اکثر اوقات ساکت بود و جز در مواقع ضرورت حرف نمي‏زد و هنگام تکلّم از اول تا به آخر به آرامي لب به سخن باز مي‏کرد و کلام او کوتاه وجامع وخالي از طول وتفصيل بيجا و وافي به تمام مقصود بود [1] . پيامبرصلي الله عليه وآله هنگام سخن گفتن تبسم مي‏کرد [2] . کلامش روشن بود به‏طوري که هرشنونده آن را مي‏فهميد [3] . وقتي که سخن مي‏گفت دستها را به هم وصل مي‏کرد (انگشتها را درهم فرو مي‏برد) و انگشت شصت (ابهام) دست چپ را به کف دست راست مي‏زد [4] . سخن نمي‏گفت، مگر جايي که اميد ثواب مي‏داشت. هنگام سخن گفتن چنان حاضران را به خود جذب مي‏کرد که گويا روي سر آنها پرنده نشسته است و چون ساکت مي‏شد، آنان سخن مي‏گفتند [5] . کلمات گفتارش به يکديگر پيوستگي داشت. کلماتش را به طوري شمرده بيان مي‏کرد که شنونده آن را به خوبي به خاطر بسپارد. جوهره صدايش بلند و آهنگ صدايش از همه زيباتر بود [6] . پيامبرصلي الله عليه وآله فصيح‏ترين مردم در سخن گفتن بود و خود مي‏فرمود: من از همه عرب فصيح‏ترم [7] . پيامبرصلي الله عليه وآله از همه مردم در سخن گفتن اختصار را رعايت مي‏کرد و در عين حال تمام آنچه را که مي‏خواست در ضمن جملاتي کوتاه ادا مي‏فرمود [8] . پيامبرصلي الله عليه وآله اگر ناچار مي‏شد که سخن درشت و ناپسندي بگويد آن را به کنايه بيان مي‏فرمود [9] .

[1] طَويلُ السُّکُوتِ، لايَتَکَلَّمُ في غَيْرِ حاجَةٍ، يَفْتَتِحُ الْکَلامَ وَيَخْتِمُهُ بِاَشْداقِهِ، يَتَکَلَّمُ بِجَوامِع‏الْکَلِمِ فَصْلاً لا فُضُولَ فيهِ وَلا تَقْصيرَ. مناقب، ج 1 ، ص 155 . [2] کانَ رَسُولُ‏اللَّه‏صلي الله عليه وآله اِذا حَدَّثَ بِحَديثٍ تَبَسَّمَ في‏حَديثِهِ.مکارم‏الاخلاق،ج1،ص23. [3] وَکانَ کَلامُهُ فَصْلاً يَتَبَيَّنُهُ کُلُّ مَنْ سَمِعَهُ، مکارم الاخلاق، ج 1، ص 22. [4] وَاِذا تَحَدَّثَ اِتَّصَلَ بِها فَضَرَبَ بِراحَتِهِ الْيُمْني باطِنَ اِبْهامِهِ الْيُسْري. معاني‏الاخبار، ص 79 . [5] وَلا يَتَکَلَّمُ اِلاّ فيما رَجي ثَوابَهُ. اِذا تَکَلَّمَ اَطْرَقَ جُلَسائُهُ کَأَنَّ عَلي رُؤسِهِمُ الطَّيْرَ. فَاِذا سَکَتَ تَکَلَّمُوا. معاني الاخبار، ص 79 . [6] کَأَ نَّهُ يَتْبَعُ بَعْضُهُ بَعْضاً، بَيْنَ کَلامِهِ تَوَقُّفٌ يَحْفَظُهُ سامِعُهُ وَ يَعيهِ وَ کانَ جَهيرَ الصَّوْتِ، اَحْسَنَ النَّاسِ نَغْمَةً . احياء العلوم، ج 2 ، ص 363 . [7] کانَ رَسُولُ اللَّهِ‏صلي الله عليه وآله اَفْصَحُ النَّاسِ مَنْطِقاً وَاَحْلاهُمْ کَلاماً وَيَقُولُ: اَ نَا اَفْصَحُ الْعَرَبِ. احياء العلوم، ج 2 ، ص 367 . [8] وَکانَ اَوْجَزُ النَّاسِ کَلاماً وَکانَ مَعَ الْايجازِ يَجْمَعُ کُلَّ ما اَرادَ، احياءالعلوم، ج 2 ، ص 367 . [9] وَيُکَنّي‏عَمَّا اضْطَرَّهُ الْکَلامُ اِلَيْهِ مِمَّا يَکْرَهُ، احياءالعلوم، ج 2 ، ص 367 .