بنیاد علمی فرهنگی هاد , اخلاق

 136 مهمان حاضر
.

عضویت

ورود اعضا

پشتیبانی

تماس با ما

تلفن تماس

  • امروز دوشنبه ۳ آذر ۱۳۹۳
  • اخبار:   

    آداب المتعلمین

    نامه الکترونیک چاپ PDF

    کتابی درباره آداب تعلیم و تربیت اسلامی، رسم علم آموختن و دانستنی های طالب علم و مراتب اخلاقی آنان به زبان عربی. این اثر، نقطه تحول در تاریخ تربیت اسلامی شرق تا اوایل قرن 12 هجری. نویسنده آن "برهان الدین زرنوجی" فقیه و عالم بزرگ قرن پنجم و ششم هجری قمری. در این کتاب به اقوال و آراء دانشمندان و شاعران استناد و از شعرا و اثر دانشمندان اهل تسنن بسیار یاد شده و اشعار و نکته هایی از آنها به مناسبت آمده، گرچه بعضی از نویسندگان، نام و سخنان آنها را یا حذف کرده و یا تغییر داده اند و بعضی تالیف آن را به خواجه نصیرالدین طوسی، نسبت داده اند. این اثر، چند بار تحریر و تلخیص شده که یکی از این تحریرها در حاشیه کتاب «الهدایة فی النحو» در کتاب جامع المقدمات است. معرفی اجمالی نویسنده:
    برهان الدین زرنوجی، از شهر «زرنوج» در نزدیکی شهر بخارا بود و به همین دلیل به «زرنوجی» معروف شد. او شاگرد فقیه حنفی "برهان الدین مرغنیانی" نویسنده «الهدایه» بود. اگر چه وی به عنوان یک فقیه برجسته، مشهور شد ولی معلم بزرگی بود که عمیقا به فرآیند تعلیم و تربیت رسمی علاقه مند بود. او سال 1203 میلادی، رساله « تعلیم المتعلم» (آموزش فراگیر و روش یادگیری) را نوشت. زروجی سال 519 هـ ق برابر 1125 میلادی در گذشت.
    انگیزه نویسنده از تالیف کتاب:
    از نظر نویسنده، علی رغم تلاش زیادی که بسیاری از دانش جویان در راه کسب علم دارند ولی قادر به تحصیل آن و بهره مند از ثمرات آن نیستند به دلیل اینست که راه و روش تحصیل علم را نمی دانند و قدم در راه صحیح نگذاشته، لذا به مقصود نمی رسند. از این جهت، مولف سعی کرده تا راه کسب دانش علم را بنابر آنچه که در کتابها خوانده یا از بزرگان و اساتید شنیده، نشان داده و بطور ایجاز بیان کند.
    ساختار کتاب آداب المتعلمین
    این تحریر که در حاشیه کتاب الهدایه، در کتاب جامع المقدمات است، شامل 12 فصل و فاقد 2 فصل از متن اصلی کتاب و اشعار کتاب است.
    فصل اول: در حقیقت و ماهیت علم، تعریف و فضیلت علم، وجه امتیاز انسان از حیوان، حرمت و وجوب بعضی از علوم، حرمت علم نجوم و ضرر آن. از همین موضوع، معلوم می شود که انتساب آداب المتعلمین به خواجه نصیرطوسی که خود منجم و ریاضی دان بود، کاملا بی اساس است.
    فصل دوم: هدف مطالعه علم آموزی برای بقا و احیای دین، بی توجهی به امور دنیوی.
    فصل سوم: موضوعاتی چون، انتخاب رشته خاص با دلیل و ره صحیح، انتخاب استاد، انتخاب رفیق و دوست همدرس، ثبات در یادگیری، درک محضر استاد دانشمند، سفر برای پیدا کردن بهترین استاد، شرایط تحصیل، احترام به علم و کتاب، احترام به استاد.
    فصل چهارم: شامل مباحثی چون: اوقات درس در شبانه روز، تکرار درس، همت و استقامت در آموختن.
    فصل پنجم: اختصاص روزهایی در هفته برای تکرار، بازخوانی دروس گذشته، طی مراحل درسی به ساده دروس مشکل، حسن مباحثه برای دانش جویان.
    فصل ششم تا نهم: مربوط به سن تحصیل، بی توجهی به امور دنیوی در تحصیل علم، پاکدامنی دانشجو، همه جا باید علم آموخت و آن را ضبط کرد.
    فصل دهم: دانشجو باید از هم نشینی با پرگویان و سخن چینان، اشرار و ظالمین دوری کند. دانشجو باید به آداب نیکو و سنت های خوب، تمسک پیدا کند.
    فصل یازدهم: علل حفظ و تقویت حافظه و علل فراموشی (کم خوری، مباحثی چون نماز شب، قرآن خواندن، خوردن عسل و کندر. علل فراموشی چون: گناه، اندوه برای مسائل دنیا، خواندن سنگ مقابر، خوردن بعضی از خوراکیها).
    فصل دوازدهم: علل کمی عمر و زیادی عمر، چون: خواب زیاد، اهمال در نماز، ترک دعا، جلوتر از استاد راه رفتن، بخل و اسراف، ترک مغفرت برای پدر و مادر و استاد، صله رحم، احترام به اساتید و بزرگان، رعایت بهداشت.

    ارسال نظر


    کد امنیتی
    بارگزاری مجدد

    تاریخ امام حسن عسگری ع
    مجموعه حضرت آیت الله ناصری
    کتابخانه تاریخ پیامبر اکرم ص

    جدید ترین مطالب سایت

    امام هادي(علیه السلام) وفرهنگ دعا و زيارت -
    امام هادي(علیه السلام) وفرهنگ دعا و زيارت
    اين واقعيت را نبايد از نظر دور داشت كه شيعه از فرهنگ ادعيه وزيارت بسيار غني برخوردار است ، به طوري كه هيچ يك از فرق اسلامي از اين مقدار ادعيه وزيارات بهره مند نيستند ، اين نشان از چهره معنوي تشيع وعرفاني شيعي است كه خلوص ديني وتزكيه نفس را در جامعه تشيع قوت مي بخشد.دعا جايگاه والايي در ميان امامان (ع) داشته واز برخي از آنان ادعيه فراواني نقل شده است ، در كارنامه امام هادي (ع) نيز دعا وزيارت از نظر تربيت شيعيان وآشنا ساختن آنها با معارف شيعي ، نقش عمده اي ايفا كرده است .اين دعا هابجز راز ونياز با خدا ، به صورتهاي مختلف ، به پاره اي از مسائل سياسي – اجتماعي نيز اشاراتي دارد ، اشاراتي كه در حيات سياسي شيعه بسيار مؤثر است وبه طور منظم ، مفاهيم خاصي را به جامعه تشيع القا كرد ه است ، اينك به چند نمونه از مسائل مطروحه در اين دعاها اشاره مي شود :

    سفرها و ارتباطات امام هادی(علیه السلام) – قسمت اول -

    طلوع در صریا

    ائمه هدی در ضمن پیشوایی جبهه حق و دفاع از حریم دیانت و بیان احکام و معارف الهی، به فعالیت‌های کشاورزی و آبادنی زمین توجه داشتند. از این رو، امام کاظم(ع) مزارعی احداث نمود که یکی از آنها «صریا» نام دارد. تلاش‌های امام و نظارت بر آبیاری و کشت و زرع این مکان موجب شد تا «صریا» به صورت روستایی آباد، با صفا، پرمحصول، با برکت و تولید کننده فرآورده‌های کشاورزی در اید و سرسبزی و طراوتش زبانزد خاص و عام گردد. این آبادی در شش کیلومتری مدینة النبی قرار داشت. امام رضا(ع) و امام جواد(ع)، در طول حیات با برکت خود و در هنگام اقامت در شهر پیامبر، از آبادانی صریا غفلت نورزیدند. از روزگار امام هفتم، گروهی کارگر سودانی و مراکشی در این مزرعه کار می‌کردند و هشتمین امام شیعیان بر فعالیت‌های آنان نظارت می‌کرد و با آنان مأنوس بود. امام جواد(ع) نیز چندی در این روستا اقامت داشت.[1]

    روشهای تربیتی از دیدگاه امام هادی(علیه السلام) -

    اشاره

    بی‌تردید اگر بخواهیم شاهد یک تربیت صحیح وایده‌آل و پربازده در جامعه اسلامی باشیم، ‌می‌بایست از شیوه‌ها و روش‌های تربیتی مناسب که مطابق با موازین و راهکار‌های عقلی و شرعی است، بهره‌جویی کنیم. بهترین و کلیدی‌ترین شیوه‌های تربیتی را می‌توان در اقوال و افعال شایسته حضرات پیشوایان معصوم(ع) پی‌جویی کرد؛ زیرا آنان به عنوان بالاترین و برترین مربیان تربیتی بشر به حساب می‌ایند و تمامی مکاتب تربیتی عالم، از مکتب انسان‌گرایی اگوست کنت و مکتب تجربه‌گرایی جان دیوئی تا سایر مکاتب پوزتیویستی و ...، چاره‌ای جز تسلیم و رهجویی از مکتب تربیتی اسلام و اهل بیت(ع) ندارند؛ چنان که قرآن کریم، همه را به پیروی کامل از آن بزرگواران فراخوانده است:)يا أَيّهَا الّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللّهَ وَ أَطيعُوا الرّسُولَ وَ أُولِي اْلأَمْرِ مِنْكُمًْ[1](؛«از خدا و رسول و صاحبان امر خود پیروی کنید».در این نوشتار سعی شده است تا شیوه‌‌های زیبای تربیت از منظر دهمین امام معصوم(ع) با توجه به سخنان و رفتار آن بزرگوار، تبیین شود. قبل از هر چیز ناچاریم نگاهی اجمالی به تربیت و مفهوم روش تربیتی کنیم.

    تربیت

    تربیت مصدر باب تفعیل و از ریشه ربو یا ربب است که به معنای رشد و نمو و پرورش دادن و غذا دادن و مانند آن به کار می‌رود. تربیت در اصطلاح، همان رشد طبیعی و تدریجی و هماهنگ همه نیرو‌ها و استعدادهای آدمی است و یا تربیت، ارائه نوعی زندگی است که با ساخت شخصیت انسان مطابق و مبتنی بر ارزش‌های معنوی باشد.[2] مرحوم مطهری تربیت را این گونه تعریف می‌کند:
    «تربیت عبارت است از به فعلیت در آوردن استعداد‌های درونی که در شیء موجود می‌باشد».[3]

    روش‌های تربیت

    مراد از روش، راه و طریقه‌ای است که میان اصل و هدف قرار دارد و عمل تربیتی را منظم می‌کند و به هدف می‌رساند.[4] خواجه نصیر الدین طوسی در روش تعلیم و تربیت چنین می‌گوید:
    «اولاً، باید به طبیعت کودک پی‌برد و استعداد‌های او را کشف کرد و ثانیاً، از راه تکرار و تذکار متواتر، درس را ملکه او ساخت تا از آفت نسیان محفوظ بماند. هر گاه کودک از انجام وظایف دینی امتناع کرد و افعال قبیحه از او دیده شد و به دیگران زیان رساند، باید او را مؤاخذه کرد و بالأخره باید کودک را عادت به سختی داد».[5]

    شیوه‌های تربیتی امام هادی(ع)

    1. ایجاد زمینه مساعد تربیتی

    تربیت فرایندی است که شامل مراحل قبل و بعد از تولد کودک می‌شود و از دیدگاه امام هادی(ع)، چنانچه زمینه تربیتی مناسب فراهم شود، کودک سالمی متولّد می‌شود که توان و استعداد‌های فراوان و مطلوبی خواهد داشت و ریشه‌ آن در خانواده و پدر و مادر است. امام دهم(ع)، در خانه و محیطی چشم به جهان گشود که فضای آن آکنده از عطر دل انگیز دانش، معنویت، تقوا، اخلاص و بندگی خدا بود و هر لحظه و روزی که از زندگی او در دامان مادر پاکدامن و مهربان و مکتب سازنده و تربیتی پدر بزرگوارش ، امام جواد(ع)، می‌گذشت، دریچه‌ای از دانش و معرفت و کمالات نفسانی بر رویش باز می‌شد و فضای خانه‌اش همیشه پر از نور و معنویت بود. احمد بن محمد بن عیسی به نقل از پدرش چنین می‌گوید:
    «هنگامی که امام جواد(ع) قصد داشتند از مدینه به عراق بروند، امام هادی(ع) را در دامنشان قرار دادند و فرمودند: دوست داری کدام یک از سوغات‌های عراق را برای تو هدیه آورم؟ امام هادی(ع) فرمودند: شمشیری که به سان شعله آتش باشد (که کنایه از روحیه دلاوری و شجاعت است. سپس امام جواد(ع) خطاب به فرزند دیگرش موسِِی فرمود: تو چه سوغاتی دوست داری؟ گفت فرش اتاق. امام جواد فرمودند: ابوالحسن به من شباهت پیدا کرده است و موسی به مادرش شباهت دارد».[6]
    این مطلب به خوبی نشانه آن است که خانواده به ویژه پدر و مادر زمینه‌سازی اولیه را برای تربیت صحیح بر عهده دارند. امام هادی(ع)، نقش مادر را در تربیت صحیح فرزند ، بسیار مهم می‌دانند و یکی از زمینه‌های تربیت صحیح را، خانواده شایسته معرفی کنند؛ چنان که از علی بن مهزیار روایت شده است که آن حضرت در وصف مادر بزرگوارشان، چنین می‌فرمایند:
    «روی محمد بن الفرج و علی بن مهزیار عن الهادی(ع): انّه قال: اُمّی عَارفَة بِحَقی و هِی مِنْ اَهلِ الجَنة لایقْرَبُها شَیطانُ ماردٌ و لاینالُها کَیدُ جَبارٍ عِنیدَ وَ هِی مَکلؤة و بِعَینِ الله اَلَتی لاتَنامُ ولا تَتَفلَّتُ عَنْ اُمّهاتِ الصِّدِیقین و الصالِحین[7]؛ مادرم، به حق من عارف و اهل بهشت بود، شیطان سرکش به او نزدیک نمی‌شد و مکر ستمگر لجوج به او نمی‌رسید، در پناه چشم همیشه بیدار خدا بوده و در ردیف مادران انسان‌های صدیق و صالح قرار داشت».

    2. داشتن الگو و سرمشق مناسب

    از منظر امام هادی(ع)، وقتی کودک متولد می‌شود، استعداد فطری و آمادگی ذاتی برای یادگیری و تربیت را دارد و می‌بایست یک الگوی تربیتی صحیح را برای او ایجاد کرد تا از مشاهده رفتار آنان، به ویژه از والدین، الگو گیرد و از آنان تبعیت کند و اگر چنین الگویی فرا روی فرزند نباشد، مسلماً تربیت او دچار انحراف خواهد شد. امام هادی(ع) در مرحله اول، قرآن و اهل بیت(ع) را به عنوان بالاترین الگوی تربیتی معرفی می‌کند و چنین می‌فرماید:
    «... فَاوَّلَ خیر یعَرفُ تَحقیقه مِنَ الکِتابَ و تَصدیقه و التماسِ شَهادته علیه خبرٌ وَرَدَ عَنْ رسول الله(ص) وَ وُجِدَ بموافِقَة الکتاب و تَصدیقَهِ بَحیثُ لا تخالفه أقاویلهم حیثُ قال(ص): انّی مُخلِفُ فیکُم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی لَن تضلّوا ما تمسّکتم بهما و اَنَّهُما لَنْ یفتِرقا حَتَّی یردا عَلَی الحوض؛ فلَمَا وَجْدنا شواهد هذا الحدیثَ فی کتاب الله نَصاً مِثلَ قوله جلَّ و َعَزَّ )اِنَّما ولیکُم الله وَ رَسُوله و الَّذینَ امَنوُا الذینَ یقیمون الصلاة و یؤتونَ الزکاة و هُم راکِعونَ وَ من یتَوَلَ الله و رَسوُلَه وَ الذینَ آمنوا فِاِنَّ حزب الله هُم الغالبونَ ....(؛[8] نخستین خبری که حقانیت و صدق آن از قرآن به دست می‌اید و می‌توان کتاب خدا را بر آن گواه گرفت، حدیثی است که بر طبق کتاب خدا و پیامبر(ص) نقل شده است و اختلاف کلمه‌ای در آن نیست که فرمود: من در میان شما دو چیز گران بها می‌گذارم: کتاب خدا و عترتم یعنی اهل بیتم را که هر گاه به آن تمسّک جویید، گمراه نمی‌شوید و این دو هیچ گاه از هم جدا نشوند تا کنار حوض کوثر بر من وارد شوند، و ما چون شواهد صدق این حدیث را به صراحت در قرآن می‌یابیم که می‌فرماید: ولی و صاحب اختیار شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آوردند ؛ همان کسانی که نماز را به پا می‌دارند و زکات را در حال رکوع می‌پردازند و هر کس خدا و پیامبر او و کسانی را که به او ایمان آوردند(اهل بیت(ع) را ولی خود بگیرد، پیروز است؛ زیرا حزب خدا پیروز و سعادتمند است».
    امام هادی(ع) در زیارت جامعه کبیره، ائمه معصوم را به عنوان بهترین سرمشق‌های انسان‌های هدایت‌جو می‌داند و چنین می‌فرماید:
    «السلام علی ائمة الهدی و مصابیح الدجی و اعلام التُّقُی و ذَوی النُّهی و اولی الحجی و کَهف الوری و وَرثَة الانبیاء و المَثَل الاعَلی و الدَعوَةَ الحسنی و حجج الله علی اهل الدنیا و الاخرة و الاولی...؛[9]سلام بر پیشوایان هدایت و چراغ‌های ظلمت و نشانه‌های پرهیزکاری و صاحبان خرد و دارندگان عقل و پناه مردم و وارثان انبیا و نمونه و سرمشق برتر و دعوت کنندگان نیکو و محبت‌های خدا بر اهل دنیا و آخرت و سرای نخستین».
    امام هادی(ع) سرپیچی از الگوهای هدایت و نداشتن سرمشق جامع را موجب هلاکت و نابودی انسان معرفی می‌کند و چنین می‌فرماید:
    «من اتاکم نجی ..وَ مَن یأتِکم هَلَکَ وَ ضَلَّ مَنْ فارَقَکُم و فاز مَنْ تَمسَّکَ بِکُم...؛[10] هر کس به سوی شما اهل بیت(ع) بیاید، نجات می‌یابد، هر کس از شما دوری کند، هلاک می‌شود...، و هر کس از شما جدا شود به ضلالت سوق داده شود، هر کس به شیوه و راه شما تمسّک جوید، به فلاح و رستگاری می‌رسد».

    3. روش تمرین، تکرار و عادت دادن عملی

    از شیوه‌های دیگر تربیتی امام هادی(ع) این بود که آن حضرت سعی می‌کرد افراد را به رفتار پسندیده، ایجاد نظم و انضباط در زندگی تسلط بر نفس عادت دهد و با اجرای برنامه‌های مستمر همراه با تمرین و تکرار، رفتار‌های شایسته را به صورت ملکه در راه و رسم زندگی فردی و اجتماعی افراد به منصه ظهور درآورد. به تعبیر دیگر، امام هادی(ع)، با تکرار کارهای شایسته همچون: نماز، روزه، صدقه، امر به معروف و نهی از منکر و... ، قصد داشت چنین کردارهایی را جزء لاینفک زندگی افراد جامعه، قرار دهد؛ چنان که در مورد این شیوه تربیت آن حضرت چنین می‌خوانیم:
    «عن علی بن ابراهیم عن یحیی بن عبدالرحمن بن خاقان قال رایتَ اباالحسن الثالث(ع) سَجَدَ سَجدة الشُکر، فاَفتَرَش ذِراعیه فالصَقَ جُؤجُؤه و بَطُنه بالارض فَسألَتُه عَنَ ذلک فقال(ع) کَذا نُحِبُّ...؛[11] یحیی بن عبدالرحمن می‌گوید: امام هادی(ع) را دیدم که سجده شکر انجام می‌داد و دو ساعد دست خود را پهن کرده و سینه و شکم خود را به زمین چسبانده بود. در این باره از او سؤال کردم، فرمود: این گونه دوست داریم».
    امام هادی(ع)، برای تربیت صحیح، افراد را به تکرار و مداومت بر اعمال خوب تشویق می‌کردند؛ چنان که در روایتی چنین آمده است که:
    «عن محمد بن ریان قال: کتَبتُ الی اباالحسن الثالث(ع) ، اسألُه اِنْ یعلِمَنی دعاءً لِلشدائِدِ والنوازلُ و المهمّات و قضاء حوائج الدُنیا و الاخرة و اَن یخُصَّنی کما خَصَّ آباءَهُ موالیهم . فَکَتَب اِلی الزم الاستغفارَ...؛[12] محمد بن ریان می‌گوید: به امام هادی(ع) نامه نوشتم و از او خواستم که برای سختی‌ها و حوادث و حوایج مهم و برآوردن حاجات دنیا و آخرت، دعایی به من بیاموزد؛ همان گونه که پدران بزرگوار او به شیعیان خود می‌آموختند. امام در پاسخ نوشت: ملازم استغفار باش و بر آن مداومت کن».
    یا در مورد تربیت عملی آن حضرت چنین آمده است که:«کافور خادم می‌گوید: امام هادی(ع) به من فرمود: فلان سطل را در فلان جا قرار بده تا با آن برای نماز وضو بگیرم و مرا از پی کاری فرستاد و فرمود: چون برگشتی این کار را انجام بده تا چون برای نماز برخاستم، آماده باشد، ولی من فراموش کردم. شب سردی بود، امام با ناراحتی مرا صدا زد، با خود گفتم: انالله، چگونه بگویم فراموش کردم... . با ترس خدمت حضرت رسیدم، فرمودند: تو مگر عادت مرا نمی‌دانی که من جز با آب سرد وضو نمی‌گیرم؟ اما تو آب را برایم گرم کرده‌ای و در سطل ریخته‌ای. عرض کردم: سرورم! سوگند به خدا، نه سطل را آنجا گذاشتم و نه آب را. حضرت فرمودند: الحمدلله. سوگند به خدا، ما نه آسان گرفتنی را ترک کرده‌ایم و نه هدیه‌ای را پس داده‌ایم. سپاس خدا را که ما را از بندگان مطیع خود قرار داد و برای کمک به بندگانش، توفیق عطا کرد...».[13]

    4. روش موعظه و نصیحت

    چون که انسان فراموشکار است و گاهی از نتیجه و حاصل کار‌ها غافل می‌شود، باید با موعظه و نصیحت و امر به معروف و نهی از منکر، او را متذکر وظایف خود کرد و و به او هشدار داد که نتیجه عمل او چه خواهد شد و این یکی از شیوه‌های تربیتی امام هادی(ع) برای تربیت افراد بود. آن حضرت همیشه افراد جامعه را با بیان نورانی و الهی خویش موعظه و نصیحت می‌فرمود و آنان را متحوّل و متذکّر می‌ساخت؛ چنان که در روایت آمده است:
    «بریحه عباسی، پیشنماز دستگاه خلافت در مکه و مدینه، در حضور متوکل عباسی، از شخصیت امام هادی(ع) و خطر او در میان شیعیان به شدت انتقاد کرد و از خلیفه خواست که او را از مدینه تبعید سازند و همین گونه هم شد. هنگامی که امام هادی(ع) را از مدینه به سمت سامرا می‌بردند، بریحه با امام همراه بود و به حضرت چنین گفت: تو خود می‌دانی که عامل تبعید تو (به سامرا) من بودم. با سوگند‌های محکم و استوار قسم می‌خورم که اگر شکایت مرا نزد امیرالمؤمنین یا یکی از درباریان و فرزندان او ببری، تمامی درختانت را (در مدینه) آتش می‌زنم و بردگان و خدمتکارانت را می‌کشم و چشمه‌های مزرعه‌های تو را کور خواهم کرد و بدان که این کار‌ها را می‌کنم. امام هادی(ع) متوجه او شد و در مقام موعظه و نصیحت به او چنین فرمود: نزدیک‌ترین راه برای شکایت از تو این بود که دیشب شکایت تو را نزد خدا بردم و من شکایت تو را که بر خدا عرضه کردم، نزد بندگانش نخواهم برد. بریحه چون این سخنان حکیمانة و موعظه‌آمیز امام را شنید، به دامان حضرت افتاد و با تضرع و انابه تقاضای بخشودن کرد. امام نیز در جواب فرمود تو را بخشیدم».[14]

    پی‏نوشت‏ها:

    [1] . نساء / 59.
    [2] . ر.ک: مربیان بزرگ، ترجمة غلامحسین شکوهی، ص258.
    [3] . تعلیم و تربیت اسلامی، شهید مطهری، ص33.
    [4] . اصول و روش‌های تربیت در اسلام، سید احمد احمدی، نشر جهاد دانشگاهی، ص149.
    [5] . تاریخ فرهنگ ایران، عیسی صدیق، ص139 و166.
    [6] . بحار الانوار، ج50، ص123.
    [7] . دلائل الامامة، ص410، ح369.
    [8] . بحارالانوار، ج50، ص20.
    [9] . مفاتیح الجنان، دعای جامعة کبیره.
    [10] . همان.
    [11] . الاستبصار، ج1،ص347.
    [12] . بحارالانوار، ج93،ص283.
    [13] .همان، ج50، ص126، ح4.
    [14] . ر.ک: اثبات الوصیة، مسعودی، ص 196 و 197 و454.

    منبع: ماهنامه کوثر


    امام هادي (علیه السلام) و سامان بخشي تحولات فكري -

    مقدمه

    اگر دوره هاي امامت را به چهار دوره تقسيم كنيم، دوره امام هادي (ع) به خاطر ويژگيهاي خاص سياسي و علمي و فرهنگي دوره اي ديگر است كه در آن علاوه بر تدبير براي آينده شيعه از لحاظ سياسي و عقيدتي، تحكيم پايه هاي فرهنگي و انتقال كامل دست آوردهاي تمام دوران امامت انجام گرفته و مرحله نويني براي شيعه آغاز شده كه در نوع خود نقطه عطف بسيار مهمي است.هر يك از ائمه (ع) در دوره خود بر اساس تدابير مقتضي و مناسب با حوادث و تحولات اجتماعي و سياسي و فكري، براي هدايت شيعيان و حفظ خط اصلي اسلام ناب اقدامهاي بسيار سنجيده اي را انجام داده اند، به نحوي كه با وجود حاكم بودن شرايط سخت و اختناق سياسي، تشيع به عنوان خطي روشن كه متمايز با اكثريت حاكم بود، موجوديت خود را حفظ كرد.
    از نظر علمي و فكري، نه تنها غناي لازم و استقلال محفوظ و محسوس است، پويايي و تكامل فرهنگي ويژگي ممتاز ديگر مكتب اهل بيت (ع) است كه هيچ يك از فرقه هاي اسلامي از اين حيات و پويش برخوردار نيستند. شبهات فكري در برخي از انديشه هاي اسلامي پاسخي قانع كننده در مكتب اهل بيت(ع) گرفته اند و هر يك از ائمه (ع) در دوره اي، با موضعگيري خاص اين تفاوت را نشان داده اند.
    دوره امام هادي(ع) دوره اي است كه بنيان برخي از انديشه هاي ناب تشيع شكل گرفته و بنيان مرجعيت و زعامت شيعه در اين دوره گذاشته شده است. قرن سوم در جهان اسلام قرن نويني از نظر علمي و فكري بود كه حركت جامعه به سوي رشد علمي و فرهنگي با رويش انديشه هاي جديد كلامي و ورود شبهات مختلف عقلي و فلسفي كه متأثر از نهضت ترجمه بود، مرحله اي متمايزتر از گذشته را در پيش روي قرار داده بود، مكاتب و فرقه هاي مختلف علمي با اختلافها و تنازع در حال توليد علم بر اساس انديشه هاي خود بودند، و نابساماني فكري تمام جهان اسلام را به خاطر شيوع شبهات گرفته بود.
    اما مكتب اهل بيت(ع) با برتري محسوس، در محاصره دستگاه سياسي، به بركت وجود ائمه (ع) از پايه هاي محكم و استوار و منطقي برخوردار بود و هرگاه شبهه اي متوجه كليت اسلام و محتواي اسلام مي شد، تنها پاسخ قانع كننده از سوي رهبران مكتب اهل بيت(ع) صادر مي گرديد. اين واكنش اساسي از سوي ائمه به ساماندهي سازمان يافته مباني فكري اسلام منجر مي شد.
    امام هادي(ع) در اين دوره خطير از لحاظ علمي كه براي آينده جهان اسلام اهميت خاص داشت، بايد به گونه اي بنيانهاي علمي مكتب اهل بيت(ع) را تأسيس و سازماندهي مي كرد كه تا قرنهاي آينده اين بنيانگذاري نيازهاي فكري و سياسي را پاسخ بدهد. امام(ع) آينده اي بسيار دور را مدنظر داشت و از نظر فكري و سياسي براي صيانت و استمرار امامت مدبرانه، برنامه ريزي كرد و شالوده هاي مهم را مشخص نمود كه در اين مقاله به قسمتهايي از مديريت توانمند فكري و علمي امام(ع) مي پردازيم.

    1. دوران امامت

    امام هادي(ع) در سال 212 پانزدهم ماه ذي حجه در اطراف مدينه (صريا) از مادري با فضيلت به نام «سمانه» يا «سوسن» متولد شد.(1) پدر بزرگوارش امام جواد(ع) در سال 220 به شهادت رسيد. بدين ترتيب، امامت امام هادي(ع) در سن هشت سالگي آغاز و تا سال 254 به مدت 33 سال استمرار داشت. آن حضرت در بين مردم با القاب، عالم، فقيه، امين، نقي، طيب مشهور بود.آن حضرت در دوره امامتش معاصر شش تن از سلاطين عباسي به نامهاي معتصم، واثق، متوكل، منتصر، مستعين و معتز بود كه دشمن ترين آنها نسبت به علويان متوكل بود.

    2. اوضاع اجتماعي و سياسي

    هر چه حكومت عباسيان از دوران استقرار و ثبات آن فاصله مي گرفت، از نظر سياسي اقتدار آنها كاهش مي يافت، اين تنزل قدرت و حاكميت، از علل مختلف ناشي مي شد كه از جمله آنها نارضايتي اجتماعي و گسترش قيام هاي علويان و مفاسد هيأت حاكمه و شيوع فساد در اجتماع از سوي درباريان بود، نفوذ عناصر ناشايست در هرم قدرت و حاكميت از جمله عوامل كاهش اقتدار سياسي سلاطين عباسي بود.عباسيان در آغاز كار خود براي سركوب امويان و به دست آوردن منزلت اجتماعي شعار «الرضا من آل محمد» را سرلوحه برنامه هاي سياسي خود قرار دادند، اما پس از قدرت يافتن با كشتار علويان از اين شعار فاصله گرفتند. عنصر ايراني در اقتدار سياسي عباسيان نقش مهمي ايفا كرد، چنانكه از نظر فرهنگي و علمي، ايران نقش اساسي در انتقال علوم ايراني و هندي و يوناني به جهان اسلام داشتند.
    از نظر ديواني و تشكيلاتي و سياسي نيز اقتدار لازم را به نهادهاي قدرت عباسيان تزريق كردند. مديريت شايسته عناصر و خاندانهاي اصيل ايراني در تشكيلات حكومتي عباسيان غير قابل انكار است. بتدريج كه مديريت ايرانيان از تشكيلات كاسته شد، اقتدار نيز كاهش يافت. از طرفي، ايرانيان به خاطر حمايت از اهل بيت(ع) كه در شعار عباسيان ديده مي شد، همكاري نزديكي با آنها داشتند. دور از حقيقت نخواهد بود اگر فاصله گيري آنها از شعار و سركوب عناصر ايراني را از علل مهم كاهش اقتدار عباسيان بدانيم.(2)
    دشمني برخي از سلاطين عباسي مثل متوكل با خاندان امامت و علويان تا حدي بود كه امنيت مالي و جاني آنان در مخاطره بود. از اين رو، امام هادي(ع) با توجه به اين اختناق و نبود امنيت براي صيانت از جان و مال پيروان اهل بيت(ع)، فعاليتهاي كاملاً سري و پنهاني داشت.(3)
    امام هادي(ع) قبل از اينكه توسط مأموران عباسي به سامرا احضار شود، در مدينه سكونت داشت كه مركز علمي و فقهي بزرگ جهان اسلام شمرده مي شد. فعاليتهاي علمي مناسب با جو علمي مدينه برقرار بود. براساس اظهار شيخ مفيد، امام مدت ده سال آخر دوره امامت را در سامرا سكونت اجباري و تحت نظر داشت.(4)
    اختناق شديد سياسي و شيوع شبهات فكري و عقيدتي دو پديده مهم دوره امام هادي(ع) بود كه اگر مواضع و تدابير امام نبود، اساس فكري مكتب اسلام و عقايد بنياني آن مثل توحيد گرفتار آشفتگي و در معرض تهديد جدي واقع مي شد.(5)
    اختناق شديد سياسي از سوي حاكمان دسترسي به امام را براي مردم مشكل مي نمود. از اين رو، عدم حضور امام در جامعه، مشكلات بزرگ عقيدتي را در پي داشت كه به بروز فرقه هاي مختلف مذهبي و كلامي و شيوع عقايد و آراي فكري سست در جامعه منجر مي شد و بدين علت بود كه دين اسلام در معرض خطرهاي جدي قرار داشت. با بروز اين آسيبها بود كه وجود امام معصوم(ع) براي صيانت از دين الهي و اسلام ناب در نزد خردمندان ضروري مي نمايد و به هر نحو فرهيختگان از مسير امامت و اهل بيت(ع) گسيخته نشده اند.
    از پيامدهاي تلخ سيطره اختناق سياسي، تفرقه بين پيروان اهل بيت(ع) بود. فرقه هاي مختلفي از شيعه در اين دوره گزارش شده(6) كه به مرور زمان در گرد شمع وجودي امامان بعدي اين اختلافها برچيده شد و از اين فرقه ها جز نامي در تاريخ نماند. آثار وضعي جو سياسي حاكم در جامعه، بروز و ظهور فراواني داشت كه امام هادي(ع) با تدابير اساسي، سياسي و علمي، زمينه هاي افزايش اين گونه پيامدها را از بين برد، تدبير خاص امام براي ايجاد هماهنگي و همبستگي بين جمعيت پيروان اهل بيت(ع) كه در شهرهاي مختلف جهان اسلام بودند، با مؤلفه (وكالت) صدها نتيجه زود بازده و آينده ساز داشت.

    تشكيل سازمان وكالت

    سازمان وكالت و نيابت از طرف امام معصوم(ع) در دوره هاي پيشين مصداق داشت. اما در دوره امام هادي(ع) اين سازمان وسيع علمي و فكري و سياسي از نمود خاص و برجستگي ويژه اي برخوردار شد و فوايد مهمي را در پي داشت:
    الف) كاركرد سازمان وكالت در انسجام و ساماندهي علمي و اجتماعي، امنيتي
    1) پيوند مستمر بين امام و پيروان در اقصي نقاط جهان اسلام كه مي توانست پيام امام را مثل ابزار ارتباطي امروزين بسرعت و به طور نظام مند به شيعيان از يك كانال موثق و معتبر برساند، بدون اين كه از لحاظ امنيتي براي پيروان اهل بيت(ع) مشكل ساز باشد و از نظر جغرافيايي مكان آنها را براي ديگران معلوم سازد.
    2) اين عمليات و شبكه مهم مي توانست از نظر علمي و فقهي نيازهاي مردم را از منبع اصلي در دسترس قرار دهد كه رفع شبهات عقيدتي و فكري از نتايج بديهي و اوليه آن بود.
    3) شبكه گسترده وكالت تنها سازمان اقتصادي نبود بلكه سازمان بزرگ علمي نيز شمرده مي شد كه الگويي براي تشكيل حوزه هاي علمي امروز بود. منشأ علمي سازمان، امام معصوم(ع) بود و نيازها را رفع مي نمود. استمرار اين شبكه به مراكز علمي و حديثي بزرگ مثل مكتب قم و... تبديل شد. مسائل فقهي و كلامي از كانال مورد اطمينان براي پيروان به منزله يك چتر حمايتي بزرگ مصون بخش بود كه تهاجمهاي فرهنگي را نيز بدون واكنش آشكار فيزيكي پاسخ داده و دفع مي نمود. شبكه وكالت در حقيقت به منزله يك دانشگاه بزرگ زنجيره اي بود كه پيروان اهل بيت(ع) را از نظر فكري و نيازهاي علمي روزمره با مركز به صورت نامحسوس و سريع مرتبط مي نمود. برخي گمان كرده اند سازمان وكالت تنها فعاليتهاي مالي داشته، در حالي كه تدبيري بود كاملاً اساسي و بنياني براي سامان سازي علمي و فرهنگي براي حفظ اسلام ناب. چون اين نهاد توسعه يافته در شهرها و مناطق مهم شبكه هاي مطمئن داشت كه كاركردهاي تأثيرگذار و مهم براي حال و آينده داشت.
    ب) كاركرد سازمان وكالت در ساماندهي و صيانت عقايد مذهبي

    1. شبهه زدايي از توحيد

    در دوره امام هادي(ع) شبهات مهم فكري و كلامي در جامعه اسلامي رواج داشت و عقايد مردم را تهديد مي كرد. مثل شبهه تشبيه و تجسيم درباره خداوند، كه عده اي به اين عقيده گرايش داشتند. امام(ع) با موضع برهاني اين نظريه را مردود شمرد و فرمود، پيروان اهل بيت(ع) درباره خداوند به جسميت قائل نيستند، چون لازمه تشبيه خداوند به اشياي ديگر، تصور جسميت است، و چيزي كه جسم است خود معلول است، شأن خداوند بري از اين تمثيلهاست، چون جسم داشتن، محدود شدن به مكان و زمان و عوارض ديگري نظير پيري، فرسودگي و... را در پي دارد. در حالي كه ذات خداوند پاك از اين اوصاف است.(7)
    اين عقيده همان عقيده است كه سبب پيدايش تثليث در مسيحيت شده و آنها براي خداوند شريكي قائل شده اند. امام با برخورد صريح، از شيوع اين افكار در بين مردم و پيروان اهل بيت(ع) پيشگيري نمود. اين شبهات و نظاير آنها اساس توحيد را كه اولين و مهمترين دستاورد پيامبران الهي است، مورد مخاطره قرار مي داد. وجود امام هادي(ع) در اين برهه از زمان اين وظيفه را عهده دار است كه از توحيد پاسداري و براي اين منظور برنامه هاي اساسي پي ريزي و از طريق سازمان وكالت، اين مسائل را به نقاط مختلف جهان اسلام ابلاغ نمايد.
    از اين رو، راهكارهاي ائمه(ع) در هر زمان به نحو مقتضي صيانت بخش است. اگر در كلاس درس امام صادق(ع) بدون وجود محدوديت و اختناق سياسي از نقاط مختلف حضور دارند، نيازي ضروري براي تشكيل شبكه مخفي وكالت احساس نمي شود. در زمان امام هادي(ع) اقتضا جهت تقويت و يا پايه ريزي چنين ابزار ارتباطي وسيع و مطمئن وجود دارد، لذا تدابير ائمه كاملاً روزآمد است كه بايد براي ما الگو باشد و بايد جهت رويارويي و ابلاغ پيام اهل بيت(ع) فعاليتهاي خود را با زمان و ابزار و رسانه هاي موجود روز آمد و مطابقت دهيم.

    ابزار مهم سازمان وكالت در ساماندهي علمي

    روشي كه در اين دوره بيشتر در شبكه وكالت مورد استفاده بود، استفاده از نوشتن بود، چون «نوشتن» لازمه پيام رساني گسترده و مخفي كه مورد استراق سمع قرار نگيرد، بود و به صورت نامه نگاري از طريق پيكهاي مورد اطمينان به نقاط مختلف ارسال مي شد. گاهي شبهه ها و سؤالها و نيازهاي علمي از سوي وكيلان مستقر در نقاط مختلف به دست امام مي رسيد و امام نيز با نوشتن پاسخ و ارسال آنها حل مشكل مي نمود و بدين وسيله علوم اهل بيت(ع) را از آلودگي هاي فكري صيانت مي كرد(8)
    براي نمونه، درباره رؤيت خداوند شبهات كلامي و عقيدتي در اين دوره به فراواني شايع بود. احمد بن اسحاق در اين باره از امام به صورت مكتوب سؤال مي كند، امام در جوابش مي نويسد: رؤيت درست نيست، چون كسي كه مدعي رؤيت است محدود است و امكان ندارد ارتباطي بين محدود (انسان) و نامحدود (خداوند) برقرار شود، تا كسي خدا را به چشم ببيند، چون اسباب رؤيت و مشاهده برقرار نيست و محال است چنين چيزي محقق شود، زيرا سنخيت بين رائي و مرئي وجود ندارد؛ بدين معنا كه بايد بيننده را نوري باشد و نورش به قدري قوي باشد و به شئ مقابل برسد تا او را ببيند، چون اين امكان براي بيننده نيست، ارتباط برقرار نخواهد بود؛ از اين رو ديدن محال است.(9)

    2. شبهه زدايي از امامت

    امامت مهمترين پايگاه حفظ اصول و ارزشهاي ديني است كه در دوره هاي مختلف مدعيان دروغين شبهات فراواني در آن ايجاد كرده و هر فرقه اي با پيروي از افكار منحرف افراد، مدعي امامت آنها شده اند. از علل تعدد فرقه هاي انحرافي در بين امت اسلام، ناشناخته ماندن جايگاه امامت در اسلام است.
    امام هادي(ع) در اين راستا اقدام بسيار اساسي براي تبيين جايگاه امامت انجام دادند. بارزترين و بهترين سند، شناسايي امامت از ميراث امام هادي(ع) به نام «زيارت جامعه كبيره» است كه معتبرترين منبع امام شناسي مي باشد. امام(ع) با شيوه خاصي آن را تبيين نموده و در ضمن آن غلو را در حق ائمه(ع) مردود شمرده است.
    امام در مقدمه زيارت، ذكر صد مرتبه تكبير را كه دليل وحدانيت خداوند و توحيد است لازم مي شمارد، پس از آن جايگاه واقعي اهل بيت(ع) را براي باطل كردن مدعيان امامت با زبان دعا و زيارت روشن مي كند.(10)
    معرفي اهل بيت(ع) به عنوان معدن و سرچشمه علم در اين دعا و مضامين ديگر، رد ضمني عقايد فرقه هاي مختلف است كه به امامت حاكمان اموي و عباسي و ديگران معتقد بودند و حديث نبوي «من لم يعرف امام زمانه ماته ميتة جاهلية» را به سلاطين تأويل مي كردند و آنها را امام مفترض الطاعة مي شمردند.
    اين ميراث گرانسنگ امامت (جامعه كبيره) بهترين شيوه براي ساماندهي فكري جامعه اسلامي در آن مقطع و در حال حاضر است كه سبب ثبات فكري و عدم انحراف پيروان راستين اهل بيت(ع) از گرد شمع روشن امامت شده است كه با مراجعه به متن و شرحهاي نوشته شده به آن، مي تواند جايگاه امامت و خليفة اللهي را در زمين روشن كند.
    اين فرهنگ سازي از طرف امام دو جنبه اثباتي و سلبي دارد: جنبه اثباتي، دفاع از منزلت اجتماعي و هدايتي ائمه و برقراري حلقه اتصال امت با امام و برتري اهل بيت(ع) از جهات فراواني كه هرگز قابل مقايسه با ديگران نيستند و... و جنبه سلبي، نيز انديشه غلات را درباره امامت منتفي و مردود مي شمارد و شهادت بر وحدانيت خداوند و نفي شرك از ذات او را در آغاز و در ضمن زيارت، در پاسخ غاليان به مردم القا مي كند: «و المخلصين في توحيد ا... و التامين في محبة ا... و المظهرين لامر ا... و نهيه». آن حضرت در اين زيارت، عصمت امامت را براي ابطال عقايد معتقدان به امامت حاكمان اموي و عباسي و ديگران مطرح مي فرمايد: «... و اذهب عنكم الرجس...».

    3. بسترسازي ولايت و مرجعيت جهت آمادگي شيعه براي درك دوره غيبت كبري

    از جمله اقدامهاي مهمي كه از دوره امام هادي(ع) و اقدامهاي آن حضرت در تأسيس شبكه وكالت مي توان استنباط كرد، پراكنده نمودن و انتخاب و گسيل نمايندگان به مراكز مختلف با عنوان وكيل است. در اين دوره، وكالت سازمان يافته به صورت اساسي از برجستگي ويژه اي برخوردار است كه در عصر امام عسكري(ع) نيز همين رويه استمرار دارد، در حالي كه در دوره هاي پيشين مثل دوره امام رضا(ع) و امام جواد(ع) محدوديت و اختناق ايجاد شده، در عصر امام هادي(ع) وجود نداشت و دسترسي به امام معصوم نسبت به اين دو(ع) آسان تر صورت مي گيرد. بتدريج كه به عصر امامت امام زمان(عج ا...) كه نزديك مي شويم، اختناق شدت مي يابد و امامت در حصر قرار مي گيرد و از انظار عمومي و دسترس مردم دور و شبكه وكالت مهم مي شود.
    در دوره امام عسكري(ع) نياز بيش از دوره امام هادي(ع) احساس مي شود، در دوره غيبت صغري اهميت زيادي مي يابد و تعداد نواب خاص و بزرگ در طول غيبت به چهار نفر منحصر مي گردد. در آغاز دوره غيبت كبري با اشاره امام به نايب آخر كه مي فرمايد «مردم در حوادث و رويدادها به راويان احاديث ما مراجعه كنند، چون غير از فقها حافظين احاديث و ناقلين آنها هيچ طبقه اي از اهل علم نيستند» از اين روي مرجعيت شيعه با اين عنايت به وجود مي آيد و انديشه پويا براي حفظ مكتب اهل بيت(ع) بر اساس آن مستقر مي شود.
    اين جايگاه عظيم نيز كه هدايت كننده افكار پيروان اهل بيت(ع) و انسجام بخش و تضمين كننده بقاي دين است، مهمترين دستاورد سامان سازي تحولات فكري توسط امام هادي(ع) است كه آينده مكتب اهل بيت(ع) را در مقابل حوادث و رويدادها بيمه و از انفعال و انكسار نجات مي بخشد.(11)

    4. دفاع از حريم قرآن ميراث نبوت

    همان طور كه توحيد، مهمترين دستاورد پيامبران و پيامبر خاتم(ص) با افكار انحرافي مورد هجوم و تحريف قرار گرفت، قرآن كريم نيز با عنوانهاي مختلف و افكار التقاطي مورد هجوم واقع شد. در برخي از دوره ها تحت عنوان حادث و قديم بودن كتاب خدا و در دوره اي شبهه تحريف قرآن در زبانها افتاد و عده اي در صدد القاي شبهات مختلف نسبت به اعتبار قرآن برآمدند، چنانكه اين گونه شبهات از طرف سلفي ها در عصر ما به شيعه نسبت داده مي شود، در گذشته نيز به شيعه و فرقه هاي ديگر نسبت داده مي شد.(12)
    در عصر امام هادي(ع) اين شبهه رواج يافت. آن حضرت به شدت از حريم قرآن كه بزرگترين ميراث نبوت است و تنها امامت مي تواند به بهترين وجه از آن دفاع نمايد، دفاع نمود و شبهات مطرح را پاسخ داد و در اين راستا ائمه(ع) پيش از او در استدلالهاي خود در مقابل معتزله و اهل جبر و تفويض ابتدا به قرآن استناد و در شبهات مختلف فكري از آن بهره مي جويند، چنان كه امير مؤمنان(ع) از جايگاه قرآن دفاع مي كند.(13)
    امام هادي(ع) نيز شبهه تحريف قرآن را با استناد به آيات مختلف در مسائل كلامي پاسخ مي دهد. نتيجه اي كه از سيره اين امام بزرگوار مي توان گرفت اين است كه در ساماندهي تحولات فكري، مهمترين مؤلفه و كاركرد پاسخ دادن به شبهه ها و سؤالها در جامعه اسلامي است كه با استناد به قرآن و سيره نبوي و اهل بيت(ع) مي توان به آن جامه عمل پوشيد.

    5. جبرزدايي از مكتب اهل بيت(ع)

    از مباحث فكري و عقلي مهم دوره امام هادي(ع) رشد گرايش به جبر در ميان فرقه هاي مختلف بود، كه اساس اين انديشه در قرن اول پايه گذاري شده و در جهان اسلام توسط امويان ترويج گرديد. اهل بيت پيامبر(ص) براي زدودن چهره واقعي دين اسلام از اين غبار كه توسط طرفداران انديشه جبر به قرآن كريم نسبت داده مي شد، در مقابل اين انديشه موضعگيري نمودند، چنانكه در زمان امير مؤمنان(ع) نيز اين انديشه وجود داشت و پس از آن تا عصر امام صادق(ع) و اوج رواج اين بحث در عصر امام رضا(ع) بود كه با موضعگيريهاي عالمانه آن حضرت، مكتب اهل بيت(ع) از اين گرايشهاي فكري پالايش شد.
    در دوره امام هادي(ع) جبرگرايي (نفي اختيار) و اعتقاد به تفويض (اختيار كامل) دوباره اوج گرفته و عقايد و افكار پيروان اهل بيت(ع) را دچار آشفتگي و سرگرداني نموده بود. از اين رو، شيعيان و بزرگان قوم در اين باره از طريق نامه نگاري كسب آگاهي كردند.
    امام هادي (ع) نامه اي نسبتاً طولاني در رد اين شبهه هاي فكري به آنها نوشت و از هر دو انديشه و ابتلاي به آن بر حذر نمود. درباره مردود بودن جبر فرمود: «جبري كه لازمه آن نسبت دادن ظلم به خداوند است در حالي كه خداوند صريحاً در كتاب خود مي فرمايد: «خداوند به احدي ظلم نمي كند، اعمال انسان توسط خود انسان كسب مي شود و خداوند هرگز ظلم كننده به بندگان نيست.» آيا سزاوار است انسان گناه كند و آن را به خداوند نسبت دهد، در حالي كه ذات حق بري از گناهان است؟
    درباره رد تفويض ابتدا به سخن امام صادق(ع) استناد كرده و مي فرمايد: خداوند به بندگان اختيار داده نه اين كه امور را اهمال نموده تا انسان هر كاري را مرتكب شود، بلكه عقوبت و پاداش را در قيامت براي اين قرار داده است كه انسان به خير و اجتناب از بدي گرايش داشته باشد و از معاصي پرهيز كند، اگر معتقد به تفويض كامل باشيم، عبادت خدا و اطاعت از پيامبران كار بيهوده اي خواهد شد. لازمه آن كه نقض غرض است و ذات الهي منزه از اين نسبتهاست.(14)
    مكتب اهل بيت(ع) از اين نسبتها پاك است. طرفداران جبر براي حفظ حكومتهاي باطل خود به ترويج اين انديشه ها مي پرداختند تا قدرت انتخاب را از انسان گرفته و او را در مقابل تصميم پادشاهان منفعل و مغلوب نمايند و قدرت اعتراض و قيام در برابر ظالم از او سلب شود. ائمه با زدودن اين افكار از مكتب اهل بيت(ع)، پيروان خود را نسبت به سرنوشت خود آگاه و در تمام امور تصميم گيرنده و تأثيرگذار مي دانستند و هرگز آنها را در برابر ستمگران تسليم و سازشگر نمي خواستند، بلكه به شيعه مي آموختند كه زندگي متعادلي داشته باشد و از جبر كه توجهي براي حاكميت ظالمان بود، برحذر باشند. از طرفي، از ترويج اباحي گري در سايه تفويض نيز گرفتار افراط نشوند.
    بدين سان، امام هادي(ع) اسلام واقعي را با ساماندهي فكري بسيار مدبرانه، از انحرافها پاسداري نمود.

    پی نوشت ها:

    1. شيخ مفيد، الارشاد، ج2، ص298.
    2. ر.ك: خضري، سيد احمدرضا، خلافت عباسي از آغاز تا پايان آل بويه.
    3.مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، ، ص176.
    4. شيخ مفيد، همان، ج2، ص312.
    5. شيخ صدوق، توحيد، تصحيح حسين تهراني، ص31.
    6. مشكور، محمد جواد، تاريخ شيعه و فرقه هاي اسلام، صص146 151؛ اشعري قمي، المقالات و الفرق، صص50 91.
    7. شيخ صدوق ،ص97
    8. در دوره امام صادق و امام باقر و ائمه ديگر(ع) واژه «سوال كردم از امام» زياد است كه نشان دهنده امكان ارتباط حضوري بوده ولي در عصر امام هادي(ع) اكثر روايات با واژه «كتبت نوشتم» فراوان است. ر.ك: مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج50، ص177
    9. توحيد، همان، ص109.
    10. ر.ك: شيخ عباس قمي، مفاتيح الجنان و كامل الزيارات.
    11. ر.ك: شيخ مفيد، ارشاد، ج2؛ مجلسي، بحارالانوار، ج50.
    12. حراني، تحف العقول، ترجمه احمد جنتي، ص730.
    13. ر.ك: حسنلو، اميرعلي، قرآن و معصومان در آينه علوي، ص33
    14. حراني، همان، صص736 740.



    چگونگي مواجهه امام هادی با خلفاي عباسي -

    امام هادي در سال 212هجري قمري در منطقه «صريا» كه در اطراف مدينه است به دنيا آمد. آن حضرت 42 سال در اين جهان زيست و سرانجام در رجب سال 254 هجري قمري به دست معتز عباسي مسموم شد و به شهادت رسيد. سوم رجب، سالروز شهادت آن حضرت است. به اين مناسبت نوشتار حاضر، نگاهي به ابعاد مواجهه امام دهم(ع) و نوع تعاملي كه خلفاي عباسي با آن حضرت داشتند را ارائه مي دهد. اميد است مورداستفاده خوانندگان محترم قرارگيرد.
    تعامل خلفاي عباسي
    خلفاي عباسي مي دانستند كه باوجود امام هادي(ع) نمي توانند به راحتي دستگاه قدرت را طبق خواسته خود گسترش دهند و مردم را زير يوغ ستم بكشانند به همين خاطر امام(ع) را در محاصره قرار دادند:
    الف- انتقال حضرت از مدينه به سامراء: امام هادي(ع) را مانند جد بزرگوارش امام رضا(ع) از مدينه النبي(ص) بالاجبار خارج ساختند تا بيشتر حضرت را در محاصره خود قرار دهند نامه اي به ظاهر محترمانه توسط متوكل نوشته شد تا امام(ع) به سامراء بيايد و او بتواند براحتي نقشه هاي خود را عملي سازد كه مهمترين نقشه او محروم كردن مردم از نور امامت بود.
    «يزداد» طبيب مسيحي و شاگرد «نجتيشوع» با اشاره به انتقال اجباري امام(ع) به سامراء مي گفت: اگر شخصي علم غيب مي داند، تنها اوست. او را به اينجا- سامراء- آورده اند تا از گرايش مردم به سوي او جلوگيري كنند زيرا باوجود وي حكومت خود را در خطر مي بيند
    1

    زندگي سياسي امام هادي (عليه السلام) -

    زندگي سياسي امام هادي (عليه السلام)

    نويسنده: سيد محمد امام جزائري

    امام دهم از امامان دوازده گانه شيعه اماميه، علي بن محمد (عليهما السلام)، ملقّب به نقي و هادي است. آن حضرت همانند پدر خود در سنين کودکي (هشت سالگي) به امامت رسيد. ايشان در دوران 33 ساله امامتش با شش خليفه عباسي معاصر بود. از ميان اين شش خليفه، تنها منتصر بود که بعد از ظلم و ستم بي اندازه پدرش متوکل، رفتاري همانند عمر بن عبدالعزيز (از خلفاي اموي) را از خود به نمايش گذارد، ولي خلافتش فقط شش ماه تداوم يافت و خليفه بعدي (مستعين) ستم بر مردم، خصوصاً بر علويان را از سر گرفت.
    در دوران امام هادي (عليه السلام)فشار زيادي بر علويان وارد گرديد همين امر قيام هاي متعددي را عليه خلفاي عباسي برانگيخت؛ امام براي رعايت تقيّه، هيچ يک از آن قيام ها را تأييد نکرد. از ميان خلفاي ششگانه معاصر امام هادي (عليه السلام)، متوکل در دشمني با اهل بيت مشهورتر بود. وي حدود پانزده سال حکومت کرد و بيش از ساير خلفا، معاصر امام دهم بود، در اين مقاله شيوه هاي برخورد امام هادي (عليه السلام)با متوکل آمده است.


    شيوه هاي مقابله امام با دشمنان

    1. بهره گيري از تقيّه

    مواجهه فکري و عملي امام چهارم تا امام يازدهم، براساس «تقيّه» بوده است و هر چه فشار خلفاي ستمگر بر علويان و شيعيان بيشتر مي شد، تقيّه نيز ضرورت بيشتري پيدا مي کرد. يکي از دوران هاي سخت شيعيان، دوران امام هادي (عليه السلام)بود. خلفاي اين دوره غالباً فرماندار شهرها را از دشمنان علويان بر مي گزيدند و از جمله اين افراد، عمر بن فرج رخجي بود که به فرمانداري مکه و مدينه برگزيده شد. در چنين شرايطي امام، شيعيان را به تقيّه دعوت مي کرد. از امام حسن عسکري (عليه السلام)نقل شده که مي فرمايد:
    شخصي نزد امام هادي (عليه السلام)آمد و گفت: اي فرزند رسول خدا ! امروز به عده اي از عوام اين شهر گرفتار شدم، آنان مرا گرفتند و گفتند: آيا به امامت ابوبکر بن ابي قحافه اعتقاد نداري؟ من ترسيدم و خواستم بگويمک نه ، از باب تقيّه گفتم: آري. يکي از آنان دست خود را بر دهانم گذاشت و گفت: تو دروغ مي گويي، به آنچه من مي گويم، پاسخ بده. گفتم: بگو گفت: آيا باور داري که پس از رسول خدا، امام به حق و عادل، ابوبکر بن ابي قحافه است و علي در امامت حقي نداشته است؟ من گفتم: بله، ولي يکي از چهارپايان خود را در نظر گرفتم. گفت: من قانع نمي شوم، مگر آنکه بگويي: سوگند به خدايي که هيچ معبود به حقّي جز او نيست، ابوبکر بن ابي قحانه، امام است. گفتم: سوگند به خدايي که هيچ معبود به حقّي جز او نيست که چنين و چنان صفات دارد، ابوبکر بن ابي قحافه، امام است و از آن سخن، امام پيروانش را که امامت او را باور دارند، در نظر گرفتم. آنان پذيرفتند و پاداش نيک به من دادند و رها شدم، اينک حال من نزد خدا چگونه است؟
    امام هادي (عليه السلام)فرمود: فرمود: بهترين حال است. خدا به خاطر رفتار نيک تقيّه، همراهي با ما در «اعلي عليين» را براي تو واجب کرد.(1)
    اگر چه امام هادي (عليه السلام)در حال تقيّه بود، ولي مانند ساير امامان با حاکمان جور زمان خود به طور غير مستقيم مبارزه مي کرد، بي آنکه حساسيّت دستگاه عباسي را متوجه خود کند.

    2. نهي از ياري حکومت عباسي

    امام در فرصت هاي مناسب، با نامشروع معرفي کردن حکومت عباسيان، مسلمانان را از هرگونه همکاري با آنان- مگر در موارد ضرورت - برحذر مي داشت و با اين کار چهره اين حاکمان ظالم و فاسد را براي مردم بيشتر آشکار مي کرد. گاهي امامان، خصوصاً از زمان امام هفتم به بعد، به برخي از شيعيان اجازه مي دادند که وارد مناصب حکومتي شوند و اين زماني بو که آنها از کفايت لازم برخوردار بودند و مي توانستند در مناسبت هاي مختلف به شيعيان کمک کنند. در اين زمينه نقل شده است:
    محمد بن علي بن عيسي- از کارکنان دولت عباسي- نامه اي به امام هادي (عليه السلام) نوشت و پرسيد: نظر شما درباره کارکردن براي بني عباس و پول گرفتن از آنان در مقابل کار چيست؟ امام در پاسخ فرمود: آن مقدار از همکاري که به جبر و زور صورت گرفته، اشکال ندارد و خداوند عذرپذير است، ولي در غير اين موارد، ناروا و ناپسند است و در شرايط ناگزيري، اندکش بهتر از افزودنش است.
    او دوباره براي روشن تر شدن مطلب، به امام مي نويسد که انگيزه اش از همکاري با آنان فقط يافتن راهي براي ضربه زدن به آنها و تشفي خاطر است. امام پاسخ مي دهد: در چنين صورتي همکاري با آنها نه تنها حرام نيست، بلکه پاداش نيز دارد.(2)

    3. هدايت شبکه وکالت

    به دليل شرايط سخت اين دوره، ارتباط مستقيم امام با شيعيان ممکن نبود؛ لذا شبکه «وکالت» مي توانست بهترين راه ارتباطي حضرت با پيروان خويش باشد. يکي از اهداف اين شبکه، آگاه سازي سياسي مردم از سوي وکلاي امام هادي (عليه السلام)بود. وکلاي حضرت به تدريج تجربيات ارزنده اي را در سازماندهي شيعيان در واحدهاي جداگانه به دست آوردند.(3)
    گزارش هاي تاريخي متعدد نشان مي دهد که وکلاي شيعيان را بر مبناي نواحي گوناگون به چهار گروه تقسيم کرده بودند: نخستين ناحيه، مدائن و عراق (کوفه) را شامل مي شد. ناحيه دوم، شامل بصره و اهواز بود. ناحيه سوم، قم و همدان بود و ناحيه چهارم، حجاز، يمن و مصر را در بر مي گرفت.(4)

    تبعيد امام هادي (عليه السلام)به سامرا

    پيشتر به سخت گيري هاي متوکل در برابر علويان اشاره شد و در اينجا لازم است ابتدا درباره برخورد وي با امام هادي (عليه السلام)مطالبي ذکر کنيم و سپس به اقدامات امام بپردازيم.
    اولين برخورد متوکل با امام هادي (عليه السلام)، خارج کردن حضرت از مدينه و آوردن ايشان به سامرا (محل خلافت متوکل) است. متوکل با تقليد از روش مأمون که امام رضا (عليه السلام)را به محل خلافت خود؛ يعني خراسان کشاند، امام هادي (عليه السلام)را به سامرا آورد تا بدين وسيله رفت و آمدهاي امام را کنترل کند. يحيي بن هرثمه(5) که مأمور انتقال دادن امام به سامرا بود، مي گويد:
    مردم با شنيدن اين خبر، ناله زدند و در اين کار چنان زياده روي کردند که تا آن زمان، مدينه چنين وضعي به خود نديده بود.
    آنها بر جان امام هادي (عليه السلام)مي ترسيدند. براي آنها قسم خوردم که من هيچ دستوري براي رفتار خشنونت آميز با امام هادي (عليه السلام)را ندارم و هيچ خطري امنيت آن حضرت را تهديد نمي کند.(6)
    اين قضيه بيش از هر چيز، اوج محبوبيت امام دهم را نشان مي دهد. متوکل به رغم تمام جسارت هايش به شيعيان، در ظاهر امام هادي (عليه السلام)را محترمانه به سامرا آورد و علت اين امر، محبوبيت زياد امام در ميان مردم و ترس متوکل از تحريک احساسات آنان بود. امام اگر چه به سامرا سفر کرد، اما بعدها فرمود: «مرا با جبر و اکراه به سامرا آوردند».(7)
    امام هادي (عليه السلام)پس از سفر اجباري به سامرا تا پايان عمر شريف خود؛ يعني بيست سال در اين شهر به سر برد. شيخ مفيد با اشاره به اقامت اجباري امام هادي (عليه السلام)در سامرا مي نويسد: آن حضرت به ظاهر مورد احترام خليفه بود، ولي در باطن عليه آن حضرت دسيسه کرد که البته هيچ يک از اين نقشه ها در عمل موفق نبود.(8)

    نمونه هايي از اقدامات متوکل

    امام (عليه السلام)دوران اقامت اجباري اش در سامرا را به ظاهر آرام اما تحت نظارت کلي خلفاي عباسي بود و متوکل گاهي بنابر غرض هايي، امام را احضار مي کرد. رفتار امام با شکيبايي همراه بود و آن حضرت مي کوشيد که جان شيعيان و خودش حفظ گردد. نمونه هايي از اقدامات متوکل و رفتارهاي امام (عليه السلام)را ذکر مي کنيم.

    1. سؤال از تفسيرآيه

    متوکل دريافته بود که از نظر امام (عليه السلام)آيه (وَ يَومَ يَعضُّ الظَّالِمُ علي يديهِ يقولُ يا ليتني اتَّخذتُ مع الرَّسُولِ سبيلاً)؛ (9) «و به خاطر بياور روزي را که ظالم دست خويش را از شدت حسرت به دندان مي گزد و مي گويد: اي کاش! با رسول خدا راهي برگزيده بودم». اشاره به برخي از خلفاست از اين رو، به فکر سوء استفاده از اين مسئله افتاد و خواست با مطرح کردن آن، حضرت را در مقابل «اهل حديث» قرار دهد.(10) به همين جهت زماني که افراد زيادي در مجلس بودند، درباره مصاديق اين آيه از امام هادي (عليه السلام)سؤال کرد. امام با هوشياري و رعايت اصل تقيّه فرمود: منظور دو نفر هستند که خداوند از آنها به کنايه سخن گفته و با عدم تصريح به نامشان، برآنان منّت نهاده است. آيا خليفه مي خواهد آنچه را که خدا مخفي نگاه داشته، در اينجا بر ملا کند؟ متوکل گفت: نه. (11) به اين ترتيب امام، متوکل را در رسيدن به هدف، ناکام گذاشت.

    2. دعوت به نوشيدن شراب

    متوکل گاهي دستور مي داد که خانه امام را به دقت بازرسي کنند و مأموران هر بار با دست خالي بر مي گشتند، اما متوکل باز هم نگران بود و احساس خطر مي کرد. براي مثال، يک بار نزد متوکل از امام هادي (عليه السلام)سعايت کردند و به او گفتند که در منزل امام، اسلحه و نوشته و اشياي ديگري است که از شيعيان قم به او رسيده است و او عزم شورش بر ضد حکومت را دارد. متوکل گروهي را به منزل آن حضرت فرستاد و آنان شبانه به خانه او هجوم بردند، ولي چيزي به دست نياورند. امام را در اتاقي تنها ديدند که در به روي خود بسته است و جامه پشمين بر تن دارد و بر زميني مفروش از شن و ماسه نشسته و به عبادت خدا و تلاوت قرآن مشغول است. امام را با همان حال نزد متوکل بردند و به او گفتند: در خانه اش چيزي نيافتيم و او را رو به قبله ديديم که قرآن مي خواند. متوکل با بي شرمي منحصر به فرد خود، جام شرابي را که در دست داشت، به آن حضرت تعارف کرد! امام سوگند ياد کرد و گفت: گوشت و خون ما با چنين چيزي آميخته نشده است، مرا معاف بدار! او دست بر نداشت و گفت: شعري بخوان. امام فرمود: کمتر شعر مي خوانم.
    اما متوکل اصرار ورزيد و آن حضرت شعري را براي او خواند که ما ترجمه قسمتي از آن را ذکر مي کنيم:
    «بر بلنداي کوه ها، شب را به سحر آورند؛ در حالي که مردان چيره و نيرومندي از آنان پاسداري مي کردند، ولي قله ها نتوانستند آنان را (از خطر مرگ) برهانند.
    آنان پس از مدت ها عزتمندي، از جايگاه هاي امن به زير کشيده شدند و در گودال هاي (گورها) جايشان دادند. چه منزل و آرامگاه ناپسندي!...
    چه خانه هايي ساختند تا آنان را از گزند روزگار حفظ کند، ولي سرانجام پس از مدتي، اين خانه ها را ترک کردند و به خانه گور شتافتند!
    چه اموال و ذخايري انبار کردند، ولي همه آنها را رها ساختند و رفتند و آنها را براي دشمنان خود واگذاشتند!
    خانه ها و کاخ هاي آباد، به ويرانه ها تبديل شدند و ساکنان آنها به سوي گروهاي تاريک شتافتند!»
    شعر امام چنان تأثيري گذاشت که متوکل به سختي گريه کرد؛ به طوري که ريش او خيس گرديد و ساير حضار نيز گريستند. متوکل دستور داد بساط شراب را جمع کنند و چهار هزار درهم به امام تقديم کرد و آن حضرت را با احترام به منزل باز گرداند! (12)

    3. رفتار تحقيرآميز با امام

    متوکل کينه عجيبي به علويان داشت و جنايات زيادي را بر آنان روا داشت و اگر ترس از شورش مردم نبود، چه بسا امام هادي (عليه السلام)را در ابتداي خلافتش به قتل مي رساند، اما وقتي که به قتل رساندن امام را صلاح نديد، هر از چند گاهي سعي مي کرد امام را تحقير کند و او را بيازارد. او روزي امام را مجبور کرد تا مانند رجال دربارش (وزيران، اميران، نيروهاي نظامي و ديگر اطرافيان) لباس هاي فاخر بپوشد و خود را در بهترين شکل و قيافه بيارايد و مانند ديگران در رکاب متوکل- که سوار اسب حرکت مي کرد- پياده راه برود. تنها کسي که از پياده رفتن در برابر خليفه مستثنا بود، فتح بن خاقان، وزير کينه توز وي، بود که او نيز مانند متوکل سواره مي رفت. امام در اين ماجرا، مظلوم واقع شد و در عين حال توان انتقام از متوکل را نداشت؛ چرا که او خليفه بود و امام در سامرا غريبانه زندگي مي کرد. حضرت در چنين شرايطي بايد چه شيوه اي را در مواجهه با متوکل به کار مي گرفت؟
    ايشان رفتار پسنديده و عبرت آموزي را از خود بر جاي گذاشت و وقتي ياوري به جز خدا در مقابل متوکل جبّار نديد، شروع به خواندن «دعاي مظلوم بر ظالم» کرد.(13) امام هادي (عليه السلام)در اين دعا از خدا که فريادرس مظلومان است، مي خواهد که حق او را از سلطان جائر (متوکل) بگيرد و رشته پادشاهي آن متکبر را پاره کند و او را هلاک و رسوا سازد. خداي متعال نيز دعاي امام را اجابت کرد و متوکل در اوج قدرت و غفلت از ياد خدا و طبق گفته امام که دو روز قبل از مرگ وي، کشته شدن متوکل را پيش بيني کرده بود، پس از اينکه متوکل دستور قتل امام را به سعيد بن حاجب داد، مورد حمله شبه ترکان قرار گرفت و در خانه اش به قتل رسيد.(14)
    آري، از خداوند قادر که تمام قدرت ها به دست او است، جز اين انتظار نمي رود که دعاي عبد صالحش را به اجابت برساند. امام بدين طريق به مظلوماني که دستشان از تمام اسباب دنيوي کوتاه است، فهماند که به نيروي ماوراي بشري پناهنده شوند و شکوائيه خود را از ظالم به خدا عرضه کنند؛ چرا که فقط او قادر حقيقي است و در يک لحظه مي تواند قدرت هر کس را بگيرد و قوي را ضعيف گرداند.

    حساسيت امام به حفظ جان شيعيان

    متوکل که کينه عجيبي از امام هادي (عليه السلام) و ساير علويان داشت، با اينکه امام را از مدينه به سامرا کشانده بود و ايشان را تحت نظر داشت و شهر سامرا مانند زندان براي امام بود، ولي پاي خود را از اين هم فراتر گذاشت و دستور داد آن حضرت را زنداني کنند. صقر بن ابي دلف مي گويد:
    هنگامي که امام هادي (عليه السلام)را به سامرا آوردند، رفتم تا از حال او جويا شوم. چون به خدمت امام رسيدم، حضرت را در حالي ديدم که روي حصير نشسته و در برابرش قبري حفر شده است. سلام کردم. فرمود: بنشين! نشستم. پرسيد: براي چه آمده اي؟ عرض کردم: آمده ام از حال شما خبري بگيرم. در اين هنگام به قبر نظر کردم و گريستم. فرمود: گريان مباش که در اين گرفتاري، آسيبي به من نمي رسد. من خدا را سپاس گفتم، آن گاه از معناي حديثي پرسيدم، امام جواب گفت و سپس فرمود: مرا واگذار و بيرون رو که بر تو ايمن نيستم و بيم آن است که آزاري به تو برسانند.(15)
    اين ماجرا، اهميت حضرت به شيعيان را نشان مي دهد و امام در موارد مختلفي به پيروان گوشزد مي کرد که مراجعات فراوان نکنند و ديدار خود را با امام به حداقل برسانند.

    اميد بخشي به شيعيان

    امام در برابر با مشکلات عظيمي که از خلافت سلاطين بر شيعيان وارد مي شد، از آنان پشتيباني مي کرد. آن حضرت با بهره گيري از آگاهي و دانش امامت خويش، شيعيان را با آگاه کردن از آينده، به برچيده شدن بساط ظلم اميدوار مي کرد.(16) در اين زمينه نقل شده است: مردي از اهالي مداين که گويا از ظلم متوکل به تنگ آمده بود، از امام درباره مدت حکومت متوکل پرسيد. حضرت در پاسخ وي اين آيات را نوشت:
    «گفت هفت سال با جديت زراعت مي کنيد و آنچه را درو کرديد (جز کمي مي خوريد)، بقيه را در خوشه هاي خود بگذاريد ( و ذخيره کنيد) پس از آن، هفت سال سخت (و خشکي و قحطي) مي آيد که آنچه را ذخيره کرده ايد، مي خوريد، جز کمي که (براي بذر) ذخيره خواهيد کرد. سپس سالي فرا مي رسد که باران فراوان نصيب مردم مي شود و در آن سال مردم عصير (ميوه ها و دانه هاي روغني ) مي گيرند».(17)
    همانگونه که امام هادي (عليه السلام) فرموده بود، متوکل در نخستين روزهاي پانزدهمين سال حکومتش به قتل رسيد(18) و شيعيان فرصت اندکي پيدا کردند.

    پي نوشت ها :

    1- بحار الانوار، ج75، ص 405، 406.
    2- وسائل الشيعه، ج12، ص 137.
    3- سييره پيشوايان، ص 573 و 574.
    4- تاريخ سياسي غيبت امام دوازدهم، جاسم حسين، ترجمه: آيه اللهي، ص 137.
    5- يحيي بن هرثمه با مشاهده کراماتي از امام هادي (عليه السلام)سرانجام تحت تأثير شخصيت عظيم ايشان، شيعه گرديد. (بحار الانوار، ج50، ص144).
    6- تذکره الخواص، سبط بن جوزي، ص 359.
    7- بحارالانوار، ج50، ص 129.
    8- الارشاد، شيخ مفيد، ج2، ص 311.
    9- فرقان/ 27.
    10- متوکل برخلاف مأمون، معتزله را سرکوب کرد و اهل حديث را ارج و قرب نهاد.
    11- بحارالانوار، ج50، ص 214.
    12- مروج الذهب، ج4، ص 11.
    13- متن دعاي مظلوم، در کتاب «مهج الدعوات»، سيد بن طاووس، وجود دارد.
    14- کشف الغمّه، ج3، ص 184.
    15- بحارالانوار، ج50، ص 194و 195.
    16- ر. ک: مجله مبلغان، (مراد 1384)، ص 35، مقاله «مبارزات سياسي امام هادي (عليه السلام)». ابوالفضل هادي منش.
    17- يوسف/ 49-47.
    18- بحارالانوار، ج50، ص 186.

    منبع: نشريه فرهنگ کوثر، شماره87.

     



    چهل مروارید از صدف وجود امام هادی علیه السلام -
    چهل مرواریداز صدف وجود امام هادی علیه السلام

    گویند سخنان و نوشته های هر کس مبیّن روحیات و شخصیت وی می‌باشد. امیرالمومنین علیه السلام می‌فرماید: معرفِ هر کس زبان اوست و تا هنگامی که سخن نگفته در پشت زبانش پنهان است. کسی که به منبع فیض الهی وصل است سخنان پُر مغز و گرانبهایی ارائه می‌دهد که انسان ساز و سرنوشت ساز است. در این مقاله برخی از غنچه های کلام امام هادی علیه السلام را دستچین نموده و برای بهره گیری، تقدیم عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت می‌نماییم.

    هفت گفتار از امام هادی (ع) -

    هفت گفتار از امام هادی (ع)
    نویسنده: عبدالکریم تبریزی
    طلیعه

    حضرت امام علی النقی علیه‌السلام در نیمه دوم ماه ذی الحجه، سال 212 ق در اطراف مدینه و در منطقه «صریا» چشم به جهان گشود. پدر گرامی‌اش حضرت جواد علیه‌السلام و مادر ارجمندش سمانه مغربیه از بانوان با فضیلت تاریخ می‌باشد. مشهورترین القاب آن گرامی نجیب، مرتضی، هادی، نقی، عالم، فقیه، امین، مؤتمن، طیب، متوکل و عسکری است و در برخی منابع «ابوالحسن الثالث» و «فقیه عسکری» نیز گفته‌اند.
    آن بزرگوار در سال 220 و در هشت سالگی به مقام خطیر امامت نائل گردید و به مدت 33 سال رهبری اهل ایمان را عهده‌دار بود. امام هادی علیه‌السلام دوران امامت خویش را با خلفاء ستمگر عباسی همچون معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین و معتز سپری کرد.

    نیم نگاهی به«شرح فرازهایی از دعای عرفه» -

    نیم نگاهی به«شرح فرازهایی از دعای عرفه»
    نیم نگاهی به«شرح فرازهایی از دعای عرفه»
    نويسنده: سید جواد حسینی

    مطالب این نوشتار، برگرفته از اثری است تحت عنوان: «شرح گزیده‏ای از دعای عرفه» از عارف نامور، حضرت آیت‏اللّه‏ جوادی آملی، که اکنون مراحل تحقیق را، جهت تکمیل و انتشار، طی می‏کند تا به فضل الهی از سوی مؤسسه تحقیقاتی اِسراء منتشر شود و تشنگان معارف زلال اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‏السلام را سیراب نماید. امید آن‏که توفیق شرح و تبیین فرازهای باقیمانده این دعای شریف نصیب استاد محترم گردد.

    حقایق و معارفی از وقوف در عرفات -

    حقایق و معارفی از وقوف در عرفات
    حقایق و معارفی از وقوف در عرفات
    نويسنده: دکتر محمدعلی رضائی‌اصفهانی

    درآمد:

    عرفات، نام منطقه وسیعی در حدود 22 کیلومتری جنوب شرقی مکه که در میان راه مکه و طائف واقع است، این بیابان مسطح حدود 18 کیلومتر مربع وسعت دارد، و به وسیله کوه‌هایی که به شکل نیم دایره در اطرافش قراردارد، مشخص شده است.(1)
    حاجیان در روز عرفه (= نهم ذی الحجه) از ظهر تا مغرب شرعی در این منطقه حضور می‌یابند، چرا که توقف در عرفات (= وقوف) از ارکان حج است.

    البته حاجیان روز قبل عرفه (روز هشتم ذی الحجه) که روز «ترویه» نامیده می‌شود به طرف عرفات حرکت می‌کنند تا برای وقوف روز عرفه آماده باشند.

    پیامبران در سرزمین عرفات -

    پیامبران در سرزمین عرفات
    پیامبران در سرزمین عرفات
    نويسنده:عبدالكریم بی آزار شیرازی
    عرفات نام جایگاهی است كه حاجیان در روز عرفه (نهم ذی الحجه) در آنجا توقف می‎كنند و به دعا و نیایش می‎پردازند و پس از برگزاری نماز ظهر و عصر به مكه مکرمه باز می‎گردند و وجه تسمیه آن را چنین گفته‎اند كه جبرائیل علیه السلام هنگامی كه مناسك را به ابراهیم می‎آموخت، چون به عرفه رسید به او گفت «عرفت» و او پاسخ داد آری، لذا به این نام خوانده شد. و نیز گفته‎اند سبب آن این است كه مردم از این جایگاه به گناه خود اعتراف می‎كنند و بعضی آن را جهت تحمل صبر و رنجی می‎دانند كه برای رسیدن به آن باید متحمل شد. چرا كه یكی از معانی «عرف» صبر و شكیبایی و تحمل است. (1)

    عرفه؛ روزی بسان شب قدر -
    عرفه؛ روزی بسان شب قدر
    عرفه؛ روزی بسان شب قدر
    عرفه، از عیدهای بزرگ است، هر چند عید نامیده نشده است و روزی است که حق تعالی بندگان خویش را به عبادت و اطاعت ‏خود دعوت کرده، سفره جود و احسان خود را برای آنها گسترده است. شیطان در این روز، از همه اوقات خوارتر و حقیرتر و خشمناک ‏تر است .
    عرفات، نام منطقه وسیعی است ‏با مساحت ‏حدود ۱۸ کیلومتر مربع در شرق مکه معظمه، اندکی متمایل به جنوب که در میان راه طائف و مکه قرار گرفته است. زائران بیت‏الله الحرام در روز عرفه - نهم ذی الحجه - از ظهر تا غروب در این منطقه حضور دارند. در روایتی آمده است که آدم و حوا (علیه السلام) پس از هبوط از بهشت و آمدن به کره خاکی، در این سرزمین همدیگر را یافتند و به همین دلیل، این منطقه «عرفات‏» و این روز«عرفه‏» نام گرفته است. (۱)

    اعمال شب و روز عرفه -
    اعمال شب و روز عرفه
    اعمال شب و روز عرفه
    شب نهم از شب‎های متبرك و شب مناجات با قاضى الحاجات است و توبه در آن شب مقبول و دعا در آن مستجاب است. عبادت در این شب، اجر صد و هفتاد سال عبادت را دارد. براى شب عرفه چند عمل وارد شده است:
    1- دعایی که با با این عبارت آغاز می‎شود، خوانده شود اَللّهُمَّ یا شاهِدَ كُلِّ نَجْوى وَ مَوْضِعَ كُلِّ شَكْوى وَ عالِمَ كُلِّ خَفِیَّةٍ وَ مُنْتَهى كُلِّ حاجَةٍ یا مُبْتَدِئاً كه روایت شده هر كس آن را در شب عرفه یا در شب‎هاى جمعه بخواند خداوند او را بیامرزد.
    2- [به نقل كفعمى ] تسبیحات عشر را كه در اعمال روز عرفه آمده است را هزار مرتبه خوانده شود .
    3- دعاء اللّهُمَّ مَنْ تَعَبَّاَ وَ تَهَیَّاَ را كه در روز عرفه و شب و روز جمعه نیز وارد است، خوانده شود.
    4- زیارت امام حسین علیه السلام .

    اسرار وقوف در عرفات -
    اسرار وقوف در عرفات
    اسرار وقوف در عرفات
    نويسنده: آیت الله جوادی آملی(حفظه الله)

    امیرالمؤمنین امام علی‌ علیه السلام درباره‌‌ راز وقوف در عرفات فرمود: عرفات خارج از مرز حرم است و مهمان خدا باید بیرون دروازه، آنقدر تضرّع كند تا لایق ورود حرم شود.(1) از این‌رو شب و روز عرفه دعاهای مخصوص دارد كه جزو فضایل برجسته و وظایف مهم روز عرفه است. بنابراین، خداوند این گونه مهمانان خود را برای ورود در خانه‌ای كه انبیا ‌علیهم السلام به طهارت آن قیام و اقدام كرده‌اند: "و عهدنا إلی إبراهیم و إسمـعیل أن طهّرا بیتی"(2) تطهیر و پاك می‌كند؛ زیرا خداوند در خانه پاك، تنها مهمانان پاك را می‌پذیرد.

    وجه تسميه روز عرفه -

    وجه تسميه روز عرفه
    وجه تسميه روز عرفه

    مقدمه:

    روز عرفه از ايام باشكوه و عظيم است. روزي است كه در‌هاي آسمان را براي پذيرش تضرع‌هاي عاشقانه‌ بندگان ذات اقدس اله مي‌گشايند و باز هم آن فاعل بالعشق خواهان بازگشت اشرف مخلوقاتش به بارگاه امن‌اش است . آري باز هم فرصت براي بازگشت انسان به اصل و جايگاه اعلي اوليه‌اش را فراهم مي‌كنند، چقدر بزرگوارند و بزرگوارانه رفتار مي‌كنند. چقدر ظلم كرديم! چقدر ناديده گرفتيم آن همه رحمت را! ولي باز هم مي‌خوانندمان، دعوتمان مي‌كنند و مي‌خواهند همچو شب قدر به ارزش و منزلت خود نائل شويم. آري روز عرفه، روزي است كه حق تعالي بندگان خويش را به عبادت و اطاعت خود دعوت كرده و از آن سوي سفره جود خود را براي آنها گسترانيده است.




    akhlagh.net

    .: بازدید کنندگان پایگاه اخلاق :.

    14879امروزmod_vvisit_counter
    10630دیروزmod_vvisit_counter
    25509این هفتهmod_vvisit_counter
    34324این هفتهmod_vvisit_counter
    262514این هفتهmod_vvisit_counter
    174918ماه گذشتهmod_vvisit_counter
    14435147کل بازدیدهاmod_vvisit_counter