموضوع درس: شماره درس: 58تاريخ درس: ۱۳۷۶/۸/۷متن درس:اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم. بسم اللّه الرحمن الرحيم. رب اشرح لى صدرى و يسر لى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.بحث اين چند جلسه ما درباره شرح صدر و سعه صدر بود ويك مقدارى دربارهاش صحبت كردم و ديديم كمك،چه كمال چه كمال مادى مرهون صبر واستقامت مخصوصا شرح صدرو سعه صدر است و اگر انسان صبر نداشته باشد از ميدان در مقابل مشكلات در برود نتواند مشكلات را حل بكند قطعا به جايى نمىرسد كمال مادى باشد چنين است كمال معنوى هم باشد چنين است بى رنج گنج ميسر نمىشود بى صبر احدى به جاى نمىرسد و اين صبر و استقامت در كارها مخصوصا كارهاى مهم و شرح صدر در همه كارها مخصوصا كارهاى مهم از لوازم اوليه است «آلت الرياسه سعه الصدر» از همين جهت هم دراين دو دستور العمل هردو به پيغمبر اكرم امر شده است دستور داده شده است «و اصبر على مايقولون و هجرهم هجرا جميلا» واين «و هجرهم هجرا جميلا» اگر نباشد قطعا اگر كسى بخواهد به كمال مادى برسد به كمال معنوى برسد قطعا نمىشود چنانچه اگر به جاى رسيده باشد نمىتواند حفظ كند او راو چه بسيار هم ديديم افرادى كه لياقت براى كارهاى مهم را داشتند ادامه مطلب...
جلسه هفتادم: رسیدن به مقام لقاءدرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: رسیدن به مقام لقاء جلسه: هفتادم تاریخ: 30/ 2/ 1377 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی. ما از قرآن استفاده میکنیم که این انسان یک سیری دارد به سوی حق منتها سیر خدا است. که به او میگویند مقام لقاء «یا ایها الناس انک کادح الی ربک کدحاً فملقیه» ای انسان تو در حرکت هستی و این حرکت پر رنج است کدح یعنی حرکتی که رنج آور است حرکتی که پر مشقت است در یک بیابانی که خار مغیلان دارد یک بیابانی که مخوف است دزد دارد یک بیابانی که جذر مد دارد انسان در این بیابان حرکت بکند به این میگویند کدح کادح حرکت پر رنج میفرماید که شما «یا ایها الناس» کاری به مؤمنین هم ندارد یا ایها الناس «انک کادح الی ربک کدحاً فملاقیه» و منتها حرت ملاقات خدا است که در آیه دیگر میفرماید «وان الی ربک منتها» منتهای این سیر خدا است منتهای این حرکت خدا است که در قرآن شریف 21 مورد به عنوان لقاء نامیده سده است «فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملاً صالحاً و لا یشرک بعباده ربه احدا» 21 مور لقاء آمده است الان نمیخواهم بگویم معنای لقاء چیست؟ ادامه مطلب...
جلسه هشتاد و هفتم: سیر و سلوکدرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: سیر و سلوک جلسه: هشتاد و هفتم تاریخ: 4/ 9/ 1377 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی. بحث روز چهارشنبه ما درباره سیر و سلوک بود یعنی حرکت به سوی خدا منتهای سیر الی اللَّه «یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحاً فملاقیه» در این دنیا آمدیم برای همین «انا للَّه و انا الیه راجعون» در این دنیا آمدیم برای این که این منازل را یکی پس از دیگری طی میکنیم از توبه به یقظه به تقوا، از تقوا به تخلیه از تخلیه به تحلیه به تجلیه و از تجلیه به لقاءو به قول آن مرد کم نظیر در عالم اسلام یعنی حضرت امام (رضوان اللَّه تعالی علیه) تازه اول کار که حتی ایشان میفرماید اینها مقدمات است اینها اصلاً منازل نیست و این سیر و سلوکیها که گفتند هفت منزل اینها همه مقدمات است که میشود سیر من الحق فی الحق دیگر آن سیر متناهی هم نیست چون پرودگار عالم غیر متناهی است دیگر سیر من الحق فی الحق هم غیر متناهی است لذا این انسان دیگر چون خلیفة اللَّه است مثل خود خدا این دیگر فنا ندارد در روایات میخوانیم که نمیدانیم معنایش هم چی است گاهی نامه میآید برای بنده «من الحی الذی لا یموت الی الحی الذی لا یموت» چه نامه پر محتوایی چه خطاب پر محتوایی شاید وقتی که از طرف حق تبارک وتعالی سلام به او بشود «سلام قولاً من رب رحیم» السلام علیک بعد هم بکوید «من الحی الذی لا یموت الی الحی الذی لا یموت» دیگر لذت آن است اصلاً خلق شده است برای همین و الا عبث است و الا بیهوده است برای اینکه «خلقت الاشیاء لاجلک و خلقتک لاجلی» اگر همه برای این انسان و این انسان دیگر بمیرد تمام بشود این که معلوم است یک لغو است این که معلوم است خلاف حکمت است پیش اهل دل اگر راستی برای این که برود بهشت و آنجا متنعم باشد حالا چی متنعم بهترین حورالعینها، بهترین قصرها ،بهترین خورد و خوراکها بهترین مسکنها و پوشاکها حالا چی؟ یک چیز دیگر باید باشد غیر از این حرفها، آن چی است سلام علیکم بعد هم بگوید «من الحی الذی لا یموت الی الحی الذی لا یموت» اگر بگوییم این دیگر خیلی مفید است این دیگر واجب است لازم است این انسان خدا خلقش بکند یعنی لطف قاعده لطف دیگر میشود واجب یجب علیاللَّه تبارک و تعالی من باب لطف این که این انسانی که میتواند برسد به اینجا این را خلقش بکند حالا ولو این که هفتاد سال در این دنیا مشقت، صدمه، خون جگر، انصافاً این که ما در این دنیا به غیر مشقت چیزی نیست حالا در امکانات هم باشد این امکاناتش هم همه لذت نیست دفع الم است گرسنه میشود مریض است خوب چیز بخورد سیر بشود غریزه جنسی زور آورده است خب یک مرض است اطفاء غریزه جنسی بکند این مرض رفع بشود لذا این سیر و سلوک پیمودن این منازل هفت گانه این فرمایش حضرت امام خیلی خوب است که اصلاً این منازل مقدمه است ادامه مطلب...
جلسه نود و نهم: امر به معروف و نهی از منکردرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: امر به معروف و نهی از منکر جلسه: نود و نهم تاریخ: 24/ 1/ 1378 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی. قبل از اینکه وارد بحث بشویم این مصیبت بزرگ یعنی شعادت سردار عزیزمان سردار کم نظیرمان مرحوم شهید سپهبد صیاد شیرازی را به همه شما تسلیت عرض مینمایم و از طرف شما این شهادت را این مصیبت بزرگ را به ساحت مقدس حضرت ولی عصر و مقام معظم رهبری تسلیت میگویم و چون من میدانم که ایشان الان پیش خدا هستند از پروردگار عالم میخواهم از طرف شما میخواهم یک نظر لطفی به همه شما عنایت بفرماید و این دهه محرم و این دو ماه محرم و صفر را توفیق عزاداری، عزاداری به معنی عام یعنی بکاء شرکت در مجالس و رفتن منبر توفیق عزاداری به معنی عام را این دو ماهه به همه ما عنایت بفرمایند. این مرحوم خیلی بالا بود من وقتی در قم بودم ایشان ماهی یک مرتبه با یک نظام خاصی میآمدند پیش من و در یک گزارش ماهانه گزارش سیاسی به من میدادند بعد هم یک دستور اخلاقی در حدود بیست دقیقه کمتر بیشتر یک بحث اخلاقی از من میگرفتند و میرفتند و انصافاً در حالی که من با غالب ایشان تماس داشتم از اول انقلاب تا الان نظیر ایشان را کم دیدم از جهاتی اگر نگویم بی نظیر، نظیر ایشان را کم دیدم یک چیزی که همه ما باید به آن توجه داشته باشیم و من هم تقاضا دارم که به این توجه داشته باشید این است که اگر کار شد برای خدا یک قدری بالاتر دل شد برای خدا یک قدری بالاتر خودش شد مال خدا این کارش حتی خوابش روشش، منشش حتی مردنش این برای اسلام نفع دار میشود دلیلش خیلی از جمله مرگ صیاد شیرازی دو سال استکبار جهانی بافت خیلی کار کرد علیه رهبری علیه این نظام علیه سپاه خیلی کار کرد با تهاجم فرهنگی چه کار کرد یک تشییع جنازه صیاد شیرازی همه را خنثی کرد این مرگ صیاد شیرازی این تشییع جنازه این بوسیدن مقام معظم رهبری جنازه ایشان را این کارها تمام توطئهها خنثی شد و صیاد شیرازی صد سال این نظام را برد جلو و نظیرش را ما زیاد داریم چرا؟ ادامه مطلب...
جلسه هشتاد و یکم: زهد اسلامیدرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: زهد اسلامی جلسه: هشتاد و یکم تاریخ: 25/ 6/ 1377 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی از این چند جلسه بحث بالاخره به اینجا رسیدیم که اگر ما طلبهها مخصوصاً بخواهیم به جایی برسیم و به آنجا که به جز خدا نبیند به جز خدا نداند باید این اسارتها را از بین برد و پاره کردن این بندها هم کاری است بسیار مشکل به قول بزرگان با مژه چاه کندن راستی اینجور است اما برای ما طلبهها برای همه واجب است لازم است برای اینکه اگر یکی از این بندها یکی از این اسارتها باشد به قول قرآن شریف دیگر میخ کوب در زمین هستیم قرآن شریف قضیه بلعم باعور را که نقل میکند و میفرماید علم لدنی به او داده بودیم علم لدنی داست ولکن یک صفت رذیله «اخلده فی الارض و لوشئنا لرفعناه» معنایش این است که او زمینه برای بالا رفتن بود آن علمش زمینه بود برای اینکه بالا رود آن هم خدا دست او را بگیرد معلم است به کجا میرسد «ولکنه اخلد الی الارض»[1] این میخکوب شده بود و معلوم است یک مرغکی را در قفس و یا به قول قرآن یک مرغکی را پایش را ببندد این کجا میتواند پرواز کند خب حالا اگر پرواز کند دیگر «رجال لا تلهیهم تجارة و لا بیع عن ذکر اللَّه» دیگر آن هم «فی بیوت اذن اللَّه» خدا دستش را میگیرد خدا بال به او میدهد خب معلوم است خدا دستش را بگیرد دیگر جای او کجا، پرواز او کجا «ان المتقین فی جنات و نهر فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر» عند ملیک مقتدر خدا آنجایش میبرد اما اگر «اخلد علی الارض» شد چی میشود «فمثله کمثل الکلب» پناه بر خدا این مثالهای قرآن راستی تکان میدهد این ادب قرآن با این بعضی اوقات مثالها این مثالها معمولا هم راجع به علمای بی عمل علمای غیر مهذب «مثله کمثل الکلب ان تحمل علیه یلهث او تترکه یلهث» اگر یک جاه و مقامی پیدا کند میگزد عالمی را فسَد العالم عالمی را فاسد میکند اگر هم نه به جایی نرسد کتابش خانهاش اطرافیانش را فاسد میکند «ان تحمل علیه یلهث او تترکه یلهث» اگر مثل سگ هار با او کار داشته باشند گزندگی دارد اگر هم با او کار نداشته باشند باز هم گزندگی دارد بالاخره میگزد دیگر میشود نیش عقرب دیگر میشود سگ هار خوب این اسارت فرق هم دیگر نمیکند دیگر تفاوت نیست این اسارت، اسارت حسد باشد تکبر باشد منیت باشد آدم میبیند و این عمری که ما کردیم و در میان اهل علم بودیم خیلی چیزها دیدیم هم این طرف هم آن طرف و در تاریخ هم خیلی چیزها شنیدیم هم این طرف هم آن طرف و راستی داشته «اضله اللَّه علی علم» دانسته فهمیده جهنم میرود دیگر وقتی که این اسارت آمد همینجور که اگر اسارت نباشد زمینه هست به طور نا متناهی به قول روایات یعنی منازل را طی کند برسد به مقام لقاء تازه اول کار دیگر سیر من الحق الی الحق غیر متناهی دیگر تناهی هم ندارد دیگر حد یقف ندارد همینطور است اگرحرکت سقوطی باشد حد یقف ندارد راستی میرسد به اینجا که برای خاطر این دنیا یک نامه مینویسد علیه امام حسین علیهالسلام «من خرج علی امام الوقت فدمه هدر» چه جور میشود یک کسی که قاضی امیرالمومنین بوده راستی ملا بوده حسن و حسین شناس بود دیده که امام حسین وارد مسجد میشود پیغمبر اکرم از منبر میآید پایین در دامنش میگیرد روی منبر میرود مینشیند، روی دامنش نشسته برای مردم حرف میزند اینها را دیده اما آن هم یزید را نمیشناسد؟ میشناسد یزید کیست یزید چیست همه را میداند اما به آن میگویند یا این یا آن خوب اسیر است وقتی اسیر باشد نمیتواند این اسارت را رها بکند خدا نکند کسی اسیر باشد خوب وقتی پا بند است نتوانسته پاره بکند دیگر میرسد به آنجا که میگوید ولو دین هم برود جهنم هم باشد اما اشباع بشود این غریزه شهوت جنسی باشد همین است فرق نمیکند شهوت تکبر باشد همین است شهوت حسد باشد ادامه مطلب...
جلسه هشتاد و چهارم: تقوی اسلامیدرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: تقوی اسلامی جلسه: هشتاد و چهارم تاریخ: 29/ 7/ 1377 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی. بحث ما درباره تقوا بود و به تناسب این بود که گفتم ما در این دنیا آمدیم برای اینکه به مقام لقاء برسیم لذا به قول قرآن در حرکتیم، حرکت معنوی که به آن میگویند سیر و سلوک، سیر یعنی حرکت سلوک یعنی رسیدن این همان آیه شریف «یا ایهاالانسان انک کادح الی ربک کدحاً فملاقیه» تو در حرکتی، حرکت پر رنج است پر مشقت اما منتها سیر خدا است که گفتم این سیر چند چیز لازم دارد و اول جسم ما و در این باره فی الجمله صحبت کردیم دوم زاد و توشه، زاد و توشه این راه تقوا است اهمیت به واجبات همه همه مخصوصاً نماز مخصوصاً برای ما اهل علم اهمیت به مستحبات همه همه مخصوصاً خدمت به خلق خدا هر اندازه که بشود ولو خدمت مرد به خانمش در خانه یا بالعکس خدمت به بچه اما رنگ خدا داشته باشد خدمت به اجتماع ولو به حیوآنهاکه این خدمت به حیوآنهاهم موثر است از همین جهت سیر و سلوکیها در وقتی که نتوانند خدمتی به خلق خدا بکنند میروند به حیوانها کمک میکنند، یک جملهای نقل میکنند از بزرگان گفته بود که من حال قبض پیدا کردم یعنی بی توفیقی و دیگر حال نداشتم و بد چیزی است بعضی اوقات انسان میرسد به اینجا که در رختخواب بیدار هم هست اما حال اینکه بلند بشود نماز شب بخواند ندارد این خیلی نکبت خیلی خذلان است بعضی اوقات مثلاً بیدار است کار هم ندارد اما حال نماز اول وقت هم ندارد هر چه میخواهد پاشود نمیشود به این میگویند حال قبض و زیاد است و حالا ما طلبهها به آن میگوییم بی توفیقی، توفیق و بی توفیقی آنها میگویند قبض حال دیگر نداشتم لذت از عبادت نمیبردم عبادت به جا بیاورم برایم سنگین بود و فکر میکردم چه کردم هر چه فکر کردم فکرم به جایی نمیرسید به من گفتند حالا عالم شهودش بوده خوابش بوده بین خواب و بیداریش بوده که «شکت عنک عصفورة فی الحضرة» یک گنجشکی پیش خدا از دست تو شکایت کرده میگوید به هوش آمدم به حال آمدم توجه کردم بله چند روز قبل من میرفتم کار عجله داشتم دیدم بچهها به یک بچه گنجشک ور میروند دارند با او بازی میکنند زجرش میدهند این به او میدهد او به او میدهد و این بچه گنجشک زیر دست این بچهها دارد زجر میکشد من با بی تفاوتی گذشتم، گفتند «شک عنک عصفورة فی الحضرة» میگوید که خیلی ناراحت شدم حالا چه کار بکنم میگوید رفتم صحرا اتفاقاً دیدم یک بچه گنجشک از آن بالا افتاده پایین از آشیانه یک ماری هم حمله کرده به این عصایم را بلندکردم مار فرار کرد بچه گنجشک را نوازشش کردم و این بچه گنجشک را به مادرش رساندم حال آمدم یعنی حال قبضم رفت آن وقت شب به من گفتند «شکرت عنک عصفورة فی الحضرة» یک بچه گنجشک از دست تو پیش خدا تشکر کرده و این حالت برایت پیدا شد این از نظر روایات ما هم حالا این جمله از بعضی از بزرگان است از نظر روایات ما روایت برای خدمت کردن به حیوانها زیاد داریم یا برای توحیدی که حیوانها دارند دعا و راز و نیازی که حیوانها دارند زیاد زیاد داریم دیگر بالاخره اهمیت به مستحبات ولو خدمت به حیوآنهاخدمت به خلق خدا که در میان مستحبات نماز شب دیگر حتماً ما طلبهها حتماً باید داشته باشیم نمیشود نباشد به جایی نمیرسیم اگر این نماز شب نباشد ادامه مطلب...
جلسه صدم: امر به معروف و نهی از منکردرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: امر به معروف و نهی از منکر جلسه: صدم تاریخ: 31/ 1/ 1378 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی. یک مطلبی که لازم است و باید تذکر بدهیم این مطلب را و این یک مقدمهای لازم دارد و راجع به این مقدمه من سابقاً صحبت کردم و چون تکرار مفید است مقدمه بحث یک تکراری از گذشته است آن مقدمهای که سابقاً صحبت کردم و همه ما باید خیلی به آن توجه داشته باشیم این است که حساب خواص غیر از حساب عموم است هم پیش خدا هم پیش پیغمبر اکرم و ائمه طاهرین علیهمالسلام و پیش مردم آن حسابی که خدا حضرت ولی عصر مردم حتی مردم لاابالی برای ما باز میکنند غیر از حسابی است که برای عموم مردم باز میکنند آن توقعی که خدا، حضرت ولی عصر مؤمنین بلکه لاابالیها از ما دارند غیر از توقعی است که از خودشان از عموم مردم است و قرآن روایاتها گفتارها بر این مطلب خیلی گویا است به شما میگفتم که حضرت یوسف در همه جا نمره بیست آورد که به قول استاد بزرگوار ما علامه طباطبایی بعضی از صحنه هایش هر که بود میرفت ولی او نمره بیست آورد استاد عزیز ما علامه طباطبایی در درس مفصل میگفتند و در المیزان هم معجزه مختصر فرموده است که قضیه مجلسی که زلیخا برای یوسف تهیه کرد بیست و چهار زمینه برای گناه بود آن هم چه زمینه هایی زنی مثل زلیخا اول زیبای عالم آن هم آن جلسه با آن همه شهوت سر تا پا شهوت جلسه تنها به قول آقای طباطبایی اگر میگفت بله نانش در روغن بود اگر میگفت نه وامصیبتا امّا بالاخره نمره بیست آورد این حضرت یوسف یک جا نمره بیست نیاورد که آدم مات است و آن در زندان، زندان را خود تهیه کرده بود یعنی قرآن میگوید حضرت یوسف دید اگر زندان نرود اینها سر به سرش میگذارند این زنها هیچ جا راحتش نمیگذارند گفت «قال رب السجن احب الی مما یدعوننی الیه» خدایا برم زندان از شر اینها نجات پیدا کنم چندین سال زندان آن دو رفیقش که آن دو خواب را دیدند وقتی میخواستند از زندان بیرون بروند آن که نجات پیدا کرده بود میخواست برود ساقی شاه بشود حضرت یوسف به این گفت «و اذکرنی عند ربک» همین دو کلمه، طلبهها با شماها هستم ای منبریها با شما هستم یک کلمه گفت «و اذکرنی عند ربک» رفت جبرئیل آمد گفت که کی تو را از دست برادرها نجات داد؟ ادامه مطلب...
عنوان درس: كنترل صفات رذيلهموضوع درس: شماره درس: 69تاريخ درس: ۱۳۷۶/۱۲/۲۰متن درس:اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم. بسم اللّه الرحمن الرحيم. رب اشرح لى صدرى و يسر لى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.براى ما طلبهها دو سه چيز خيلى لازم است امّا خيلى مشكل است و توجه به اين دو سه چيز خيلى لازم است اولاً اينكه بايد هميشه توجه داشته باشيم كه اين كار ما مقدسترين كارها است هم از نظر قرآن هم از نظر روايات و هم از نظر بزرگان ما اگر چيزى نداشته باشيم براى اين كارمان جز «تفكر ساعة خير من عبادة سنه يا من عبادة ستين سنه من عبادة سبعين سنه» بس بود اينكه قدر مقينش ما است ديگر بس بود بگوييم كار ما بهترين كارها است افضل كارها است مداد العلما افضل من و دماء و الشهدا نظير اينها زياد است زياد «يرفع اللّه الذين امنوا منكم و الذين اوتوا العلم درجات» مرحوم طبرسى همين جا يك روايت نقل مىكند هشام بن حكم وارد شد بر امام صادق عليهالسلام جوانى بود كه هنوز خوب ريش در صورت مباركشان ديده نشده بود پيرمردها از بنى هاشم از بزرگان قوم امام صادق بلند شدند ايستادند و هشام را بردند پهلوى خود نشاندند اين كار بزرگى بوده است كار پر جرأتى بوده است از امام صادق آن هم يك عُجمى به اين معنا كه ايشان كوفى بودند عربها حجاز آنها را عرب نمىدانستند مىگفتند عُجم است و گران تمام شد بر مجلس امام صادق فورا اين آيه را خواندند «يرفع اللّه الذين امنوا منكم و الذين اوتوا العلم درجات» فرمودند اين درباره قريش نيست درباره سادات و بزرگان قوم نيست ادامه مطلب...
جلسه هشتاد و پنجم: زهد اسلامیدرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: زهد اسلامی جلسه: هشتاد و پنجم تاریخ: 6/ 8/ 1377 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی. بحث ما درباره این بود که این انسان یک حرکتی دارد به نام حرکت به سوی خدا سیر به سوی اللَّه در همین دنیا آمده است برای اینکه سیر را حرکت را شروع بکند و به منتهای سیرش به منتهای حرکتش برسد «ان الی ربک الرجعی و ان الی ربک المنتهی» عرض کردم در این سیر که هدف از خلقت است باید چیزهایی باشد و الا یا سقوط میکند یا در جا میزند و فرق هم نمیکند در جا بزند در این حرکت هفتاد سال مثل کرم ابریشم در خود تنیدن یا اینکه سقوط بکند «ان المنافقین فی الدرک اسفل من النار» تفاوت خیلی ندارد اگر کسی بخواهد این حرکت را ادامه بدهد چند چیز میخواهد اول چیزی که دربارهاش صحبت کردم براق بود که این جسم ما این جسم ما براق است برای این حرکت فی الجمله دربارهاش صحبت کردم دوم زاد، توشه میخواهد تزدوفان خیر الزاد التقوی گفتهاند زاد و توشه این راه تقوا است و هر چه تقوا بالاتر زاد و توشه بهتر در این حرکت در این سیر عالیتر و معلوم است این تقوا مراتب دارد و ما طلبهها باید علاوه بر اینکه تقوای از گناه داریم یک مقدار بیشتر «فاتقوا اللَّه حق تقاته فاتقوا اللَّه مااستطعتم» یعنی تا آن اندازه که بشود مکروهات از شبهات نه یک قدری بالاتر از مباحات که انسان بتواند تقویت کند خود را آن ملکه عدالت آن ملکه تقوی را به واسطه اجتناب از مباحات اجتناب از مباحات به این معنا که پا گذاشتن روی هوی و هوس، هوی و هوسی که حرام نیست صبر در مقابل مشکلات صبر در مقابل ناگواریها زن و بچه در مقابل ناملایمات رفیق و بالاخره از حد خودش گذشتن برای اینکه هوی و هوس را سرکوب کردن مشکل هم هست ولی علی کل حال مرتبه تقوا است مرحوم حاجی سبزواری (رضوان اللَّه تعالی علیه) در آخر منظومه که یک مقدار اخلاق است راجع به تقوی تقوا را سه قسمت کرده است توبه را سه قسمت کرده است میفرماید «مراتب توب کمراتب التقی من حل او حرمة او غیر لقاء» تقوا سه مرتبه دارد یک مرتبه اجتناب از محرمات مرتبه دیگر اجتناب از مباحات محرم نیست این حل در اینجا یعنی مکروهات مشتبهات، مباحات پرهیز میکند از مکروهات پرهیز میکند از مشتبهات و بالاخره پرهیز میکند از آن چیزهایی که هوی و هوس را جری میکند پا گذاشتن روی هوی و هوس حتی در محللات مرتبه سوم میفرماید مرتبه سوم تقوا اینکه در دل هیچ نباشد جز خدا دیگر مقام لقاء برایش پیدا شده باشد که این مربوط به انبیاء مربوط به اولیاء اوصیاء که مرحوم حاجی گناهان پیغمبر و ائمه طاهرین را همین جور درست میکند میفرماید مثلاً پیغمبر اکرم باید توغل در عالم وحدت داشته باشد ادامه مطلب...
جلسه هشتاد و ششم: تمسک به قرآندرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: تمسک به قرآن جلسه: هشتاد وششم تاریخ: 20/ 8/ 1377 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم. بسم اللَّه الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی. عرض کردم که انسان یک سیری دارد به نام سیر به سوی حق تبارک و تعالی و در این دنیا آمده است برای همین سیر و سلوک «یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحاً فملاقیه» تو در حرکت هستی حرکت پر رنج منتهای سیر خدا، اگر این سیر ولو کُند ادامه پیدا کند بالاخره به جایی میرسد و اگر هم در جا بزند منحرف بشود سقوط پیدا بکند معلوم است به مطلوب خود به مقصود خود نخواهد رسید منتهای سیر جهنم است راجع به این سیر گفتم که چیزهایی میخواهیم تا این که بتوانیم این سیر را ادامه بدهیم اول آن براق بود آوردن براق برای پیامبر اکرم برای رفتن به معراج به ما هم میگوید ما در این سیر براق میخواهیم و گفتم براق این راه جسم است از همین جهت هم ملائکه این سیر را ندارند این حرکت را ندارند چون جسم ندارند حمله عرش در حالیکه سعه وجودی دارند اما تکامل نیست حرکت نیست تکامل در اثر حرکت است دیگر حرکت جسمی یا حرکت مادی یا حرکت معنوی حرکت ندارد که ده میلیون سال قبل جبرئیل با حالا مثل هم است سعه وجودی که داشته است الان دارد حیوآنها هم تکامل ندارند چون روح ندارند آنها هم ولو این که از نظر غریزهای یک تکاملهای خوبی داشته باشند اما حرکت تکاملی برای آنها نیست این حرکت که اسمش را میگذاریم سیر به سوی اللَّه این مختص به انسان است آمده است در این دنیا 124 هزار پیامبر هم آمده است همین را بگوید بنابراین انسان است که چون مرکب از روح و جسم است میتواند حرکت کند پس براقش این جسم است و مواظبت از جسم لازم است و این را رامش بکند برای این که در حرکت باشد لازم است دهنه در دهن این جسم زدن این براق لازم است و الا اسب چموشی است که هم خودش را نابود بکند و هم دیگران را لذا باید دهنه زد دم دهن این اسب چموش که حالا چه چیزی میتواند کنترلش بکند دیگر ظاهراً هیچ چیزی نمیتواند این انسان را از بعد جسمی کنترل بکند جز همین سیر فی الجمله که از تقوا شروع میشود جز تقوا بالاخره مواظبت از این جسم لازم است کنترل کردن این جسم لازم است، در این باره فی الجمله صحبت کردیم گفتم زاد وتوشه هم میخواهد به قول امیرالمومنینعلیهالسلام در شبها در دل شب چه گریهها زاریها پیام برای ما «تزودوا فان خیر الزاد التقوی» که در کلمات امیرالمومنینعلیهالسلام این آیه زیاد دیده میشود که میفرموده راه دور است دراز است کمی زاد و توشه بالاخره این راه زاد و توشه میخواهد زاد و توشه قرآن میگوید تقوا، هر روز انسان باید متقی باشد هر آن باید متقی باشد در این باره هم فی الجمله صحبت کردم و دیدیم که راستی تقوا چه تقوای مثبت روح خدا ترسی بر جان انسان بر عمق جان انسان حکمفرما باشد چقدر مزه دارد چقدر خوب است لذا این هم زاد و توشه این راه است بدون زاد و توشه نمیشود دیگر وقتی که انسان فاسق و فاجر باشد در این راه نابود میشود سقوط میکند در این باره هم فی الجمله صحبت کردیم. ادامه مطلب...
عنوان درس: كار و فعاليت توأم با تقوا رمز موفقيت در زندگى علمى و اجتماعيموضوع درس: شماره درس: 44تاريخ درس: ۱۳۷۶/۲/۱۰متن درس:اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرحلى صدرى و يسرلى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.بحث هفته گذشته درباره فعاليت و كار بود. ديگر حالا كار فرهنگى باشد مثل كار ما، كار توليدى باشد مثل كار زارعها كار توزيعى باشد مثل تجار و كاسبها يا كار خدماتى باشد مثل كار ادارىها. «كار و فعاليت» و كار اجتماعى باشد مثل كار جبههها، تبليغى باشد مثل كار پيغمبرها، چيزى كه يَصْدُقُ بر اينكه كار. در اين دستورالعمل هر كسى كارى دارد و اين دستورالعمل براى او است. «ان لك فى النهار سبحا طويلاً» يعنى بايد مثل اميرالمؤمنينسلاماللّهعليه كه در نهجالبلاغه درباره على(ع)گفته شده كه «عابد بالليل و اسدٌ بالنهار» در شب يك عابدى بود آن هم چه عابدى. همان «قم الليل الا قليلا نصفه او نقص منه قليلا او زد عليه و رتل القرآن ترتيلا» اميرالمؤمنين در شب اينگونه بود. خود پيغمبر اكرم(ص) در شب چنين بود. نماز عشاء را مىخواندند. نافله عشاء را مىخواندند. بلافاصله مىخوابيدند. سابقا رواياتش را در فقه خوانديم. بلافاصله مىخوابيدند. ديگر نصفه شب بلند مىشدند يك مقدار نماز مىخواندند. يك چرتى مىزدند. دو دفعه يك مقدار نماز مىخواندند يك خوابكى مىرفتند كه ديگر دو ساعت سحر به آن طرف تا اوّل آفتاب ديگر بيدار بودند، بلكه بيدار بودند تا اگر مىشد يك خواب قيلولهاى مىرفتند و الّا نه. خوب اين شب پيغمبر اكرم(ص) بود. امّا روزش جدا يك شيرى بود در كار كردن و در تبليغ كردن. ادامه مطلب...
جلسه هشتاد و دوم: تقوای اسلامدرس اخلاق حضرت آیة اللَّه العظمی مظاهری «مدّظله العالی» موضوع: تقوای اسلام جلسه: هشتاد و دوم تاریخ: 15/ 7/ 1377 اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم بسم اللَّه الرحمن الرحیم رب اشرح لی صدری و یسر لی امری واحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی بحث ما درباره سیر و سلوک بود که این انسان دارد که درباره موانع اش صحبت میکردم و درباره یک مانعاش و اینکه انسان اسیر دنیا است اسیر شهوت باشد یک مقداری صحبت کردم بحث این بود که این انسان یک سیری دارد به نام حرکت به سوی خدا «یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحاً فملاقیه»[1] ای انسان تو در حرکتی البته حرکت پر رنج است کدح یعنی آن حرکتی که پر رنج است مثل اینکه انسان در یک بیابان پر خاری یک بیابان پر ریگی، یک بیابان مخوفی، یک بیابان تاریکی، راه رود به این عرب میگوید حرکت اما حرکت پر رنج لذا میگوید کدح «یا ایها الانسان انک کادح الی ربک کدحاً فملاقیه» حرکت پر رنج است اما در همین آیه میفرماید که نتیجه بالاست و آن نتیجه ملاقات خدا است فملاقیه لازم هم نیست که این ملاقات را چیزی در تقدیر بگیریم که مفسرین گرفتند به قول مرحوم آقای ملکی این عارف معلم اخلاق در این کتاب لقاء اللَّه همچنین حضرت امام در چهل حدیث میگویند بیست جا بیست و یک جا این جمله در قرآن آمده هیچ جا ندارد الی لقاءرحمته ما چرا رحمت در تقدیر بگیریم و اینکه مابگوییم الی لقاءرحمته لذا تقدیر نه باید خود لقاء را معنا بکنیم ببینیم یعنی چه ولی علی کل حال آن اندازه که الان میگویند اینکه این انسان حرکتی دارد منتها سیر این حرکت به سوی خدا است که در آیات دیگر دارد «ان الی ربک الرجعی» باز گشت تو به سوی خداست حرکت ندارد اما منتها سیر را میگوید یا در آیه دیگر باز دارد «ان الی ربک المنتهی» منتهی سیر خدا است ربک یا همین که مشهور است «انا للَّه و انا الیه راجعون» الیه و این آیات را اگر جمع کنی بیش از 50 تا آیه میشود خب ندارد «الی رحمته، الی قربة الی قیامتة الی جنته» که معمولاً مفسرین یک این جور چیزی در تقدیر گرفتند «انا للَّه و انا الیه راجعون» یا «الی جنتة راجعون» یا« ان الی ربک الرجعی ان الی قرب ربک» یا «الی رحمة ربک الرجعی» این آیات ندارد منتهی سیر خدا است و معنایش این است منتهی سیر خدا است اینجوری که معلمهای علم اخلاق نظیر مرحوم آقای ملکی در لقاء اللَّه حضرت امام در چهل حدیث و دیگران معنا میکنند این است این مقام لقاء نه در قیامت در همین دنیا برای انسان پیدا میشود یعنی انسان اگر بتواند این اسارتها را از بین ببرد اگر انسان بتواند این تعلقات را از بین ببرد اگر انسان بتواند این تعلقها را پاره کند به عبارت دیگر اگر بتواند انسان فقط عبد خدا باشد تعلقی نداشته باشد جز خدا این خدا را مییابد نظیر آدم تشنه که مییابد تشنه گی را لذا این با چشم دل خدا را میبیند با گوش دل حرف خدا را میشنود با چشم دل نور خدا را «اللَّه نور السموات و الارض» نور خدا را مییابد یابیدنی هم هست علمی نیست عقلی نیست یابیدنی است مییابد لذا یک دلیلی که بهترین ادله است برای توحید و صفات توحید همین است ادامه مطلب...
عنوان درس: ولايتموضوع درس: شماره درس: 61تاريخ درس: ۱۳۷۶/۸/۲۸متن درس:اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرح لى صدرى و يسر لى امرى واحلل عقدة من لسانى يفقهوا قولىشب جمعه در مسجد حكيم من يك بحثى را عنوان كردم و فكر كردم اگر همين بحث را در اين جلسه مقدس عنوان كنم و چند هفتهاى چند ماهى درباره آن صحبت كنم از نظر اخلاقى خيلى بالا است وشايد بشود جزوهاى نوشت بشود از شما عزيزان استفادهاى كرد بحث، بحث مهمى هم است و مخصوصا اگر بحث را بياوريمش در ميان مدرسهها يك بحث تحقيقى بشود نه بحث خطابى معلوم است در مسجد حكيم بيش از بحث خطابى اخلاقى نمىشود باشد اما اگر بياوريم بحث را اينجا هم بحث تحقيقى بشود هم يك بحث فوق العاده اخلاقى و آن بحث اين است كه من راجع به خصوص اميرالمومنين عليهالسلام صحبت كردم كه راجع به همه انبياء همين است راحع به همه اولياء هم همين است راجع به اميرالمومنين عليهالسلام چون كه اين هفته هم مربوط به ايشان بود از همين جا شروع كنيم و اينكه اميرالمومنين بعد پيغمبر اكرم افضل از همه است ضرورت تاريخ است اما افضليت هم به اين معنا ايشان مولود كعبه است مرحوم علامه امينى در شانزده تا كتاب مهم از اهل تسنن نقل مىكند ادامه مطلب...
عنوان درس: سعه صدرموضوع درس: شماره درس: 65تاريخ درس: ۱۳۷۶/۱۰/۴متن درس:اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرح لى صدرى و يسر لى امرى واحلل عقدة من لسانى يفقهوا قولىاين بحثى كه در مورد آن چند جلسهاى صحبت كردم. اين بحث مهمى است و ابزار كار ما است «آلت رياسة سعة الصدر» و اگر انسان سعه صدر و شرح صدر نداشته باشد اين نمىتواند براى اسلام براى مردم كارى بكند و از قرآن فهميديم كه بالاتر از همه چيز شرح صدر است «الم نشرح لك صدرك» از قرآن فهميديم بهتر از هر امكاناتى بهتر از يك لشكر مجهزى بهتر از پول فراوانى اين سعه صدر است «رب اشرح لى صدرى و يسر لى امرى» و از قرآن فهميديم اگر راين سعه صدر باشد كارها آسان مىشود با حوصله مشكلها را ميشود حل كرد. به قول عوام مردم با حوصله مىشود مار را از سوراخش بيرون آورد با حوصله با سعه صدر انسان مىتواند از كنار مشكل بگذرد نه بالاتر از اينها مىتواند مشكل را تحمل بكند و يكى از معجزات پيغمبر اكرم پيش اهل دل پيش محققين همين سعه صدر يكى از بزرگان در كتابش نوشتند اگر به من بگويند به چه دليل پيغمبر اكرم پيغمبر است ادامه مطلب...
عنوان درس: كار و فعاليتموضوع درس: شماره درس: 47تاريخ درس: ۱۳۷۶/۳/۲۸متن درس:اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم بسم اللّه الرحمن الرحيم رب اشرحلى صدرى و يسرلى امرى و احلل عقدة من لسانى يفقهوا قولى.بحث ما درباره آن دستورالعملى بود كه به رسول گرامى داده بودند براى اينكه بار نبوت را به منزل برسانند و اين دستورالعمل انصافا دستورالعمل بالائى است و پيش علماى علم اخلاق سير و سلوكىها اين دستورالعمل بالائى است و ما اگر به اين دستورالعمل عمل بكنيم قطعا پيشرفتمان در علم در سير و سلوك در اخلاق و بالاخره در تقرب زياد خواهد شد. امرى كه دربارهاش مانده بود و دو سه جلسه در موردش صحبت كردم فعاليت براى يك مسلمان كه علاوه بر اينكه در 504 آيه امر به اين فعاليت شده در اين آيه شريفه دردستورالعمل به طور اشاره آمده كه يك مسلمان مخصوصا يك كسى كه بار سنگينى به دوشش باشد پروانهوار بايد فعال باشد همينطور كه ستارهاى شناور در فضا و براى نجات خودش براى نجات مابقى ستارهها فعاليت عجيبى دارد فعاليت سرساماورى دارد نظم محيرالعقولى دارد در اين آيه مىفرمايد يك مسلمان هم بايد چنين باشد. ادامه مطلب...
كتاب آفت خشم و كينه و حسد برگرفته از ترجمه كتاب المحجة البيضاء في تهذيب الاحياء اثر مولي محسن فيض كاشاني قدس سره بنام راه روشن ترجمه عبدالعلي صاحبي" "بسم الله الرحن الرحيم مقدّمه شرح نكوهش خشم شرح حقيقت خشم شرح اين كه آيا با تمرين مى توان خشم را ريشه كن ساخت يا نه ؟ عواملى كه موجب بروز خشم مى شوند فرو نشاندن خشم پس از بروز آن فضيلت فرو خوردن خشم فضيلت بردبارى شرح مقدار سخنى كه مى توان به قصد انتقام گرفت گفتارى در معناى كينه و نتايج آن و فضيلت عفو و مدارا فضيلت عفو فضيلت نرمى و مدارا كردن گفتارى در نكوهش حسد، و در حقيقت و عوامل حسد و درمان آن و نهايت چيزى كه در برطرفساختن آن لازم است بيان حقيقت حسد و حكم و اقسام و درجات آن شرح عوامل حسد و منافست عوامل بسيارى حسد و قوى بودن آن شرح دارويى كه بيمارى حسد را از دل مى برد شرح آن مقدار از حسد كه واجب است از دل زدوده شود" كتاب آفت خشم و كينه و حسد مقدّمه (( بسم اللّه الرحمن الرحيم )) ستايش از آن خداوندى است كه اميدواران جز به عفو و رحمت او تكيه نمى كنند و خائفان جز از خشم و قدرت او نمى ترسند. خدايى كه بندگان خود را از جايى كه نمى دانند از درجه اى به درجه ديگر ترقى مى دهد. و شهوت ها را بر آنها مسلط و آنان را به ترك خواسته هايشان امر كرده است ؛ و آنها را به خشم آزموده و به فرو خوردن خشم در موارد خشم مكلّف كرده است . آنگاه آنان را به ناگوارى ها و لذّت ها محاط ساخته (ناگوارى ها و لذّت ها را بر آنها محيط ساخته است ) و به آنها مهلت و فرصت داده است تا بنگرد چگونه عمل مى كنند و به وسيله عمل محبت آنان را آزموده است تا صدق ادعاى آنها روشن شود؛ و به آنها فهمانده است كه آنچه پنهان مى دارند و آشكار مى سازند بر او پوشيده نيست ؛ و آنها را از مؤ اخذه ناگهانى خود در حالى كه نمى دانند بر حذر داشته و فرموده است : (( ما ينظرون الا صيحة واحدة تاءخذهم و هم يخصمون فلا يستطيعون توصية و لا الى اهلهم يرجعون . )) (789) و درود بر محمّد صلّى اللّه عليه و آله كه در زير پرچمش پيامبران و تقوا پيشگان حركت مى كنند؛ و درود بر خاندان و يارانش كه امامان هدايت يافته و سادات پسنديده اند، درودى كه عددش با عدد آفريدگان خدا در گذشته و آينده برابر باشد و از بركت آنها خلق اولين و آخرين بهره مند شوند. پس از ستايش خدا و درود بر محمّد صلّى اللّه عليه و آله و آلش ، بدان كه غضب شعله آتشى است كه از آتش برافروخته الهى اقتباس شده ، با اين تفاوت كه آتش الهى جز بر دلها چيره نشود، و اين آتش در سويداى دل جايگزين مى شود همچنان كه پاره هاى آتش در زير خاكستر باقى مى ماند؛ و تكبر نهانى آن آتش را از دل هر ستمگر لجوج بيرون مى آورد چنان كه سنگ آتش را از آهن بيرون مى آورد
كتاب آداب گوشه نشيني برگرفته از ترجمه كتاب المحجة البيضاء في تهذيب الاحياء اثر مولي محسن فيض كاشاني قدس سره بنام راه روشن ترجمه محمد رضا عطايي" "بسم الله الرحن الرحيم مقدمه باب اول : در نقل نظرات و اقوال مختلف و بيان دلايل دو گروه در اين باره باب دوم : در فوايد و مفاسد گوشه گيرى و بيان حقيقت فضايل آن" كتاب گوشه نشينى مقدمه (( بسم اللّه الرحمن الرحيم )) سپاس خداى را كه نعمت را بر بهترين بندگان و برگزيدگان خلقش ارزانى و همت آنان را به انس و الفت با خود مصروف داشت و بهره ايشان را از لذت بردن به وسيله مشاهده نعمتها و عظمت ذات مقدسش فراوان ساخت و دلهاى ايشان را به مناجات و نوازش خود آرامش بخشيد و در قلب آنان ، آراستگى و زيبايى زودگذر دنيا را ناچيز جلوه داد تا آن جا كه تمام كسانى كه پرده ها از جلو روزنه هاى انديشه شان برچيده شد به گوشه گيرى علاقه مند گشتند و در خلوت با خدا، به مطالعه انوار و آثار جلال و عظمت ذات مقدسش انس گرفتند و بدان وسيله از انس با آدميان ، هر چند كه از نزديكترين نزديكانشان بود، گريزان شدند. و درود و رحمت بر محمّد صلى اللّه عليه و اله سرور و نيكوترين انبياى و بر خاندان و يارانش ، سرور و پيشوايان خلق باد. بارى ، مردمان درباره گوشه گيرى و معاشرت و برترى يكى بر ديگرى ، اختلاف نظر فراوانى دارند، با اين كه هر كدام مفاسدى دارد كه باعث نفرت مى گردد و فوايدى دارد كه نظرها را به خود جلب مى كند، ولى گرايش اكثر عابدان و پارسايان به اختيار عزلت و برترى دادن آن بر معاشرت است و آنچه را كه ما در بخش مصاحبت راجع به امتياز معاشرت و برادرى و انس و الفت با يكديگر گفتيم متناقض به آن چيزى است كه اكثريت در انتخاب تنهايى و خلوت بدان گرايش دارند. بنابراين ، روشن ساختن حقيقت اين مطلب ، داراى اهميت است و حل اين مهم با طرح دو باب ميسر است : باب اول : در نقل نظرات و اقوال مختلف و بيان دلايل دو گروه در اين باره اما نظرات ، مردمان در آن باره اختلاف نظر دارند، ابتدا اين اختلاف در ميان تابعان (1) پديد آمد؛ جمعى از آنان به انتخاب عزلت و برترى آن بر معاشرت معتقد شدند ولى اكثر ايشان به استحباب معاشرت و هر چه بيشتر افزودن بر معارف و افزايش دوستان براى انس با يكديگر و محبت به مؤ منان و يارى به ايشان در راه دين از باب هميارى بر نيكى و تقوا قائل شدند. آنچه از سخنان دانشمندان به ما رسيده است به دو دسته تقسيم مى شود: يك دسته عبارات مطلق كه بر گرايش به يكى از دو نظريه بالا دلالت مى كند و دسته ديگر، سخنانى است كه بر دليل گرايش خاص اشاره دارد؛ اكنون ما آن دسته مطلق از سخنان دانشمندان را نقل مى كنيم تا نظرات مختلف در آن باره روشن شود و اما سخنانى را كه مقرون به ذكر علت است در جايى كه مفاسد و فوايد را مطرح مى كنيم ايراد خواهيم كرد. نخست ، سخن را با ذكر كلام و مولايمان ، امام صادق عليه السلام در اين باره آغاز مى كنيم و آنگاه گفته ابوحامد را مطرح مى سازيم . امام صادق عليه السلام بنابر آنچه در (( مصباح الشريعه )) (2) روايت شده است مى فرمايد: ((شخص گوشه گير در دژ الهى سنگر گرفته و در حفظ و نگهبانى خدا محفوظ است ، پس خوشا به حال كسى كه در نهان و آشكار، تنها با او باشد، چنين كسى به ده خصلت نياز دارد: شناخت حق و باطل ، دلبستگى به فقر، انتخاب سختى و پارسايى ، مغتنم شمردن خلوت ، انديشه در عواقب كار، احساس تقصير در بندگى در عين كوشيدن ، ترك خودپسندى ، ذكر فراوان بدون غفلت ، زيرا غفلت شكارگاه شيطان و آغاز هر گرفتارى و باعث هر گونه حجاب (مانع ارتباط با خدا) است و پيراستن خانه از آنچه مورد نياز فورى نيست
كتاب آداب صحبت و معاشرت برگرفته از ترجمه كتاب المحجة البيضاء في تهذيب الاحياء اثر مولي محسن فيض كاشاني قدس سره بنام راه روشن ترجمه سيد محمد صادق عارف" "بسم الله الرحمن الرحيم مقدمه باب اول : در فضيلت انس و برادرى و شرايط و درجات و فوايد آن باب دوم : درباره حقوق برادرى و رفاقت باب سوم : در حق مسلمان ، خويشان ، همسايگان و بردگان و كيفيت معاشرت با كسانى كه چنين ارتباطهايى با انسان دارند" "كتاب آداب صحبت و معاشرت مقدمه اين پنجمين كتاب از بخش مربوط به عادات از (( محجة البيضاء فى تهذيب الاحياء )) است . (( بسم اللّه الرحمن الرحيم )) سپاس خداوندى را سزاست كه بندگان برگزيده اش را از الطاف خاص خويش برخوردار و در دلهايشان الفت ايجاد كرد و به بركت نعمت او دست برادرى به هم دادند؛ و حسد و كينه را از دلهاى ايشان زدود. پس در دنيا دوستان و همدم و در آخرت همراه و صميمى شدند. درود بر محمّد مصطفى و آل و اصحابش كه از او پيروى كردند و در گفتار و رفتار و عدالت و احسان دنباله رو او بودند. بارى ، دوستى در راه خدا و برادرى در دين از بالاترين روابط و لطيف ترين چيزى است كه از طاعات در مسير عبادات استفاده مى شود و شرايطى دارد كه بدان وسيله ، افراد همدم و معاشر، به دوستان در راه خدا مى پيوندند و در اين نوع روابط حقوقى است كه با مراعات آنها برادرى از شائبه هاى تيرگى و انگيزه هاى شيطانى پاك مى شود. پس انسان با اداى حقوق ايشان به خداى تعالى نزديك مى شود و با مراقبت آن حقوق به مقامات بلند مى رسد. ما مقاصد اين بخش را در سه باب بيان مى كنيم : باب اول در فضيلت الفت و برادرى در راه خدا و شرايط و مراتب و فوايد آن . باب دوم درباره حقوق معاشرت و آداب و لوازم آن . باب سوم درباره حقوق مسلمانان ، وابستگان ، همسايگان و بردگان و كيفيت معاشرت با كسانى كه به يكى از طرق فوق با يكديگر وابستگى دارند. باب اول : در فضيلت انس و برادرى و شرايط و درجات و فوايد آن بدان ، كه انس و الفت نتيجه حسن خلق ، و جدايى و تفرقه و نتيجه بدخويى است . بنابراين حسن خلق باعث دوستى و الفت و همدمى ، و بدخويى موجب دشمنى و حسد و جدايى مى شود و هرگاه درخت نيكو و پسنديده باشد، ميوه اش نيز نيكو و پسنديده خواهد بود.
كتاب آداب نكاح برگرفته از ترجمه كتاب المحجة البيضاء في تهذيب الاحياء اثر مولي محسن فيض كاشاني قدس سره بنام راه روشن ترجمه سيد محمد صادق عارف" "بسم الله الرحمن الرحيم باب اول : در تشويق به ازدواج و يا ترك آن باب سوم : در آداب معاشرت و آنچه در دوام ازدواج دخالت دارد و زن و مرد بايد مراعاتكنند" كتاب آداب نكاح مقدمه بخش دوم از قسمت مربوط به عادات از كتاب (( محجة البيضاء فى تهذيب الاحياء )) بسم اللّه الرحمن الرحيم سپاس خداى را كه تيرهاى انديشه درباره شگفتيهاى آفرينش او به جايى نرسد، و عقل و خرد به هنگام تفكر در بدايع نخستينش جز آنكه سرگردان و متحير بماند، راه به جايى نبرد، در صورتى كه همواره نعمتهاى لطيف او براى جهانيان يكى پس از ديگرى ، چه بخواهند و چه نخواهند استمرار دارد؛ و از جمله الطاف زيبايش آن است كه از آب بشرى را آفريد و او را وابسته و خويشاوند قرار داد و بر مخلوقات شهوت را مسلط كرد تا بدان وسيله ناخواسته وادار به توليد مثل شوند و از اين راه به حكم جبر و بدون اختيار نسلشان باقى بماند؛ وانگهى مساءله انساب را مهم شمرده و به آن ارج نهاده است و بدان وسيله زنا را حرام داشته و به خاطر منع و جلوگيرى از آن اين عمل را سخت زشت شمرده و ارتكاب آن را هرزگى و كار زشت دانسته است و مردم را به ازدواج دعوت كرده و به صورت امرى مستحب و فرمانى الهى بر آن تشويق كرده است . پاك و منزه است خداوندى كه مرگ را بر بندگان مقرر فرموده و بدان وسيله آنان را محكوم به مرگ و در هم شكستگى كرده و از طرفى بذر نطفه ها را در زمين رحمها پراكنده ساخته و افراد جديدى از آن به وجود آورده و آن را وسيله جبران مرگ قرار داده است ، تا آنان را آگاه كند كه درياى مقدرات او از لحاظ سود و زيان ، خير و شر، دشوار و آسان ، پيچيده و گسترده ، براى جهانيان فيض بخش است . و درود بر محمّد (ص ) كه براى بيم و اميد دادن برانگيخته شده است و بر آل و اصحاب او، درودى كه حسابگران از عهده شمارش و اندازه آن برنيايند و سلامى فراوان بر ايشان باد! بارى ، براستى كه ازدواج پشتوانه دين و خوار كننده شياطين و در مقابل دشمن خدا دژ استوارى است و وسيله زياد شدن افرادى است ك سرور انبيا (ص ) بدان وسيله بر ديگر پيامبران مباهات مى كند. بنابراين چقدر بجاست كه وسايل ازدواج را فراهم و آداب و سنن آن را حفظ كنند. از اين رو بايد اهداف و نيازمنديهاى آن را شرح و فصول و ابواب آن را تفضيل داد و آن مقدار از احكام نكاح را كه داراى اهميت است در سه باب به شرح زير بيان مى شود: باب اول در تشويق به ازدواج كرد و ازدواج نكردن . باب دوم در آدابى كه بايد در عقد و عقد كنندگان رعايت شود. باب سوم در آداب معاشرت پس از عقد تا زمان جدايى . باب اول : در تشويق به ازدواج و يا ترك آن بدان كه دانشمندان درباره فضيلت ازدواج اختلاف نظر دارند. بعضى از آنها در اين باره تا آنجا مبالغه كرده اند كه تصور كرده اند ازدواج بالاتر از اشتغال به عبادت خداست و گروهى ديگر به ارزش آن اعتراف دارند، اما آن را مقدم بر اشتغال به عبادت ندانسته اند؛ البته در صورتى كه نفس ، اشتياق زيادى به ازدواج پيدا نكند به حدى كه شخصى را پريشان حال كرده به سركشى وادارد. عده ديگرى گفته اند: در اين زمان بهتر است ازدواج نكنند،
آيين زندگي تاليف : مرحوم حاج شيخ جواد تهراني نام كتاب : آئين زندگى نويسنده : مرحوم حاج شيخ جواد تهرانى فهرست عناوين مقدمه نويسنده 2 يك هدف مهم از بعثت انبياء 3 اصلاح نيّت 4 شرك ريائى 6 شرك طاعتى 7 شرك به اسباب طبيعى 8 تكبّر و تواضع 9 عُجب 11 خودستايى 12 حسد (رشك ) 13 بخل 14 حسن خلق و سوء خلق 15 صبر 16 توكل به خدا 18 اعتصام به خدا 19 خوف و رجاء و حسن ظن به خداوند متعال 20 راستگويى ، و دروغ 21 بدترين دروغها 22 وفاى به عهد (پيمان ) و پيمان شكنى 23 وفاى به وعده ، و خلف وعده 24 عدالت و ظلم 25 اداى امانت و خيانت 27 كار و كوشش در اسلام 29 آگاهى 31 صنعت 32 دستورات كلى در معاملات 33 دورويى و دو زبانى 34 خشم 35 كظم غيظ 36 خوش زبانى و بد زبانى 37 دشمنى و كينه جويى ، دورى و جدايى از يكديگر 38 آگاهى 39 حرض (آز) 40 طمع (چشم داشت به ديگران ) 41 حياء (شرم ) و بى شرمى 42 سوء ظن و تهمت به مؤ منين و تجسس از عيوب و لغزشهاى آنان 43 سخن چينى 44 بهتان 45 غيبت 46 مسخره كردن يكديگر و به نام و لقب هاى زشت يكديگر را خواندن 47 سبك شمردن و اهانت و تحقير و ايذاء و ترساندن مؤ من 48 دشنام دادن و طعنه زدن و لعن كردن و سرزنش نمودن مؤ من و نسبت كفر به مؤ من 49 (ديدگاه اسلام ) 50 (صلح و سازش ) 51 (اهتمام به امور مسلمين ) 52 (امر به معروف و نهى از منكر) 54 خير خواستن براى ديگران 56 (اتحاد در برابر دشمنان ) 57 (برترى تقوا، ايمان و دانش ) 58 (انفاق ) 59 (نيكى به والدين و خويشان ) 63 محبت دنيا 65 نمونه اى از مدارك داله بر مدح دنيا و محبت آن براىتحصيل رضاى الهى يا ثوابهاى 67 پاورقي 68 2 مقدمه نويسنده بسمه تعالى شاءنه بعضى از دوستان از اينجانب تقاضا كردند كتابى ساده و همگانى كه مشتمل بر دروس اخلاق اسلامى و رهنماى قسمتهايى از آيين زندگى باشد بنويسم ، تا مورد استفاده غالب طبقات قرار گيرد. پس از گذشت مدتى آنچه به نظرم رسيد كه در اين كار براى خودم بى تكليف و براى خوانندگان سودمندتر باشد؛ اين بود كه مقدارى از آيات قرآن كريم و احاديث پيغمبر و ائمه دين سلام الله عليهم اجمعين را با ترجمه تقريبى آنها به فارسى ، جمع و تاءليف نمايم تا به توفيق خداوند متعال خوانندگان محترم چون مستقيما با كلمات وحى و عبارات و نصوص منقوله از ذوات مقدسه پيغمبر و ائمه دين عليه السلام رو به رو مى گردند، درس بهترى فراگيرند و استفاده بيشترى بنمايند و لذا به نوشتن اين تاءليف پرداختم و آن را((آيين زندگى و درسهاى اخلاقى اسلامى )) نام نهادم . و لاحول و لاقوة الا بالله العلى العظيم . (1) مؤ لف در اين كتاب در نظم و تربيت مطالب و هم در نقل آيات و روايات به هيچ وجه نظرى خاص نداشته ؛ فقط هر موضوع و مطلبى كه متناسب با هدف و غرض از تاءليف اين كتاب بوده و به تدريج به خاطرش مى آمده با ذكر مداركى نوشته است تا براى تنظيم و ترتيب مطالب و يا ذكر مدارك به زحمت نيفتاده باشد
آموزههاى بنيادين علم اخلاق جلد اول فهرست عناوين بخش اول 1 1- ملكه 1 2 - فضيلت و رذيلت 1 تعريف علم اخلاق 1 ارزشگذارى افعال 1 ارزش گذارى ملكات 1 قلمرو علم اخلاق 1 اهميت علم اخلاق 1 هدف و فايده علم اخلاق 1 نياز به مربى 1 سؤالات 1 پىنوشتها 1 (2) رابطه دين و اخلاق 2 تفاوت اخلاق و تعليم و تربيت 2 يادآورى: 2 تفاوت اخلاق و حقوق 2 تفاوت اخلاق و فقه 2 تفاوت اخلاق و آداب 2 تفاوت اخلاق و عرفان 2 تفاوت اخلاق و فلسفه اخلاق 2 سؤالات 2 (3) روششناسى علم اخلاق 2 سؤالات 2 پىنوشتها 2 (4) مبادى و پيش فرضهاى علم اخلاق 3 1 - اختيار 3 2 - تغيير پذيرى اخلاق انسان 3 سؤالات 3 پىنوشتها 3 (5) 3 - فطرى بودن كمال جويى و گرايش به خير 4 4 - محوريت انسانشناسى و مباحث نفس 4 سؤالات 4 پىنوشتها 4 (6) كمال 5 لذت و سعادت 5 سؤالات 5 سؤالات 5 پىنوشتها 5 بخش دوم: (8)رابطه انسان با خدا 6 تأثير اعمال اختيارى بر معرفت 6 ضرورت اخلاقى شناخت خداوند 6 سؤالات 6 پىنوشتها 6 (9) دو گونه معرفت اكتسابى 7 راه نخست 7 دومين راه معرفت خدا 7 تأثير معرفت بر اعمال اختيارى 7 سؤالات 7 پىنوشتها 7 (10) موانع معرفت خدا 8 1 - پيروى از هواى نفس 8 2 - محبت دنيا 8 3 - سطحى نگرى 8 4 - عادات فكرى و تقليد از پدران 8 5 - رذايل نفسانى 8 سؤالات 8 پىنوشتها 8 (11) مراتب معرفت 9 انواع توحيد 9 توحيد ذات 9 توحيد صفات 9 توحيد افعالى 9 توحيد در عبادت 9 سؤالات 9 پىنوشتها 9 (12) ايمان 10 رابطه علم و ايمان 10 موانع ايمان 10 آثار ايمان 10 مراتب ايمان 10 سؤالات 10 پينوشتها 10 (13) محبت 11 عوامل محبت 11 مراتب محبت 11 محبوبهاى انسان 11 نشانههاى محبت حقيقى 11 محبت به خدا 11 سؤالات 11 پي نوشتها 11 (14) عبادت 12 اقسام عبادت 12 عبادات توقيفى هستند 12 حضور قلب 12 راه تحصيل حضور قلب 12 مراتب حضور قلب 12 آثار عبادت 12 سؤالات 12 پي نوشتها 12 (15) اخلاص 13 اهميت اخلاص 13 راه كسب اخلاص 13 آثار اخلاص 13 سؤالات 13 پىنوشتها 13 (16) توكل 14 آيا توكل با اعتماد به نفس منافات دارد؟ 14 آثار توكل 14 مراتب توكل 14 سؤالات 14 پىنوشتها 14 (17) ريا 15 منشأ رياكارى 15 آثار ريا 15 درمان ريا 15 سؤالات 15 پىنوشتها 15 (18) خوف و رجاء 16 خوف و رجاء و ايمان خدا 16 انواع خوف در رابطه انسان و خداوند 16 1 - خوف از گناه 16 2 - خوف از غفلت و كوتاهى 16 3 - خوف از عاقبت بد 16 4 - خوف از جهان پس از مرگ 16 5 - خوف دورى از خدا 16 سؤالات 16 پىنوشتها 16 (19) خوف از خدا 17 آثار خوف از خدا 17 1 - پذيرفتن انذار و تذكر 17 2 - اقدام به عمل 17 3 - هدايت 17 4 - مغفرت 17 5 - آخرت نيكو 17 6 - رضايت خداوند 17 روش تحصيل خوف 17 ايمنى 17 سؤالات 17 پىنوشتها 17 (20) رجاء يا اميدوارى در رابطه با خداوند 18 نشانه و اثر رجاء 18 سؤالات 18 پىنوشتها 18 (21) نااميدى از رحمت خدا 19 منشأ نااميدى 19 عوامل نااميدى 19 الف: 19 ب: استعجال: 19 آثار نااميدى 19 درمان نااميدى 19 سؤالات 19 پىنوشتها 19 (22) صبر 20 اقسام صبر 20 مراتب صبر 20 رابطه صبر و ايمان 20 آثار صبر 20 چگونه مىتوان صبور شد؟ 20 سؤالات 20 پىنوشتها 20 (23) شكر 21 عوامل زمينه ساز شكر 21 اقسام شكر 21 آثار شكر 21 سؤالات 21 پىنوشتها 21 (24) رضا 22 منشأ رضا 22 آثار رضا 22 آيا رضاى به قضاى الهى با تلاش و دعا در تنافى است؟ 22 سؤالات 22 پىنوشتها 22 (25) گناه 23 آثار گناه 23 1 - كيفر الهى 23 2 - نابودى اعمال 23 3 - عدم قبولى اعمال 23 4 - محروميت از عمل صالح 23 5 - عدم استجابت دعا 23 6 - محروميت از روزى و نعمت 23 7 - نزول بلا 23 8 - بيمارى دل و انكار حقايق 23 9 - محروميت از آمرزش 23 10 - ترس از مرگ 23 علت گناه 23 گناه صغير و كبير 23 سؤالات 23 پىنوشتها 23 (26) توبه 24 اقسام توبه 24 شرايط توبه 24 جبران گذشته: 24 آثار توبه 24
آنچه كه يك جوان بايد بداند؟ ويژه دختران دكتر رضا فرهاديان 2 فهرست عناوين آنچه كه يك جوان بايد بداند؟ 2 مقدمه 3 نخستين گام 4 آينده نگرى 5 واقع بينى 6 مهمترين دوران زندگى 7 پديده هاى جسمى بلوغ 7 پديده هاى روحى و روانى بلوغ 8 ترس در جوان 10 خشم در جوان 11 احكام دوران بلوغ 12 اهميت دوران بلوغ از ديدگاه اسلام 13 ديدگاه واقع بينانه 16 اوقات فراغت 16 نظم در جوان 17 معاشرت با دوستان 19 روابط جوانان با والدين 19 دختر جوان و پوشش 20 خويشتن دارى جوان 21 فصل دوم : انحرافات جنسى و راه درمان آن 23 زمينه ها 23 عشق و جوانى 24 علل پيدايش انحراف جنسى 25 هشدار 25 بازگشت 25 چند حكم فقهى 27 توبه جوان 29 پاورقي 30 علائم خون در قاعدگى 31 3 مقدمه جوان براى درك بهتر خود و آشنايى با محيط پيرامون خويش ، نياز به راهنمايى و آگاهى دارد. او همواره در حال رشد و نمو است و رشد جسمى اش بطور طبيعى ، همراه با حالتها و هيجانهاى روحى و عاطفى است . جسم جوان به شكل غير ارادى به رشد خود ادامه مى دهد و رشد روحى و روانى وى در ارتباط مستقيم و متقابل با جسم اوست . هنگامى جريان رشد، حالت طبيعى به خود مى گيرد، كه او از نظر فكرى و اعتقادى در جهت صحيح و در مسير طبيعى برنامه هاى تكاملى نظام آفرينش قرار گيرد. بنابراين ، جوان براى رشد روانى و سازندگى خود، نيازمند هدايت و راهنمايى مربيان صالح و خير انديش است . از طرفى او نيازمند به فكر كردن درباره خود و رفتار و اعمال و عكس العملهاى خويش در محيط زندگى است . او بايد چگونه زيستن را بياموزد، به خصوص زمانى كه به شخصيت خود پى مى برد و كم كم خودش را پيدا مى كند كه : من كيستم و در كجا هستم و چگونه بايد باشم ؟ او بايد پاسخ اين سؤ الها را بيابد، تا بتواند در مسير زندگى خود سنجيده گام بردارد و به آينده اى مطمئن و سعادتمند دست يابد. يكى از روان پزشكان (1) مى گويد: ((من در تحقيقات فراوانى كه درباره علت ناراحتيهاى اشخاص انجام داده ام ، به اين نتيجه رسيده ام كه : اين افراد در دوران كودكى و جوانى ، چگونه زيستن را به خوبى فرا نگرفته اند و به اندازه كافى راهنمايى نشده اند؛ بسيارى از آنان بدون اين كه خودشان بخواهند و يا بدانند، ناراحتيهاى روحى و روانى خود را به فرزندان منتقل مى كنند.)) جوان به علت اين كه سنش كم است و كمتر از بزرگسالان گرفتار ناملايمات زندگى شده ، داراى ذهنى خام و عارى از تجربه است . او كمتر از بزرگترها سرد و گرم روزگار را چشيده و با مشكلات و دشواريهاى كمترى در زندگى روبه رو گرديده است
فهرست مطالب مقدمه 11 مقدمه مؤلف 15 جلسه اول پوچي چرا؟ اضطراب به چه دليل؟ 19 آفت غفلت از فقر ذاتي انسان 21 آفات دلبستن به غير خدا 23 رابطة کفر و پوچي 25 ريشة يأس و نااميدي 27 کشف جايگاه پوچي در روان 29 برکات ايمان به خدا 31 به دنبال سراب يا آب؟ 33 داشتن ولي نداشتن 35 جلسه دوم چرا خدا ما را خلق كرد؟ 39 چرا ميگوييم چرا؟ 41 جان انسان خدا ميخواهد 45 جايگاه رواني مُدگرايي 46 خداوند خودْ هدف است 50 هدفِ خدا يا هدفِ مخلوق 52 سيري به سوي کمال 53 معني پوچشدن 55 برکات دستيابي به هدف حقيقي 57 بندگي خدا؛ عامل شديت وجود 59 آفات غفلت از منزل اصلي زندگي 61 انسانهاي گمشده 64 جلسه سوم تبعيت از فطرت، عامل نشاط روح 69 فطرت؛ سرماية درون 71 در حجاب جايگزينيها 72 رضايت فطرت و احساس به ثمررسيدن 77 فطرت يا منِ برتر 80 خداوند؛ جانِ جانِ جانِ انسان 84 همة انسانها خدا را ميخواهند 87 نمونهاي از رؤيت حق 90 دوري از فطرت يا دوري از خود 92 ميثاق جان ها با خدا 95 جلسه چهارم خداوند از چگونگي مبراست 101 خودشناسي راهي مطمئن در خداشناسي 104 چشم و گوش ابزارند 106 همة ادراکات مخصوصِ من انسان است 109 زن و مرد بودن با بدن 110 مَن فقط هست 111 مطمئنترين راه آشتي با خدا 112 شکناپذيري منِ انسان 114 رابطهي هستِ مخلوق با هستِ خالق 117 پنجرة رؤيت خدا 119 معني حضور قلب و برکات آن 122 عبادت؛ عامل شديت وجود 124 علت شکها و ترديدها 128 انسان حقيقتي ماوراء تن 131 تعلق روح به تن 133 جلسه پنجم هستي انسان، مرگ نمي پذيرد 137 انسان ميبيند که ميميرد 139 تن ظرف ظهور حالات من 141 صورت بدنها در قيامت 142 انسان بيبدن زندهتر است 146 سفري به سوي خود 150 چگونگي مرگ و انواع آن 152 تکامل روح از طريق تن 153 چگونگي خواب 156 چگونگي بيهوشي 158 ناخود به جاي خود 160 عبور از دنيا، شرط آشتي با خدا 162 اساس رياضتها 167 چگونگي نزديکي به خود 170 جلسه ششم انسان؛ وسيع تر از ماده و ماديات 173 انسان وسيع تر از ماده و ماديات است 177 معني بيمکاني نفس 179 گوهر پاک از کجا، عالَم خاک از کجا! 181 ارتباط با عليم مطلق 186 جلسه هفتم وسعت نفس و جايگاه نبوت 191 جايگاه نفسِ نامحدود انسان در هستي 193 آفات توجه نفسِ نامحدود به دنياي محدود 197 انسانها فقط خدا را ميخواهند 199 چگونگي ارتباط با عليم مطلق 201 چگونگي نيل به مقام نبوت 206 تجلي صورت حقايق بر قلب 208 تفاوت پيامبران با عارفان 210 برکات نبوت و شريعت 214 جلسه هشتم حضور همه جانبه حق 219 حضور همهجانبة مَن در تن 222 حضور همه جانبة خداوند در هستي 224 برکات توجه به جنبة وجودي موجودات 229 چگونگي حضور خداوند در عالم ماده 233 نحوة تدبير خداوند بر عالم 234 چگونگي ظهور خداوند 234 جلسه نهم نفس و پراكندگي آن 239 معني خودْ گمکردن 241 انسان گمشده، انسان معكوس! 243 گمشدة ما چيست
آموزه هاى بنيادين علم اخلاق جلد دوم نوشته: محمد فتحعلى خانى فهرست عناوين آموزههاى بنيادين 1 روابط انسان با خود در قرآن و روايات 1 روابط شناختى 1 روابط عملى 1 پرسشها 1 پىنوشتها 1 (2) خود شناسى 2 مقصود از خود شناسى 2 اهميت خود شناسى 2 چرا خود را بشناسيم؟ 2 الف - خودشناسى براى خدا شناسى 2 خودشناسى براى خود سازى 2 خودشناسى براى خودسازى در روايات 2 پرسشها 2 پىنوشتها 2 (3) غريزه 3 فطرت 3 1- حقيقت جويى 3 2- گرايش به زيبايى 3 3- گرايش اخلاقى 3 4- گرايش به خلق و ابداع 3 5- گرايش به آزادى اعمال اراده 3 يادآورى 3 توانايى، اراده، اختيار 3 گرايش، توانايى و ابعاد خود 3 روابط گرايشها با يكديگر 3 1- تعامل 3 2- تزاحم 3 پرسشها 3 (4) حقيقت جوئى 3 اهميت دانش 3 اهميت دانش آموزى 3 عقل و انديشه 3 آثار تعقل و تفكر 3 آثار علم 3 آثار جهل و بى خردى 3 عوامل ركود عقل و انديشه 3 پرسشها 3 پىنوشتها 3 (5) غفلت 4 عوامل شكوفايى عقل و دانش 4 گرايش حقيقت جويى و جهت صحيح آن 4 گونهاى طلب علم 4 پرسشها 4 پىنوشتها 4 (6) گرايشهاى غريزى 5 معناى غريزه و اقسام آن 5 سركوبى غريزه يا رهايى آن 5 تغذيه 5 زيادهروى در خوردن 5 غريزه جنسى 5 آثار غريزه جنسى 5 ترك التذاذ جنسى يا رهبانيت 5 افراط در التذاذ جنسى 5 پرسشها 5 پىنوشتها 5 (7) گرايش اخلاقى 6 تعريف خودسازى 6 اهميت خودسازى 6 زمان خودسازى 6 مراحل خودسازى 6 روش كلى خوسازى 6 پرسشها 6 پىنوشتها 6 (8) اراده 7 ضعف اراده و تقويت آن 7 آمادگى و تمرين خودسازى 7 1 - آمادگى 7 تلاوت قرآن 7 ياد مرگ 7 2 - تمرين خودسازى 7 پرسشها 7 پىنوشتها 7 بخش چهارم: رابطه انسان با محيط 8 درس (9) 8 انسان و جهان مادى 8 تفاوت دنياى ما و جهان خارج 8 دو معناى دنيا 8 دنياى مذموم، دنياى ممدوح 8 زدودن محبت دنيا 8 فريبندگى دنيا 8 محبت مال 8 آثار ثروت و محبت آن 8 پرسشها 8 پىنوشتها 8 (10) قناعت 9 زهد 9 مراتب زهد 9 آثار زهد 9 1 - محبوب خدا شدن 9 2 - علم و هدايت 9 3 - آسانى مصيبتها 9 4 - بصيرت و آگاهى 9 5 - آمادگى قلب 9 6 - فراغت دل 9 7 - آرامش فقيران 9 8 - راحتى وجدان 9 پرسشها 9 پىنوشتها 9 (11) روابط محيطى انسانى 10 اخلاق خانواده 10 كاركردهاى خانواده 10 ازدواج 10 انتخاب همسر 10 همسران 10 شوهر 10 زن 10 والدين 10 نامگذارى 10 پرسشها 10 پىنوشتها 10 (12) تربيت فرزند 11 سرپرست خانواده 11 فرزند 11 وظايف اخلاقى فرزند 11 پرسشها 11 پىنوشتها 11 (13) نيكى به پدر و مادر 12 وجوب پرهيز از آزار پدر و مادر 12 فروتنى در برابر والدين 12 وظيفه فرزند پس از درگذشت والدين 12 خواهر و برادر 12 صله رحم 12 پرسشها 12 پىنوشتها 12 (14) اخلاق تعليم و تربيت 13 نور علم 13 وظايف طالب علم 13 تعليم 13 وظايف اخلاقى معلم 13 پرسشها 13 پىنوشتها 13 (15) روابط عام اجتماعى 14 همسايگان 14 دوستان 14 اقسام دوستى 14 دوست خوب و دوست بد 14 حقوق دوستان 14 مجالست و معاشرت 14 پرسشها 14 پىنوشتها 14 (16) عوامل و موانع سازگارى 15 حسن ظن به ديگران 15 همدلى و خيرخواهى 15 خوش خلقى و حسن سلوك با ديگران 15 فروتنى و احترام به ديگران 15 پرسشها 15 پىنوشتها 15 (17) خود بزرگ بينى و تكبر 16 حسد 16 دروغ 16 دروغگو 16 منشأ دروغ 16 آثار دروغ 16 پرسشها 16 پىنوشتها 16 (18) غيبت 17 آثار غيبت 17 شنيدن غيبت 17 بهتان 17 سخن چينى 17 عيبجويى 17 يارى و همكارى 17 پرسشه
كتاب آداب كسب و معاش برگرفته از ترجمه كتاب المحجة البيضاء في تهذيب الاحياء اثر مولي محسن فيض كاشاني قدس سره بنام راه روشن ترجمه سيد محمد صادق عارف" بسم الله الرحمن الرحيم مقدمه باب اول : در فضيلت كسب و تشويق به آن باب دوم : درباره آشنايى با كسب به صورت بيع ، ربا، سلم ، اجاره ، قراض ، شركت، و ... باب سوم : در بيان عدالت در معامله و اجتناب از ظلم باب چهارم : احسان در معامله باب پنجم : در دلسوزى تاجر نسبت به امور مربوط به دين و اهتمام به آخرتش" كتاب آداب كسب و معاش مقدمه اين سومين كتاب پيرامون بخش عادات از (( محجة البيضاء فى تهذيب الاحياء )) است بسم اللّه الرحمن الرحيم سپاس خداى را؛ او را سپاس مى گوييم همچون سپاس گفتن انسان موحد كه در توحيد او جز پادشاه حقيقى ، همه چيز محو و متلاشى است و او را به بزرگى مى ستاييم همچون ستايش كسى كه بوضوح مى گويد: همه چيز بجز خداى تعالى بيهوده و پوچ است و باكى هم ندارد؛ براستى كه تمام موجودات آسمانها و زمين هرگز مگس و پروانه اى را نيافريده اند هر چند كه همه با هم براى چنين كارى همدست شوند و او را سپاس مى گوييم ، زيرا كه او آسمان را چون سقفى براى بندگانش برافراشته و زمين چون بساط و فرشى براى ايشان مهيا كرده است و شب را بر روز پوشانده ، پس شب را پوشش و روز را وسيله زندگى قرار داده است تا در جستجوى احسان او پراكنده شوند و براى رفع نيازها به پاخيزند؛ و بر پيامبر خدا (ص ) كه مؤ منان با لب تشنه بر حوض (كوثر) او وارد مى شوند و سيراب از آن خارج مى گردند و بر خاندان و اصحابش درود مى فرستيم ، آن اصحابى كه در راه نصرت دين وى كمر بسته بودند و هيچ گاه اظهار گرفتگى و خستگى نكردند و سلام فراوان ابلاغ مى كنيم . بارى خداوند يكتاى بخشنده ، رب الارباب و مسبب اسباب ، آخرت را سراى پاداش و كيفر و دنيا را سراى اندوه و دلهره و كوشش و اكتساب قرار داده است و تلاش و كوشش در دنيا محدود به معاد بدون معاش نيست بلكه معاش وسيله و كمكى است براى معاد. بنابراين دنيا كشتزار آخرت و راه رسيدن به معاد است . در اين مورد مردم سه دسته اند: 1 - فردى كه معاش او را از معادش بازداشته و او از جمله هالكان است . 2 - كسى كه معادش او را از معاش بازداشته و او از جمله سبقت گيرندگان و رستگاران است . 3 - كسى كه به اعتدال نزديكتر است ؛ چنين شخصى به امر معاش به خاطر معادش مشغول شده و از جمله مقتصدان است و هرگز به مقام و مرتبه اقتصاد نمى رسد كسى كه در كسب معاش راه صحيح را نپيمايد و ملازم تقوا نباشد و تا وقتى كه در كسب معيشت مؤ دب به آداب شريعت نباشد، هرگز از راه طلب دنيا نمى تواند وسيله اى براى آخرت فراهم كند. اينك آداب تجارت و صنعت و انواع كسب و راه و روش اشتغال به كار مطرح مى كنيم و در پنج باب آنها را شرح مى دهيم : باب اول در فضيلت كسب و تشويق به آن . باب دوم درباره علم و آگاهى به درستى خريد و فروش و معاملات . باب سوم راجع به بيان عدالت در معامله
كتاب آداب امر به معروف و نهي از منكر برگرفته از ترجمه كتاب المحجة البيضاء في تهذيب الاحياء اثر مولي محسن فيض كاشاني قدس سره بنام راه روشن ترجمه محمد رضا عطايي" "بسم الله الرحن الرحيم مقدمه باب اول : در وجوب و فضيلت امر به معروف و نهى از منكر و نكوهش ترك آنها باب دوم : اركان و شرايط امر به معروف و نهى از منكر باب سوم : در منكراتى كه معمول و عادت مردم مى باشد باب چهارم : امر به معروف و نهى از منكر فرمانروايان و پادشاهان" كتاب امر به معروف و نهى از منكر مقدمه (( بسم اللّه الرحمن الرحيم )) سپاس خداوندى را كه هيچ كتابى را نتوان گشود جز به ستايش او و نعمتها را نتوان طلبيد مگر به وسيله كرم ، بزرگوارى و بخشندگى وى . درود بر سرور پيامبران حضرت محمّد صلى اللّه عليه و اله فرستاده و بنده خدا و بعد از او بر خاندان پاك و پاكيزه اش باد. بارى ، امر به معروف و نهى از منكر بزرگترين محور دين و مساءله مهمى است كه براى آن ، خداوند تمام پيامبران را برانگيخت . چنانكه اگر بساط امر به معروف و نهى از منكر بر چيده و از نظر عملى و علمى مهمل گذارده شده بود، نبوت بيهوده مى گشت و ديانت نابود مى شود، سستى و گمراهى و جهل و فساد همه را فرا مى گرفت ، كج انديشى فراگير مى شد و شهرها ويران و مردمان هلاك مى گشتند و هر چند آن واقعه اى كه از آن بيم داريم ، واقع مى شد اما چه بسا مردم تا روز قيامت از هلاك خود آگاه نمى شدند، بنابراين ؛ ععع انا للّه و انا اليه راجعون ، )) زيرا از نظر علمى و علمى آثار اين محور نابود شده و حقيقت و نشانه اش محو گرديده و نيرنگ آدميان بر دلها چيره شده و مراقبت خداوند از دلها رخت بربسته و مردم در پيروى از مردم از هوى و هوس همچون چهارپايان افسار گسيخته شده اند و مؤ من راستين كه ملامت كننده اى او را از راه خدا باز ندارد، در پهناى گيتى كمياب گشته است . پس هر كه در جبران اين سستى و پر كردن اين شكاف تلاش كند، يا در عمل عهده دار آن شود و يا اقدام در اجراى آن كند، با اين هدف كه اين سنت از ميان رفته را بازسازى كند و بر آن اهتمام بورزد و در راه زنده كردن آن دامن همت بر كمر زند، چنين شخصى از ميان مردم براى احياى سنتى كه سرانجام روزگار به نابودى آن انجاميده ، از خود گذشتگى كرده و مصمم به تقربى شده كه تمام مراتب قرب در برابر آن ناچيز است ، و اكنون ما آگاهى و اطلاع از آن را در چهار باب شرح مى دهيم : باب اول در وجوب و فضيلت امر به معروف و نهى از منكر. باب دوم در اركان و شرايط امر به معروف و نهى از منكر. باب سوم در موارد انجام آن و بيان منكراتى كه عادت معمول شده است . باب چهارم در امر به معروف و نهى از منكر فرمانروايان . باب اول : در وجوب و فضيلت امر به معروف و نهى از منكر و نكوهش ترك آنها دليل به اين مطلب ، بعد از اجماع امت اسلامى و عنايت عقلهاى سالم بر آن ، آيات و اخبار و آثار وارد شده است . اما آيات ، قول خداى تعالى : (( و لتكن منكم امة يدعون الى الخير و ياءمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون . )) (276) در آيه فوق به طور وضوح ، وجوب آمده است ، زيرا كلمه (( ((والتكن )) )) امر است و ظاهر امر ايجاب است و در اين آيه توضيحى است مبنى بر اين كه رستگارى منوط بر آن است ، زيرا به طور حصر بيان كرده و فرموده است : (( و اولئك هم المفلحون . )) و نيز در آيه آمده است كه اين عمل واجب كفايى است نه واجب عينى ، زيرا وقتى كه گروهى اقدام كردند، از ديگران ساقط مى گردد
آداب تعليم و تعلم در اسلام نويسنده : دكتر سيد محمد باقر حجتى فهرست عناوين زندگى نامه شهيد ثانى 2 مقدمه : 2 نام و نسب و بيت شهيد ثانى : 3 سيما و اندام شهيد ثانى : 3 شهيد ثانى همزمان با حيات پدر: 4 سفرهاى علمى 5 1 - ميس : 5 2 - كرك نوح : 5 مراجعت به وطن 5 3 - دمشق : 5 4 - مصر: 6 در سوى بازگشت به وطن 7 5 - سفر به حجاز: 7 6- زيارت اعتاب مقدسه در عراق : 7 7- بيت المقدس : 7 8- بلاد روم شرقى و قسطنطنيه : 7 آهنگ زيارت دوباره اعتاب مقدسه در عراق 8 9- ورود به عراق : 8 10- بعلبك : 9 بازگشت دائمى به موطن اصلى 9 اساتيد شهيد ثانى 11 الف - جبع : 11 ب - ميس : 11 ج - كرك نوح : 11 د- دمشق : 11 ه- مصر: 11 و- بيت المقدس : 12 ز- قسطنطنيه : 12 مؤ لفات و آثار علمى شهيد ثانى 13 مقدمه : 13 الف - كتب و رساله هاى فقهى 14 ب - كتب اصول فقه 16 ج - كتب مربوط به علوم حديث 16 د- كلام 16 ه- اخلاق و عرفان 17 و- تفسير 17 ز- ادعيه 17 ح - نحو 17 ط - اجازات 17 ى - جنگ و مجموعه 18 شهيد ثانى از ديدگاه علماء و دانشمندان اسلامى 18 1- ابن العودى : 18 2- صاحب ((المقابيس )): 19 3- شيخ حر عاملى : 19 3- شيخ يوسف بحرانى ، صاحب كتاب ((الحدائق )): 19 4- تفرشى در كتاب ((نقدالرجال )): 19 5 - خوانسارى ، صاحب ((روضات الجنات )): 19 6- حاج ميرزا حسين نورى محدث : 19 7- علامه مامقانى : 19 8 - علامه امينى : 19 نيل به مرحله اجتهاد و افتاء: 20 شهيد ثانى و مقام او در شاعرى 20 علل و عوامل شهادت شهيد ثانى 21 پيش بينى شهيد ثانى درباره شهادت خود: 23 كيفيت شهادت شهيد ثانى 23 آغاز ترجمه كتاب ((منية المريد)) 25 ديباچه مؤ لف 25 اما بعد: 25 شكوه علم و دانش و دانشمندان : 25 علل ناكامى در علم : 25 در شرف و فضيلت علم و دانش و دانشمندان و دانشجويان از ديدگاههاى مختلف 28 الف - عظمت و شكوه علم و علماء و متعلمان از ديدگاه قرآن كريم 28 ب - والائى مقام علم و علماء و متعلمان در منطق سنت و احاديث نبوى 33 ج - فضيلت علم و علماء و متعلمان از نظرگاههاى امامان شيعه (عليهم السلام ) 40 د - سخنان معصومان چهارده گانه (عليهم السلام ) از كتاب 45 ه- اهميت و ارزش علم و دانش از نظرگاههاى حكماء و كتب كهن آسمانى 52 و - سخن فرزانگان دين و دانش درباره علم و علماء و دانشجويان 53 ز - رهنمودهاى عقل و خرد در فضيلت علم و علماء 58 باب اول : آداب و وظائف معلم و شاگرد 61 بخش اول : آداب و وظائف معلم و شاگرد نسبت به خود 61 1- ضرورت و لزوم اخلاص و پاكسازى نيت 61 الف - رهنمودهاى قرآن كريم براى ايجاد اخلاص نيت : 61 ب - سخنان پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله ) در اهميت اخلاص نيت : 62 ج - احاديث شيعى درباره خلوص نيت 66 د - راه و رسم اخلاص نيت در سخنان بزرگان و راهبران دينى : 68 ه- شيطان براى از ميان بردن اخلاص دانشمندان همواره در كمين است 70 2- عمل به علم - يا - لزوم همآهنگى رفتار معلم و شاگرد با علم و آگاهى آنها 75 الف - احاديث درباره بكارگرفتن علم : 75 ب - نكته هاى جالب و مثالهاى هشداردهنده درباره دانشمندان فاقد عمل 78 ج - بايد ديد كه شيطان چگونه دام گسترى مى كند
- شيخ حرّ عاملی رحمه الله عليه بسم الله الرّحمن الرّحيم ترجمه از: محمد على فارابى، يعسوب عباسى على كمر سرآغاز حمد و ستايش خداوندى را سزاست كه براى راهنمايى بشر پيامبران را فرستاد تا بشر را از گمراهى و نادانى رهايى بخشند و به سوى كمال و سعادت ابدى رهنمون شوند. درود بىپايان بر همه پيامبران خاصه بر سرور كاينات، حضرت محمد صلى الله عليه و آله و اهل بيت گرامى او باد. انسان همواره در زندگى جوياى خوشبختى بوده و در راه رسيدن به كمال تلاش كرده است و پيوسته در پى راهنما و رهبرى بوده است كه در درياى متلاطم زندگى از گرداب بلا و هلاكت رهايىاش بخشد و به ساحل سعادتش برساند. پيامبران عليهم السلام، مبلغان اديان توحيدىاند كه قوانين الهى از طريق وحى بر آنان نازل شده است و پيامبر گرامى اسلام آخرين رسول و كتاب مقدسش قرآن، آخرين كتاب آسمانى براى راهنمايى بشر است. ائمه اطهار عليهم السلام حاملان رسالت و قافله سالاران انسانهايند كه آنان را در همه ابعاد زندگى دنيوى و اخروى هدايت كردهاند. علماى بزرگ اسلامى نيز در گردآورى و اشاعه احاديث نبوى و ائمه اطهار عليهم السلام در طى قرون متمادى رنجهاى فراوان بردهاند. از جمله كتابهاى مربوط به احاديث اسلامى، كتاب وسائل الشيعه تأليف مرحوم علامه شيخ حرّ عاملى دانشمند بزرگ و جليل القدر قرن يازدهم هجرى است كه با جمع آورى احاديث نبوى و ائمه طاهرين عليهم السلام چراغى فروزان فرا راه انسانهاى خداجوى و دانشمندان اسلامى قرار داده و قرنهاست كه بزرگان علم و ادب از اين مشعل فروزان بهرهمند هستند. ترجمه ابواب احكام العشرة از كتاب حج وسائل الشيعه كه حاوى احاديث فقهى و اجتماعى و اخلاقى است در گروه حديث بنياد پژوهشهاى اسلامى به كوشش آقايان محمد على فارابى و يعسوب عباسى على كمر انجام شده است. اميدواريم علاقهمندان را سودمند افتد و مورد قبول پروردگار قرار گيرد. تذكّر براى رعايت امانت مآخذى كه در پاورقى وسايل الشيعه ذكر شده عينا يادداشت شده، اگر چه جلد و صفحات كتابهاى مزبور با مجلّداتى كه اخيرا چاپ شده و در دسترس عموم است تطبيق نمىكند، در صورت تمايل و اطّلاع از طبع مآخذ مىتوانند به جلد بيستم وسائل صفحات 36 تا 49 مراجعه فرمايند. اجمالى از شرح حال شيخ حرّ عاملى محمّد بن حسن معروف به شيخ حرّ از معاريف دانشمندان شيعى است كه در شب جمعه 8 رجب سال 1033 هجرى قمرى در قريه «مشغرى (1» از قراى جبل عامل (بخشى از لبنان) تولد يافت. اين قريه و «جبع» و «جزين» كه در نزديكى يك ديگر واقعند از بلاد قديمى شيعهنشين به حساب مىآيند. شيخ حرّ عاملى از خاندان علمى بزرگى است كه در اين ولايت مىزيسته و نسب وى به حرّ بن يزيد رياحى (صحابى معروف سيد الشهداء (ع» مىرسد. نامبرده پس از دوران كودكى و آموزش خط و تعليم قرآن شريف و مقدمات، نزد پدر و عمو و جدّ مادرى خود و جمعى ديگر به كسب دانش پرداخت، آن گاه به قريه «جبع» كه در نزديكى «مشغرى» است رهسپار شد و نزد علماى اين بلاد كسب علم كرد و بر اين منوال چهل سال در اين بلاد اقامت و به استفاده و افاده اشتغال داشت، و طىّ اين مدت دو بار به حج مشرّف شد، و سپس به قصد زيارت عتبات عاليات و مرقد منوّر حضرت رضا (ع) بار سفر بست و در جوار حضرتش رحل اقامت افكند
"فهرست موضوعات پيش گفتار مقدّمه فصل اوّل: انسان شناسى و حقيقت تربيت فصل دوم: مبانى تربيت اسلامى فصل سوم: اهداف تربيت فصل چهارم: اصول تربيتى اسلام فصل پنجم: ابعاد تربيت(1) فصل پنجم: ابعاد تربيت(2) فصل پنجم: ابعاد تربيت(3) فصل ششم: راهبردهاى تربيتىِ اسلام(1) فصل ششم: راهبردهاى تربيتىِ اسلام(2) فصل ششم: راهبردهاى تربيتىِ اسلام(3) فصل ششم: راهبردهاى تربيتىِ اسلام(4) فصل هفتم: مراحل و محيط تربيت فصل هشتم: ويژگى هاى تربيت اسلامى فهرست منابع و مآخذ" "پيش گفتار --- پيش گفتار انسان و بحران هاى اخلاقى در جست وجوىِ حل مشكل اخلاق و تربيت اسلامى سخنى با استادان تربيت و اخلاق --- پيش گفتار تربيت و اخلاق مهم ترين هدفِ رسالت پيامبران خدا بوده تا بشريت را در مسير كمال و قرب الهى، كه علت غائى آفرينش است، رهنمون باشند. پيامبر عظيم الشأن اسلام(ص) با اشاره به فلسفه بعثت خويش در حديث معروف بدان تصريح فرموده اند: «اِنَّما بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكارِمَ الْأَخْلاقِ (1)؛ همانا برانگيخته شدم كه مكارم اخلاق را به سر حد كمال برسانم.» تربيت و اخلاق، از سوى فلاسفه و انديشمندان نيز همواره مورد توجه قرار داشته و مكاتب فلسفى و حتى مكتب هاى مادى، هر يك با بينش و فلسفه و اهداف خاص خود از تربيت و اخلاق سخن گفته و اصول و روش هايى را ارائه داده اند، كه اين خود بيانگر اهميت اين مسئله براى انسان، در همه شرايط و جوامع است. گرچه مسئله اساسى در تربيت و اخلاق، مبانى، اهداف و روش هاى صحح و استوار و نمونه هاى عينى و مثبت در اين موضوع مى باشد كه جز از طريق وحى براى انسان قابل دسترسى نخواهد بود. انسان و بحران هاى اخلاقى آنچه مايه تأسف است اين كه، در جهان معاصر از حاكميت اخلاق و معنويت و ضرورت تربيت الهى كمتر سخن جدى به ميان مى آيد و در عمل نيز اثر چشم گيرى از آن مشاهده نمى شود. تمام آمال و تلاش هاى علمى و عملى به بُعد مادى محدود گشته و كسى به فكر احياى ارزش هاى انسانى نيست، در حالى كه خطر سقوط اخلاقى از خطر بمب هاى اتمى و هسته اى براى نوع بشر زيانبارتر است. شيوع و اشاعه فساد كه در اعماق جوامع، به ويژه جوامع صنعتى، نفوذ دارد و قتل و غارت و قساوت و نيرنگ و بى اعتمادى و خودخواهى، به صورتى وحشتناك، نشان مى دهد كه مكتب هاى ساخته و پرداخته انديشه انسان معاصر جز به تكنولوژى و دانشى كه با طبيعت سر و كار دارد، نپرداخته و در ميان رشته هاى بى شمار علوم و تخصص ها جاى يك رشته خالى است و آن تربيت و اخلاق با مفهوم الهى آن مى باشد و بحث هاى اخلاقى و انسان سازى در جهان معاصر سير قهقرايى پيموده و دانش تعليم و تربيت رايج روز، چندان ارتباطى با بحث هاى تربيت و اخلاق - به معناى انسان سازى - ندارد؛ و از اين بابت مى توان گفت: بشر دست خوش بدترين نوع جهل و عجز است. همان گونه كه على(ع) مى فرمايد: «بالاترين نادانى ها نادانى انسان به امر خويش است: «اَعْظَمُ الْجَهْلِ جَهْلُ الأنسانِ اَمْرَ نَفْسِه».(2) «و ناتوان ترين مردم كسى است كه از اصلاح خود ناتوان باشد: «اَعْجَزُ النّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنْ اِصْلاحِ نَفْسِه».(3) اين بى توجهى به معنويت و اخلاق است كه تمدن جهان را به پرتگاه سقوط كشانده و حتى از اعماق اروپا دانشمندان و محققانى را به اعتراف و اعتراض واداشته و با توجه به ره آوردهاى منفى علم و تمدن كنونى بشريت را در حال نابودى مى بينند. دكتر «آلكسيس كارل» فرانسوى، كه از دانشمندان مشهور اروپاست
آزادي معنوي - شهيد مطهري نام كتاب : آزادى معنوى مؤ لف : استاد شهيد آيت الله مطهرى فهرست مطالب فصل اول : آزادى معنوى آزادى معنوى (1) كلمه مولا معنى آزادى اقسام آزادى آزادى اجتماعى در قرآن آزادى معنوى وابستگى آزادى اجتماعى به آزادى معنوى آزاد مرد واقعى آزادى معنوى (2) انسان ، يك موجود مركب بردگى نسبت به انسانهاى ديگر بردگى مال و ثروت من انسانى و من حيوانى قضاوت انسان درباره خود ملامت وجدان مجازات انسان خودش را آزادى معنوى ، بزرگترين برنامه انبياء فصل دوم : توبه (1) تحليل توبه از نظر روانى انسان ، يك شخص مركب شرايط پيدايش توبه يادى از مرحوم حاج ميرزا على آقا شيرازى نصيحت على عليه السلام حديث قدسى تائب صحراى كربلا توبه (2) مهلت توبه توبه از نظر على عليه السلام ركن اول توبه : ندامت و پشيمانى ركن دوم : تصميم به عدم بازگشت شرط اول توبه : بازگرداندن حقوق مردم شرط دوم : اداى حقوق الهى شرط اول كمال توبه شرط دوم كمال توبه دو تعبير قرآن كار مختص انبياء و اولياء توبه بشر حافى توبه ابولبابه توبه زهير بن القين فصل سوم : عبادت و دعا (1) كلمه احياء روح عبادت ، ياد خدا حديثى از امام صادق عليه السلام اولين درجه ربوبيت : تسلط بر نفس دومين درجه : مالك خاطرات نفس بودن حضور قلب امام سجاد در حال نماز تقوا درجات بالاتر عبادت و دعا(2) نزديك شدن حقيقى نزديك شدن مجازى معنى قرب به خدا اولين اثر عبادت ، تسلط بر خود سخن ابن سينا تسلط بر قوه خيال تعبير پيغمبر اكرم از دل بى نياز روح از بدن قدرت بر تصرف در بدن قدرت بر تصرف دنياى بيرون على عليه السلام در بستر شهادت عبادت و دعا (3) نمونه اى از افراط در عبادت افراط در توجه به مسائل اجتماعى على عليه السلام ، نمونه كامل اسلام چهره يك جامعه اسلامى سبك شمردن نماز وضوى على عليه السلام سبك شمردن ساير عبادات عبادت ودعا (4) ايمان ، پشتوانه اخلاق و عدالت معنى عصمت توام بودن نماز با امور ديگران : 1. نظافت 2. حقوق اجتماعى 3. جهت شناسى 4. انضباط وقت 5. ضبط احساسات 6. طماءنينه 7. اعلام صلح و صفا با همه بندگان صالح خدا تاثير كلمه الله اكبر مسؤوليت ما نسبت به نماز خواندن خاندان خود نماز اباعبدالله در صحراى كربلا فصل چهارم : هجرت و جهاد هجرت و جهاد(1) تعريف هجرت برداشت غلط برخى متصوفه هدف و نيت در جهد اسلامى طالب علم ، مهاجر الى الله امام حسين عليه السلام ، مهاجر و مجاهد هجرت و جهاد(2) هجرت از گناهان جهاد با نفس تفسير انحرافى نيت جدى بر هجرت و جهاد رؤياى يكى از علماى بزرگ هجرت و جهاد(3) ستايش سفر در اسلام برترى علماى سفر كرده مهاجرت از عادات درگيرى با موانع فصل پنجم : بزرگوارى و بزرگوارى روح بزرگى و بزرگوارى روح همت بزرگ در راه دانش همت بزرگ در جمع كردن ثروت همت بلند در مسير جاه طلبى و مقام بزرگوارى سخن پيامبر صلى الله عليه و آله سخنان على عليه السلام خسارت تعليمات متصوفه سخنان امام حسين عليه السلام فصل ششم : ايمان به غيب ايمان به غيب معنى غيب راه ايمان آوردن به غيب معنى ايمان به غيب داستان آيه الله بروجردى و رفتن به مشهد بدبينى نسبت به آينده جهان در ميان روشنفكران آينده روشن از نظر دين فصل هفتم : معيار انسانيت چيست
كتاب آفت هاى زبان برگرفته از ترجمه كتاب المحجة البيضاء في تهذيب الاحياء اثر مولي محسن فيض كاشاني قدس سره بنام راه روشن ترجمه عبدالعلي صاحبي" "بسم الله الرحن الرحيم مقدّمه شرح بزرگ بودن خطر زبان و فضيلت خاموشى فصل : سخنان بزرگان فصل : علت برترى سكوت چيست ؟ نخستين آفت ، سخن گفتن از چيزى است كه به انسان مربوط نيست آفت دوم ، سخن زايد است آفت سوم ، فرو رفتن در باطل است آفت چهارم لجاجت و نزاع است آفت پنجم دشمنى است آفت ششم آفت هفتم دشنام و بدزبانى است آفت هشتم لعن حيوان ، جماد، يا انسان است آفت نهم غنا و شعر است آفت دهم شوخى است آفت يازدهم مسخره و ريشخند است آفت دوازدهم آشكار كردن راز است آفت سيزده هم وعده دروغ است آفت چهاردهم گفتار و سوگند دروغ است آفت پانزدهم غيبت است آفت شانزدهم سخن چينى است آفت هفدهم سخن گفتن دو زبانه است آفت هيجدهم ستايش است آفت نوزدهم آفت بيستم" كتاب آفت هاى زبان مقدّمه (( بسم اللّه الرحمن الرحيم )) سپاس خداوندى را سزاست كه آفرينش انسان را نيكو و منظم ساخت ، نور ايمان را به او الهام فرمود، او را به نور ايمان بياراست . و سخن گفتن را به او آموخت و به وسيله آن وى را بر ديگر موجودات مقدم و برتر قرار دارد؛ گنجينه هاى دانش را بر قلبش فرو ريخت و او را كامل كرد، آن گاه پرده هايى از رحمت (ستّارى ) خود بر او بيفكند؛ سپس به او زبانى داد كه ترجمان دل است و پرده از رازى بر مى دارد كه فرستاده است . پس گفتارش را به سپاس آغاز كرد و از نعمتهايى كه به او عطا كرده شكر كرد و از دانشى كه به دست آورد و نطقى كه بر او آسان ساخت بروى منت نهاد و گواهى مى دهم كه جز خداى يگانه خدايى نيست و شريك ندارد، و محمّد بنده و فرستاده اوست كه او را گرامى داشته و پيامبر اوست كه وى را با كتابى كه فرو فرستاد و قرآنى كه آن را تفصيل داده و دينى كه آسان قرار داده گسيل داشته است . درود خدا بر او و خاندان و اصحابش و پيامبران پيش از او تا آن زمان كه بنده اى تكبير و تهليل بگويد. امّا بعد، زبان از نعمت هاى بزرگ و صنايع ظريف و عجيب خداست ، زيرا حجم آن كوچك و بندگى و گناهش بزرگ است ، و كفر و ايمان جز به گواهى زبان آشكار نمى شود، و كفر و ايمان آخرين حد بندگى و سركشى است ، و هيچ شى ء موجود يا معدوم ، آفريننده يا آفريده ، خيالى يا معلوم ، مورد گمان يا وهمى نيست مگر اين كه زبان به آن مى رسد و اين خاصيتى است كه در ديگر اعضا نيست ، زيرا چشم جز به رنگ ها و صورت ها نمى رسد و گوش جز به صداها نمى رسد، و دست جز به اجسام نمى رسد و همچنين ديگر اعضا، و زبان ميدان وسيعى دارد براى آن بازگشتى و براى جولان آن حد و پايانى نيست
آموزه هايى از متون قرآن و حديث جمعى از نويسندگان 4 آموزه هايى از متون قرآن و حديث مؤلفان محمدتقى ديارى بيدگلى... [و ديگران ]، مركز برنامه ريزى و تدوين متون درسى نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها. ـ قم: دفتر نشر معارف، 1381. 119 ص. كتابنامه: ص [117 ]ـ 119; همچنين به صورت زيرنويس شابك: 3 ـ 19 ـ 7030 ـ 964 1. زبان عربى ـ خودآموز، الف. ديارى بيدگلى، محمدتقى ب. نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها، مركز برنامه ريزى و تدوين متون درسى 8 آ /6141 75/492 مجموعه متون 5 آموزه هايى از متون قرآن و حديث مؤلفان:دكتر محمدتقى ديارى بيدگلى، دكتر عبداللّه موحّدى محب، سيدكمال طباطبايى اميرى، محمدحسن ظريفيان يگانه و عليرضا كمالى ويراستار: سيدمحمدتقى مرتضوى زاده تدوين: نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها مركز برنامه ريزى و تدوين متون درسى ناشر: دفتر نشر معارف حروفچين: داود غلامى صفحه آرا: حسن عموعبداللهى نوبت چاپ: اول، تابستان 1381 چاپخانه: زيتون شمارگان: 5000 نسخه قيمت: 600 تومان شابك: 3 ـ 19 ـ 7030 ـ 964 كليه حقوق محفوظ مى باشد. نشانى: قم ـ صندوق پستى 3456 ـ 37185 تلفن و نمابر: 7744616 تهيه هرگونه ترجمه و راهنما بدون مجوّز كتبى مركز ممنوع است. 5 پيش گفتار درس متون اسلامى از جمله دروس عمومى معارف اسلامى است كه به ارزش 2 واحد در تمامى رشته هاى مقطع كارشناسى دانشگاهها ارائه مى گردد. هدف مهم از ارائه اين درس آشنايى بيش از پيش دانشجويان با زبان وحى است تا آنان با اتكا به آموخته هاى پيشين خود در دروس عربى دوره متوسطه بتوانند مفاهيم و پيام هاى فرازمند آيات، احاديث، ادعيه، و متن هاى ساده و روان عربى را به خوبى دريافت، و با سرچشمه هاى زلال معرفت ـ كه آگاهى عميق، نقادى و ارزشيابى منطقى، و تبيين مستدل مبانى، اصول و ارزش هاى اعتقادى، اخلاقى و فرهنگى در قلمرو دين، به شناخت صحيح آن بستگى تام دارد ـ ارتباطى نزديك تر برقرار سازند و علاوه بر آن به حفظ و صيانت از زبان و ادب پارسى ـ كه قرآن و حديث تأثيراتى عميق و ناگسستنى بر آن نهاده است ـ همت گمارند. كتاب پيش روى حاصل هم انديشى، همكارى و تلاش مستمر و پى گير جمعى از استادان و كارشناسان متون اسلامى است كه با توجه به سوابق ممتد علمى و آموزشى خويش متناسب با اهداف درس متون اسلامى طراحى و تدوين نموده اند كه مى تواند به عنوان منبعى مورد استفاده استادان و دانشجويان محترم اين گرايش قرار گيرد. اين كتاب در قالب 15 درس، و هر درس شامل بخش هاى: درآمد، آيات و احاديث، واژگان، پژوهش و انديشه، منابع پيش نهادى، نكته هاى ترجمه اى و نگاهى 6 به برخى منابع تفسيرى و حديثى مى باشد
آرام بخش دل داغديدگان يا مسكنالفؤاد - شهيد ثانی رحمه الله عليه بسم الله الرّحمن الرّحيم مشخصات كتاب مسكن الفؤاد كتاب را كه هم اكنون در مقابل رو داريد ترجمه رساله شريف مسكن الفواد از تاليفات شهيد ثانى رضوان الله عليه است. اين رساله شامل يك مقدمه و چهار باب و يك خاتمه است. مقدمه مقدمه در مورد عوامل و موجبات رضا به قضاء الهى است و پيرامون عدل و حكمت خدا و فلسفه احكام و دستورات و بعثت انبياء و تدبر در گفتار و حالت آنها مطالبى ارزنده و مثالهائى بسيار آموزنده بيان داشته است. باب اول باب اول در مورد عوضهائى است كه خداوند كريم در برابر مصائب و مرگ فرزندان بندگان عطاء مىفرمايد. و حدود 45 حديث و روايت از پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمه عليهم السلام در اين زمينه گرد آورده است و در پايان اين باب حدود 7 حكايت شگفتانگيز و آموزندهاى در اين مورد ذكر نموده است. باب دوم باب دوم در مورد صبر مىباشد، و در اين باب نيز در اهميت صبر و عظمت صابران چند نمونه از آيات قرآن و قريب 50 روايت از معصومين عليه السلام جمع آورى نموده است و در پايان اين باب نيز حكايات عجيب و غريبى متجاوز از 50 قضيه از صبر و استقامت مردان و زنان مصيبت ديده ذكر نموده است. باب سوم باب سوم در مورد رضا و خشنودى از مقدرات الهى است در اين باب همچنين پس از ذكر چند نمونه از آيات قرآن مجيد متحاوز از 20 روايت در اين زمينه گرد آورده است و در پايان اين باب حدود 11 حكايت شگفتانگيز از صبر و تسليم اهل بلا را ياد آور شده است. باب چهارم باب چهارم در مورد گريه كردن در مرگ فرزندان و بستگان است و بيان داشته است كه گريه كردن در مرگ فرزندان و خويشان و دوستان ما دامى كه متضمن اعتراض به كار خدا نباشد بى اشكال است و منافاتى با صبر و رضا به قضاء الهى ندارد و در اثبات اين مطلب شواهدى از گريههاى پيامبر و ائمه عليه السلام كه در مرگ فرزندان و دوستان خويش ابراز داشتهاند آورده است و بيان داشت كه گريههاى آن بزرگواران در مرگ فرزندان و دوستانشان گريه رحمت بوده است نه به عنوان اعتراض به كار خدا و در پايان اين باب احاديثى در مذمت صورت خراشيدن و گريبان پاره كردن و داد و فرياد و ناله براه انداختن در مرگ فرزندان و خويشان گرد آورده است. خاتمه و خاتمه پيرامون استحباب و فضيلت تسليت به صاحب عزا و ثواب و كيفيت آن احاديثى ذكر نموده است و سرانجام رساله را با تسليت نامه مفصلى از امام صادق عليه السلام كه آن حضرت به اين عنوان براى عموزادههاى خويش نوشته بود ختم نموده است. اين بود خلاصه از مشخصات و شناسنامه اين كتاب با همين توضيح كوتاه مىتوانيد پى به اهميت اين كتاب ببريد كه با حجم كمش حدود 200 حديث ارزنده و قريب 70 حكايت آموزنده در آن گرد آورى شده است كه مطالعه هر يك از آنها باعث زدودن زنگار دل و جلا و روشنى قلب ميگردد.مىگويند شهيد ثانى در وقتى اين كتاب را تاليف كرد كه فرزندانش در سن طفوليت از دنيا مىرفتند و او از مرگ آنها بسيار متاثر مىشد شايد اين حالت تاثر را بر خلاف رضا و تسليم در برابر قضا و قدر الهى مىدانست
مؤلف : روح الله ولى ابرقوئى مقدمه انسان ، طالب سعادت و كمال است . او به گونه اى خلق شده است كه پيوسته به دنبال گمشده و معشوق خود، يعنى خالق و پرورش دهنده خود مى گردد؛ ليكن در اجتماع و جامعه انسانى موانع و سرگرمى هاى دنيوى و مادى فراوانى چراغ فروزان فطرت و ذات انسانى را كم نور و گاهى خاموش مى كنند. انسان براى اين كه در دام چنين صيادهايى كه رئيس و فرمانده آنها ابليس رجيم مى باشد نيفتد، بايد راه و مسير شريعت و انبيا و ائمه (عليهم السلام ) را بپيمايد تا با روح و باطنى پولادين آن موانع را از سر راه بردارد و به كمال واقعى كه همان رسيدن به خداست ، برسد. خداوند متعال كتاب آسمانى خود، قرآن مجيد را كه حاوى كامل ترين و مهمترين قوانين و دستورات الهى است را بر رسول گرامى اش حضرت محمد بن عبدالله (صلى الله عليه و آله و سلم ) نازل نمود تا وسيله اى براى هدايت بشر باشد. سپس ولايت باطنى و تكوينى و امامت ائمه (عليهم السلام ) را براى مردم قرار داد تا ادامه دهنده سير نبوت باشند و بشر را به سر منزل حقيقت برسانند. بى ترديد تنها راه سعادت بشر فقط انجام فرايض و واجبات الهى و محرمات است . اگر انسان فرايض را با اخلاص و حضور قلب به جا آورد بهترين وسيله را براى قرب و رسيدن به خدا برگزيده است . در شرع مقدس اسلام همراه واجبات و محرمات ، مجموعه اى از اعمال مستحب و مكروه مقرر شده كه براى انجام يا ترك آنها تاءكيد زيادى شده است . اگر چه نمازهاى مستحبى زيادى داريم كه واقعا در بيشتر مواقع باعث قرب و نزديكى به خداوند مى شوند، مثل نماز شب و نمازهاى ديگرى كه تاءكيد زيادى بر اقامه آنها شده است و همچنين با ترك بعضى از مكروهات زمينه مناسبى براى ترك محرمات در انسان ايجاد مى شود، اما نبايد فراموش كرد كه اصل در دين ، عمل به واجبات و ترك محرمات است . امير مؤ منان حضرت على (عليه السلام ) مى فرمايند: اءن للقلوب اقبالا و ادبارا فاذا اقبلت فاحملوها على النوافل و اذا ادبرت فاقتصروابها على الفرائض ؛ براى قلب ها گاهى نشاط و روى آوردن و گاهى بى نشاطى و روى برگرداندن مى باشد. پس هرگاه قلوب شما پرنشاط هستند (و به قول معروف حال عبادت دارند) آنها را علاوه بر انجام واجبات به انجام مستحبات وادار سازيد و آن گاه كه بى نشاطند، تنها به انجام فرايض و واجبات قناعت كنيد)).(1) لازم به ذكر است كه مكروهات و اصل كراهت بر دو قسم است : الف ) مكروهاتى كه از نظر شرع مقدس داراى مفسده كمى مى باشند؛ مثلا ايستاده آب نوشيدن در هنگام شب مكروه است اين بدان معناست كه چنين كارى ضرر كمى براى بدن دارد. ب ) مكروهاتى كه اصلا داراى مفسده نيستند، ولى ثواب عمل عبادى را كم مى كنند. به عبارت ديگر كراهت آنها به معناى ((اقل الثواب )) مى باشد؛ مثلا نماز خواندن در حمام مكروه است اين يعنى ثوابى كه نماز دارد با اقامه آن در حمام كم مى شود، نه آن كه اين عمل مفسده اى داشته باشد. كتابى كه در پيش رو داريد مشتمل بر حدود دو هزار آداب (مستحبات و مكروهات ) است كه ان شاءالله خوانندگان عزيز با مطالعه آن و با توجه به مطالب مذكور بتوانند سير تكاملى و سعادت خويش را به خوبى و نشاط روحى بپيمايند و در اين مسير بنده حقير و عاصى خدا را از دعاهاى خير خود فراموش نكنند.
فهرست مطالب مقدمه 13 پيشگفتار 14 فصل اول: معناشناسي آداب و سبک زندگي 17 آداب 17 مصاديق و انواع آداب 19 اهميت آداب و آثار اجتماعي آن 20 آداب و فقه 24 موانع تأدب و عوامل ادبگريزي 26 سبک زندگي 27 ويژگيهاي سبک زندگي 29 عوامل ايجاد سبک زندگي 32 دين و سبک زندگي 33 تحول در سبک زندگي 35 خلاصة فصل 41 پرسشها 45 مسائلي براي گفتگو و مباحثه 45 منابعي براي مطالعه 46 فصل دوم: مباحث بنيادين 47 توحيد و سبک زندگي اسلامي 47 انسانشناسي اسلامي و سبک زندگي 49 حقيقت انسان 50 هدفمندي زندگي انسان 51 تأثير رفتارهاي انسان در رسيدن به هدف 51 قرب الهي به عنوان کمال نهايي انسان 53 معناي قرب الهي 54 عبادت به عنوان راه تقرب 56 رعايت اعتدال در امر دنيا و آخرت 57 رابطة ظاهر و باطن 61 خلاصة فصل 66 پرسشها 68 مسائلي براي گفتگو و مباحثه 69 منابعي براي مطالعه 70 فصل سوم: سبک زندگي اسلامي در اوقات فراغت 71 منظور از اوقات فراغت 71 ويژگيهاي اوقات فراغت 73 اهميت اوقات فراغت 74 زماني براي فرهنگسازي 74 فرصتي براي ايجاد اشتغال 75 زمانشمولي و فردشمولي 75 تهديدي براي سلامت اخلاقي جامعه 76 اوقات فراغت و كاركردهاي آن 77 اوقات فراغت در آيات و روايات 78 ضرورت استفادة بهينه از وقت 79 چگونگي گذران اوقات فراغت 82 تفريح 83 مسافرت و گردشگري 85 صله ارحام 87 عبادت خداوند 88 حسابرسي نفس 89 خلاصة فصل 91 پرسشها 94 مسائلي براي گفتگو و مباحثه 95 منابعي براي مطالعه 96 فصل چهارم: سبک زندگي اسلامي در شادي و نشاط 97 تعريف شادي 97 مطلوبيت فطري شادي 101 ارتباط سبک شادي با باورها و ارزشها 103 جايگاه شادي در سبک زندگي اسلامي 105 ادخال سرور در دل برادران مؤمن 106 شاديهاي پسنديده 110 شوخي 111 شادي به هنگام شادي اولياء 114 ديدار برادران ايماني 114 شادي ترک شادي 114 کار نيک 115 اطاعت از خدا 116 معرفت خدا 117 شاديهاي ناپسند 118 شادي در برابر مصيبتديده 118 شادي از گرفتارهاي ديگران 119 شادي با ثروت و مقام 120 شادي از راه گناه 121 شاديهاي لهوي 122 خلاصة فصل 123 پرسشها 125 مسائلي براي گفتگو و مباحثه 126 منابعي براي مطالعه 126 فصل پنجم: سبک زندگي اسلامي در روابط دختر و پسر 127 سبک زندگي در ارتباط با نامحرم 127 نگاه 128 زدودن زمينة شهوتراني 128 آسودگي خاطر 129 چشيدن طعم ايمان 129 گفتگو 130 به کارگيري محتواي پسنديده 130 پرهيز از شوخي با نامحرم 131 پرهيز از فروتني در گفتگو 132 اختصار و اکتفا به حد ضرورت 132 موقعيت حضور 133 پرهيز از خلوت کردن با نامحرم 133 حريم گرفتن نسبت به جنس مخالف 134 پوشش و آرايش 135 رعايت حجاب کامل 135 پرهيز از آرايش 136 تماس بدني 137 روابط دختر و پسر 137 انگيزههاي ارتباط 138 پيامدهاي ارتباط 139 پيامدهاي مثبت 139 پيامدهاي منفي 140 خلاصة فصل 145 پرسشها 146 مسائلي براي گفتگو و مباحثه 147 منابعي براي مطالعه 148 فصل ششم: سبک زندگي اسلامي در مهار غريزه جنسي 149 مقدمه 149 روشهاي مهار غريزة جنسي 151 روش تحميل به نفس 151 مناسک عبادي 152 پرهيز از شنيدن موسيقيهاي تحريک کننده 153 پرهيز از غذاهاي محرِّک 153 رعايت سبک زندگي اسلامي در نگاه و گفتگو با نامحرم 154 روش تذکر(يادآوري) 154 ياد خدا 154 ياد نعمتهاي الهي 155 ياد مرگ 156 ياد معاد 157 روش تغيير موقعيت 157 ترک مجلس گناه 158 اجتناب از خلوت گزيني با نامحرم 159 اتخاذ موقعيت مناسب 160 روش دعا 161 دعا براي درخواست همسر 161 دعا براي حفظ پاکدامني 161 روش استعاذه 162 روش تقويت بينش 164 باور به حضور در محضر خداوند 164 آگاهي در مورد پيامدهاي شهوت راني 166 مهار فکر و خيال 167 خلاصة فصل 169 پرسشها 171 مسائلي براي گفتگو و مباحثه 172 منابعي براي مطالعه 173 فصل هفتم: آداب و سبك زندگي اسلامي در علم آموزي 174 جايگاه دانش و دانشاندوزي در آيين اسلام 174 الگوي اسلامي در جستجوي دانش 178 جستجوي دانش، وظيفهاي فراگير 178 جستجوي دانش و تعالي معنوي 179 دانش و مسئوليت اجتماعي 180 جستجوي دانش در ساية استاد وارسته 182 الگوي اسلامي تعامل دانشجو و استاد 183 فروتني در برابر استاد 184 گوش دادن فعال
آيات و احاديث موضوعي نماز، عباس عزيزي جامع آيات و احاديث موضوعى نماز جلد اول مؤ لف : عباس عزيزى سخن ناشر مقدمه فصل اول : اهميت و فضيلت نماز فصل دوم : اسرار و آثار نماز فصل سوم : وجوب نماز فصل چهارم : آداب و مستحبات نماز فصل پنجم : افعال و اذكار نماز فصل ششم : حضور قلب و خشوع فصل هفتم : قبولى و كمال نماز فصل هشتم : موانع قبولى و كمال نماز فصل نهم : سهل انگارى در نماز فصل دهم : نتيجه ترك كردن نماز فصل يازدهم : اهميت و فضيلت وضو فصل دوازدهم : وقت نماز و اهميت آن فصل سيزدهم : اهميت و فضيلت اذان فصل چهاردهم : اهميت نماز جماعت سخن ناشر و ماخلقت الجن و الانس الا ليعبدون (ليعرفون ) ((قرآن كريم )) غايت كمال انسان معرفت خداست و رسيدن به باب معرفت الله ، جز از طريق قرآن و ائمه اطهار - عليهم السلام - ميسر نيست ، و بى شك آيينه جان آدمى جز در پرتو اين دو، فروغ نمى يابد و زنگار دل جز با كلام ربوبى و مفسران كلام الهى زدوده نمى شود. قرآن كريم صحيفه نور و وديعه الهى است ، نورى كه اشعه آن پايان نمى گيرد و چراغى كه شعله آن خاموش نمى گردد و دريايى كه به قعر آن نتوان رسيد و جاده وسيعى كه هرگز گمراهى در آن نيست . پس قرآن معدن علم و مركز دانش و سرچشمه درياى دانايى و فضيلت است .خداوند با قرآن دانشمندانى را كه تشنه فضيلت مى باشند سيراب مى كند و ائمه اطهار - عليهم السلام - مفسر و ناطق كلام خدا و كشتى نجات در گرداب ضلالت مى باشند، و هر يك از آنها مشعلى هستند در كوره راه تاريك بشريت ، تا راه نجات و هدايت را فراروى انسان بگشايند و او را از خاك تا خدا و از ملك تا ملكوت پرواز دهند.پس سعادت انسان در دنيا و آخرت در گرو ثقل اكبر و ثقل كبير است و در حديث معروف ثقلين از رسول خدا - صلى الله عليه وآله و سلم - بيان شده است : ((انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتى ...)). بدين ترتيب كلام الهى و گفته پيشوايان دين ، نور است و از جهل ، خرافه پرستى و اوهام پرده بر مى دارد و آدمى را با حقيقت خالص و ناب آشنا مى سازد. در سر لوحه دستورات هدايتگرانه الهى و سخنان معصومين - عليهم السلام - معراج مؤ من ، نماز قرار دارد و دستورى است كه همه انبياء به آن سفارش كرده اند و وسيله شكر و مايه پاكى و سعادت انسان است .بخش عظيمى از كلام بزرگان دين ، معصومين - عليهم السلام - به همين فريضه مهم تعلق گرفته و سخنان گهربار اين عزيزان به انحاء مختلف پيرامون آن پرتو افشانى مى كند. از اين رو، مؤ سسه فرهنگى نبوغ برخود لازم دانسته است براى نشر فرهنگ نماز كتابهايى را به چاپ برساند.يكى از اين كتابها كه از اهميت و امتيازات فراوانى برخوردار است ، كتاب ((جامع آيات و احاديث موضوعى )) است كه جلد اول و دوم آن در نماز مى باشد و در قالب 26 فصل ، شامل 150 آيه و حدود دو هزار حديث به صورت موضوعى جمع آورى شده است .اين كتاب براى همه ، بخصوص قشر طلبه و محققين و دانشجويان و مربيان مفيدو ارزنده خواهد بود. در اينجا لازم مى دانيم از زحمات برادر فاضل حضرت حجة الاسلام عباس عزيزى تشكر نماييم .ايشان كتابهاى فراوانى تاءليف نموده اند كه سهم موضوع نماز در آنها 12 عنوان بوده است كه ستاد اقامه نماز و اين مؤ سسه توفيق نشر آن را داشته اند. اميد است خداوند متعال ما را از نمازگزاران واقعى قرار دهد و نماز را مايه سعادت ما در دنيا و نورى در عالم برزخ و شفيع در روز قيامت برايمان قرار دهد
بسم الله الرّحمن الرّحيم مشخصات كتاب بسمه تعالى كتاب آداب الصلاة كه تاريخ ختم نگارش آن در تاريخ شنبه دوم ربيع الثانى 1361 ه. ق. (30 فروردين 1321 ه. ش) است، بيان تفصيلى آداب قلبى و اسرار معنوى نماز است. سه سال پيش از تأليف اين كتاب، در يكى از تصانيف گرانقدر حضرت امام (س) به نام سرّ الصّلاة همين معانى به طور موجز و به زبان خواص اهل عرفان به نگارش در آمده بود(1)، لكن آن حضرت به اين منظور كه عده بيشترى از مطالب آن كتاب فايده برند به تأليف كتاب حاضر به زبانى سادهتر پرداختند: پيش از اين رسالهاى فراهم آوردم كه به قدر ميسور از اسرار صلاة در آن گنجانيدم. و چون آن را با حال عامه تناسبى نيست، در نظر گرفتم كه سطرى از آداب قلبيه اين معراج روحانى را در سلك تحرير در آورم، شايد برادران ايمانى را از آن تذكرى و قلب قاسى خود را تأثرى حاصل آيد. قبلًا مطاوى كتاب آداب الصلاة با توضيحات و تصرفات، با عنوان پرواز در ملكوت به چاپ رسيد، و پس از آن خود كتاب منتشر گرديد، اما چاپهاى قبلى به عللى، كه شايد يكى از آنها نداشتن نسخه خطى بوده است، به نحو مطلوب صورت نگرفت؛ از اين رو مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى با رعايت كمال دقت و امانتدارى، پس از بررسى نسخه بدلها و تطبيق با نسخه اصل كه در اختيار مؤسسه است، به چاپ و نشر اين اثر همت گماشت. كتاب داراى دو مقدمه است كه حضرت امام در سال 1363 ه. ش نگاشتهاند و در آنها اين اثر را به فرزند گراميشان، حضرت حجة الاسلام و المسلمين حاج سيد احمد خمينى و خانم فاطمه طباطبايى (همسر جناب حاج سيد احمد خمينى) اهدا فرمودهاند. متن دستخط اين دو مقدمه نيز در اين كتاب چاپ شده است. اين چاپ همراه با پاورقيها و توضيحاتى است كه در آنها منابع و مآخذ احاديث و اقوال ذكر گرديده و جملات عربى داخل متن ترجمه شده است؛ همه اين حواشى- بجز معدودى از آنها كه حضرت امام خود مرقوم فرمودهاند و با علامت ستاره (*) مشخص شده- و همچنين فهارس مختلف اين كتاب توسط اين مؤسسه تهيه و تنظيم گرديده است.(2) يكهزار جلد از تيراژ نخستين چاپ همراه با تصوير كامل متن نسخه خطى به منظور استفاده كتابخانهها و علاقمندان آثار خطى امام منتشر گرديده، و در بقيه نمونهاى از دستخط چاپ شده است. از مسئولان و كاركنان شركت انتشارات علمى و فرهنگى كه در كار چاپ اين اثر ياور ما بودهاند صميمانه تشكر مىكنيم. بر آن حضرت درود مىفرستيم و از خداوند بزرگ مىخواهيم ما را توفيق بيشتر در راه خدمت به اسلام عطا فرمايد. - مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى (س) بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم كتاب آداب الصلاة را، كه خود از آن بهرهاى نبردم جز تأسّف بر قصور و تقصير بر ايّام گذشته كه توانايى بر خودسازى داشتم و حسرت و ندامت در روزگار پيرى كه دستم تهى و بارم سنگين و راهى بس دراز و پايم لنگ و آواى رحيل در گوش است، هديه كردم به فرزند عزيزم احمد كه از قدرت جوانى كامياب است؛ شايد او ان شاء اللَّه تعالى از محتويات آن، كه از كتاب كريم و سنّت شريف و افادات بزرگان فراهم شده است، بهرهمند شود و به معراج حقيقى از رهنمايى اهل معرفت راه يابد و دل از اين ظلمتكده بركند و به مقصد اصلى انسانيت، كه انبياء عظام و اولياء كرام- عليهم صلوات اللَّه و سلامه- و اهل اللَّه بر آن راه يافتند و ديگران را دعوت فرمودند، توفيق يابد.
آداب غذا خوردن برگرفته از ترجمه كتاب المحجة البيضاء في تهذيب الاحياء اثر مولي محسن فيض كاشاني قدس سره بنام راه روشن ترجمه سيد محمد صادق عارف" "بسم الله الرحن الرحيم مقدمه باب اول : درباره وظايف كسى كه تنها غذا مى خورد باب دوم : آدابى كه به دليل اجتماع و مشاركت در غذا، علاوه بر آداب ديگر بايد رعايت شود، هفت تاست باب سوم : در آداب غذا دادن به برادرانى كه به ديدن انسان مى آيند باب چهارم : در آداب مهمانى باب پنجم : در آداب امور متفرقه اى كه از نظر طبى و شرعى ممنوع است" كتاب آداب غذا خوردن مقدمه بخش اول از كتاب (( محجة البيضاء فى تهذيب الاحياء )) پيرامون آداب غذا خوردن (( بسم اللّه الرحمن الرحيم )) سپاس ويژه خداوندى است كه مخلوقات را به بهترين صورت تدبير فرمود و زمين و آسمانها را آفريد، و آب گوارار از عصاره بخارات نازل كرد و بدان وسيله دانه ها و گياهان را به وجود آورد، و روزيها و خوردنيها را مقدر و به وسيله خوردنيها قواى جانداران را حفظ كرد و با اطعام بندگان پاكيزه به طاعات و اعمال شايسته آنان كمك كرد. درود پايان ناپذير خداوند بر حضرت محمّد (ص ) صاحب معجزات درخشان و بر خاندان او، و سلام فراوان بر ايشان باد! بارى ، هدف خردمندان ، ديدار (رحمت ) خداى سبحان در سراى آخرت است ؛ و هيچ راهى جز علم و عمل براى رسيدن به اين هدف وجود ندارد؛ از سويى مراقبت بر علم و عمل جز با تندرستى ممكن نيست ، و تندرستى نيز جز با تناول كردن غذا و خوراك به مقدار حاجت در هر شبانه روز ميسر نمى شود. از اين روست كه بعضى از نياكان صالح گفته اند: (( غذا خوردن نيز از امور دينى است )) ، و بر اين اساس است كه خداوند متعال مى فرمايد: (( كلوا من الطيبات واعلموا صالحا.(1) بنابراين هركس كه اقدام به خوردن غذا مى كند تا بدان وسيله به علم و عمل خود يارى رساند و تقوايش را تقويت كند، سزاوار نيست كه زمام نفس را رها كند و آن را همانند چهارپايان در چراگاه آزاد بگذارد تا هر چه مى خواهد بخورد؛ زيرا آنچه باعث ديندارى و وسيله رسيدن به ديانت است شايسته است كه مظهر انوار و آداب و سنن دينى باشد، به طورى كه بنده خدا را پاى بند كند و انسان متقى بدان وسيله از گناهان مصون بماند؛ تا آنجا كه اشتهاى به غذا را در خوردن و نخوردن با ميزان شرع بسنجد تا بدان وسيله گناه و معصيتى را از خود دور سازد و اجر و ثوابى را كسب كند؛ هر چند كه در آن غذا بيشترين لذت نفسانى باشد. پيامبر اكرم (ص ) فرمود: (( همانا مرد حتى به خاطر لقمه غذايى كه به طرف دهان خود و همسرش مى برد اجر مى برد.)) (2) البته اين اجر و ثواب در صورتى است كه لقمه غذا را به دستور دين و به خاطر دين بردارد و آداب دينى را رعايت و به وظايف دينى عمل كند. اينك ما بر آنيم كه وظايف دينى فرد را در هنگام غذا خوردن بيان كنيم ، از اين رو واجبات و مستحبات و آداب غذا خوردن و گوارايى آن و كيفيت غذا خوردن را در چهار فصل و همچنين فصل ديگرى در پايان مى آوريم . باب اول ، در وظايف كسى كه تنها غذا مى خورد. باب دوم ، آدابى كه رعايت آنها چه در صرف غذا به صورت فردى و چه به صورت دسته جمعى الزامى است . باب سوم ، در آداب خاص غذا دادن به برادرانى كه به ديدن انسان مى آيند. باب چهارم ، در آداب خاص دعوت ، مهمانى و عوامل آن
فهرست مطالب مقدمه 13 مقدمه مؤلف 17 جلسه اول، راز پوچيها 27 خطر بيثمري فعاليتهاي فرهنگي 30 ابديّتي متعالي 31 «دينداني» يا «دينداري»؟ 33 ريشه اعتراضهاي دروني 35 بدترين خسارت 38 مشكل اصلي 40 خطر حبط عمل 42 ضرورت تغيير نگاه 43 آغاز پوچي 45 روش اهل بيت ? در ارتباط با حقايق 48 راز پيروزي نهايي اهلالبيت ? 51 جلسه دوم، آفات تقليل دادن افق دستورات دين 55 جايگزيني فريبکارانه 58 گمشدة ما کدام است؟ 60 شرط لقاء حقايق 64 بشر ديني به دور از معضل هاي جهان امروز 65 آثار غفلت از حقيقت 67 ناتواني نگاه رياضي در ديدن حقيقت 68 محدوديتهاي نگاه تخصصي 70 ديندانها زيادند، ولي ديندارها كم 72 مفاهيم داراي باطن 74 معني ظلوم و جهول بودن انسان 76 تفاوت مفهوم خدا با وجود خدا 77 بلاي نشستن «علم به واقعيت»، به جاي «واقعيت» 79 ارتباط با خداي عزيز و نجات از پوچي 81 انواع فعاليتهاي فرهنگي 83 فعاليتهاي فرهنگي شبه قدسي 83 فلسفه قدسي وضو 86 شبهقدسي شدن و ظهور نفس امّاره 90 جلسه سوم، شرطيکردن فعاليتهاي فرهنگي و انقطاع از عالم قدس 93 تغذيه انسان از عالم قدس 96 ريشة احساس پوچي 97 ريشه اعتراضها 98 خطر سكولار كردن مقدسات 100 جايگزيني اعمال شبه قدسي به جاي اعمال قدسي 101 انتخابهاي شرطي 105 توجه به مقصد خلقت 109 خطر ناقصكردن اهداف فرهنگي 111 فعاليتهايي براي قدسيكردنِ همه چيز 113 فعاليتهاي فرهنگيِ بيآينده 115 جلسه چهارم، توجه به جايگاه اصلي دين، عامل نجات از پوچي 123 پاكي از موانع تجلي حق بر قلب 125 تجلي حق بر اساس ظرفيت قلب 127 روش رفع موانع 127 شرط نجات از پوچي، توجه به جامعيت اسم «الله» 128 كفر شيطان، كفر بر اسم جامع «الله» 131 عزم 133 توجه به هدف اصلي خلقت، عامل نجات از پوچي 136 نقش اعمال باطندار در زندگي 137 تفاوت مفيد بودن با حقبودن 138 ريشه بيروحي الفاظ و قالبهاي معنوي 140 جلسه پنجم، تلاش براي قدسي کردن همه چيز 149 علم زنده 151 حركت از مرگ به حيات 153 خطري عمر سوز 154 از تَلَوُّن تا تمكُّن 155 خطرات شبهقدسي كردن موضوعات 158 بندگي، روح فعاليتهاي فرهنگي 159 انواع عقل 161 انسان بامحتوا 164 بندگي خداي عزيز و نجات از پوچيها 165 عمل به عقيدة پاك، عامل سير به سوي عقيدة حضوري 167 عمل صالح؛ عامل شکوفايي عقايد پاک 169 سبب سوزي و رسيدن به توحيد ناب 171 جلسه ششم، آفات فعاليتهاي شبه قدسي 177 نازلكردن درعين حفظ باطن 179 جايگاه دين 180 فعاليتهاي شبه قدسي و نتايج ناخواسته 182 آفت جايگزيني اعتباريات به جاي حقايق 183 هماهنگي تشريع و تكوين 185 غفلت از نيازهاي متعالي 187 آفات تغيير فضاي قدسي 189 ريشة تاريخي انحراف از عالم قدس 190 علم حصولي و حجاب حقيقت 192 سير از علم حصولي به علم حضوري 193 بركات ارتباط حضوري با قيامت 194 مکتب انبياء و چشم خدابين
نگاهي بر زندگي دوازده امام مقدمه دفتر گذري بر زندگي علامه حلي گذري بر زندگي امام دوازدهم حضرت مهدي علائم ظهور حضرت مهدي
دولت کريمه و مدنيت اسلامي پيشگفتار بررسي مقايسهاي جوامع حکومت ديني و مردم
غيبت صغري زمان و مکان تحريف واقعه سرداب اختلافات فرقه اي پس از رحلت امام حسن عسکري عقيده هاي فاسد زمينه پيدايش فرقه هاي جديد نمايندگان چهارگانه ويژگي هاي نائبان مدت دوره غيبت صغري شيوه اداره مردم در دوره غيبت صغري مکان و چگونگي زندگي امام در دوره غيبت صغري اختلافات مسلمين درباره... کتابهاي اهل سنت پيرامون مهدويت اختلافات و منشاء آن شيعه و امام مهدي
چشم اندازي به حکومت مهدي پيشگفتار دورنمايي از جهان پيش از ظهور انقلاب جهاني مهدي حکومت رشد دانش و فرهنگ اسلامي شهادت يا رحلت امام
شکوفايي عدالت انبيا در عدالت مهدوي اشاره مقدمه شکوفايي عدالت انبيا در عدالت مهدوي
موافقان و مخالفان مهدي مقدمه ياران امام خاستگاه ياران گزينش ياران ويژگيهاي همراهان مهدي مخالفان مهدي شيوه برخورد امام با مخالفان
امام مهدي منجي اسلام چکيده معرفي و مروري نقادانه بر محتواي کتاب مقدمه به چه کسي بايد اعتماد کرد؟ دو شکل مباحثه در جامعه مذهبي: ضرورت زمان ما مباحثه خودي - غير خودي در قرآن نقدهاي مترجم سرآغاز تشيع و مفهوم امام منجي فرق اوليه شيعي و مفهوم مهدي امام جعفر صادق و شيعيان امامي آيين امامت شيعيان زمينه تاريخي غيبت امام دوازدهم فروپاشي خلافت عباسي و مواضع آخرين امامان علوي طبقه بندي اجتماعي و سياسي علماي اوليه اماميه: از کليني تا طوسي اوج حوزه علمي اماميه در قرن پنجم هجري (يازدهم ميلادي)
موعود: درآمدي بر يک نظريه مقدمه سوشيانت مسيحا مهدي نتيجه گيري
پيوند معنوي، با ساحت قدس مهدوي مقدمه سخن ناشر مقدمهي مؤلف اعتقاد به لزوم وجود حجت الهي در هر زمان شناسايي و پيروي نواب عام در غيبت کبري احساس حالت مراقبه ايجاد محبت قلبي اظهار و ابراز علاقه و محبت راز دل گفتن و نغمه مهر و وفا سرودن همت و دعا بر ثبات قدم تجديد پيمان بر توحيد و نبوت و ولايت پيروي دقيق از فرمان مولا آداب پيش از خواب آداب هنگام بيداري آداب نماز شب آداب هنگام طلوع فجر آداب پس از نماز صبح آداب پيش از طلوع آفتاب آداب روزهاي هفته آداب نمازهاي يوميه (توجه - قنوت) آداب نمازهاي يوميه (تشهد - سلام) آداب تعقيب نمازها لزوم دعا بر پيروزي امام عصر لزوم دعا بر حفظ و ايمني آن امام ادعيه مخصوصه ذکر صلوات لزوم عرض سلام ذکر سلام توجه در مواقع عرض اعمال صداقت در ولايت توجه و تذکر در ساعات و ايام مخصوصه در شبهاي قدر در شب و روز جمعه ديگر اعمال جمعه ادامه اعمال جمعه ادامه اعمال روز جمعه دعاي ندبه در صبح جمعه ادامه اعمال روز جمعه اعمال عصر جمعه دعاي مخصوص در آخرين ساعات روز جمعه اعمال روز عاشورا اعمال نيمه شعبان اعمال نوروز اهداء خيرات و عبادات کيفيت اهداء نماز مقدم داشتن در تمامي دعاها و نيکيها اندوه قلبي از غيبت و غربت انتظار فرج و ظهور نيايش براي حفظ و پيروزي اهداء صدقات به نيابت حج رفتن و حج فرستادن به نيابت برخاستن به شنيدن لقب مخصوص زاري و نيايش براي حفظ ايمان و عقيده استمداد در شدايد عقيده به امکان راه جستن و ارتباط ياري جستن و عريضه نگاشتن در مهمات و مشکلات حضور در اماکن و مجالس مورد نظر آن حضرت زندگي به شيوه معصومين و ترک روش دنيا پرستان مطالعه کتب ارزشمند در موضوع مهدويت بزرگداشت آن نام مقدس در گفته ها و نوشته ها آغاز نوشتار و گفتار و کردار با آن نام مقدس ترک خروج مگر با حکم فقيه جامع الشرائط اعتقاد به ولايت تکويني و مقام معنوي معصومين
2- اخلاق خوب ، اختصاص به طبقه ای ندارد، در هر طبقه و صنفی پیدا شود مورد احترام واقع می گردد.
3- اخلاق خوب مانند آب جاری است كه موجب حاصل خیزی كشتزارها می شود.
4- اخلاق بالاتر از قوانین است، زیرا قوانین همیشه همراه انسان نیست ولی اخلاق همیشه با او است.
5- اشخاص عاقل و با اخلاق هرگز كلامی بر زبان نمی آورند كه احساسات دیگران را جریحه دار سازند.
6- انحطاط اخلاقی همیشه پیشاهنگ انقراض تمدنها است.
7- بد اخلاق در دست دشمنی گرفتار است كه هر جائی برود از چنگ عقوبت او رهایی نیابد.
8- بهترین میراثی كه پدران برای فرزندان خود می گذارند تربیت خوب است .
9- به هر كس كه می خواهد موفق شود بگویید: اخلاق نیك را درخود پرورش ده.
10- خط مستقیم نه تنها در هندسه بلكه در اخلاقیات هم كوتاه ترین راه است.
11- صاحبان اخلاق ، روح جامعه خود هستند.
12- مردان قانون وضع می كنند و زنان اخلاق به وجود می آورند.
13- وظیفه زن تهذیب اخلاق مرد است.
14- پیش از مسافرت ، از خصوصیات اخلاقی و سوابق رفیق راهت پرس و جو كن و پیش از خرید خانه ، همسایه ات را بشناس .
15- ارزش های معنوی و اخلاقی حمایتگرند ، نه محدودیت آفرین .
16- اخلاق باید بر هنر حكومت كند .
17- اخلاق و عظمت مردان بزرگ ، در طرز رفتارشان با افراد كوچك معلوم می شود.
18- آداب و عادات به آسانی و سرعت به صورت اخلاق در می آید.
19- اخلاق اگر با اندگی هوش توأم باشد هزار مرتبه بر تحصیل زیاد بدون هوش و بدون اخلاق ترجیح دارد.
20- اخلاق یكی از بزرگ ترین قوای محركه جهان است و در كمال تظاهرات خود طبیعت انسانی را در عالیترین شكل آن مجسم می سازد.
21- اخلاق ساخته شده و حاضر و آماده نیست ، بلكه ذره ذره ، روز به روز خَلق و ایجاد می گردد.
22- اخلاق می تواند جانشین علم، مال ، مقام ، زیبایی و سایر مزایا باشد ، اما هیچ نعمتی جای آن را نمی گیرد.
23- در طبیعت و اخلاق انسانی ، هیچ ضعف و انحرافی نیست كه با تعلیم مناسب اصلاح نشود.
24- ملت بدون اخلاق ، اخلاق بدون عقیده ، و عقیده ی بدون فهم ممكن نیست.
پيرامون معرفت امام مقدمه پيشگفتار امامت عامه امامت خاصه
اصلاحات مهدوي تنها راه نجات مقدمه اصلاح طلبي در آينه تاريخ دين اصلاحات نجات بخش مهدوي نتيجه گيري
بررسي افسانه جزيره خضراء مقدمه خلاصه داستان اول جزيره خضراء خلاصه داستان دوم جزيره خضراء نتيجهي مباحث گذشته
برکات حضرت ولي عصر (خلاصه العبقري الحسان)مقدمه تشرفات مشاهدات و مکاشفات رؤياهاي صادقه تجليات حضرت توسلات
در انتظار امام پيشگفتار مقدمه مؤلف اصالت مهدويت شناختي از امام ويژگيهاي امام مهدي حکومت جهاني امام مهدي انتظار حکومت اسلامي در زمان غيبت رهبري در زمان غيبت شکل حکومت در زمان غيبت قيام براي برپايي حکومت
بهار آفرين قرنها خزان سلام سرآغاز يادآوري ديدگاه ريشه يابي روشنگري آشنايي تداوم انقلاب
دولت مهدي سيرت مهدي مقدمه ظهور انقلابي ياران مهدي دولت آرماني سيرت و سنت مهدي رفع موانع رشد و کمال مهدي آرمانهاي اصلاحي دولت احياي زمين و آدميان امنيت فراگير سيرت اقتصادي سيرت فرهنگي سيرت اجتماعي سيرت مديريتي سيرت فردي
بررسي چند حديث شبهه ناک درباره عدالت آفتاب عالمتاب اشاره پيشينه بس دراز اين کرشمه و ناز راز و رمز اين همه سوز و گداز بنيان گذار جهاني آباد و آزاد گستره عدل مهدوي شاخصه هاي عدل مهدوي تهاجم فراوان بر دادگستر جهان نتيجه
راه مهدي اميد و عدالت مهدي کيست طول عمر غيبت بشارات و اشارات پدر و مادر سفراي کبار وکيلان و نمايندگان معجزاتي چند از حضرتش در زمان غيبت صغري شرفيابي در غيبت صغري شرفيابي در غيبت کبري
حکومت جهاني امام عصر سخن ناشر حکومت واحد جهاني اقامه عدل جهاني طول عمر امام عصر
مسجد مقدس جمکران تجليگاه صاحب الزمان مقدمه ناشر پيشگويي اميرمؤمنان پيرامون مسجد مقدس جمکران پيام حضرت صاحب الزمان پيرامون مسجد مقدس جمکران نماز مسجد مقدس جمکران مقدمه پيشگويي اميرمؤمنان علي از مسجد مقدس جمکران تاريخچه مسجد مقدس جمکران اهميت مسجد مقدس جمکران از ديدگاه فقهاي اسلام و علماء اعلام و آيات عظام کراماتي چند از مسجد مقدس جمکران اشعاري در تکريم مسجد مقدس جمکران تجليگاه صاحب الزمان حضرت صاحب الزمان از ديدگاه قرآن و عترت عريضه و دعاهايي درباره امام زمان
انتظار عامل مقاومت و حرکت مقدمه پيشگفتار پيام منتظر مناجات و نيايش به سوي هدفهاي اسلامي پيروزي اسلام بر همه اديان انتظار، عامل پايداري در برابر رهبريهاي فاسد انتظار و وعده الهي آينده جهان در کلام الهي انتظار عامل مبارزه با فساد و انحراف حرمت بازگشت به فرهنگ جاهلي مقاومت، در برابر بازگشت به جاهليت ارزش انتظار اسلام و انتظار انتظار جامعه تشيع عامل بقا ديدگاه وسيع نيمه شعبان
قصه زمين سلام روزهاي تنهايي طوفان و کشتي آتش نمي سوزاند در ساحل نيل آفتاب و صليب پنج نور انتظار زمين مژده بزرگ افتخار بنده خدا بانويي همچون آفتاب روزهاي سياه سخت تر از سنگ مانند کعبه جنايت، شقاوت و انتظار پيمان شکنان تربت، گواه غربت سؤال بي جواب جسم و روح ناگفتني ها نگاهي به آسمان غريب مدينه امام مظلوم و امام منصور فرزندان عزيزم شير در زنجير زنداني کاخ از مدينه تا بغداد پيامي از سامرا در آستانه ميلاد طلوع خورشيد
بررسي نشانه هاي ظهورمقدمه منظور از نشانه هاي ظهور منظور از قائم نشانه هاي برپايي قيامت احتمال جعل و تحريف مشخص نبودن زمان ظهور شمار نشانه هاي ظهور انواع نشانه هاي ظهور قانون معجزه اشکالاتي در باب نشانه هاي ظهور
لواء الانتصار: شيوه هاي ياري قائم آل محمد اهداء معرفي مؤلف مقدمه در بيان اخبار وارده در اهميت و فضيلت نصرت و ياري ائمه اطهار در بيان کيفيات نصرت و ياري حضرت ولي الله در امر دين
بررسي نظريه هاي نجات و مباني باورداشت امام مهدي مقدمه مباني باورداشت امام مهدي (مهدويت) نظريه هاي نجات و باورداشت امام مهدي (مهدويت) نتيجه گيري
وابستگي جهان به امام زمان مقدمه ناشر پيشگفتار توجيه 01 توجيه 02 توجيه 03 توجيه 04 توجيه 05 سخني ديگر
جهان گشاي عادل تقديم گفتاري از پيش تاريخچه امام عصر تحقيق تاريخي بيست گفتار از پيشوايان اسلام درباره امام زمان نشانه هاي او امام قائم و مسأله طول عمر طي قرون و اعصار وظيفه ما، در دوران غيبت امام قائم
جهاني سازي، عدالت اقتصادي و مهدويت اشاره مقدمه عدالت جهاني و مهدويت عدالت اقتصادي مهدوي تخيل عدالت اقتصادي در عصر جهاني سازي سرمايه سالارانه
باورداشت مهدويت مقدمه ناشر باورداشت مهدويت چهل حديث پيرامون باورداشت مهدويت
سفراي حضرت مهدي ابوعمرو عثمان بن سعيد عمري ابوجعفر محمد بن عثمان عمري حسين بن روح نوبختي ابوالحسن علي بن محمد سمري
حکومت اسلامي در عصر انتظار مقدمه فراگيري ستم و فساد از نشانه هاي ظهور ممنوعيت قيام در عصر غيبت تشکيل حکومت در عصر غيبت، دخالت در قلمرو امام معصوم
برگزيدگان حضرت امام مهدي طليعه ميلاد ميلاد امام و پنهاني آن عمر پر برکت آن حضرت شمايل حضرت اعتقاد به مهدي موعود در ساير اديان اعتقاد به صاحب الامر در منابع اسلامي چند نمونه از روايات اهل تسنن نقل چند نمونه از احاديث شيعيان مسأله غيبت غيبت صغري و کبري نواب اربعه (سفيران چهارگانه) آثار غيبت فوايد وجود امام در غيبت معجزات امام عصر در غيبت صغري ديدار با امام تعيين وقت ظهور قيام امام چند وظيفه از وظايف شيعيان
حديث قبل از ميلاد مقدمه پيشگفتار نويد مولود و بشارت ميلاد تفسير و تأويل آيه و لقد کتبنا في الزبور.... حديث قبل از ميلاد
آينده از نظر ما و ديگران اهداء ميل به شناخت شناخت آينده تامين آينده حدود آگاهي ما از آينده ريشه دروني بحث ما حدود بحث ما نظرات درباره آينده در تحليل نظر فلاسفه در مکاتب دلايل بدبينان نتيجه کلي انواع تضاد و تعارض حاصل چنين اوضاع عواملي که بر اين تضادها دامن مي زنند نتيجه تضاد و تعارض حاصل تضاد در عرصه حيات تضاد در کجا بيشتر است مردم در برابر تضاد و تعارض ادامه اين وضع خلاصه نظر مذاهب جهان بيني اسلام و آينده دلايل اسلام بر اين خوش بيني آنچه موجب تائيد مي شود جلوه هاي امروزي اين تاييد زمينه هاي امروزي اين تاييد تمايلات بشر امروز ديدگاه اسلام درباره آينده اساس اين اعتقاد قطعيت آن سخني درباره فلسفه تاريخ پيشگوئيهاي بزرگان زمينه هاي موجود براي تحقق اين امر امکان وقوع خواسته ها زمان وقوع محيط تحقق آن کيفيت آن مساله رهبري در اين نهضت ويژگي آن رهبر آن رهبر کيست ضرورت زمينه سازي ها اما تلاشهاي لازم مفهوم قيام ما با نام قائم
در جستجوي نور پيشگفتار باورداشت مهدويت قيام حضرت مهدي و تشکيل حکومت واحد جهاني در جستجوي نور
جمال يار مقدمه روش بحث وصف کليات جمال حضرت مهدي وصف تک تک اعضا حضرت مهدي
ويژگي هاي حضرت مهدي پيش سخن ستاره درخشنده عالم نور ستاره اي از دل خورشيد و ماه شاهزاده اي بر بال پرنده القاب مختصه نشان پنهان هم نام و هم کنيه پيامبر ميلادي پر برکت، مولودي سعادت بخش بيت الحمد، چراغ فروزان علامتي بر پشت آخرينِ اوصياء و ختم وصايت همدم با نيکويان کامل در قلمرو فرمان هيچ کس نيست جواني بعد از سال هاي طولاني سلطنت بر پهناي گيتي حکم داودي زرهي يادگار بر قامتي استوار ملاقات زندگان و مردگان، صحنه اي تماشايي زاد و توشه راهيان و آذوقه هم راهيان زينت شمشيرهاي آسماني رايت با مهابت رسول الله سفر بر پشت ابر فرياد آسماني ابليس در کام مرگ پيدايش گنج هاي پنهان ياران ملکوتي و بيعت سيد آسمانيان برکات زمين، قطرات آسمان دوران امن و امان دست نازنين بر سر مؤمنين گسترش و توسعه علم قوت گوش ها، قدرت چشمان عمرهاي طويل آفتاب سايه نشين فرود عيسي براي پرواز ابر سفيد کشتن دجال، خاموشي آتش فتنه کم شدن سير چرخ، افتادن افلاک از سرعت ديني جديد و آئيني نو پديد رجعت، روزگار بازگشت ائمة نشانه هاي نور سلطنت سلطان عصر، شهر و ديار او
سخني چند درغيبت امام زمان ديباچه مساله مهم جهان تشيع بررسي واژه غيبت غيبت انبياء مساله غيبت قبل از تولد حضرت کتابهاي غيبت قبل از ولادت امام زمان رسوخ اعتقاد به غيبت حضرت در افکار مردم امام زمان غايب مي شود کتابهاي غيبت بعد از امام حسن عسکري در انتظار امام زمان فرجام غيبت امام زمان
متمهديان و مدعيان مهدويت مقدمه انگيزه هاي مدعيان سبائيه کيسانيه يزيديه هاشميه باقريه زيديه ابومسلم خراساني نفس زکيه ناووسيه اسماعيليه ابن مقنع خراساني نتيجه گيري عبدالله بن معاويه واقفيه يحيي بن عمر فرقه محمديه فرقه جعفريه فرقه عسکريه عبيدالله بن محمد فاطمي زکريا حاکم بامر الله محمد بن عبدالله بن تومرت علوي حسني الناصر لدين الله
امامان اهل بيت در گفتار اهل سنت فضائل امام مهدي ابوبکر محمد بن علي معروف به محيي الدين عربي (560- 638 ه) سبط ابن جوزي (م 654 ه) علي بن محمد المالکي ابن الصباغ (متوفي 855 ه) شيخ محمد بن ابراهيم الجويني الخراساني الحمويني (م 644- 730 ه) اسماعيل بن عمر بن کثير شافعي معروف به ابن کثير (701- 774 ه) ابن الوردي (691- 749 ه) جلال الدين سيوطي شافعي (749- 911 ه) الشيخ الامام علي بن حسام الدين الشهير بالمتقي الهندي (885- 975 ه) فضل الله روزبهان خنجي اصفهاني (م 927 ه) حافظ حسين کربلائي تبريزي (994 ه) محمد بن عبدالرسول الحسني الشافعي البرزنجي (1040- 1103 ه) احمد بن محمد بن الصديق الحضرمي (متوفي 1380 ه) شيخ محمد بن احمد السفاريني النابلسي (1114- 1188 ه) محمد صديق خان بن حسن حسيني بخاري قنوچي هندي (1248- 1307) قاضي محمد بن علي الشوکاني (متوفاي 1250 ه) شيخ منصور علي ناصف (معاصر)
سوز هجران شرح حال مؤلف مولوديه خاتم النبيين مديحه اميرالمؤمنين مديحه حضرت امام رضا اظهار اشتياق و تألم از فراق امام زمان اظهار اشتياق و ناله از فراق حضرت شکواي از فراق حضرت مديحه قائميه در اينکه حضرت جامع همه کمالات آباء طاهرين خود هستند مولوديه قائميه مديحه قائميه در واسطه فيوضات بودن ايشان مديحه قائميه در اينکه راحت دوستان ايشان به محبت و انس و ذکر ايشان است مديحه قائميه ايشان ملجأ و فريادرس بيچارگان مي باشند مديحه مولوديه ماه شعبان مديحه مولودي حضرت حجت مديحه قائميه در اعتراف به مراتب جلال و کمال حضرت مديحه اي مخمس بمضمون مديحه قبل مديحه در معرفت ايشان و اينکه ايشان مانند خورشيد پشت ابر مي باشند مديحه مولوديه راز و نياز با مولاي خود شکوي به مولاي خود قصيده اي در مدح پيغمبر مديحه حضرت زينب ترجمه حديث کساء تضمين قصيده «ها علي بشر»
بررسي آرمان شهر ديني و آرمان شهر حکيم فارابي مقدمه: ريشه هاي انتظار جامعه آرماني آرمان شهر فارابي آرمان شهر ديني مقايسه و تطبيق آرمان شهر ديني با آرمان شهر حکيم فارابي
امام مهدي جلوه جمال الهي پيشگفتار مترجم مقدمه مؤلف امام مهدي از نگاه روايات آداب و وظائف ما در عصر غيبت
ميعاد با خورشيد يادداشت ناشر مختصري در معرفي نويسنده کتاب طليعه منجي و مبشران مهدي و مسلمانان مغرضان طلوع خورشيد منتظران کژ انديشان گمراهان پاکبازان
امام مهدي از ولادت تا ظهور نويدهاي پيامبر از حضرت مهدي امامان نور و نويد از امام مهدي آيا حضرت مهدي ديده به جهان گشوده است؟ پيشگفتار سخني پيرامون مؤلف به قلم مترجم مقدمه نويسنده دانشمند سرآغاز امام مهدي کيست؟ نام و نسب بلند آوازه او قرآن و نويد از امام مهدي چگونه آن خورشيد جهان افروز از برابر ديدگان نهان گرديد؟ غيبت کوتاه مدت يا غيبت صغري نمايندگي خاص چه کساني در غيبت کوتاه به ديدار او مفتخر شدهاند؟ غيبت کبري يا بلند مدت چه کساني آن حضرت را در دوران غيبت کبري ديدهاند؟ چگونه تاکنون زيسته است؟ هنگام ظهور کي خواهد بود؟ اوصاف و نشانههاي او نشانههاي ظهور مدعيان دروغين ظهور او چگونه و از کجا خواهد بود؟ چگونه قدرتها در برابر او سر فرود ميآورند؟ او چگونه حکومت خواهد کرد؟ زندگي در عصر ظهور امام مهدي دوران حکومت درخشان او زندگي آن حضرت چگونه به پايان خواهد رسيد؟ آنگاه چه خواهد شد؟
جهاني شدن و حکومت جهاني حضرت مهدي مقدمه جهاني شدن، جهاني کردن و جهاني سازي حکومت جهاني مهدي موعود مقايسه و نتيجه
پايان تاريخ و واپسين انسان در قلمرو تئوري هاي مدرن غربي و نظريه ولايي شيعي مقدمه تئوري برخورد تمدن ها در برابر يکسان سازي تمدني نظريه پايان تاريخ «فوکوياما» پارادايم برخورد تمدن ها و مشکلات دروني آنها فوکوياما و پايان تاريخ غرب بحران تمدن غربي و نظريه برژينسکي دوگانگي شرق و غرب: پارسايي و ناپارسايي امکان رجعت به اصل شرقي و ظهور بقية الله و پايان تاريخ از نگاه شيعه آينده جهان اسلام و احياگري تمدن معنوي يا ويرانگري دو راه آينده: وضع موجود و وضع موعود
روح بهار مقدمه پيشگفتار روح بهار (امام زمان در آيينه دعا) زمزمهي وصل (بخشهايي از مناجات شعبانيه)
ادبيات مهدويت استاد مشفق کاشاني از نيام غيبتت بيرون درآ اسدي طوسي انتظار آهنگ عود اي خوبترين نگاه عرفان اي عاشقان باران احسان اي غايب از چشمان ما بهاريه اي شاهد شيرين بيان بوي يار باز آي که باز آيد تا مرز آبي يقين برو بباغ و به گلها سلام ما برسان تبسم توحيد ناچيز پناه مهر چشم به راه سپيده سوار عرصه دين چه با شکوه است آن روز که تو مي آيي خواجه حافظ شيرازي حديث نياز در جستجوي جاويد خورشيد سامرا در مجلس مشاعره ديوار انتظار دو جيحون جاري شب غيبت و صبح ظهور دولت بيدار بيا شهر آرزو شب نشينان خيال عطر انتظار شتاب کن موعود گرامي باد ميلاد مهدي موعود شيخ عطار نيشابوري گل خوشبوي هستي صبح وصل گل نرگس طفيل مهدي نام تو و دل ما مولا طلعت زيبا نجوا با امام... قصيده بهاريه انتظار وقت است که باز آيي کوچ وقتي باران نباريد مژده اي دل مژده وصل نوح زمانه نور ماه وقتي بيايي نسل توفان در رکابت
مهدي موعود مقدمه پيشگفتار هزاران روايت درباره حضرت مهدي روايتي شيرين در ولادت حضرت مهدي مردم را سرگردان نگذاشتند مژده آمدن مهدي در کتب آسماني منافع امام غائب کدام است؟ پنهان ماندن ولادت چون ابراهيم مدعيان دروغين در زمان غيبت امامت برترين مقامات
غزل عشق مقدمه اوحدي مراغه اي اوستا مهرداد بابا فغاني شيرازي پارساي تويسرکاني حزين لاهيجي رهي معيري سعدي سلمان ساوجي شمس مغربي صبوحي شاطر عباس صوفي مازندراني طالب آملي عماد خراساني عبيد زاکاني عبد اللهي رضا فروغي بسطامي فرصت شيرازي قصاب کاشاني کمال خجندي کليم کاشاني گلچين معاني احمد لاهوتي ابوالقاسم هاتف اصفهاني هلالي جعتايي
مکيال المکارم في فوائد الدعاء للقائم (جلد 1) مقدمه سخن مترجم آثار التقوي (شرح حال مؤلف) مقدمه مؤلف شناختن امام زمان واجب است اثبات امامت حضرت حجة بن الحسن العسکري قسمتي از حقوق و مراحم آن حضرت نسبت به ما ويژگيها و جهاتي که در امام زمان هست و مايه لزوم دعا براي آن جناب است نتايج دعا براي فرج
وظائف الشيعه شرح دعاي ندبه اشعار عربية من کلام الحقير الاديب قصيده فارسيه از مؤلف قصيده به ياد امام زمان شعر از آقا ميرزا يحيي مقدمه شرح بسم الله الرحمن الرحيم حمد خدا و شرح آن حمد و شکر بر اين که خداوند انبياء و اولياء را براي راهنمايي بشر نصب فرمود و... اعتقاد به اينکه خدا در عوض ابتلائات مقاماتي به اولياء ميدهد و عهد بستن با ايشان اعتقاد به اينکه انبياء و اولياء قابل اين رياست بودند و خدا حال ايشان را مي دانست اعتقاد به اينکه انبياء و اولياء واسطه بين خدا و خلق ميباشند و معني آن اعتقاد به اينکه زمين قبل از پيغمبر خالي از حجت نبوده و آنکه بعد از او هم خالي از حجت نمي شود اعتقاد به فضايل و معراج جسماني پيغمبر و بياني از فضايل آن حضرت اعتقاد به اينکه دين اسلام بر همه اديان غالب مي شود اعتقاد به اينکه مکه معظمه خانه و محل دعوت ايشان است و بياني از دحو الارض و نکاتي درباره بکه اعتقاد به پاکي پيغمبر و ائمه و معصوم بودن ايشان به حکم آيه تطهير اعتقاد به مودت و ولايت ائمه و شرح آيه مودت اعتقاد به ولايت علي اعتقاد به مظلوميت ائمه و فاطمه و ده خبر درباره فاطمه اعتقاد به اينکه سر مظلوميت اين خانواده احياء دين است گريه و ندبه بر مصيبات اين خانواده و اخبار ثواب گريه بر حسين ندبه و ناله کردن بر فراق پيشوايان دين و امام زمان اعتقاد به اينکه امام زمان زنده است و يک نام او بقية الله است انتظار امام زمان و ثواب آن و اينکه يک نام او منتظر است اعتقاد به اينکه امام زمان ذخيره خدايي است که دين را تجديد نمايد اعتقاد به اينکه امام زمان دستگاه ظلم را برمي چيند اعتقاد به اينکه امام زمان بر همه اديان غالب آيد و دوستان را عزيز و دشمنان را خوار سازد اعتقاد به اينکه امام زمان خونخواهي انبياء و اولياء را مي کند اعتقاد به حسب و نسب امام زمان و علت اطناب کلام اعتقاد به اينکه امام زمان از حال و اعمال ما خبردار است و ديدن اودي آن حضرت را دعا کردن و انقطاع از خلق در حال اجتماع دعا کردن و چهار نکته در کلمه عبيدک حقوق امام زمان را اداء کردن و بيان هفت حق
هدايتگران راه نور (زندگاني بقية الله الاعظم امام مهدي) پيشگفتار زندگينامه تباري پاک و بزرگوار انتظار فرج يا آرزوي شور آفرين نشانههاي ظهور زمزمههاي شکوهمند اميد و انتظار
در فجر ساحل مقدمه اهداء سرآغاز مدينه فاضله اسلامي نويدها حماسه انتظار يأس و اميد به سوي ساحل
معرفت حجت خدا پيشگفتار مقدمه اعتبار سند دعاء لغات دعاء تفسير دعاء بحث کلي پيرامون دعاء
مهدي در قرآن مقدمه غايب از نظر آخرين کلمه الهي ياوران الهي امتحان غيبت درود خدا بر ياوران مهدي نسل برگزيده تسليم فراگير و حکومت مطلق ارتباط با امام زمان بندگان ذخيره شده آمادگي قبلي انتظار همگاني آمادگي؛ نه کي و چگونه وارثان زمين پيروزي نهايي منتظران، اولياء الله هستند آرزوي پيامبران ذخيره الهي آشناي ناشناس در حسرت او خوشا بر حال منتظران به ياد روز ظهور قضاوت با علم باطن مبارزان زمينه ساز ظهور انتقام گيرنده شهيدان مظلوم امت امام حق آمده و باطل رفتني است موعود همه کتب آسماني حکومت در سراسر زمين وعده الهي به مؤمنان شايسته مضطر واقعي امامت و وراثت مستضعفان کمال نعمت تجلي به نور خدا در زمين حلقه آخر زندگاني بشر انسانيت مرده را زنده ميکند آب گوارا؛ حضور امام پنهاني که آشکار ميشود عرضه خبرهاي امت بر امام قسم به زمان ظهور ياري الهي
توقيعات و زيارات مقدس بقية الله الاعظم سرآغاز چاپ اول درآمدي بر چاپ هشتم بخشهايي از توقيعات مقدس بقية الله بخشهايي از زيارات ناحيهي مقدسه امام زمان
نجم الثاقب مقدمه در ذکر شمه اي از حالات ولادت با سعادت آن جناب در ذکر اسامي و القاب و کنيه هاي آن حضرت در ذکر شمايل و خصايص آن جناب در ذکر اختلاف مسلمين در آن جناب بعد از اتفاق ايشان در صحت صدور اخبار نبويه در اثبات بودن مهدي موعود همان حجة بن الحسن العسکري از روي نصوص اهل سنت در اثبات امامت آن حضرت از روي معجزات صادره از آن جناب در ذکر آنانکه در غيبت کبري خدمت آن جناب رسيدند در جمع بين حکايات گذشته و آنچه رسيده در تکذيب مدعي مشاهده آن جناب در عذر داخل نمودن بعضي از حکايات در ذکر شمه از تکاليف عباد بالنسبه به امام زمان در ذکر پاره اي از ازمنه و اوقات که اختصاص دارد به امام عصر در ذکر اعمال و آدابي که شايد بتوان به برکت آنها به سعادت ملاقات امام عصر رسيد
چهل داستان و چهل حديث از امام زمان پيشگفتار خلاصه حالات چهاردهمين معصوم: دوازدهمين اختر امامت در مدح دوازدهمين اختر امامت ميلاد سعادت بخش فايده عطسه و برخورد با آن جواب چهل مسئله مشکل از کودکي خردسال تشخيص حرام و حلال براي کودکي خردسال ظهور از پشت پرده با خصوصيات او را نخواهيد ديد فقط حجت بر حجت نماز مي خواند مشورت با آينده نگر آگاه علائم و نشانه هاي قبل از ظهور نور حوادث ظهور و خروج نور قانون پياده رو و سواره همچون شمايل جدش ظاهر مي شود ظهور نور در مدينه و اعدام دو جنايت کار تهيه آذوقه لشکر امام زمان پيراهن يوسف و ابراهيم کجاست؟ سرزنش در برگرداندان هدايا ريگ طلا در طواف کعبه خليفه تمام انبياء و ائمه در شهر کوفه هفده نوع اطلاعات خصوصيات حضرت از زبان رسول خدا ده هزار نيرو در مقابل ميلياردها خصايص حضرت حجت مردي کهن سال با شکل جواني شهرسازي و تخريب و کندي حرکت افلاک ظهور نور و انتقام از ظالم قاتل شيطان کيست؟ آشنايي به درون و استجابت دعا درخواست مطالبات سفارشي دريافت وجوهات و تعيين نماينده اولين برنامه عملي پس از ظهور و قيام جبرئيل اولين بيعت کننده در کعبه الهي سيره و روش تشکيل حکومت جهاني خبر از درون ميهمان مسافر و پذيرايي نابودي آثار ظالمان و قتل مخالفان بعد از بيان حجت زيارت امام حسين و همراهي با يکي از مخالفين راهنمايي و کمک به حاجي اسدآباديِ گم گشته تقسيم عادلانه و حکم بر حقايق مذاهب مهمان نوازي و هدايت جواب نامه و ناراحتي از برگشت هديه اطلاعيه اي بر غيبت کبري منقبت دوازدهمين ستاره هدايت پنج درس ارزشمند و آموزنده اظهار محبت نسبت به حضرت مهدي چهل حديث گهربار منتخب
حديث شب ميلاد مقدمه پيشگفتار حکيمه خاتون، بانوي راز دار (عمه مولود) ميلاد مولود پدر با پسر چه مي کند؟ مولود کريم
مهدي منتظر سخن ناشر شرحي کوتاه از حيات علمي مؤلف پيشگفتار مقدمه در خصوصيات شخصي و علائم مشخصه امام زمان در خصوصيات غيبت و زمان غيبت در علائم ظهور در کيفيت ظهور در وظايف و تکاليف ايام غيبت و ظهور
کرامات حضرت مهدي مقدمه شفاي پسر بچه فلج شفاي سرطاني شفاي مفلوج و سفارش به دعاي فرج شفاي مسموم در حال مرگ دعا براي فرزندار شدن شفاي مجروح و معلول مغزي شفاي مجروح و معلول جنگي زنده شدن دختر سه ساله شفاي سرطان شفاي ضايعه نخاع کمر شفاي بيماري کليه شفاي ناراحتي اعصاب و روان شفاي لال شفاي پسر بچه مبتلا به بيماري قلبي مشکل خريد خانه شفاي پيوند انگشتان شفاي بيمار شفاي سوختگي عنايت حضرت به زوار خود رفع مشکلات نجات از چنگ مأموران رضاخان پهلوي شفاي کسي که لال شده بود شفاي دست هاي فلج شده شفاي زن سرطاني شفاي پسر بچه سني حنفي نذر چهل شب چهارشنبه نيمه شعبان و مسجد مقدس جمکران شفا در جمکران انفجار مهيب حج به ياد ماندني هديه اي سبز شفاي بيمار سرطاني در شب پانزدهم شعبان توجه امام زمان به زائران امام رضا گريه هاي امام زمان عليکم بالشيخ عبد الکريم توسل در مسجد مقدس جمکران يک معجزه در عالم پزشکي در تنگناي اسارت شفاي سکته مغزي در نيمه شعبان فرازهايي از توقيعات مقدس حضرت بقية اللّه الاعظم
خاطره آن شب شب خاطره شاهزاده خانم رومي در آغوش فرشتگان چهار سفير آرزوي ديدار شيوه دلباختگان
يوسف زهرا مقدمه غيبت حضور کودکي زيبايي و بخشندگي هراس ظلم ريزش و رويش بهاي اندک بردباري اميد و نا اميدي نشانه توطئه هدايت گواه قدرشناسي دفع بلا مجازات محنت نياز تنها پناه دلدادگي دميدن روح اميدواري اقبال همگاني ميهمان نوازترين پيروزي نجواهايي با يوسف زهرا
انوار صاحب الزمان پيشگفتار شما فرموده ايد که هر وقت حاجتي داريد اول براي حضرت ولي عصر دعا کنيد و بعد حوائج را يکي يکي از خدا خواستن آيا اين مطالب با يکديگر منافات ندارد؟ وقتي که يکي از افرادي که در مجلس معنوي با جمعي حضور دارد در يک مکاشفه خدمت حضرت بقيّة اللّه مي رسد آيا سائرين هم در آن وقت مورد لطف آن حضرت قرار مي گيرند؟ در مورد اينکه حضرت ولي عصر در هنگام ظهور تنها با شمشير معمولي قيام مي کنند توضيح دهيد؟ آيا بدعتها به وسيله خود آن حضرت از بين مي رود يا بوسيله رکن ايشان؟ آيا علت غيبت حضرت ولي عصر فقط آماده نبودن مردم است؟ اينکه مي گويند براي سلامتي امام زمان صلوات بفرستيد آيا درست است؟ مگر براي آن حضرت امکان بيماري هم وجود دارد؟ آيا اينکه يأجوج و مأجوج دو قوم وحشي هستند که قبل از ظهور حضرت ولي عصر به ميان مردم مي آيند درست است؟ وظيفه ما درباره تعجيل در فرج حضرت بقية اللّه چيست و دعاي ما در اين باره چقدر مؤثر است؟ با توجه به اينکه مردم بعد از ظهور تقريبا صالح مي شوند چرا خداي تعالي در قرآن مي فرمايد که روز قيامت مردم در پريشاني به سر مي برند؟ خداي تعالي مي فرمايد با امام رابطه برقرار کنيد، به چه صورت بايد باشد تا انسان مطمئن شود که وظيفه خود را انجام داده است؟ تمام اعمال ما بايد با اذن ولي خدا باشد پس چگونه مي توان رضايت امام زمان را در زمان غيبت نسبت به اقدامات و اعمال خود کسب کرد؟ ما چگونه مي توانيم در زمان غيبت امام زمان به آن حضرت خدمت کنيم؟ آيا امر به معروف و نهي از منکر جلوي ظهور را مي گيرد؟ آيا حضرت ولي عصر هميشه به يک صورت ديده مي شوند؟ اينکه که اگر خدا بخواهد امر فرج را به يک شب اصلاح کند پس خروج سفياني که حدودا شش ماه قبل از ظهور است چه مي شود؟ بعضي معتقدند حضرت ولي عصر برادري دارند که وزير ايشان مي باشد آيا اين صحيح است؟ تعداد ياران خاص حضرت ولي عصر چقدر است؟ و آيا در اين مورد بدائي ممکن است صورت گيرد و اين افراد چه کساني هستند؟ چرا وقتي ما به ياد امام زمان هستيم و ايشان هم توجه مي فرمايند عناياتي که از طرف آن وجود مقدس همواره بر سر ما مستدام است گاهي توسط ما احساس نمي شود و آيا براي توجه دائمي به آن وجود مقدس بايد چه کنيم؟ آيا مسلمان بايد در هر شرائطي تقيه پيشه کند و وظيفه سالک الي اللّه در زمان غيبت چيست؟ چرا به حضرت ولي عصر اين لقب يعني بقية اللّه داده شده است؟ در خصوص ملاقات با امام زمان آيا هر فرد ملاقات کننده به صرف ملاقات، فرد شايسته و برجسته اي مي باشد؟ آيا ملاقات با امام زمان تابع چه شرايطي است و آيا براي همگان ميسر است؟ وقتي حضرت ولي عصر تشريف مي آورند وضع تزکيه نفس کنندگان و وضع کمالات بعد از تزکيه چه مي شود؟ آيا مي توان در دوران قبل از بلوغ خدمت امام عصر رسيد و آيا اين ملاقاتها توهم يا دروغين نيست؟ آيا زندگي حضرت ولي عصر به طور معمولي مي باشد يا از جنبه هاي ملکوتي و غيبي استفاده مي کنند؟ آيا مي توانيم بگوييم کساني که در زمان غيبت حضرت ولي عصر زندگي مي کنند از آنهايي که در زمان رسول اکرم يا ساير ائمه زندگي مي کرده اند نزد خدا عزيزترند؟ به قولي هر چشمي امام زمان را مي بيند و اگر نبيند نابينا مي شود؟ آيا اين در مورد مؤمن و کافر هر دو است يا اينکه اصلا درست نيست؟ آيا صحت دارد که محل استقرار حضرت ولي عصر در کوه رضوي است و اگر صحت دارد اين کوه در کجا قرار دارد؟ آيا سيد خراساني و سيد حسني دو نفر هستند يا يک نفر؟ کدام يک از علائم حتمي ظهورند؟ چطور انسان مي تواند بفهمد که ارتباط روحي با امام زمان پيدا کرده است؟ آيا بعد از ظهور و شهادت آقا امام زمان ديگر کسي به روي زمين باقي نخواهد ماند و اصولا وضع بشر و زندگيش و همچنين اوضاع کره زمين در آن وقت چگونه خواهد بود؟ آيا امام زمان آينه تمام نماي پروردگار است و تمام صفات الهي در ايشان منعکس است؟ آيا در اين صورت صفات الهي محدود نخواهد شد؟ آيا ابليس پس از ظهور مبارک حضرت صاحب الزمان زنده مي ماند؟ در موقع ظهور حضرت مهدي اهل سنت که ولايت علي بن ابيطالب و يازده فرزندش را قبول نکرده اند اگر در آن موقع ايمان بياورند آيا به بهشت خواهند رفت؟ آيا هر گونه بيعتي قبل از ظهور حضرت ولي عصر بيعت کفر و نفاق و نيرنگ است؟ منظور از آيه يوم يأتي بعض ايات ربک لا ينفع نفسا ايمانه الم تکن امنت من قبل او کسبت في ايمانه اخيرا چيست؟ آيا يک ثلث بشر در زمان ظهور کشته مي شوند؟ شما در سخنانتان گفته ايد که حضرت ولي عصر آن همه خونريزي نمي کنند ولي در کتاب نجم الثاقب آمده حضرت خونريزي زيادي مي کنند کدام يک درست است؟ آيا حضرت بقية اللّه با اسب مي آيند؟ آيا در ملاقاتها واقعا افراد و يا اولياء خدا با خود شخص امام زمان ملاقات نموده يا مي نمايند يا با شخصي از طرف آن حضرت و ياران و خدمتگزاران آن حضرت ملاقات مي کنند؟ فضيلت امام چيست؟ منظور از بيست و پنج حرف باقي مانده از علوم چيست؟ آيا فقط علم الهي است يا علم قراردادي؟ آيا ادعاي ملاقات با امام زمان هر وقت که انسان اراده کند درست است يا اين گونه مدعيان دروغگو و کذابند؟ چگونه توجيه مي شود اينکه ما شيعيان معتقديم همه عالم و حتي عوالم ديگر براي ائمه در شهود کامل است؟ اينکه حضرت مهدي با کشور شوروي متحد مي شود و شما آن را صراحتا رد کرديد چرا؟ در مورد اتحاد حکومت حضرت مهدي با يک کشور قدرتمند، چرا نبايد احتمال داد و بگوييم آن کشور قدرتمند شايد ايران باشد؟ شما فرموديد جنگ حضرت مهدي با تجهيزات پيشرفته امروز امکان ندارد چه دليلي داريد؟ به نظر شما جنگ حضرت مهدي با کفار با چه چيزي خواهد بود؟ چرا گاهي در مجالس حضور امام زمان بخصوص نام برده مي شود؟ مي گويند که حضرت مهدي وقتي تشريف مي آورند که تعداد ياران حقيقي آن حضرت به 313 نفر مي رسد آيا اين افراد از افراد خاص هستند که از اول خدا در نظر گرفته يا هر کسي مي تواند بوسيله تقوي و پرهيزگاري به اين مقام نائل آيد؟ آيا همه اديان و مذاهب به ظهور امام زمان معتقدند؟ مرحوم حاج شيخ احمد کافي از نظر شما چطور آدمي بوده و علاقه ايشان به حضرت بقية اللّه و يا احيانا ملاقات با ايشان داشته است يا خير؟ چرا اهل سنت با مشاهده اين همه معجزات از حضرت بقية اللّه و اهل ولايت و اهل بيت ايمان نمي آورند و از عقايد خود دست نمي کشند؟ آيا تاکنون خانمي به حضور امام زمان مشرف شده است و ايشان را با شناخت ملاقات کرده است؟ اگر چنانکه اخبار جنگ مي گويد حضرت مهدي و ملاقات ايشان در جبهه ها نقل مي شود صحيح است چرا حضرت زودتر به جنگ خاتمه نداده و باعث شکست دشمنان نشده و آيا اين جنگ مورد قبول حضرتش واقع شده است يا نه؟ کدام يک از عبادات مورد تصديق حضرت ولي عصر مي باشد؟ آيا امام زمان همسر و فرزند دارند؟ مگر نه اينکه مراجع خدمت حضرت ولي عصر مي رسند آيا نمي توانند با سؤال از ايشان جواب حکمهاي ديني را بگيرند؟ آيا صحت دارد که ايشان در موقع ظهور خونهاي بسياري خواهند ريخت و خيلي از اين خونها از افراد به ظاهر متدين خواهد بود؟ حديثي در ابتداي صحيفه سجاديه آمده که تا قيام حضرت مهدي هر قيامي به ضرر شيعه تمام مي شود آيا حديث معتبر است يا نه؟ چرا امام زمان رساله ندارند و چرا بوسيله يک از عالمان رساله خود را به مردم نمي دهند؟ آيا فرمايشات بسياري از علما حقيقت دارد که اجتهاد و تقليدي که فعلا در بين شيعيان هست در زمان ائمه نبوده است؟ آيا حضرت امام حسن عسگري با جعفر کذاب (تائب) از يک پدر و مادر بودند يا خير؟ چرا برنامه نواب اربعه تا ظهور حضرت ادامه پيدا نکرد تا آنکه عموم مردم بهتر بتوانند معارف ديني را از خود حضرت دريافت کنند؟ در کتاب مکيال المکارم ظاهرا حدود نود فايده براي دعا کننده براي فرج آمده است پس چرا براي بسياري که دعا مي کنند آن نتايج صورت نمي گيرد؟ صراط مستقيم و رسيدن به محضر حضرت بقية اللّه را توضيح دهيد؟ نوع ضيافتي که ما در روز جمعه خدمت حضرت داريم چگونه است؟ اعتقاد ما و بيداري ما شيعيان و مردم در مورد آقا امام زمان چگونه بايد باشد؟ نيمه شعبان براي سير کمالات چگونه است؟ حديثي است که به حضرت علي نسبت مي دهند که فرمودند چون يازدهمين فرزندم از دنيا برود زمين اهلش را فرو مي برد بفرماييد زندگي پس از ايشان چه معنا دارد؟ آيا رواياتي هست که ثابت کند سوره قدر در شأن امام زمان نازل شده؟ چطور ممکن است در حالي که جهان پر از عدل و داد است و هيچ ظالم و ستمگري پيدا نمي شود پس چطور مي شود هنوز مخالفيني با آن حضرت وجود داشته باشد و ايشان را بکشند؟ آيا چنين روايتي موجود است که براي برآورده شدن حاجات مختلف به امامان مختلفي متوسل شويد؟ آيا در انجيلهاي موجود اسمي از حضرت نرجس خاتون است؟ آيا روح ما مي تواند بهتر از جسم ما با حضرت ولي عصر تماس بگيرد؟ آيا انسان سالک تکاليف خود را خوب انجام دهد اما در توسلات ضعيف باشد در عمل عقب تر و ناموفق تر از کسي است که زياد توسل مي کند اما داراي تفقه کمتري است؟ چگونه اثبات حقايق و توان سياسي را در مرحله و زمان فعلي در خود بوسيله توسلات به حضرت ولي عصر به مرحله اثبات و يقين برسانيم؟ چگونه از قبولي و استجابت حوائجمان مطلع شويم و بتوانم آن حوائجمان را به بهترين راه و روش به حضرتش برسانيم؟ زمينه ها و اعمال کلي که مردم را آماده مي کند براي ظهور حضرت بقية اللّه چيست؟ چرا در روايات و ادعيه هست زماني امام زمان ظهور مي کند که ملئت ظلما و جورا اين اقتدا يا ظلم و جور به چه معنا است؟ بعد از غيبت حضرت بقية اللّه الاعظم مسأله رهبري و ولايت جامعه بر عهده چه کسي است؟ آيا ليلة القدر بر حضرت امام زمان معلوم است؟ چرا بر شيعيان ايشان نامعلوم است؟ آيا شب نيمه شعبان که معادل شب قدر است بايد آن شب را احيا گرفت و تا صبح عبادت کرد؟ درباره آيات اول سوره شمس و ارتباطشان را با حضرت ولي عصر مقداري برايمان توضيح بفرماييد؟
گفتمان مهدويت پيشگفتار مقدمه مؤلف تشيع موضع شيعه در برابر زمامداران غاصب امامت مهدويت
اتفاق در مهدي موعود مقدمه دفتر مقدمه مؤلف فرمايش پيامبر درباره خلفاي دوازده گانه مهدي شخصي نه مهدي نوعي ولادت حضرت مهدي مهدي موعود و حکومت جهاني
آفتاب در نگاه خورشيد کاوشي در کلمات گهربار حضرت علي بن موسي الرضا درباره امام عصر پيشگفتار هجران غيبت فراق محبوب رأفت بيکران حضرت مهدي شعر جانسوز نشانههاي محبوب سيره حضرت مهدي دشواريهاي عصر غيبت شايستها و ناشايستها در عصر غيبت وظايف شيعيان در عصر غيبت فلسفه انتظار حضرت مهدي بشارت به ياران حضرت مهدي رهبر جهاني نويد ظهور حضرت مهدي نيايش خورشيد
زمينه سازان انقلاب جهاني حضرت مهدي مقدمه چاپ دوم مقدمه چاپ اول علائم ظهور چند نکته اساسي درباره نهضت سيد حسني و خراساني رهبري نهضت عوامل پيروزي نتيجه بررسيها خاتمه سخن آخر
ميلاد حضرت مهدي موعود در ادبيات اهل سنت مقدمه ولادت حضرت مهدي در ادبيات نظم اهل سنت ولادت حضرت مهدي در ادبيات نثري اهل سنت واژهي انتظار در ادبيات اهل سنت خاتمه
سيره عملي اهل بيت: حضرت امام مهدي چگونگي ولادت شکل و شمايل امام سيره عملي امام وظايف ما در زمان غيبت امام محبت خود را نسبت به حضرت اظهار نمودن معرفت و شناخت او چهار نايب خاص امام نواب عام و مراجع تقليد کلمات حکمت آميز گفتار معصومين درباره امام مهدي علائم ظهور حضرت حوادث و وقايع قيام امام زندگي در عصر امام مهدي شيعه در عصر امام پايان نامه
فضائل و سيره معصومين سيماي قائم آل محمد حجه بن الحسن العسکري
انتظار پويا شکوه و دعا انتظار مطلوب تصحيح مفهوم انتظار چه کسي منتظر ديگري است، ما يا امام؟ ارزش انتظار توجيه رواني مسأله انتظار انتظار در مکاتب فکري غيرديني انتظار در اديان پيش از اسلام انتظار نزد مسلمانان (از اهل سنت) احاديث انتظار نزد شيعه اماميه انتظار چيست و ارزش فرهنگي آن کدام است؟ انواع انتظار انتظار، حرکت است، نه مترصد بودن علت تأخير در فرج چيست؟ نقش سنتهاي الهي و امداد غيبي در انقلاب گروه زمينه سازان در منابع اسلامي نشانه هاي زمينه سازان ظهور برنامه زمينه سازي گروه انصار در روايات اسلامي نشانه هاي ياوران مهدي بايسته هاي مرحله انتظار و مسؤوليت هاي آن
بحث حول المهدي المقدمة کيف تأتي للمهدي هذا العمر الطويل؟ المعجزة والعمر الطويل لماذا کل هذا الحرص علي إطالة عمره؟ کيف اکتمل اعداد القائد المنتظر؟ کيف نؤمن بأنّ المهدي قد وُجد؟ لماذا لم يظهر القائد إذن؟ وهل للفرد کلّ هذا الدور؟ ماهي طريقة التغيير في اليوم الموعود؟
يکصد پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان مهدي کيست مقدمه مهدويت در قرآن، روايات و اديان ديگر امام مهدي از تولد تا غيبت امام مهدي در عصر غيبت شرايط و علايم ظهور امام مهدي بعد از ظهور وظايف شيعه در عصر غيبت مسأله رجعت مسجد مقدس جمکران
دولت امام مهدي برنامه دولت کريمه قيام جهاني عدالت مهدوي در منجي گرايي اسلامي عدالت موعود در جستجوي آخرالزمان تکاپوي آخرالزمان در غرب امنيت رواني و اجتماعي در زمان حضرت ولي عصر دولة الامام المهدي دولة الامام المهدي و رسالات الانبياء دولة المهدي شرايط سياسي محيط رشد امام عصر مقتداي مسيح مهر يار، محور مودتها المهدوية و المدينة الفاضله امامة الامام المهدي المبکرة خطبة الامام المهدي عند ظهوره بعد فريضة العشاء خطبة الامام المهدي عند ظهوره في المقام مدة ملک الامام المهدي بعد قيامه
بحارالانوار (المجلد 53)المقدمة النصوص من الله تعالي و من آبائه عليه في ذکر من فاز بلقاء الحجة أو معجزته في الغيبة الکبري فائدتان مهمتان
زندگاني تحليلي پيشوايان (امام دوازدهم حضرت مهدي) مقدمه در چگونگي ولادت امام مهدي مسئوليت امام عسکري در برابر فرزندش جعفر بن علي دولت را آگاه ميسازد غيبت صغري تعقيب امام از طرف مأموران امام و سازمان هرم گونه او درباره نواب چهار گانه هدفهاي نيابت
پيامهاي امام زمان اهداء مقدمه دعا به حضرت ولي عصر اعتقاد مسلمين درباره امام زمان حضرت مهدي غيبت کبري در پيام امام زمان علت غيبت امام زمان در پيام آن حضرت آگاهي به اخبار جهان در پيام امام زمان پيام امام زمان در رابطه با رويدادهاي تازه عدالت گستري در پيام امام زمان انتقام گيري از دشمن در پيام امام زمان قيام مسلحانه در پيام امام زمان پيام امام زمان در چگونگي انتفاع از آن حضرت علامت ظهور در پيام امام زمان نشانه قيام امام زمان در پيام آن حضرت حکومت اسلامي بدون هر گونه وابستگي در پيام امام زمان اولين پيام حضرت مهدي هنگام ظهور دعاي تعجيل فرج در پيام امام زمان نفوذ کلام امام زمان در پيام آن حضرت پيام امام زمان در رابطه با منکرين وجود مقدسش تسليم در برابر امام زمان در پيام آن حضرت دستيابي به ملاقات امام زمان در پيام آن حضرت مدعيان ديدار در پيام امام زمان حوادث غم بار در پيام امام زمان شناخت حق در پيام امام زمان پيام امام زمان در ناپيدا بودن مسکن آن حضرت هماهنگي با امام زمان در پيام آن حضرت پيام امام زمان در رابطه با حق سرپرستي امام زمان در پيام آن حضرت حجت روي زمين در پيام امام زمان تقوا و تسليم در پيام امام زمان پيام امام زمان به کساني که درباره آن حضرت شک دارند نجات از سرگرداني در پيام امام زمان امتحان الهي در پيام امام زمان هدف گرايي در پيام امام زمان مطرودين خدا در پيام امام زمان خواست خدا در پيام امام زمان پيام امام زمان در رابطه با گمراهي پس از هدايت مبارزه با شيطان در پيام امام زمان نتيجه استغفار در پيام امام زمان صحت و سقم اخبار در پيام امام زمان بيداري از خواب غفلت در پيام امام زمان خدا محوري در پيام امام زمان لعن بر ستمکاران در پيام امام زمان شکايت از جاهلان در پيام امام زمان رسيدگي به نيازمندان در پيام امام زمان منع از سؤال بي فايده در پيام امام زمان خواستن و طلبيدن در پيام امام زمان پرداخت سهم امام در پيام امام زمان استفاده غير مجاز از سهم امام در پيام امام زمان استفاده ناحق از سهم امام در پيام امام زمان احتياط در خوردن سهم امام در پيام امام زمان دفع بلا در پيام امام زمان امان و پناه اهل زمين در پيام امام زمان رويداد بعد از حضرت عسکري در پيام امام زمان جانشين امام حسن عسکري در پيام امام زمان طلوع و غروب امام بعد از امام در پيام امام زمان پناهگاههاي پياپي در پيام امام زمان پيام جهاني امام زمان خطاب به ابرقدرتها
انقلابگر پيروز آغاز راه ميلاد ضرورت اجتماعي رهبر خدا در مفهوم رهبري انقلابگر پنهان حماسه اميد و انتظار در ميقات ظهور
راه راستان (زندگاني چهارده معصوم) امام زمان
چهل حديث امام مهدي در کلام اميرالمؤمنين مقدمه زمين خالي از حجت نميماند نسب حضرت مهدي خاندان مهدي نام مبارک مهدي سيماي مهدي اوصاف مهدي غيبت امام زمان علت غيبت امام زمان فضيلت انتظار فرج احوال مردم آخرالزمان نشانه هاي ظهور مهدي ياران مهدي حکومت مهدي حضرت مهدي در قرآن
صدايت ميزنم، سلامت ميدهم، دعايت ميکنم مقدمه شيرين ترين آغاز اول تو دعا کن، يا ايها العزيز با ادب صدايت ميکنم يا حجة الله علي خلقه سلامت ميدهم، درودت ميفرستم، يابن فاطمه دعايت ميکنم که سلامت باشي، يا مهدي از خدا ميخواهم تو بيايي، يا صاحب الزمان مرا شفاعت کن، يا وجيهاً عند الله با تو پيمان ميبندم، يا بقية الله
حيات فکري و سياسي امامان شيعه ولادت امام زمان مادر حضرت مهدي نکاتي درباره تولد امام زمان آگاهي برخي از شيعيان از تولد امام زمان اختلاف پس از رحلت امام عسکري زمينه سازي غيبت توسط پيامبر و امامان شيعه مسائل کلامي و جانشيني حضرت مهدي حضرت مهدي و نواب خاصه مروري بر اقدامات نواب در ارتباط با شيعيان عدم جواز افشاي نام آن حضرت در غيبت کبري جريان رو به رشد تشيع در دوران غيبت صغرا سيرت امام مهدي
علائم ظهور نشانه هاي ظهور حضرت مهدي پيروزي نهايي حق بر باطل دينداري در عصر غيبت غيبت کبري لحظه لحظه، انتظار مسؤولياتنا في عصر الغيبة الکبري مهارت هاي زندگي در عصر غيبت نشانههايي از پايان احوال الشيعة عند خروج القائم و قبله و بعده کيف اکتمل اعداد القائد المنتظر؟ لماذا لم يظهر القائد اذن؟
آشنايي با امام زمان طليعه چشم انداز پيشگفتار ويژگي ها غيبت شباهت به پيامبران اثبات امامت راه يافتگان نشانه هاي ظهور در کرانه قيام ياران امام مهدي
او مي آيد سخن کوتاه ناشر مقدمه موعود جهاني کيست؟
فرجام تاريخ در انديشه معاصر مقدمه اسوالد اشپنگلر کارل ياسپرس آرنولد توين بي پيتريم سوروکين فرانسيس فوکوياما ساموئل هانتينگتون نتيجه گيري
امام مهدي در آيينه اديان عقيده به ظهور حضرت مهدي از نظر اقوام و اديان اصالت اعتقاد به ظهور منجي انتظار ظهور منجي در بين يهود و نصاري مسيح هاي دروغين عقايد اقوام مختلف جهان درباره مصلح موعود اسامي مقدس حضرت مهدي در کتب مذهبي اهل اديان اديان و نويد ظهور موعود
مجموعه سروده هاي ديدار مقدمه خدا کند تو بيايي نازنينا موعود يادگار وعده سبز بهار منتظران فصل تقسيم گل و گندم و لبخند آرامش طوفاني صبح بي تو انتظار آن سوي اقيانوسها دلم به انتظار تو غزل انتظار آدينه اي خوب ظهور پنجره گلها پرسش گفتم مي آيي سوار سبزپوش کران سبز اي آفتاب... ظهور عشق گل نرگس بس است ساقه شکستن اي تکلم فصيح رود آيينه تبسّم سحر ترانه موعود تو و زلالي و سرشاري تا روشناي باوري محتوم با باغبان اشراق به لهجه باران فصل تو شد غزل تکسوار آن هميشه خوب در جمعه اي روشن آيه تنزيل استغاثه تو مي آيي فتح باب انتظار بهار گمشده هجوم بي تو بودنها صبح رعنا آن آسماني ترين مرد اي نسيم ناگهاني خدا تو در راهي... فصل شکوفايي آغاز چشم تو مسيح آتش بزن! کوچ صبح فرج وقتي بيايي سپيده موعود طلوع آخرين از چلچراغ آسمان انديشه توفاني بيکرانه ي عدل بهار در آدينه پنجره مقدمت سبز فتح زمين تقديم به آبروي آفرينش آقا امام زمان باران بيافرين مردي مي آيد عطر هزار آسمان بال تهاب غزل سبز پوش مهربان جان فدايت شب انتظار طلوع خم سر بسته قيام قيام (2) از سمت باران لحظه هاي ظهور آفتاب عصمت غزل بهار اي فروغ چشمهاي انتظار مشرق تجلي وصل سبز يقين گمشده انتظار شراب طهور آغاز سبز زمين شرح مشتاقي با حنجره اي زخمي جمعه موعود اعجاز فصل سبز غزل انتظار بيا موعود آواز روشن آواز ماه رؤياي شکفته صبح بهار موعود انتظار شوق ديدار موعود پرنده هاي بهار نذر موعود ققنوس شوق تماشا تقويم آب اشتياق اطلسي ها آخر يکي خواهد آمد چشمهاي جاده اگر نيايي... در سايه سبز بهار آدينه
نشانه هاي ظهور او مهدي در قرآن ظهور انتظار فرج ظهور حکومت مهدي نشانه هاي ظهور مهدي کيست
عصر ظهور سيماي کلي دوران ظهور آشوب گري شرق و غرب عليه مسلمانان روميان و نقش آنان در زمان ظهور ترکان و نقش آنان در دوران ظهور يهوديان و نقش آنان در دوران ظهور اعراب و نقش آنان در دوران ظهور جنبش سفياني يمن و نقش آن در دوران ظهور مصر و حوادث آن در دوران ظهور سرزمين اسلامي مغرب و حوادث دوران ظهور عراق و نقش آن در دوران ظهور جنگ جهاني در دوران ظهور ايرانيان و نقش آنان در دوران ظهور ايرانيان و آغاز زمينه سازي براي ظهور حضرت مهدي نهضت ظهور مقدس سيماي حکومت جهاني امام مهدي حضرت مهدي از ديدگاه شيعه مهدي منتظر از ديدگاه اهل سنت
عقيده نجات بخش مقدمه رابطه عقيده به ظهور حضرت مهدي با چگونگي هاي ذهني و فکري رابطه عقيده به ظهور حضرت مهدي با وحدت جامعه و حکومت جهاني رابطه عقيده به ظهور حضرت مهدي با مساوات اسلامي رابطه عقيده به ظهور حضرت مهدي با عدالت اجتماعي و زمامداري رابطه عقيده به ظهور حضرت مهدي با عدل و قسط نتيجه
امام مهدي در حديث ثقلين پيشگفتار متن حديث ثقلين در کتب اهل سنت بررسي اسناد حديث ثقلين بررسي دلالت حديث ثقلين نکات مهم در حديث ثقلين
نگاهي دوباره به انتظار مقدمه حقيقت انتظار ضرورت انتظار ابعاد انتظار مباني انتظار بايستههاي انتظار ره آورد انتظار پايان انتظار
امام مهدي امتحان الهي اهداء سخن ناشر طليعه امام مهدي امتحان الهي احاديث درباره ابتلاء و بلاء
مهدي در روايت ها اسامي مقدس حضرت مهدي در کتب مذهبي اهل اديان حضرت مهدي در روايات شيعه انتظار ظهور منجي در بين يهود و نصاري حضرت مهدي در روايات اهل تسنن
منفردات کتاب کفاية المهتدي مقدمه مؤلف الحديث 01 الحديث 02 الحديث 03 الحديث 04 الحديث 05 الحديث 06 الحديث 07 الحديث 08 الحديث 09 الحديث 10 الحديث 11 الحديث 12 الحديث 13 الحديث 14 الحديث 15 الحديث 16 الحديث 17 الحديث 18 الحديث 19 الحديث 20 الحديث 21 الحديث 22 الحديث 23 الحديث 24 الحديث 25 الحديث 26 الحديث 27 الحديث 28 الحديث 29 الحديث 30 الحديث 31 الحديث 32 الحديث 33 الحديث 34 الحديث 35 الحديث 36 الحديث 37 الحديث 38 الحديث 39 الحديث 40
صفحه اصلی | مقالات | مقاله | تصاویر | نرم افزار | معرفی پایگاه ها | کتابخانه| مشاوره | فیض آنلاینسخن مدیر | ارتباط با ما | درباره ما | عضویت | ورود به محیط کاربری:: تمامی حقوق این پایگاه متعلق به بنیاد علمی فرهنگی هاد می باشد. ::
ابزار هاي مورد نياز : فلش پلير نسخه 11
پایگاه جامع اخلاق - سایت جامع اخلاق - اخلاق - آداب - عرفان - تقوا - آیت الله ناصری - آیه الله ناصری - آیت الله العظمی بهجت - کتابخانه - مقاله - مقالات - سيد علي آقا قاضي - سير و سلوك - تقوا -
1388/12/20 سرمايهي عمر و بازار دنيا بايگاني سالانه - 1388 1388/12/27 رشد علمي، عاطفي و روحي انسان بايگاني سالانه - 1388 مقايسه اعلاميه حقوق بشر و حقوق اسلامي(1) بايگاني سالانه - 1388 1388/2/17 عنايت اهل بيت (عليهمالسلام) به محرومان بايگاني سالانه - 1388 1388/2/10 آسيبهاي اجتماعي (2) بايگاني سالانه - 1388 آسيبهاي اجتماعي (1) بايگاني سالانه - 1388 1388/1/27 جايگاه مسجد در جامعه اسلامي(2) بايگاني سالانه - 1388 1388/1/20 جايگاه مسجد در جامعه اسلامي(1) بايگاني سالانه - 1388 همگامي با جامعه اسلامي بايگاني سالانه - 1388 كوثر، عطيه الهي به پيامبر بايگاني سالانه - 1388 ويژگيهاي امام خميني(رحمة الله عليه) بايگاني سالانه - 1388 امانت داري مردم و مسئولان در انتخابات بايگاني سالانه - 1388 تكريم مقدسات و خوبان، تحقير ظالمان و مفسدان بايگاني سالانه - 1388 امام هادي(عليهالسلام) و مبارزه با طاغوت بايگاني سالانه - 1388 امام جواد(عليهالسلام) و دوران كوتاه امامت بايگاني سالانه - 1388 مقايسه اعلاميه حقوق بشر و حقوق اسلامي(2) بايگاني سالانه - 1388 راههاي جذب جوانان به مسجد بايگاني سالانه - 1388 آسيب شناسي مساجد و مراكز ديني بايگاني سالانه - 1388 آثار و خطرات اسراف و ولخرجي بايگاني سالانه - 1388 امام مهدي(عليهالسلام) سرچشمهي كمالات بايگاني سالانه - 1388 شيوههاي كمك رساني به محرومان بايگاني سالانه - 1388 عوامل مادي و معنوي ايجاد انگيزه بايگاني سالانه - 1388 تفاوتهاي قرآن كريم و علوم بشري بايگاني سالانه - 1388 قرآن، پاسخگوي نيازهاي بشر (1) بايگاني سالانه - 1388 قرآن، پاسخگوي نيازهاي بشر (2) بايگاني سالانه - 1388 موضوع: نياز بشر به قرآن كريم
انسان هم بايد وظيفهاش را بداند و هم بتواند وظيفهاش را انجام دهدحضرت آيت الله جوادی آملی:اينطور نباشد که مسئولی بگوید من ميخواستم کار کنم ولي نگذاشتند, من ميخواستم کار کنم ولي نشد. پس انسان هم بايد بداند وظيفهاش چيست، هم بايد بتواند وظيفهاش را انجام بدهد، اگر كسي نداند و نتواند و وارد كاري بشود عندالله مسئول است...به گزارش پایگاه اطلاع رسانی اسراء: دکتر سعید جلیلی و هیئت همراه با حضور در محل بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء با حضرت آیت الله جوادی آملی دیدار و گفتگو کرد. در این دیدار حضرت آیت الله جوادی آملی در سخنانی با تبریک میلاد فرخنده امام جواد علیه السلام و با اشاره به حدیثی از این امام همام فرمودند:انسان هر كالاي گراني را كه بخواهد بخرد بايد بهايش را بدهد و هر قلّهاي را كه بخواهد صعود كند بايد نردبان داشته باشد. بهاي هر كالاي گراني و نردبان هر درجه ترقّي، اعتماد به خدا است.معظم له ادامه دادند:سرّ بيان نوراني امام جواد(سلام الله عليه) آن است كه مثلث جهان, انسان و پيوند انسان و جهان را خداوند اداره می کند. اگر اجزاي سهگانه این مثلث با مديريت خدا دارد اداره ميشود، كسي که بخواهد به جايي برسد چاره ای جز اين نيست كه از درايت آن مدير بهره ببرد.
خداوند به كسي که امنيت جامعه و نظام را بر هم بزند مهلت نميدهدبه گزارش پايگاه اطلاع رساني اسراء: حضرت آيت الله جوادي آملي در ادامه سلسه مباحث درس تفسير خود که در محل مسجد اعظم قم برگزار مي گردد در بحث مربوط به تفسير آيات نوراني 57 تا 62 سوره مبارکه احزاب، کساني را که با ابزار دروغ به تخريب امنيت جامعه دست مي زنند را در زمره عذاب شوندگان الهي خواندند و فرمودند:در سوره مباركه «احزاب» جريان مسائل سياسي و اجتماعي مطرح است. سه گروه بودند كه گرفتار بيماري بودند فرمود اگر منافقين (يك) و كساني كه قلبشان مريض است (دو) و كساني كه شايعهپراكني را به عهده دارند (سه) اينها دست از اين كارها برندارند ما اين را از سابق جزء سنّتمان قرار داديم که اگر بخواهند با گزارشهاي بد، با خبرهاي نادرست، جامعه را بلرزانند، جامعه را از آرامش و طمأنينه در بياورند، ما جلويشان را ميگيريم اين سنّت ماست.
بين خلق و خالق هيچ حجابي نيستبه گزارش پایگاه اطلاع رسانی اسراء: درس اخلاق هفتگی حضرت آیت الله جوادی آملی به روال هفته های گذشته، پنجشنبه در محل نمازخانه بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء برگزار شد. حضرت آيت الله جوادی آملی به مناسبت تقارن این جلسه با ليله الرغائب فرمودند:امشب كه ليله الرغائب است رغبت ما با رهبت ما هماهنگ باشد، هم از قهر و جلال خدا راهب باشيم، هم به مِهر و جمال خدا راغب باشيم.ایشان خاطر نشان کردند:رغبت يعني ميل كنيم نه آرزو، ليلةالرغائب به معناي آرزوها نيست، ليلة رغائب و رغبتها و گرايشها و مجذوبشدنهاست آن گرايش و آن ميل و آن شوق را ميگويند رغبت، در برابر رهبت.ایشان در ادامه مباحث اخلاقی جلسات گذشته اهمیت درک هدف خلقت را برای انسان یادآور شدند و فرمودند:انسان اگر بخواهد طاهر و طيّب باشد بايد اولاً هدف خلقت را بشناسد و ثانياً خود را با آن هماهنگ كند. خدا جان را به دو منظور عطا كرد؛ يكي اينكه با ملكوتيان رابطه و با فرشتهها گفتگو داشته باشيم، چيزي به آنها بگوييم، آنها چيزي به ما بگويند ، از طرفي هم درايت و تدبير و مديريت جهان را به وسيله روح بايد انجام بدهيم.
عفت و عصمت زنان، حقّالله استبه گزارش پايگاه اطلاع رساني اسراء: حضرت آيت الله جوادي آملي در ادامه سلسه مباحث درس تفسير خود که در محل مسجد اعظم قم برگزار مي گردد ضمن تفسیر آیات 57 تا 62 سوره مبارکه احزاب به لزوم رعايت اخلاق و امنيت اجتماعي در جامعه اشاره کرده و فرمودند:خداوند در سورهٴ «احزاب» فرمود اگر كسي به نامحرم طمع بكند مريض است. احکام فقهی مربوط به زنان مشخص است اما حكم اخلاقي این مطلب آن است كه واقعاً اگر كسي به نامحرم طمع كرده مريض است و بايد خودش را معالجه كند. و آن بیماری نوعی از مريضي است که مزاحم ديگري است.ایشان با اشاره به آیاتی از سوره مبارکه نور اذعان داشتند:عفت زن, عصمت زن, حقّالله است، يعني ناموس زن و عفّت زن نظير مال نيست كه كسي مال خودش را به ديگري بدهد، يك حكم تكليفي محض هم نيست بلکه آميخته با حق است، مگر زن ميتواند راضي باشد كه ديگري او را بتواند ببيند و بگويد حقّ من است، من آزادم يا شوهر مگر ميتواند راضي باشد كه زنِ او را ديگري ببيند؟! این امور حق الله است.
قم باید الگوي ساير استانها باشد استاندار قم و جمعی از مدیران ارشد استان در قالب كارگروه آمايش سرزمين و محيط زيست استان قم با حضور در محل بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء با حضرت آیت الله جوادی آملی دیدار و گفتگو کردند. در این دیدار حضرت آیت الله جوادی آملی پس از استماع گزارش این کارگروه در تهیه نقشه جامعه آمایش استان قم در سخنانی فرمودند:يك كشور و همچنين یک استان وقتی موفق است كه مسئولان عاليرتبه آن اين سه عنصر محوري و اصلي را ارزيابي و عمل كنند؛ يكي جهانداني صحيح است، يكي جهانداري صحيح است و يكي جهانآرايي صحيح.ایشان ادامه دادند:جهانداري را بدانيم تا كشور و استانمان را جهانی بسازيم، جهانآرايي را بدانيم تا كشور و استانمان را هنرمندانه و زیبا بسازيم، چون ما هم نياز به معرفت و مديريت داريم و هم نياز به هنر و زيبايي. انسان را نه انديشهٴ تنها اداره ميكند نه انگيزهٴ محض، انديشه باشد و انگيزه نباشد، انگيزه باشد و انديشه نباشد انسان ناقص است و انسان ناقص نميتواند استان كامل يا كشور كامل تربيت كند.ایشان توجه بیشتر به جوانان و مشکلات آنان را در برنامه ریزی های شهری خواستار شدند و فرمودند:ما بيش از هر آمايشي بايد جوانان را بشناسيم، ما بسياري از راهها را اشتباه ميرويم، ما براي اينكه جوانان معتاد نشودند اينها را به ورزشگاه دعوت ميكنيم، در حالی که ما باید ابتدا اينها را به اشتغال و توليد دعوت كنيم، جوان خودش براي رفع خستگي در كنار همان توليد و كارخانهاش ورزش هم ميكند.
دانلود ترتيل زيبا
بسم الله الرحمن الرحیم
در جلسه ی قبل بیان گردید که شیطان پرستان معتقدند که صفات اخلاقی که در انسان وجود دارد مثل حرص، طمع، تکبر، خشم و غرور، شهوت و رذائل اخلاقی که جزء ذات انسان است و به این دلیل که جزء ذات انسان است، نباید آنها را از بین برد بلکه باید آنها را به فعلیت و کمال رساند.
خود شیطان این صفات را دارد و به کمال رسانده است، و شیطان پرستان به همین جهت شیطان را خیلی قبول دارند چون رذائل اخلاقی در او به کمال رسیده و می گویند انسان نیز باید اینها را در خودش به کمال برساند.
اگر شما یک کتاب معراج السعاده را بردارید و جای فضائل و رذائل را عوض کنید می شود شیطان پرستی. یعنی جابجایی خوبیهایی که در معراج السعاده است با بدیهای آن می شود شیطان پرستی.
نیچه بچه یتیمی بود که در آلمان، با مادرش بزرگ شد، مادرش همیشه این بچه را با خود به مجالس زنانه می برد(زنهای مسیحی)، و این بچه وقتی در این مجالس می رفت اخلاق زنانه پیدا کرد، حتی می گویند اوایل بچگی اش عادت کرده بود که دامن می پوشید، با اینکه مرد بود. و چون همیشه می شنوید در مجالس زنها این حرفها را می زنند که صبر داشته باشید و تحمل کنید، شوهرتان به شما بدی کرد هیچ چیز نگویید، یعنی در مسیحیت می گفت به اینطرف صورتتان سیلی زدند آنطرف را نیز بگیرید تا بزنند و نیچه وقتی بزرگ شد، گفت آنچه در دین (یعنی مسیحیت) می گوید اینها می شود اخلاق زنانه، و اخلاق مردانه برعکسش است، یعنی اگر کسی اینطرف صورتت زد، آنطرف را نیز بگیرد تا بزند می شود اخلاق زنانه و اخلاق مردانه این است که اگر کسی نزده، شما سریع بزنید، این تفکر نیچه بود و هیتلر نیز شاگرد نیچه است یعنی این تفکر را داشت و این تفکری که نیچه درست کرد پایه ی شیطان پرستی شد، یعنی اخلاق قدرت و اخلاق ظلم و کم کم، اومانیسم یا انسان گرایی یا اینکه انسان را به جای خدا نشاندن، از اصول شیطان پرستی گردید و علت این بود که شیطان پرستها یکی از اصلی ترین اصولشان این است که دیانت و لذت، ضدین هستند یعنی اگر آدم دین دارد، لذتی ندارد و کسی که لذت دارد بی دین است و چون لذت برای ما اصل است باید با دین مخالفت کرد و براین اساس، اصول و قوانینی در شیطان پرستی درست کردند. پس شیطان پرستی می گوید دین و لذت مثل مشرق و مغرب اند و لذت می گوید اگر انسان تمایل به شهوت و گناه داشت اینها تمایل آدم است، و اگر سراغ دین بروید می گوید این کارها را نکنید و چون اومانیسم و انسان گرایی برایشان اصل است مخالف با دین هستند و بخواهم نمونه عرض کنم فراوان است که مجالی دیگر می طلبد "طول می کشد"
فقه ما براساس این است که انسان آزاد نباشد. و فقه ما مخالف با اومانیسم است، درحالی که در آمریکا با اینکه دین را قبول دارند و دین حضور جدی در زندگی مردم دارد ولی آزادی انسان یا اومانیسم برایشان اصل مهمتری است و این تفکری که در غرب وجود دارد باعث بیشتر شدن روز به روز شیطان پرستی می گردد، یعنی سرانجام این تفکرات حقوقی آمریکا این است که مثلاً اگر در آمریکا بخواهید مکاسب را درس بخوانید اولین جلسه درس مکاسب در حقوق آمریکا این است: هیچ عقدی لازم نیست، تمام عقد ها جایزند و فسخ در هرشرایطی و در هر معامله ای و برای هر کسی مجاز است، فارسی این حرف می شود اومانیسم و انسان گرایی و این تفکرات، شیطان پرستی را روز به روز زیاد می کند.
اما اعتقاد ما، اولاً در دین ما فراوان آیات و روایاتی داریم درباره ی لذت، درباره ی فرح، انبساط، شادابی و اینطور چیزها در دین ما خیلی زیاد است، آیاتی که درباره ی زیبایی داریم، درباره ی هنر و اینکه همیشه می گویند خدای متعال کمال مطلق است، علم مطلق است و قدرت مطلق و حیات مطلق است اینها همان زیبایی شناسی در دین است، این چیزهایی که در قرآن درباره ی بهشت و جهنم آمده است، واقعاً کسی یک وقت سوره ی واقعه ی قرآن را از جنبه ی زیبایی شناسی بخواند، یعنی کاری به بهشت و جهنم نداشته باشد، چقدر این آیات لذت آخرت را زیبا ترسیم می کند، می گوید چه چیزهایی در بهشت است و چه چیزهایی در جهنم است، ابوعلی سینا یک نمت اشارات را درباره ی بهجت و سعادت قرار داده است، یعنی بهجت، شادابی و نشاط. و لذتی که در اسلام می گویند، اسلام می گویند لذت یک مرتبه حسی است یک مرتبه لذت خیالی است و یک مرتبه لذت عقلی است و اینها نیز لذت هستند. شیطان پرستها، لذت را فقط لذت حسی معنا می کنند، و آن هم لذت حسی موقت و مشکل اینجا پیش آمده است. یک خانمی که چادر سرش می کند هم به دنبال زیبایی است و هم به دنبال لذت. یک خانمی که مویش را بیرون می گذارد هم دنبال لذت است و هم دنبال زیبایی. فرض کنید دو آدم سر سفره نشسته اند و یک کسی خیلی دوست دارد مرغ را بخورد و مرغ آنطرف سفره است ، اگر بگوید مرغ را بدهید من بخورم، خجالت می کشد، آبرویش می رود، اینکه نمی گوید مرغ را به من بدهید تا بخورم، این مرغ خوردن را دوست دارد یا ندارد؟ دوست دارد ولی می گوید حس آبرو لذتش از خوردن مرغ بیشتر است، یعنی لذت حفظ آبرو یک لذت عقلی است، ترجیح دارد به خوردن مرغ که مادی است و تمام مردم دنیا این را قبول دارند
اگر کسی وقتی که مطالعه می کند، چایی برایش می گذارند و به او می گویند چایی سرد شد و یخ کرد، ولی او هنوز مطالعه می کند، چایی خوردن لذت مادی است، ولی مطالعه کردن لذت عقلی است.
ما مسلمانان در اخلاق لذت گرا هستیم و اینگونه نیست که شیطان پرستان خیال کنند طرفدار لذت هستند و ما مخالف لذت هستیم، یا طرفدار رنج هستیم، خیر ما نیز طرفدار لذت هستیم ولی فرقش در این است که یک کسی لذت را فقط در پنجاه سال عمر می داند و یک کسی لذت را برای ابدیت و همیشگی می داند.
علی علیه السلام وقتی سر به سجده می گذارد، احساس لذت و آرامشی دارد که احدی این جور لذتی را ندارد و آیات شریفه ی قرآن که گاهی می فرماید ان المومنین الذین اذا ذکر الله وجلت قلوبهم، می ترسند، و جایی دیگر می فرماید لا خوف علیهم و لا یحزنون، وجلت برای درجات پایین است، دومی برای درجات بالا
در اسلام لذت گرایی هست ولی لذت را محدود معنا نمی کند.
یک نفر که معتاد است، به دنبال لذت خودش است، اما لذتی که یک لحظه نعشه می شود و لذت می برد و بعد یک عمر غصه می خورد، آدم عاقل سراغ اینگونه لذت نمی رود، اگر کسی به دنبال لذتی برود که پنجاه سال لذت بیاورد بعد از پنجاه سال که مرد یک عمر در آخرت رنج ببرد، آدم عاقل سراغ این لذت نمی رود،
لذت به معنی ادراک الملائم من حیث انه ملائم
آدم عاقل کسی است که به سراغ چیزی می رود، که می گوید چه در دنیا باشم و چه در آخرت، برای همیشه شادابی برایم بیاورد و چه چیزی شادابی می آورد؟ با خدا بودن
در واقع شیطان پرستی یک عکس العملی است نسبت به مسیحیت، چون مسیحیت دین رنج است، مسیحیت دین غم و قصه است، اما اسلام دین شادابی و نشاط و فرح و انبساط و اینگونه چیزها است.
منبع
http://ahmad-abedi.ir/fa/content/313345/
یکی از مسائلی که هم در اخلاق اسلامی مطرح است و هم در عرفان و هم در سیر و سلوک، مسئله ی سکوت و کم حرف زدن است، اینکه آدم اهل خلوت باشد و تا ضرورت نداشته باشد حرف نزد، در روایات فراوان داریم که می فرماید شیعتنا الخُرس، خُرس جمع اخرس به معنی لال(بی زبان) است. شیعیان ما کسانی هستند که لال و کم حرفند، فراوان داریم در روایات صمت یعنی سکوت. خیلی در روایات داریم درباره ی خموشی و حرف نزدن. یک جاهایی واجب است انسان حرف بزند، حکم خدا را بگوید ولی همان جایی که واجب است حرف بزند، همیشه به حد اقل نه حد اکثر. احادیث اهل بیت را نگاه کنید، سخنان پیغمبر اکرم (ص) همه کوچک و بریده بریده است، کم پیدا می کنید در احادیث پیامبر حدیثی که دو سطری باشد، هر چه هست یک سطری یا نیم سطری است. در کل عمر مبارک رسول خدا صلی الله علیه و آله یکی دو خطبه داریم که مفصل است، و همان خطبه های مفصل را اگر عادی از رو بخوانیم 5 دقیقه طول می کشد، پس معلوم می شود رسول خدا آدمی کم حرف بود، ائمه اطهار علیهم السلام کم حرف بودند، خطبه های نهج البلاغه اگر خطبه ی قاصعه را استثنا کنیم، تمام خطبه ها را وقتی آدم بخواند 5 دقیقه بیشتر طول نمی کشد، خطبه ی قاصعه که مفصل ترین خطبه ی نهج البلاغه و امیرالمومنین علیه السلام است را 20 دقیقه ای می شود خواند یعنی مفصل ترین خطبه امام 20 دقیقه طول کشیده است. اینها شاهد این است که معصومین علیهم السلام آدم های کم حرفی بوده اند.
يک داستان از حسابرسي برزخيکي از اولياي الهي خواب يکي از مسئولان خيلي زمانهاي دور را ديده بود. حالا نميخواهم بگويم چه کسي. همة شما او را ميشناسيد. گفت: خواب او را ديدم که در بياباني بود که داراي ريگهاي داغ آفتاب خورده بود كه نميشد روي اين ريگها پا بگذاريم. من روي اين ريگها ميدويدم اين طرف و آن طرف تا يک پناهگاهي پيدا كنم. از آن دور، عمارتي به نظرم آمد. به طرف آن رفتم و ديدم خرابهاي است. ايستادم و يک نفر را ديدم که آمد و هيبت او من را گرفت. خيلي ترسيدم. ديدم يک صندلي شکسته آورد و کنار ديوار خرابه گذاشت. بعد زير بغل يک نفر را گرفتند و آوردند روي اين صندلي شکسته نشاندند؛ در حالي كه آن شخص به زحمت خودش را نگه ميداشت و ضعيف و سياه شده بود. بعد پروندههاي اعمالش را آوردند. اين طرف و آن طرف، پروندهها چيده شد و رفت تا بالا. هر مقداري که آوردند، قد آنها هم بلند ميشد. پروندهها رفت تا طرف آسمان. بعد آمدند به او گفتند: «همة اين پروندهها را يک به يک بايد جواب بدهي». ناصري هر روزي يک پروندهاي دارد که بايد جواب آن را بدهد. اين مطلبي نيست که شوخي يا اينکه اغراق باشد؛ عين حقيقت است. صريح قرآن است:ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَيْهِ رَقيبٌ عَتيد؛ 2انسان هيچ سخنى را بر زبان نمىآورد، مگر اينكه همان دم، فرشتهاى مراقب و آماده براى انجام مأموريت [و ضبط آن] است.روز قيامت، وقتي پروندهام را به دست من ميدهند،صريح قرآن است كه انسانها ميگويند:يَقُولُونَ يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لايُغادِرُ صَغيرَةً وَ لا كَبيرَةً إِلاَّ أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لايَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَدا؛3و مىگويند: «اى واى بر ما! اين چه كتابى است كه هيچ عمل كوچك و بزرگى را فرونگذاشته، مگر اينكه آن را به شمار آورده است؟!» و [اين در حالى است كه] همه اعمال خود را حاضر مىبينند و پروردگارت به هيچ كس ستم نمىكند.اين را چه کسي نوشته است؟ حتي شوخيها را هم نوشته اند. خدا ميداند که مينويسند. هر چه از دهن ناصري در بيايد، اين بزرگواران مينويسند. همه ما هم روز قيامت با سواد ميشويم، لذا وقتي پرونده من را به دستم ميدهند، آن را ميخوانم و ميبينم كه همه را نوشتهاند. يک مقدار انسان حواسش را جمع کند. عزيز من! يک مقدار چشمهايمان را بيشتر کنترل کنيم. يک مقداري زبانمان را بيشتر کنترل کنيم. يک مقداري حواسمان را جمع خودمان کنيم. کسي دلش به حال ناصري نمي سوزد. ناصري بايد خودش دلش به حال خودش بسوزد. هر کس به کار خودش است؛ زن و بچه و نوه و همه، هر کس به فکر خودش است. من بايد خودم به فکر خودم باشم.------------------------------2. ق: 18.3. كهف: 49.
اگر دعاها درسی شود عرفان کاذب ظهور نمیکنددیدار ستاد برگزاری همایش دکترین مهدویت با آیت الله جوادی آملیبه گزارش آینده روشن، حضرت آیت الله عبدالله جوادی آملی، در ديدار مدیران و اعضای هيأت علمی مؤسسه آينده روشن(پژوهشكده مهدويت)، بهترين راه برای تبيين مسأله تربيت زمينهساز را بيانات اهلبيت(ع) برشمرد و اظهار داشت: اگر اين بيانات گهربار از منابع مختلف جمعآوری و ارائه شود میتواند نقش بسزايی در تربيت نسل منتظر و زمينهساز داشته باشد.وی با اشاره به اینکه در عصر بیشتر ائمه(ع) خفقان حاکم بود، افزود: در میان ائمه(ع) عصر امام باقر(ع) و امام صادق(ع) دوران زرینی برای نشر معارف الهی و اسلامی بود و این بزرگواران مسائل و مشکلات مختلفی را برطرف کردند و به نوعی بهترین زمان برای پرورش و استیلای تشیع بود.استاد سطح عالی حوزه علمیه در ادامه اظهار داشت: نشر تفسیر و احادیث مختص حوزههای علمیه بود و در آن زمان زعیم حوزههای علمیه مکه، مدینه و عراق افرادی بودند که در نقطه مقابل اهلبیت(ع) قرار داشتند و اجازه رواج تفسیر و حدیث را نمیدادند.ضرورت بررسی و مسند کردن احادیث و دعاهای امام زمان(عج)حضرت آیتالله جوادی آملی با بیان اینکه برخی بزرگواران تلاش کردند و نهجالبلاغه را به صورت خطابه و حدیث مسند درآورده و از مرسله بودن خارج کردند، خاطرنشان کرد: