آیت الله ناصری , اخلاق

 114 مهمان حاضر
.

عضویت

ورود اعضا

پشتیبانی

تماس با ما

تلفن تماس

  • امروز جمعه ۲۸ شهریور ۱۳۹۳
  • اخبار:   

    حاج شیخ جعفر ناصری ادام الله ظله

    دانشنامه اخلاق
    تاریخ امام حسن عسگری ع
    مجموعه حضرت آیت الله ناصری
    کتابخانه تاریخ پیامبر اکرم ص

    جدید ترین مطالب سایت

    احادیثی ناب از امام جواد علیه السلام -

    تصاویر ویژه شهادت امام جواد علیه السلام-سال92

    امام جواد علیه السلام فرمودند:
    اَربَعُ خِصالٍ تُعینُ المَرءَ عَلَی العَمَلِ: اَلصِّحَّةُ، ‌وَ الغِنی، ‌وَ العِلمُ، ‌وَ التَّوفیقُ؛

     

    چهار ویژگی است که شخص را بر کار، ‌کمک می کند: تندرستی، بی نیازی، دانش و توفیق؛
    الفصول المهمّه، ‌ص 261

    شرح حدیث:

    عمل، در کنار ایمان، مایه امتیاز بشر است؛ البته کار نیک و «عمل صالح». در توصیه های دینی آمده است:اکنون که جوان وسالم هستید و توان کار دارید و نفس بر می آید و اعضاء و جوارحتان در اختیار شماست و هنوز مرگ شما فرا نرسیده است و از «نعمت حیات»برخوردارید، ‌عمل کنید. که فردا دیر است و مجال وقدرت نیست.
    نیز فرموده اند: « امروز، ‌روز عمل است و حساب نیست؛ فردای قیامت، روز حساب است و فرصت عمل نیست. »
    اما ابزار عمل چیست؟
    در این حدیث به چهار ویژگی که به انسان در انجام عمل کمک می کند، ‌اشاره شده است:نخست «سلامت بدن و تندرستی»، زیرا انسان ضعیف و بیمار، ‌توانایی انجام کار مطلوب را ندارد.
    دوم «ثروت و بی نیازی»، زیرا وسیله بسیاری از کارهای خیر و احسان و صدقه و کمک بهمحروم و قرض الحسنه دادن و تامین مخارج یتیمان و کمک به نیازهای عموم، ثروت و مال است.
    سوم«علم»، زیرا اگر دانایی نباشد، انسان با هیچ وسیله ای نمی تواند کوره راه های زندگی را طی کند وعمل شایسته انجام دهد.
    چهارم«توفیق»است، زیرا خداوند است که زمینه و شرایط و اسباب کار وعمل نیک را برای انسان فراهم می سازد.
    بعضی می خواهند زیارت بروند یا به مردم نیکی کنند، ولی توفیق پیدا نمی کنند.
    بعضی دوست دارند علم بیاموزند، ‌ولی وسایل آن فراهم نیست.
    و چه پسندیده است که همه اینها را از خدا بطلبیم. زیرا گنجینه همه خوبیهاو نیکی ها نزد اوست.

    منبع: حکمت های تقوی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام جواد علیه السلام)، جواد محدثی، ‌انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول(1391)
    ------------------------------------------------------------------------------------------
    امام جواد علیه السلام فرمودند:
    مَا اَجتَمَعَ رَجُلانِ اِلّا کانَ اَفضَلَهُما عِندَ اللهِ آدَبُهُما؛

    هرگز دو مرد با هم اجتماع نمی کنند، ‌مگر آن که برترین آن دو نزد خدا، کسی است که با ادب تر باشد.
    وسائل الشیعه، ج4، ‌ص 884
    شرح حدیث:
    ادب، ‌سرمایه ای گرانبهاست. ارزشمندترین میراث پدران و مادران برای فرزندان خود، ‌«ادب»است. میزان اعتبار و برتری و فضیلت اشخاص هم به درجه ادب و اخلاق آنان بستگی دارد.
    «ادب مردم، به ز دولت اوست. »
    و... این، سرمشقی است که بارها آن را در کلاسهای خط و خوشنویسی نوشته و تمرین کرده ایم. گاهی دو نفر با یکدیگر ملاقات می کنند، یا به دیدار هم می روند. در حدیث امام جعفر علیه السلام است که نزد خدا از این دو نفر آن یکی فضیلت بیشتری دارد که ادب بیشتری دارد.
    از خدا جوییم توفیق ادب
    بی ادب محروم ماند از لطف ربّ (1)
    اما ادب چیست؟
    گفتار نیک و ملایم و دور از کلمات سخیف و ناسزا، ابتدای دیدار با سلام و دست دادن، کلام دیگری را قطع نکردن و به سخن طرف گوش دادن. با پدر و مادر، با صدای بلند صحبت نکردن و پرخاشگری نداشتن. پیش دیگران پا را دراز نکردن. قبل از بزرگترها سر سفره دست به سوی غذا نبردن.
    در مسافرتها کمک به ضعیفان کردن.
    مایه ی اذیّت و آزار همسایه نشدن و... خیلی از این گونه امور، نشانه های «ادب»است.
    «با ادب باش، تا بزرگ شوی».

    پی نوشت:
    1. مثنوی مولوی، دفتر اول، بیت 87.
    منبع: حکمت های تقوی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام جواد علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، ‌چاپ اول (1391)
    ------------------------------------------------------------------------------------------------------
    امام جواد علیه السلام فرمودند:
    «اَلتَّوبَةُ عَلی اَربَعِ دَعائِمٍ: نَدَمٌ بِالقَلبِ، ‌وَ استِغفارٌ بِاللِّسانِ، ‌وَ عَمَلٌ بِالجَوارِحِ، ‌وَ عَزمٌ اَن لا یَعُودَ؛

    توبه بر چهار پایه استوار است: پشیمانی به دل، استغفار به زبان، کار (و جبران) با اعضاء، و تصمیم بر اینکه به گناه باز نگردد.
    کشف الغمّه، ‌ج2، ص349
    شرح حدیث:
    دریچه ای که به نام «توبه» به روی گنهکاران باز است، ‌موهبتی الهی و لطفی خاص است. تا بندگان خطاکار، باز هم از رحمت خدا برخوردار باشند.
    آنچه توبه را تشکیل می دهد، عناصر چهارگانه ای است که در این حدیث آمده است:
    اول: «پشیمانی قلبی»، تا گنهکار، ‌از عمل زشت خود در درون پشیمان نشود، ‌توبه مفهومی ندارد.
    دوم:«آمرزش خوهی به زبان» و به تعبیر دیگر«استغفار»، ‌که نشان دهنده ی تواضعِ خطاکار در برابر خدا و درخواست مغفرت و بخشایش از اوست.
    سوم:«جبران عملی»، چه در تکالیفی که مربوط به رابطه ی ما با خداست، چه در حقوقی که مردم بر گردن ما دارند؛ یعنی اگر کسی مال مردم را خورده، ‌یا به کسی تهمت زده است، ‌توبه اش پرداختِ حق النّاس و رفع تهمت از متّهم است.
    چهارم: تصمیم جدّی بر تکرار نکردن گناه.
    فرض کنید کسی سرقت کرده و به زندان افتاده است و می گوید توبه کرده ام. وقتی توبه اش واقعی است که عزم جدّی داشته باشد که اگر آزاد شد، هرگز سراغ دزدی نرود. و الّا اگر به فکر سرقتهای بعدی باشد، توبه اش جدی و واقعی نیست.
    قرآن کریم به صورت مکرر پس از بیان توبه، اصلاح را آورده است (تابو و اصلحوا)(1) و این اشاره دارد به اینکه توبه تنها استغفار به زبان نیست. بلکه باید در عمل نیز جبران کند.
    به هر حال، گناه نکردن، آسان تر از توبه کردن است.

    پی نوشت:
    1. بقره(2)، آیه 160؛ نساء(4)، آیه 146؛ آل عمران (3)، آیه 89؛ و موارد دیگر.
    منبع: حکمت های تقوی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام جواد علیه السلام)، جواد محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، ‌چاپ اول (1391)


    پای روضه ی ابن الرضا علیه السلام -

    امام جواد

    نقل اول

    ابن شهر آشوب در کتاب " مناقب آل ابیطالب " نقل می کند:

    پس از آن که مردم با معتصم بیعت کردند، به عبدالملك که والى مدینه بود نامه ای نوشت تا آن حضرت را همراه "ام فضل" روانه بغداد كند، هنگامی که حضرت وارد بغداد شد به ظاهر مورد احترام قرار گرفت، سپس معتصم به وسیله غلام خود "اشناس" شربتى براى امام فرستاد،



    عرفان حقیقی محصول چیست؟ -

    بحث های قرآنی نشان می دهد که اگر کسی جان خود را شفاف کند و از دغل، شبهه و خیانت دوری جوید، اسرار عالم را می یابد.


    تهذیب

    ذهن آدمی همواره دغدغه مند و کنجکاو در شناخت ناشناخته ها است، از این رو است که در سراسر زندگی سوالات بیشمار ذهن او را به خود درگیر می کند؛ در این میان پاسخ برخی سوالات به صورت تجربی برای او قابل یافتن است اما هستند بسیاری از سوالات که خارج از میدان تجربه انسان بوده و پاسخ آنها به آسانی بدست نمی آید. از این رو در سلسله مباحث نسیم اندیشه از لسان آیت الله جوادی آملی، مرجع شیعیان و مولف تفسیر تسنیم به برخی از این سوالات پاسخ داده می شود.

    عرفان علمی حصولی نیست، تا از راه تحصیل به دست آید، بلکه بیشتر از راه تهذیب و  تزکیه نفس حاصل می شود. در قرآن کریم آمده است: (یعلمهم الکتاب و الحکمة و یزکیهم)(1). بخش نخست آیه (یعلمهم الکتاب و الحکمة)، به فقه، اصول، حکمت و ... مربوط است و بخش دوم آن، یعنی (یزکیهم)، به عرفان اختصاص دارد. بحث های قرآنی نشان می دهد که اگر کسی جان خود را شفاف کند و از دغل، شبهه و خیانت دوری جوید، اسرار عالم را می یابد. گاه انسان آیینه جانش را به طرف مار، گرگ و عقرب نگاه می دارد و در آن جز گرگ و عقرب چیزی نمی یابد.

    تأملی در نکات اخلاقی داستان یوسف(علیه‌السلام) -


    حضرت یوسف علیه السلام در هیچ شرایطی ناامید نشد حتی هنگامی که توسط برادرانش در چاه فرو افتاد. ارتباط مستمر و پایدار و خالصانه با خدا، او را از قعر چاه به عزیز مصر رساند. و ناجی انسان های ناامید شد.


    حضرت یوسف

    آنچه مسلم است، این است که قرآن یک کتاب قصه نیست، آنچه در قالب قصص قرآن آمده به عنوان پیام ها و درس های بزرگ زندگی برای همیشه تاریخ زندگی بشر می باشد. همه سرگذشت ها، حتی سرگذشت انسان های بسیار بزرگ جهان در بستر زمان از یادها رفته و بخشی از افکار و رفتار آنان مورد نقد  واقع شده و می شود. امّا زندگی بزرگانی که در قرآن ترسیم و تدوین شده، سراسر درس زندگی و اخلاق و عرفان و بندگی و بالندگی است. هر چه بر علم و دانش و تجربه بشری افزوده می شود. برداشت ها و انبساط های عمیق تر و دقیق تری بدست می آید.

    داستان زیبای حضرت یوسف صدیق (علیه السلام) یکی از آنهاست. در این نوشتار تنها به بخشی از نکته های اخلاقی و تربیتی این داستان می پردازیم:

    آنچه شیطان از آن هراس دارد... -


    هر کالایی که گران بهاتر است، در آن بیشتر تقلب می شود؛ طلا و مطلّا در ظاهر شبیه و هم رنگ هستند و افراد عادی نمی توانند آنها را از هم تشخیص دهند؛ ولی کسی که کارش زرگری این امکان را دارد.


    قرآن

    هر کالایی که گران بهاتر است، در آن بیشتر تقلب می شود. طلا شیئی بسیار قیمتی است ولی اجناس شبیه به طلا نیز فراوان ساخته می شود. طلا و مطلّا در ظاهر شبیه و هم رنگ هستند و افراد عادی نمی توانند آن ها را از هم تشخیص دهند؛ ولی کسی که کارش زرگری است با سنگ محکی که در اختیار دارد طلا را از مطلّا تمیز می دهد.

    عرفان نیز گوهری گرانبهاست که شیادان بسیاری در مسیر آن به کمین نشسته اند و در پی سوء استفاده و فریب کاری اند. افراد متعددی نیز با همین نیت، فرقه ها و مسلک های مختلفی را پایه گذاری کرده اند و کسانی نیز فریب آنها را خورده و در دامشان گرفتار آمده اند و متاسفانه کارشناسان راستین این مساله بسیار اندک اند. مدعیان عرفان فراوانند ولی کسانی که به گوهر حقیقی عرفان دست یافته باشند و بتوانند سره را از ناسره تشخیص دهند، بسیار نادرند.

    بهترین راهنما برای اصلاح اخلاقمان! -


    انسان از منظر قرآن، مسافرى است رهسپار لقاى خداوند سبحان: « یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِیهِ » و در این سیر، عوالمى را پیموده تا سرانجام به عالم طبیعت و نشئه دنیا، که در بیان عارفان به کشف کن کاخ با عظمت آفرینش تعبیر شده، رسیده است: « لَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ فِى أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ «5» ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِینَ » و عوالمى را پیش رو دارد تا به لقاى مهر و جمال یا قهر و جلال حضرت حق راه یابد.


    جوادی آملی

    سالک، که در این سفر، سیر به سوى مکانات برتر را طلب مى کند، به ره توشه اى علمى نیازمند است او باید موانع نظرى و عملى سیر و سلوک الى الله را به خوبى بشناسد و با راه هاى مانع زدایى و مراحل این سیر آشنا شود و چون مجموعه این شناخت ها را علم اخلاق بر عهده دارد و علم اخلاق نیز، خود داراى مبادى خاصى است، پیش از هر چیز، باید با مبادى اخلاق آشنا شود.

    این مبادى، که اکنون به فلسفه اخلاق موسوم شده کاوش هاى علمى اخلاق شناسانه اى است که از بیرون به این علم مى نگرد از این رو کتاب"مراحل اخلاق در قرآن کریم" نوشته حضرت آیت الله جوادی آملی؛ راهگشای مناسبی است تا از دریچه وحی به اخلاق خود باید ها و نباید ها بنگریم و در صدد اصلاح برآییم. کتاب حاضر، عهده دار تبیین برخى از مبادى اخلاق از منظر وحى است و در بخش یکم، از رابطه جهان بینى و اخلاق، در بخش دوم از رابطه انسان و اخلاق و در بخش سوم درباره اهمیت و آثار اخلاق بحث مى کند. بخش پایانى کتاب نیز عنایت علمى و عملى فرزانگان بشرى به اخلاق را مورد ارزیابى قرار مى دهد.

    نشست علمی مکتب نجف اشرف جلسه هشتم -

    http://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite/1/93/6/ban/bonyadhad2.jpg

    نشست علمی مکتب نجف اشرف جلسه هشتم

    بسم الله الرحمن الرحيم

    ـ سلام عليکم و رحمة الله، اعوذ بالله سميع العليم من الشيطان العين الرجيم، بسم الله الرحمن الرحيم، الحمدلله رب العالمين و صلي الله علي محمداً و آله الطاهرين (صلوات) لا سيما بقية الله في الأرضين، اللهم وفقنا

    خدمت سروران عزيزم سلام عرض مي‌کنم و خدا را شاکر هستم که فرصت ديگري را باز ايجاد شد براي اينکه به مذاکرة العلم وقت ما بگذرد انشاءالله با يکديگر انشاءالله با برکت ؟؟؟ و قرآني نکاتي را براي آبادي دنيا و آخرتمان انشاءالله فرا بگيريم و در راه خداوند به کار ببريم اين دو جلسه‌اي که در خدمت دوستان بوديم، در ارتباط با بحث سبک زندگي و جايگاه آن در زندگي ؟؟؟ مواردي عنوان شد که من بحث‌هاي يک مقدار نظري تر را جلسه‌ي قبل عرض کردم الآن در حد در واقع خيلي کوتاه و کمتر از پنج دقيقه و حداکثر پنج دقيقه آن‌ها را مرور بکنم و بعد وارد بحث تفصيلي نظام معيشت تدارکي شوم در دو سه محور، جلسه‌ي قبل خدمت شما عرض شد که در واقع بحث سبک زندگي يک بحث جديدي است که بيشتر با عنوان علوم اجتماعي و جامعه شناسي به آن توجه دارند يا با آن‌ها آغاز شده در واقع اين بحث و در نوشته‌هايي که دارند سبک زندگي را با استفاده از نوشته‌هاي آن‌ها و در واقع تصرفي که خودمان کرديم، به يک جمع بندي رسيديم و اين گونه تعريف کرديم؛ سيستم خاص زندگي يک فرد يا خانواده، که با هويت خاص او ارتباط برقرار مي‌کند و از هويت فکري -ارزشي او ناشي مي‌شود، و يکي از مناشأ خواستگاه‌هاي آن، هويت صنفي او هست يعني آن سيستم زندگي که مختص به فرد يا خانواده است خواستگاه اصلي آن و منشأ اصلي آن يکي هويت اعتقادي و ارزشي آن فرد است و ديگر جايگاه اجتماعي آن، پايگاه اجتماعي آن و قومي آن به عنوان معيارهاي ثانوي، صنف جنسيتي و صنف سني آن هم اشاره کرديم که اين‌ها قوام بخش است و سبک زندگي است، ارکان يا عناصر اصلي سبک زندگي را فرض کرديم چهارتاست يکي اينکه مبتني بر ديدگاهي مسرّح يا نيمه مسرّح يا نيم  در فلسفه‌ي حيات، هر کسي يک فلسفه‌ي حياتي براي خودش دارد يا کاملاً اين را براي خود يک جايي در گوشه‌ي ذهنش، يک جايي روي کاغذ نوشته است



    نشست علمی مکتب نجف اشرف جلسه هفتم -

    http://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite/1/93/6/ban/bonyadhad2.jpg

    نشست علمی مکتب نجف اشرف جلسه هفتم

    اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان اللعين الرجيم

    بسم الله الرحمن الرحيم

    الحمدلله رب العالمين و صل الله علي محمد و اله. بقية الله في الارضين (دعاي امام زمان) و جعلنا من خير اعوانه و انصاره … والمستشهدين بين يديه.

    خب. خدا را شاکرم که فرصت ديگري در اختيار قرار گرفت که پيرامون مباحث معنوي و اخلاقي در مورد سبک زندگي اسلامي در پرتوي مکتب اهل بيت (عليه السلام) و با نگاهي به آموزه‌هاي مکتب تربيتي بزرگان نجف در خدمت سروران عزيز سرباز امام زمان باشم و گفتگويي را انشاء الله اميدواريم که خداوند خودش اخلاص و توفيق عنايت بکند که بهره‌اي براي مستمع و گوينده داشته باشد. عرض شود که در نوبت قبل بحث کلي‌اي را به عنوان يک مدخل تقديم کرديم در اين نوبت من مايل هستم که هم خود بحث سبک زندگي را به اختصار و تعجيل،‌ارکانش را، تعريف اش را و پيامدهايش را مورد اشاره قرار بدهم و بعد در ارتباط با بحث معاش و نظام معيشتي در زندگي، در همين چارچوبي که  عنوان شده عرايضي را خدمتتان ابتدائاً به صورت کلي داشته باشم و بعد تطبيق کنم روي زندگي خودمون. به عنوان افرادي که شايد بيش از بقيه اولاً ما مخاطب هستيم ما طلبه‌ها، يا مومنان خاص خواص از جامعه اينها بيشتر از آنها انتظار مي‌رود که اين آموزه‌ها را پياده بکنند در زندگي خودشان و مروج عملي اينها باشند.



    نشست علمی مکتب نجف اشرف جلسه ششم -

    http://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite/1/93/6/ban/bonyadhad2.jpg

    نشست علمی مکتب نجف اشرف جلسه ششم

    بسم الله الرحمن الرحیم

     

    بخش اول که نمی‌خواهم روش بحث نظری داشته باشم، بحث تئوریک و فنی اینکه سبک زندگی چی هست، تاریخچه‌ای دارد، خاستگاهی دارد، از کدام علم شروع شده، پاتک به چه بحث‌هایی بوده، چی‌ها رو خواستند بزنند، چه حرف‌هایی را خواستند بزنند، تاریخچة علمش را، بحث نمی‌خواهیم مطرح کنیم، فقط من یک تعریف می‌دهم و می‌گویم که عناصر اصلی که روش متمرکز بودن در این چند دهه چه بوده، بعد از این می‌گذریم. این را سریع‌تر بسته‌بندی می‌کنیم و می‌رویم سراغ دو قسمت اصلی بحث، سبک زندگی را این طوری تعریف می‌کنند. میگویند مجموعة رفتارهای کم و بیش جامع، منظم و منسجم روزمره که فرد بر اساس آن زندگی می‌کند. تعریف فنی که این جامعه  شناس معروف ... نوشته این است. می‌گوید که مجموعة کم و بیش جامعی از عملکردهای منسجم که فرد آن‌ها را به کار می‌گیرد و این عملکردها نه فقط نیازهای جاری او را برآورده می‌سازد بلکه روایت خاصی را هم که وی برای تعیین هویت شخصی خود برگزیده در برابر دیگران مجسم می‌سازد.



    نشست علمی مکتب نجف اشرف جلسه پنجم -

    http://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite/1/93/6/ban/bonyadhad2.jpg

    نشست علمی مکتب نجف اشرف جلسه پنجم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    الحمد لله رب العالمین و الصلوّة والسلام.

    قل هذه سبیل أدعوا الی الله علی البصیرة اَنا ومَن اتَّبَعَتی و سبحانَ الله و ما اُنا من المشرکین.

    بحثی را که در خدمت برادران عزیز خواهیم داشت انشاء الله سومین بحثی است که در رابطه با مبانی نظری و عملی نحله اخلاقی تربیتی علمای بزرگ نجف است. خلاصه بحث اوّل و دوم خدمت عزیزان ارائه شد. که نیازی به تذکر مجدد به همه آن‌ها نیست فقط برای اینکه بحث را شروع کنیم یکی دو نکته را لازم است که از باب تذکر عرض بشود. هر مکتب اخلاقی و تربیتی به دو امر تکیه می‌کند. مطلب اول و امر اول توجه به هدفی است که این مطلب در ارائه راهکارهایش دنبال می‌کند. دوم آن روش علمی است که آن را مطرح می‌کند و البته روش ها به طور خاص مدون هست گاهی به طور خاص مدون نیست که این را اصطلاحاً می‌گویند سینه به سینه، فقط باید با اساتید فن مرتبط شود تا تدریجاً راهکارها را با شرایطش فرا بگیرد و به کار ببندد. دو مرتبه این نکتهرا عرض بکنیم که این بحث ها یک بحثی عمدتاً تحلیلی است. از روش و اجمالاً نوشتار و گفتاری که بزرگان این طریقه داشته‌اند. و اگر اشکالی باشد برای تحلیلگر این روش است برای گوینده این تحلیل هاست. ساحت بزرگان این مسیر بالاتر است از این اشکالاتی که ما به ذهنمان برسد.



    نشست علمی مکتب نجف اشرف جلسه چهارم -

    http://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite/1/93/6/ban/bonyadhad2.jpg

    نشست علمی مکتب نجف اشرف جلسه چهارم

    بسم الله الرحمن الرحیم.

    قبل از شروع بحث باید عرض کنیم که صحبت‌هایی که ما می‌کنیم از باب زیره به کرمان بردن است. این یک و ثانیاً اعتراف به قصور ... خودم می‌کنم و این‌که این محل و جایگاه جایگاه امثال من نیست ولی از باب امتثال امر دوستان فرمودند که بایستی چند مطلبی را خدمت دوستان عرض بکنیم که متوقفا ما امتثال امر کردیم و در حضور دوستان بعضی از مطالب را درباره جایگاه ولایت اهل‌بیت (ع) در مکتب اخلاقی نجف خدمت دوستان عرض می‌کنیم. البته بحثی که ... بحث ... است و در حد تبلیغ مرحوم علامه طباطبایی بحث‌های حدیثی و قرآنی و امثال ذلک در این صحبت ما خواهد بود و یک سیر خاص خودش در آیات و روایات نداریم بلکه بحث مختلطی خواهد بود.

    در رابطه با ولایت و امامت اهل‌بیت (ع) و مخصوصاً قضیه ولایت اهل‌بیت(ع) از چند زاویه می‌توان بحث کرد. یک زاویه زاویه ولایت از دیدگاه عرفان نظری و یک زاویه، ولایت از دیدگاه کلامی و زاویه دیگرش ولایت در اخلاق و سلوک فردی. آن چیزی که محل بحث ما هست فعلاً بحث اثر ولایت در اخلاق و سلوک فردی است. اما لازم است که قبل از این معنا به بعضی از بحث‌های کلامی هم اشاره بشود تا مقدمتاً مطلب روشن‌تر بشود.



    نشست علمی مکتب نجف اشرف جلسه سوم -

    http://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite/1/93/6/ban/bonyadhad2.jpg

    نشست علمی مکتب نجف اشرف جلسه سوم

    و علی معرفتها دامت العلوم الاولی، زهرای مرضیه3 صدیقه کبری بودند شناخت آن حضرت ادیان گذشته قرون اولیه اگر مقصود ادیان گذشته باشد بر معرفت آن حضرت دور می‌زند به هر حال بحث از تبیین شاخصه‌های نظری و عملی و مبانی نظری و عملی مکتب اخلاقی تربیتی عالمان بزرگ نجف است باز (- -)کرده باشیم این حقیر بسیار کوچک‌تر از آن هستم که بتوانم درک کنم این مکتب بلند اخلاقی و تربیتی رو، و مرتبه وجودی و کمالات وجودی بزرگان این راه رو تا چه رسد بتوانیم بیانی در این رابطه داشته باشیم اما به هر حال این یک مکتبی است که عرضه شده است در صحنه‌ی حوزه‌های علمیه با یک قوتی هم عرضه شده پرچم‌داران این مکتب همه از فقها و مجتهدین والامقام طراز اول فقهات و ورود در معارف الهیه علاوه بر اون قدم راسخی که در وادی تهذیب نفس و سید معرفت الهی با شاخصه‌ی معرفت نفس داشته‌اند و اون مقداری که از بزرگان این طریقه کتاب‌هائی در دسترس هست، کتاب‌های بسیار عمیق معرفت الهیه است که باید در سطوح عالیه و اعلاوی حوزه این‌ها مورد بررسی قرار بگیره منتها باید یک اظهار تأسفی کرد و آن این‌که علی‌رقم این‌که دین اسلام و معارف حقه اهل‌بیت عصمت و طهارت: مجموعة بسیار کاملی است



    نشست علمی مکتب نجف اشرف جلسه دوم -

    http://www.akhlagh.net/akhlagh/datasite/1/93/6/ban/bonyadhad2.jpg

    نشست علمی مکتب نجف اشرف جلسه دوم

    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    و الصلاة و السلام علی خیر خلقه و اشرف بریته سیدنا و مولانا حبیب قلوبنا و طبیب نفوسنا سید الانبیاء و المرسلین أبی القاسم محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المنتجبین سیما بقیة الله فی الارضین روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء و لعن الدائم علی اعدائهم اجمعین.

    و اَنّ هذا صراطی مستقیما فاتبعوه و لاتتّبعوا السبل فتفرّق بکم عن سبیله قل هذه سبیلی ادعوا الی الله علی بصیرة أنا و من اتبعنی و سبحان الله أما أنا من المشرکین.

    ضمن تقدیر و تشکر از این مؤسسه جدید التأسیس که متکفل بررسی مسائل اخلاقی و معنوی شده است و از مسؤلان این مؤسسه عزیز.

    قبل از شروع در بحث باید عرض کنم که بنده کوچکتر از این هستم و خود را کوچکتر از این می‌دانم که در رابطه با مسلک اخلاقی تربیتی بزرگانی که سال‌ها مجاهدت‌های نفسانی کرده‌اند و به قله‌هایی از تهذیب و معنویت و معرفت الهی رسیده‌اند صحبتی داشته باشم. در حقیقت صحبت افرادی مثل حقیر دستی از دور به آتش داشتن است و این بزرگان اهل معنا و معرفت قبل از اینکه به جنبه علمی این مباحث بپردازند به جنبه عملی و حقیقی آن پرداخته‌اند و به حقیقت یک قله‌ای را پیموده‌اند و رسیده‌اند، بنده که هنوز حرکت هم نکرده به هر حال از طرفی ناچاریم که روش عملی این بزرگان را بررسی  و رهنمودی داشته باشیم. سبک و سیاق بزرگان بالاتر از سبک و سیاق اولیاء دین: نیست که آن‌ها خودشان اول رفته‌اند و سپس می‌برند.



    نشست علمی مکتب نجف اشرف جلسه اول -

    datasite/1/93/6/ban/bonyadhad2.jpg

    نشست علمی مکتب نجف اشرف جلسه اول

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سبحانک اللهم یا بدیع السموات و الارض یا ذاالجلال و الاکرام یا حیّ یا قیوم و صل اللهم علی نقطة الوجود و منتهی الصعود حبیب الله المحمود محمّد صلی الله علیه  و آله الاطیبن و اللعن الدائم علی مخالفیهم و منکری عصمتهم من الآن الی قیام یوم الدین.

    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم « وَ لَولا فَضلُ اللهِ عَلَیکُم وَ رَحمَتُهُ ما زَکّی مِنکُم مِن اَحَدٍ اَبَدًا »

    ضمن خیر مقدم به سروران و عزیزان و ضمن تبریک به محضر آقایمان حضرت بقیه الله - روحی له الفداء- و همچنین عزیزان حاضر به مناسبت میلاد سلطان سریر ارتضا علی بن موسی الرضا علیه السلام ، ان شاء الله که در دنیا و آخرت از همراهان آقا علی بن موسی الرضا علیهما السلام باشیم به بركت صلوات بر محمد و آل محمد.

    مدتها بود دوستان تصمیم داشتند نشستی با موضوع تهذیب و تزکیه با محوریّت علما و بزرگانی که در این دهه های اخیر در حوزه علمیه نجف اشرف یا غیر نجف بوده اند، برگزار کنند. بحمدالله این شروع  با این میلاد مبارک مقارن شد و امید است که شروعی مبارک باشد؛ هم برای خودمان که به تزکیه و تهذیب نزديك‌تر بشویم و هم در راستای وظیفه طلبگی‌مان که تبلیغ دین خدا است، بتوانیم بهتر حرکت کنیم. مطلب در این زمینه بسیار زیاد است و طبیعتا چون جلسه اول است، بخشی از مطالب باید مقدمه باشد، تا برسیم به اصل موضوع که اكابر اين مكتب هستند.



    خلاصه نشست علمی مکتب نجف جلسه هفتم -

    خلاصه نشست علمی مکتب نجف جلسه هفتم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    موضوع نشست هفتم: سبك زندگي طلبگي در پرتو آموزه‌هاي مكتب تربيتي نجف(با تأكيد بر دو محور معاشرت و معيشت)

    خود بحث سبک زندگي را به اختصار و تعجيل،‌ارکانش را، تعريف اش را و پيامدهايش را مورد اشاره قرار مي‌دهيم

    واحد سبک زندگي واحد شمارش آن از فرد تا خانواده است از خانواده بالاتر ديگر بحث سبک زندگي مطرح نمي‌شود،

    تعريف سبك زندگي:

    سبک زندگي در واقع سيستم خاص زندگي که به يک فرد و خانواده با هويت خاص اختصاص دارد سبک زندگي يک نوع نظام واره و سيستمي از زندگي است که به يک فرد و خانواده با يک هويت خاص تعلق دارد


    akhlagh.net

    .: بازدید کنندگان پایگاه اخلاق :.

    10543امروزmod_vvisit_counter
    22922دیروزmod_vvisit_counter
    60115این هفتهmod_vvisit_counter
    112996این هفتهmod_vvisit_counter
    298167این هفتهmod_vvisit_counter
    103039ماه گذشتهmod_vvisit_counter
    13893647کل بازدیدهاmod_vvisit_counter